سخن، گفتار

ساخت وبلاگ

در اظهارات امروز ، من می خواهم دلیل انعطاف پذیری بیشتر در سیاست های پولی را در دوره های اختلال مالی در نظر بگیرم. با این حال ، قبل از انجام این کار ، من می خواهم نه فقط یک ، بلکه دو سلب مسئولیت مهم. اول ، طبق معمول ، اظهارات من فقط نظرات خودم را منعکس می کند و قصد ندارد منعکس کننده کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) یا هر کس دیگری باشد که با سیستم ذخیره فدرال ارتباط برقرار کند. و دوم ، نظرات من امروز نباید به عنوان نشان می دهد که چه اقدامات سیاستی را احتمالاً در جلسه بعدی FOMC از آن دفاع می کنم. در عوض ، هدف من این است که در یک سطح کلی بحث کنم که می توان در مورد چارچوب مناسب برای سیاست های پولی گفت وقتی با یک اختلال مالی از نوع که اخیراً دیده ایم ، روبرو شویم.

من دو دلیل برای سلب مسئولیت دوم دارم. اول ، در برخی شرایط ، مسیر نزدیک مدت مناسب برای نرخ سیاست می تواند بسیار نامشخص باشد و بسته به پیامدهای داده های ورودی ، ممکن است تا زمان جلسه به خوبی تکامل یابد. دوم ، همانطور که در سخنرانی در اواخر ماه نوامبر اشاره کردم ، فکر می کنم تمرکز زیادی بر این است که تصمیم در مورد هدف نرخ صندوق های فدرال در جلسه بعدی FOMC گرفته خواهد شد (میشکین ، 2007E). آنچه برای قیمت گذاری بیشتر دارایی های مالی مهم است ، مسیر سیاست های پولی است ، نه اقدام خاص انجام شده در یک جلسه واحد. به همین دلایل ، امیدوارم که پیشرفت های اخیر در استراتژی ارتباطی فدرال رزرو-به ویژه برجستگی بیشتر پیش بینی های کلان اقتصادی شرکت کنندگان FOMC-به جلب توجه به اهداف میان مدت و رویکرد ما در تحقق این اهداف کمک کند. 1

به طور خاص ، کنگره به فدرال رزرو یک دستورالعمل خاص (که اغلب به عنوان وظیفه دوگانه گفته می شود) برای تقویت اهداف ثبات قیمت و حداکثر اشتغال داده است. بنابراین ، هنگامی که اقتصاد با اختلال در بازارهای مالی روبرو می شود ، سیاست های پولی باید با هدف تعادل خطرات برای رشد اقتصادی و تورم باشد. در ادامه این سخنرانی ، من کمی بیشتر در مورد اینکه چرا اختلالات بازار مالی می تواند خطرات قابل توجهی برای اقتصاد کلان ایجاد کند ، توضیح خواهم داد. سپس توضیح خواهم داد که چگونه علم سیاست پولی می تواند به یک چارچوب مفهومی برای یک رویکرد سیستماتیک برای مدیریت این خطرات کمک کند ، و من به طور خلاصه در مورد چگونگی مفید بودن این چارچوب برای درک دوره سیاست فدرال رزرو طی چند ماه گذشته بحث خواهم کرد.

اختلالات مالی و ریسک کلان اقتصادی قبل از در نظر گرفتن پاسخ سیاست مناسب به سویه در بازارهای مالی ، در نظر گرفتن منابع این سویه ها و پیامدهای احتمالی برای اقتصاد کلان ضروری است. به طور کلی ، سیستم مالی ایالات متحده یک مکانیسم کارآمد برای انتقال وجوه به افراد یا شرکت هایی با فرصت های سرمایه گذاری ارزشمند است ، زیرا بازارهای مالی بسیار رقابتی هستند و انگیزه های محکمی برای جمع آوری و پردازش اطلاعات ارائه می دهند.

اگرچه بازارهای مالی و نهادها با حجم زیادی از اطلاعات سر و کار دارند ، اما برخی از این اطلاعات از نظر طبیعت نامتقارن است. یعنی یک طرف در یک قرارداد مالی (به طور معمول وام دهنده) اطلاعات دقیق کمتری در مورد توزیع احتمالی نتایج نسبت به طرف مقابل (به طور معمول وام گیرنده) دارد. 2 از نظر تاریخی ، بانک ها و سایر واسطه های مالی نقش مهمی در کاهش عدم تقارن اطلاعات داشته اند ، تا حدودی به این دلیل که این شرکت ها تمایل دارند روابط طولانی مدت با مشتریان خود داشته باشند. سالهای اخیر شاهد توسعه انواع جدید موسسات مالی و بازارهای جدید برای تجارت محصولات مالی بوده است و این نوآوری ها این پتانسیل را داشته اند (همیشه تحقق نیافته) برای کمک به جریان کارآمد اطلاعات.

تداوم این جریان اطلاعات برای روند کشف قیمت بسیار مهم است-یعنی توانایی شرکت کنندگان در بازار برای ارزیابی ارزش اساسی هر دارایی مالی. با این حال ، در دوره های پریشانی مالی ، جریان اطلاعات ممکن است مختل شود و کشف قیمت ممکن است مختل شود. در نتیجه ، چنین قسمت هایی تمایل به ایجاد عدم اطمینان بیشتر دارند که این امر به گسترش اعتبار بالاتر و عدم تمایل بیشتر به شرکت در معاملات بازار کمک می کند.

همانطور که در گفتار اخیر دیگر اشاره کردم ، اختلالات مالی با دو نوع خطر مشخص همراه است: خطر ارزیابی و ریسک کلان اقتصادی (میشکین ، 2007d). ریسک ارزیابی به حدی اشاره دارد که شرکت کنندگان در بازار نسبت به بازده دارایی خاص ، به ویژه در مواردی که امنیت بسیار پیچیده است و اعتبار اساسی آن نسبتاً مات است ، نامشخص تر می شوند. به عنوان مثال ، در ماه های اخیر ، این نوع ریسک برای بازگرداندن بسیاری از محصولات اعتباری ساختاری بسیار مهم بوده است ، زیرا سرمایه گذاران تلاش کرده اند تا درک کنند که چگونه تلفات احتمالی در وام های فرعی ممکن است از طریق لایه های مختلف اوراق بهادار مرتبط با این وام ها فیلتر شود.

در حالی که ریسک ارزیابی برای سرمایه گذاران انفرادی مرتبط است ، سیاست گذاران پولی نگران ریسک کلان اقتصادی هستند. به طور خاص ، سویه در بازارهای مالی می تواند به اقتصاد وسیع تر برسد و عواقب منفی بر تولید و اشتغال داشته باشد. علاوه بر این ، یک رکود اقتصادی تمایل به ایجاد عدم اطمینان بیشتر در مورد ارزش دارایی دارد ، که می تواند یک حلقه بازخورد جانبی را آغاز کند که در آن اختلال مالی فعالیت اقتصادی را مهار می کند. چنین وضعیتی می تواند منجر به عدم اطمینان بیشتر و افزایش اختلال مالی شود و باعث وخیم شدن بیشتر فعالیتهای کلان اقتصادی و غیره شود. در ادبیات دانشگاهی ، این پدیده به طور کلی به عنوان شتاب دهنده مالی گفته می شود (برنانک و گرتلر ، 1989 ؛ برنانکه ، گرتلر ، و گیلچریست ، 1996 ، 1999).

کیفیت ترازنامه های خانوارها و بنگاهها عنصر اصلی مکانیسم شتاب دهنده مالی را تشکیل می دهد ، زیرا برخی از دارایی های هر وام گیرنده ممکن است به عنوان وثیقه برای بدهی های آن عمل کند. استفاده از وثیقه به کاهش مشکل اطلاعات نامتقارن کمک می کند ، زیرا انگیزه وام گیرنده برای عدم مشارکت در ریسک بیش از حد با تهدید از دست دادن وثیقه تقویت می شود: اگر پیش فرض رخ دهد ، وام دهنده می تواند عنوان را به وام گیرنده بدست آوردوثیقه و از این طریق مقداری یا تمام ارزش وام را بازیابی می کنید. با این حال ، یک رکود کلان اقتصادی تمایل به کاهش ارزش بسیاری از اشکال وثیقه دارد ، در نتیجه تأثیر اصطکاک در بازارهای اعتباری و تقویت انتشار حلقه بازخورد جانبی را تشدید می کند.

مدیریت ریسک و علم سیاست های پولی با توجه به اینکه اختلال در بازار مالی می تواند خطرات قابل توجهی برای اقتصاد کلان ایجاد کند ، مدیریت ریسک در تدوین پاسخ مناسب سیاست های پولی بسیار مهم است. متأسفانه ، بیشتر مطالعات موجود در مورد سیاست های بهینه پولی کاملاً از ملاحظات خطر کلان اقتصادی انتزاع شده است ، زیرا این مطالعات از فرمولاسیون های خاص یا تقریبی استفاده می کنند که دلالت بر این دارد که طراحی سیاست پولی بهینه بستگی به بزرگی یا جهت عدم اطمینان با اقتصاد ندارد.-پیامدهای آن به عنوان معادل یقین گفته می شود.

برای توضیح در مورد این موضوعات ، لازم است که من در یک سطح فنی کمی بیشتر پیش بروم ، اما قول می دهم بعداً در سخنرانی دوباره از انگلیسی ساده استفاده کنم. به طور خاص ، رویکرد استاندارد کتاب درسی برای تجزیه و تحلیل سیاست بهینه پولی از یک چارچوب خطی-چهارگانه (LQ) استفاده می کند ، که در آن معادلات توصیف رفتار پویا اقتصاد خطی هستند و عملکرد عینی که اهداف سیاست را مشخص می کند درجه دوم است. به عنوان مثال ، با توجه به دستورالعمل دوگانه ، سیاست پولی اغلب به دنبال به حداقل رساندن عملکرد ضرر و زیان شامل مقدار مربع شکاف تورم (یعنی تورم واقعی منهای تورم دلخواه) و مقدار مربع شکاف خروجی (آن است. خروجی واقعی منهای خروجی بالقوه).

تحت این فرضیات ، سیاست بهینه معادل یقین است: این سیاست را می توان با پاسخ خطی متغیر به هر شوک مشخص کرد ، و بزرگی این پاسخ ها به واریانس یا جنبه دیگری از توزیع احتمال شوک ها بستگی نداردواددر چنین محیطی ، سیاست بهینه پولی بر مدیریت ریسک تمرکز ندارد. علاوه بر این ، هنگامی که شرکت کنندگان در بازار مالی و دستمزدها و قیمت دهندگان نسبتاً آینده نگر هستند ، سیاست بهینه تحت تعهد با بی تحرکی قابل توجهی مشخص می شود. 3

در واقع ، مسیر واقعی سیاست های پولی در طی یک چهارم قرن گذشته به طور معمول در ایالات متحده و همچنین در بسیاری از اقتصادهای صنعتی بسیار صاف بوده است. به عنوان مثال ، فدرال رزرو معمولاً نرخ صندوق های فدرال را در افزایش 25 یا 50 نقطه پایه (یعنی 1/4 یا 1/2 درصد امتیاز) تنظیم کرده است و واژگونی های تیز در مسیر نرخ صندوق ها نادر بوده است. مطالعات تجربی بی شماری سیاست های پولی را با استفاده از قوانین به سبک تیلور مشخص کرده است که در آن نرخ سیاست به شکاف تورم و شکاف خروجی پاسخ می دهد. این مطالعات به طور کلی نشان داده اند که تناسب معادله رگرسیون با استفاده از نرخ بهره تاخیر که نشان دهنده صافی الگوی تنظیم معمولی است ، بهبود می یابد. 4

در حالی که یک چارچوب LQ ممکن است تقریب معقولی را برای نحوه عملکرد سیاست پولی در شرایط نسبتاً عادی فراهم کند ، این رویکرد در هنگام خطر عملکرد اقتصادی ضعیف به طور غیرمعمول زیاد است. اول ، رفتار پویا اقتصاد ممکن است حداقل در پاسخ به برخی از شوک ها ، غیرخطی ها را به نمایش بگذارد (همیلتون ، 1989 ؛ کیم و نلسون ، 1999 ؛ و کیم ، مورلی و پیگر ، 2005). علاوه بر این ، استفاده از یک عملکرد عینی درجه دوم نشان دهنده میزان عدم وجود بیشتر افراد برای به حداقل رساندن بروز سناریوهای بدترین حالت نیست. بنابراین ، با توجه به اینکه هدف نهایی بانک مرکزی باید به حداکثر رساندن رفاه عمومی باشد ، من معتقدم که طراحی سیاست های پولی باید ترجیحات مردم را منعکس کند ، به ویژه با توجه به اجتناب از نتایج اقتصادی خاص.

بسیاری از مطالعات کمی از سیاست های بهینه پولی نیز فرض کرده اند که شوک های ضربه ای به اقتصاد دارای توزیع زمان متغیر گاوسی هستند ، یعنی یک منحنی زنگ کلاسیک با دمهای متقارن و رفتار خوب. با این حال ، در واقعیت ، توزیع شوک هایی که به اقتصاد ضربه می زنند پیچیده تر است. در برخی موارد ، عدم اطمینان با اقتصاد به وضوح در یک جهت یا جهت دیگر کاهش یافته است. باز هم ، این احتمال وجود دارد که اختلالات مالی قابل توجهی وجود داشته باشد. فدرال رزرو غالباً با ارائه ارزیابی از "تعادل خطرات" در مطبوعاتی که پس از جلسات FOMC صادر می شوند ، در مورد قضاوت های ما در مورد میزان کمبود و هزینه های اقتصادی مرتبط با آن گزارش می دهد.

علاوه بر این ، حداقل در برخی شرایط ، شوک هایی که به اقتصاد ضربه می زنند ممکن است کورتوز اضافی را نشان دهند ، که معمولاً به عنوان خطر دم گفته می شود زیرا احتمال اختلالات نسبتاً بزرگ از آنچه که توسط توزیع گاوسی دلالت دارد ، بیشتر است. در این چراغ ، یکی از عناصر پیشرفتهای اخیر در استراتژی ارتباطی فدرال رزرو این است که شرکت کنندگان FOMC اکنون ارزیابی هایی از میزان نسبی عدم اطمینان ارائه می دهند. به عنوان مثال ، در دوره پیش بینی های اقتصادی که در اواخر ماه نوامبر منتشر شد ، شرکت کنندگان FOMC اظهار داشتند که میزان عدم اطمینان در مورد چشم انداز رشد اقتصادی نسبت به میانگین درجه عدم اطمینان در طی دو دهه گذشته نسبتاً زیاد است. این حساب می تواند به عنوان بیانیه ای تعبیر شود که کمیته خطر دم را به طور غیرمعمول بزرگ درک می کند.

با داشتن یک عملکرد هدف غیر کادراتیک (مطابق با اهمیت عدم اطمینان برای دوره سیاست پولی) و همچنین پویایی غیرخطی و شوک های غیر گائی ، سیاست بهینه پولی نیز غیرخطی خواهد بود و تمایل به تمرکز بر مدیریت ریسک دارد. هنگامی که شوک بزرگی آشکار شود ، سیاست در این تنظیم تمایل به تهاجمی دارد. به همین دلیل ، میزان بی تحرکی در چنین مواردی ممکن است به طور قابل توجهی پایین تر از شرایط معمول باشد. در واقع ، همانطور که استدلال می کنم ، من معتقدم که اختلالات مالی به نوعی که در ماه های اخیر تجربه شده است ، تمایل به تأثیرات بسیار غیرخطی بر اقتصاد دارند. بنابراین ، در مقایسه با مورد استاندارد ، سیاست بهینه ممکن است شامل تنظیم سریعتر باشد-الگویی که من از آن به عنوان انعطاف پذیری سیاست یاد می کنم.

مدلهای رسمی از چگونگی پاسخگویی سیاست پولی باید به اختلالات مالی متأسفانه هنوز در دسترس نباشند ، و این یک زمینه از تحقیقات است که من قصد دارم با کارمندان هیئت مدیره دنبال کنم. با این حال ، من در مورد آنچه که یک چارچوب سیستماتیک باید به نظر برسد ، فکر می کنم ، و من می خواهم بدون اینکه به جزئیات فنی دیگری بپردازم ، آنها را با شما به اشتراک بگذارم.

یک چارچوب مدیریت ریسک برای مقابله با اختلالات مالی اگرچه فرضیات پشت چارچوب LQ ممکن است در مواقع عادی منطقی باشد ، اما اختلالات مالی احتمالاً انحرافات بزرگی را از این فرضیات ایجاد می کند ، و اتخاذ یک چارچوب انعطاف پذیر برای تجزیه و تحلیل رفتار بسیار مهم استیک بانک مرکزی که مدیریت ریسک را انجام می دهد. چه عواملی با قدرت ویژه در هنگام اختلال مالی به وجود می آیند؟اول ، احتمالاً اختلالات مالی منجر به رفتار بسیار غیرخطی می شود زیرا هزینه و در دسترس بودن اعتبار می تواند ناگهان تغییر کند. علاوه بر این ، حتی اگر تقریبی خطی از مکانیسم شتاب دهنده مالی به طور معمول در مطالعات کمی اخیر مورد استفاده قرار گرفته است ، این مکانیسم در واقع بسیار غیرخطی است (لوین ، ناتالچی و زاکراژک ، 2004). سرانجام ، از آنجا که اختلالات مالی ، اگر به اندازه کافی شدید باشد ، احتمال پیامدهای خاص را افزایش می دهد ، رویکرد استاندارد استفاده از یک تقریب درجه دوم از عملکرد عینی ممکن است به اندازه کافی دقیق نباشد تا میزان سیاست گذاران به دنبال جلوگیری از چنین نتایج در به حداکثر رساندن چنین نتایج باشد. رفاه عمومی.

با توجه به این ملاحظات مدیریت ریسک ، چگونه سیاست پولی باید به اختلالات مالی پاسخ دهد؟

دوره های بی ثباتی مالی با ریسک ارزش گذاری و ریسک اقتصاد کلان مشخص می شود. سیاست پولی نمی تواند - و نباید - به حداقل رساندن ریسک ارزش گذاری باشد، اما سیاست باید کاهش ریسک اقتصاد کلان را هدف قرار دهد. با کاهش نرخ های بهره برای جبران اثرات منفی آشفتگی مالی بر کل فعالیت های اقتصادی، سیاست پولی می تواند احتمال ایجاد یک حلقه بازخورد نامطلوب توسط یک اختلال مالی را کاهش دهد. کاهش نااطمینانی ناشی از آن می تواند جمع آوری اطلاعاتی را که کشف قیمت را تسهیل می کند، برای بازارها آسان تر کند و در نتیجه بازگشت عملکرد عادی بازار را تسریع کند.

برای دستیابی به این نتیجه موثرتر، سیاست پولی باید به موقع، قاطع و انعطاف پذیر باشد. اول، زمانی که یک دوره از بی ثباتی مالی به اندازه کافی شدید می شود که اهداف اصلی اقتصاد کلان بانک مرکزی را تهدید کند، اقدام به موقع بسیار مهم است. در چنین شرایطی، انتظار بیش از حد طولانی برای تسهیل سیاست می تواند منجر به وخامت بیشتر اقتصاد کلان شود و ممکن است مقدار کلی تسهیل را که در نهایت مورد نیاز است افزایش دهد. بنابراین، سیاست پولی باید حداقل در پاسخ به شوک های مالی پیشگیرانه باشد که در پاسخ به انواع دیگر اختلالات در اقتصاد. وقتی بازارهای مالی به خوبی کار می کنند، سیاست پولی می تواند در درجه اول به جریان ورودی داده های اقتصادی در مورد تولید، اشتغال و تورم پاسخ دهد. با این حال، هنگامی که یک اختلال مالی رخ می دهد، باید به شاخص های نقدینگی بازار، اسپرد اعتبار و سایر اقدامات بازار مالی که می تواند اطلاعاتی در مورد تغییرات شدید در میزان ریسک دنباله اقتصاد کلان ارائه دهد، توجه بیشتری شود.

دوم ، سیاست گذاران باید در پاسخ به اختلالات مالی برای اقدامات تعیین کننده آماده شوند. در چنین شرایطی ، محتمل ترین نتیجه-به عنوان پیش بینی معین-ارجاع شده است-برای اقتصاد ممکن است نسبتاً خوش خیم باشد ، اما ممکن است خطر قابل توجهی از پیامدهای نامطلوب تر وجود داشته باشد. در چنین شرایطی ، بانک مرکزی ممکن است ترجیح دهد با کاهش موضع سیاست بیشتر از آنکه توزیع نتایج احتمالی به عنوان نسبتاً متقارن پیرامون پیش بینی معین تلقی شود ، بیمه را از بین ببرد. علاوه بر این ، در چنین شرایطی ، این اقدامات سیاسی نباید توسط شرکت کنندگان یا شرکت کنندگان در بازار تعبیر شود که حاکی از وخامت در ارزیابی بانک مرکزی از احتمال زیاد برای اقتصاد است ، بلکه به عنوان یک شکل مناسب از مدیریت ریسک است که کاهش می یابدخطر عواقب نامطلوب.

سوم ، انعطاف پذیری سیاست در طول تکامل یک اختلال در بازار مالی بسیار مهم است. در شروع قسمت ، این انعطاف پذیری ممکن است از کاهش قاطع سیاستی که برای پیش بینی اثرات انقباضی این اختلال و تأمین بیمه در برابر خطرات نزولی در اقتصاد کلان مشهود است ، مشهود باشد. با این حال ، این مهم است که تشخیص دهیم که بازارهای مالی نیز می توانند به سرعت چرخانده شوند ، در نتیجه باعث کاهش اقتصاد و همچنین میزان خطر دم می شوند. بنابراین ، بانک مرکزی برای علائم بازیابی بازار مالی باید نظارت بر گسترش اعتبار و سایر داده های دریافتی را کنترل کند و در صورت لزوم برخی از بیمه ها را پس بگیرد. بنابراین ، در هر مرحله از قسمت ، سیاست پولی مناسب ممکن است صاف کننده بسیار کمتری از آنچه در شرایط دیگر معمولی است نشان دهد.

البته ، در حالی که سیاست گذاران ممکن است نیاز به واکنش تهاجمی نسبت به اطلاعات بازار مالی داشته باشند که نشانگر تغییر قابل توجهی در خطرات کلان اقتصادی است ، سیاست های پولی معمولاً به محض بازگشت خطرات مربوط به اقتصاد کلان به سطوح معمول تر ، به سمت یک رویکرد افزایشی تر حرکت می کنند.

مدیریت ریسک و تثبیت انتظارات تورمی یک شرط مهم در بحث من تا کنون شامل بخش دیگری از دستور دوگانه یعنی ثبات قیمت است. یک بانک مرکزی باید همیشه به فکر تورم و همچنین رشد باشد. همانطور که در سخنرانی قبلی در مورد پویایی تورم تاکید کردم، رفتار تورم به طور قابل توجهی تحت تأثیر انتظارات عمومی در مورد اینکه تورم در بلندمدت به کجا خواهد رفت (میشکین، 2007 الف) است. بنابراین، اگر این اقدامات باعث افزایش انتظارات تورمی و نرخ زیربنایی تورم شود، اقدامات پیشگیرانه از نوع که در اینجا توضیح دادم، معکوس خواهند بود. به عبارت دیگر، انعطاف پذیری برای اقدام پیشگیرانه در برابر اختلالات مالی فرض می کند که انتظارات تورمی به خوبی تثبیت شده و بعید است در طول دوره کاهش موقت پولی افزایش یابد. در واقع، همانطور که در جاهای دیگر بحث کرده ام، تعهد به یک لنگر اسمی قوی برای هر دو جنبه از مأموریت دوگانه، یعنی دستیابی به حداکثر اشتغال و همچنین برای تحت کنترل نگه داشتن تورم، حیاتی است (میشکین، 2007 ب).

چگونه یک بانک مرکزی می تواند انتظارات تورمی را محکم نگه دارد تا بتواند پیشگیرانه به اختلالات مالی واکنش نشان دهد؟بانک مرکزی باید از طریق سابقه اقدامات قبلی برای حفظ تورم پایین و باثبات، اعتبار خود را نزد بازارهای مالی و مردم به دست آورده باشد. علاوه بر این، بانک مرکزی باید به روشنی منطق اقدامات سیاستی خود را نشان دهد. سیاستگذاران همچنین باید اطلاعات مربوط به تورم اساسی و انتظارات تورمی بلندمدت را رصد کنند و اگر شواهد نشان می دهد که این انتظارات تورمی به طور قابل توجهی شروع به افزایش کرده اند، بانک مرکزی باید برای ثابت نگه داشتن یا حتی افزایش نرخ سیاستی آماده باشد.

تصمیمات اخیر سیاست پولی فدرال رزرو چارچوبی که در اینجا بیان کردم می تواند برای درک منطق تصمیمات اخیر فدرال رزرو و رویکرد سیاستی ما در آینده مفید باشد. دیروز، رئیس برنانکی بحث مفصلی در مورد تحولات اقتصادی و مالی و استراتژی سیاست فدرال رزرو ارائه کرد، بنابراین در اینجا من فقط برخی از نکات کلیدی بحث او را به موضوعات عمده ای که امروز بر آنها تأکید کرده ام مرتبط می کنم.

اول ، ما به موقع در مقابله با هرگونه تحولاتی که ممکن است ثبات اقتصادی یا مالی را تهدید کند ، به موقع اقدام می کنیم. FOMC تصمیمات خود را صرفاً بر جریان ورودی داده های اقتصادی مبنا نکرده است. به عنوان مثال ، دنباله کاهش نرخ بهره در پاییز گذشته آغاز شد حتی اگر رشد در تولید ناخالص داخلی در سه ماهه سوم کاملاً قوی بود. در عوض ، رویکرد سیاست ما نشان دهنده وخامت سریع شرایط بازار مالی است که این امر به وخیم تر شدن چشم انداز اقتصادی و ظهور خطرات نزولی برجسته برای رشد اقتصادی و اشتغال کمک کرده است.

دوم ، به نظر من ، فدرال رزرو عمل کرده و به طور قاطعانه به عمل خود ادامه خواهد داد ، به این معنا که استراتژی سیاست ما منعکس کننده تکامل توازن خطرات است و نه فقط تغییر در چشم انداز معین برای اقتصاد کلان. اختلال در بازارهای مالی ، خطر نزولی قابل توجهی را برای چشم انداز رشد اقتصادی ایجاد می کند و اخبار نامطلوب اقتصادی یا مالی پتانسیل ایجاد فشار بیشتر را دارد. در این زمینه ، استراتژی سیاست فدرال رزرو با هدف تأمین بیمه برای جلوگیری از نتایج شدید اقتصادی اقتصادی انجام می شود.

سوم ، از آنجا که ما می دانیم که شرایط مالی و اقتصادی می تواند به سرعت تغییر کند ، فدرال رزرو آماده است تا با انعطاف پذیری به اطلاعات ورودی پاسخ دهد. البته ، در تصمیم گیری خود ، فدرال رزرو نیز به چشم انداز و خطرات مرتبط با جنبه دوم دستورالعمل دوگانه ما ، یعنی ثبات قیمت ، توجه دقیق می کند. از آنجا که به نظر می رسد انتظارات تورم طولانی تر به نظر می رسد که به خوبی لنگر انداخته است ، از نظر من ، کاهش موضع سیاست در پاسخ به وخیم تر شدن شرایط مالی بعید به نظر می رسد تأثیر منفی بر چشم انداز تورم داشته باشد. با این وجود ، ما همچنان به نظارت بر داده های ورودی در مورد تورم و انتظارات تورم ، به ویژه با توجه به خطرات احتمالی برای ثبات قیمت که با افزایش سریع قیمت انرژی و استهلاک دلار همراه است ، ادامه خواهیم داد. به طور خلاصه ، FOMC با توجه به تکامل چشم انداز کلان اقتصادی و تعادل خطرات در اهداف ما حداکثر اشتغال و ثبات قیمت ، مسیر آینده سیاست های پولی را تعیین می کند.

نتیجه گیری سیاست پولی که در طی یک قسمت از اختلال در بازار مالی مناسب است ، احتمالاً کاملاً متفاوت از زمان عملکرد بازار عادی است. هنگامی که بازارهای مالی یک اختلال قابل توجه را تجربه می کنند ، یک رویکرد سیستماتیک برای مدیریت ریسک نیاز دارد که سیاست گذاران در پاسخ به پیامدهای کلان اقتصادی اطلاعات بازار مالی ورودی ، پیشگیرانه باشند و اقدامات تعیین کننده ممکن است برای کاهش احتمال یک حلقه بازخورد منفی مورد نیاز باشد. بانک مرکزی همچنین باید انعطاف پذیری را نشان دهد-یعنی بی تحرکی کمتر از آنچه در غیر این صورت معمولی است-نه تنها در حرکت قاطعانه برای کاهش خطرات نزولی ناشی از اختلال در بازار مالی ، بلکه در آمادگی برای بازگرداندن برخی از این بیمه هادر پاسخ به بهبودی در بازارهای مالی یا تغییر صعودی در خطرات تورم.

سرانجام ، در حالی که من استدلال کرده ام که سیاست پولی باید در پاسخ به اختلال در بازار مالی تعیین کننده و به موقع باشد ، بسیاری از هنر و همچنین علم در تعیین شدت و مدت زمان اختلال و پیامدهای مرتبط با اقتصاد کلان نقش دارند (میشکین ، 2007c). در واقع ، ارزیابی خطرات کلان اقتصادی برای تولید و تورم در چنین شرایطی در میان دشوارترین چالش هایی است که توسط سیاست گذاران پولی با آن روبرو است. علاوه بر این ، یک بانک مرکزی ممکن است بتواند از ابزارهای غیر پولی استفاده کند-مانند تأمین نقدینگی-برای کمک به کاهش تأثیر منفی از اختلالات مالی. همه این ملاحظات باید در تعیین مناسب ترین دوره سیاست پولی در نظر گرفته شود.

منابع Benigno ، Pierpaolo و Michael Woodford (2003).� سیاست های پولی و مالی بهینه: یک رویکرد خطی چهارگانه ، � در مارک گرتلر و کنت روگوف ، ویرایش ، NBER اقتصاد کلان سالانه 2003. کمبریج ، ماس: مطبوعات ، صص 271-332.

برنانک ، بن س. (2004).� گرادیتالیسم ، � سخنرانی در یک ناهار اقتصاد با حمایت مالی بانک مرکزی فدرال رزرو سانفرانسیسکو (شعبه سیاتل) و دانشگاه واشنگتن ، که در سیاتل برگزار شد ، در تاریخ 20 مه برگزار شد.

Leaving the Board

برنانکه ، بن س. ، و مارک گرتلر (1989). هزینه های آژانس ، ارزش خالص و نوسانات تجاری ، review بررسی اقتصادی آمریکا ، جلد. 79 (مارس) ، صص 14-31.

Leaving the Board

برنانکه ، بن س. ، مارک گرتلر و سیمون گیلچریست (1996).� شتاب دهنده مالی و پرواز به کیفیت ، � بررسی اقتصاد و آمار ، جلد. 78 (فوریه) ، صص 1-15.

برنانکه ، بن س. ، مارک گرتلر و سیمون گیلچریست (1999).� شتاب دهنده مالی در یک چارچوب چرخه تجاری کمی ، � در جان B. تیلور و مایکل وودفورد ، ویرایش ، کتابچه راهنمای اقتصاد کلان ، جلد. 1 ، قسمت 3. آمستردام: شمال هلند ، صص 1341-93.

Leaving the Board

کلاریدا ، ریچارد ، جوردی گالی و مارک گرتلر (1998).� قوانین سیاست های مؤسسه در عمل: برخی از شواهد بین المللی ، review بررسی اقتصادی اروپا ، جلد. 42 (ژوئن) ، صص 1033-67.

Leaving the Board

کلاریدا ، ریچارد ، جوردی گالی و مارک گرتلر (1999).- علم سیاست پولی: یک دیدگاه جدید کینزی ، � مجله ادبیات اقتصادی ، جلد. 37 (دسامبر) ، صص 1661-707.

Leaving the Board

کلاریدا ، ریچارد ، جوردی گالی و مارک گرتلر (2000).- قوانین سیاست های موضعی و ثبات کلان اقتصادی: شواهد و برخی تئوری ، � مجله فصلنامه اقتصاد ، جلد. 115 (فوریه) ، صص 147-80.

Leaving the Board

انگلیسی ، ویلیام بی. ، ویلیام آر. نلسون ، و برایان پی ساک (2003).- تفسیر اهمیت نرخ بهره تاخیر در قوانین تخمین زده شده سیاست پولی ، � مشارکت در اقتصاد کلان ، جلد. 3 (شماره 1) ، ماده 5.

Leaving the Board

Erceg ، Christopher J. ، Dale W. Henderson ، and Andrew T. Levin (2000)."سیاست پولی بهینه با قراردادهای دستمزد و قیمت مبهم ، � مجله اقتصاد پولی ، جلد. 46 (اکتبر) ، صص 281-313.

جیانون ، مارک پی. ، و مایکل وودفورد (2005)."قوانین هدفمند هدف گیری بهینه ، � در بن S. برنانک و مایکل وودفورد ، ویرایش ، هدف قرار دادن تورم. شیکاگو: دانشگاه شیکاگو پرس ، صص 93-172.

دوست خوب ، ماروین و رابرت کینگ (1997)."سنتز جدید نئوکلاسیک و نقش سیاست پولی ، � در بن S. برنانک و جولیو جی. روتمبرگ ، ویرایش ، NBER ، اقتصاد کلان سالانه 1997. کمبریج ، ماس: MIT Press ، صص 231-83.

Leaving the Board

همیلتون ، جیمز دی (1989).� رویکرد جدید به تجزیه و تحلیل اقتصادی سری زمانی غیر ایستگاه و چرخه تجارت ، � Econicetrica ، جلد. 57 (مارس) ، صص 357-84.

Leaving the Board

کیم ، چانگ جین ، جیمز مورلی و جرمی پیر (2005).�nonlinearity و اثرات دائمی رکود اقتصادی ، � مجله اقتصاد سنجی کاربردی ، جلد. 20 (شماره 2) ، صص 291-309.

کینگ ، رابرت جی. ، و الكساندر ال. وولمن (1999).- در جان تیلور ، ویرایش ، قوانین سیاست پولی ، مقامات پولی چه کاری باید انجام دهند. شیکاگو: دانشگاه شیکاگو پرس ، صص 349-98.

لوین ، اندرو تی. ، فابیو م. ناتالچی ، و اگون زاکراژک (2004).� بزرگی و رفتار چرخه ای اصطکاک بازار مالی ، � سریال بحث مالی و اقتصاد 2004-70. واشنگتن: هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال ، دسامبر.

لوین، اندرو، الکسی اوناتسکی، جان سی ویلیامز و نوح ویلیامز (2005).«سیاست پولی تحت عدم قطعیت در مدل های اقتصاد سنجی کلان مبتنی بر خرد» در مارک گرترلر و کنت روگوف، ویرایش ها، NBER Macroeconomics Aual 2005. کمبریج، ماساچوست: چاپ MIT، صص 229-88.

میشکین، فردریک اس. (2007a).«دینامیک تورم»، سخنرانی ارائه شده در کنفرانس سالانه کلان، بانک فدرال رزرو سانفرانسیسکو، سانفرانسیسکو، 23 مارس.

میشکین، فردریک اس (2007b). سخنرانی «سیاست پولی و اختیارات دوگانه» در کالج بریج واتر، بریج واتر، ویرجینیا، 10 آوریل.

میشکین، فردریک اس (2007c).«آیا سیاست پولی بیشتر به یک علم تبدیل خواهد شد؟» سری مباحث مالی و اقتصاد 2007-44. واشنگتن: شورای حکام سیستم فدرال رزرو، سپتامبر.

میشکین، فردریک اس. (2007d).«بی ثباتی مالی و سیاست پولی»، سخنرانی ارائه شده در کنفرانس Risk USA 2007، نیویورک، 5 نوامبر.

میشکین، فردریک اس. (2007e).«استراتژی ارتباطات پیشرفته فدرال رزرو و علم سیاست پولی»، سخنرانی در انجمن اقتصاد کارشناسی، مؤسسه فناوری ماساچوست، کمبریج، ماساچوست، 29 نوامبر ارائه شد.

روتمبرگ، جولیو و مایکل وودفورد (1997). یک چارچوب اقتصادسنجی مبتنی بر بهینه سازی برای ارزیابی سیاست پولی، در بن اس. برنانکی و جولیو جی. روتمبرگ، ویراستاران، NBER Macroeconomics Aual 1997. کمبریج، ماساچوست: چاپ MIT، صص 297-346.

Leaving the Board

ساک، برایان (2000). آیا فدرال رزرو به تدریج عمل می کند؟تحلیل VAR، مجله اقتصاد پولی، جلد. 46 (مرداد)، ص 229-56.

اشمیت گروه، استفانی و مارتین اوریبه (2005).«سیاست مالی و پولی بهینه در یک مدل کلان اقتصادی در مقیاس متوسط»، در مارک گرترلر و کنت روگوف، ویرایش ها، NBER Macroeconomics Aual 2005. کمبریج، ماساچوست: چاپ MIT، صص 383-425.

Leaving the Board

اسمتس، فرانک و راف واترز (2003)."یک مدل تعادل عمومی تصادفی پویا تخمینی از منطقه یورو"، مجله انجمن اقتصادی اروپا، جلد. 1 (شهریور)، صص 1123-75.

وودفورد، مایکل (2003). بهره و قیمت: مبانی یک نظریه سیاست پولی. پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

2. چنین عدم تقارن منجر به دو مشکل برجسته برای عملکرد سیستم مالی می شود: انتخاب نامطلوب و خطر اخلاقی. انتخاب نامطلوب زمانی بوجود می آید که سرمایه گذاری هایی که به احتمال زیاد نتیجه نامطلوب (نامطلوب) تولید می کنند ، به احتمال زیاد تأمین مالی می شوند (انتخاب می شوند). به عنوان مثال ، سرمایه گذارانی که قصد دارند مقادیر زیادی ریسک را به خود اختصاص دهند ، به احتمال زیاد مایل به جستجوی وام هستند زیرا می دانند که بعید است که آنها را پس دهند. خطر اخلاقی بوجود می آید زیرا یک وام گیرنده انگیزه ای برای سرمایه گذاری در پروژه های پرخطر دارد ، که در صورت موفقیت این پروژه ، وام گیرنده خوب عمل می کند اما وام دهنده در صورت عدم موفقیت پروژه ضرر قابل توجهی دارد. بازگشت به متن

3. کتاب درسی کلاسیک در مورد این موضوع وودفورد (2003) است. همچنین به Goodfriend و King (1997) مراجعه کنید. روتمبرگ و وودفورد (1997) ؛کلاریدا ، گالی و گرتلر (1999) ؛کینگ و وولمن (1999) ؛ارسگ ، هندرسون و لوین (2000) ؛Benigno و Woodford (2003) ؛جیانون و وودفورد (2005) ؛لوین و دیگران (2005) ؛و اشمیت-گروه و اوریب (2005) ؛بازگشت به متن

4. کلاریدا ، گالی و گرتلر (1998 ، 2000) ؛کیسه (2000) ؛انگلیسی ، نلسون و ساک (2003) ؛Smets and Wouters (2003) ؛لوین و دیگران (2005) ؛بحث بیشتر در برنانک (2004) است. بازگشت به متن

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:03