
بیا با آن روبرو شویم. همه ما زمانهایی را تجربه می کنیم که به همه آنچه می خواهیم دست یابیم. ممکن است گیر کنیمممکن است ما در تفکر خود گرفتار شویم. ما حتی ممکن است از ترس و عدم اطمینان فلج شویم. ما همچنین ممکن است خیلی خوب عمل کنیم ، اما می دانیم که در هیچ جایی نزدیک به عملکرد حداکثر خود نیستیم.
یک نویسنده جدید توضیح می دهد که اغلب ذهن ما باعث ایجاد این علائم می شود. فقط وقتی ذهن خود را مجدداً تنظیم و برنامه ریزی می کنیم ، می توانیم به نتایج مورد نظر خود برسیم.
دکتر استن بیچام یک روانشناس ورزشی و مشاور رهبری است. وی در طول کار خود با ورزشکاران حرفه ای ، المپیک و دانشگاهی همکاری کرده است تا به بهترین وجهی خود برسد. وینس دولی ، مربی افسانه ای ، وی را برای شروع برنامه روانشناسی ورزشی برای UGA استخدام کرد و او به UGA کمک کرده است تا مسابقات زیادی را کسب کند. کتاب او ، Elite Minds: چگونه برندگان فکر می کنند متفاوت برای ایجاد یک حاشیه رقابتی و حداکثر رساندن موفقیت ، یک کتاب الهام بخش است که پر از نکاتی برای ایجاد یک ذهنیت برنده است. بعد از خواندن این کتاب باورنکردنی ، به دکتر بیچام رسیدم تا در مورد طرز فکر برنده صحبت کنم.
خود رهبری خود را بهبود بخشید
شما معتقد به قدرت ذهن بر بدن هستید. چه تکنیک هایی را برای بهبود خودآگاهی و عمدی خود به خودی خود مؤثر کرده اید؟
بهترین کاری که می توانیم برای خودمان انجام دهیم این است که بدانیم ما توانایی رعایت خود را داریم و شروع به انجام عمل به خودی خود می کنیم. این همان چیزی است که آگاهانه بودن به معنای آن است. این یک چیز است که یک فکر داشته باشید ؛این یک چیز بسیار متفاوت است که بتوانیم فکر را رعایت کرده و در مورد فکر شخص فکر کنیم. این همان چیزی است که روانشناسان آن را "فراشناخت" می نامند تا در مورد تفکر ما فکر کنند. بیشتر افراد مضطرب می شوند و هرگز به طور کامل نمی فهمند که چگونه و چرا اضطراب دارند. آنها معتقدند که جهان آنها را مضطرب می کند ، وقتی در واقع همه ما خودمان را مضطرب می کنیم. هیچ کس یا هیچ کاری برای شما انجام نمی دهد ، شما این کار را با خودتان انجام می دهید. هنگامی که متوجه شدید که چگونه خود را مضطرب می کنید ، اکنون قادر به متوقف کردن آن هستید. این قدرتمند و تحول گرا است ، و همه با خودآگاهی از خود شروع می شود. این همان چیزی است که من آن را "بیدار شدن جهنم" می نامم.
این با اعتقادات شما شروع می شود
3 مؤلفه اصلی برای بهبود عملکرد چیست؟

بیشتر معلمان سعی می کنند با ارائه مشاوره فنی یا نحوه عملکرد ، عملکرد را بهبود بخشند. من فهمیدم که طولانی مدت سودمند نیست. اکثریت آموزش رهبری شرکت های آمریکایی انجام می دهند ، بی فایده است زیرا مبتنی بر مفهوم اطلاعات بیشتر و دانش منجر به تغییر رفتاری و رهبران بهتر می شود. اکنون می دانیم که اینگونه نیست. ما هزاران مدیر روشنفکر و تحصیل کرده داریم که نمی توانند رهبری کنند. آنچه ضروری است این است که شما رابطه بین اعتقاد ، اندیشه و رفتار را درک می کنید. این همه با سیستم اعتقاد شما شروع می شود ، آنچه شما به عنوان حقیقت در اختیار دارید. من فهمیدم که بیشتر مردم اعتقاد اساسی یا اصلی در مورد خود دارند. ما معتقدیم که ما هستیم: 1) به اندازه کافی خوب یا 2) به اندازه کافی خوب نیست. کسانی که اعتقاد ندارند به اندازه کافی خوب هستند ، آن را نمی گویند. در عوض ، آنها در بهتر شدن تثبیت می شوند. آنها زندگی خود را صرف جستجوی نسخه بهتر خود می کنند. آنها می گویند ، "من می خواهم بهتر شوم" ، یا "من باید بهتر شوم" ، هرگز نفهمید که تمایل ما به بهتر شدن از این عقیده متولد می شود که ما به اندازه کافی خوب نیستیم. این اعتقاد اصلی سپس افکار ما یا گفتگوی مداوم که در ذهن ما اتفاق می افتد را دیکته می کند. فرایند اندیشه سپس رفتار یا عملکرد را هدایت می کند. ما انجام نمی دهیم یا سعی نمی کنیم کارهایی را انجام دهیم که اعتقاد نداریم می توانیم انجام دهیم. افرادی که دستاوردهای بزرگی را انجام می دهند با این اعتقاد که می توانند یا اینکه احتمال موفقیت بسیار خوبی دارند ، این کار را انجام می دهند.
چرا تلاش بیشتر کار نمی کند
یکی از ایده هایی که مرا تحت تأثیر قرار داد ، تمایز بین بهتر به عنوان یک انتقاد و بهترین تشویق بود. من عاشق این هستم که چگونه آن را بیان می کنید: "بهتر است دشمن بهترین باشد."چگونه رهبران این کار را عملی می کنند؟و چگونه این مربوط به اسطوره 110 درصد است؟
بیشتر رهبران و مربیان وسواس بهتری دارند. آنها دائماً تیم های خود را به چالش می کشند تا بهتر شوند ، به دست بیایند و سوابق قبلی را بشکنند. همه اینها با این عقیده هدایت می شود که شما فقط با رضایت هرگز بهبود می یابید و همیشه تلاش می کنید تا بهتر باشید. جالب اینجاست که وقتی به مردم گفته می شود که باید یا می توانند بهتر عمل کنند ، آنها آن را به عنوان یک انتقاد می شنوند ، نه به عنوان تشویق. به جای اینکه به مردم بگوییم بهتر عمل کنند ، از آنها بخواهید که بهترین عملکرد خود را انجام دهند و نتایج را با نرخ بالاتری انجام دهند. اولین مشکلی که من با 110 درصد دارم این است که این یک دروغ است. 100 درصد همه ما است و درخواست 110 درصد اساساً می گوید شما کافی نیستید ، بنابراین به من بیشتر بدهید. واقعیت سازمانهایی است که 80 درصد تلاش از کارگران خود را بدست می آورند بهترین در کلاس هستند. من فهمیدم که با ورزشکاران ، از آنها خواسته اند که سخت تر تلاش کنند ، معمولاً منجر به بهبود عملکرد نمی شود. ما از تحقیقات در عملکرد بهینه می دانیم که وقتی در بهترین حالت هستیم ، این کار را به عنوان "بی دردسر" تجربه می کنیم. به عبارت دیگر ، تلاش سخت تر در واقع تنش بیشتری در بدن ایجاد می کند و افکار بیشتری را در ذهن ایجاد می کند ، که هیچ یک از آنها با عملکرد بالا ارتباط ندارد. مردم می خواهند تمام تلاش خود را انجام دهند. درخواست از آنها برای انجام بهتر ، در واقع احتمال انجام بهترین تلاش خود را کاهش می دهد.
ایده دیگر این کتاب پیگیری تعداد روزهای بیمار مورد استفاده در هر کارمند است. من عاشق معیارها هستم ، اما این موردی است که هرگز به آن فکر نمی کردم و قبلاً از تیم منابع انسانی خود برای آمار شرکت خودمان خواستم. در این مورد بیشتر به ما بگویید.
بیشتر مردم کار خود را دوست ندارند. فقط حدود 30 درصد از نیروی کار با کارهایی که انجام می دهند و سازمان هایی که برای آنها کار می کنند کاملاً درگیر هستند. وقتی مردم از شغل خود متنفر هستند ، آنها به دنبال راه هایی برای جلوگیری از کار هستند. فراخوانی در بیمار راهی آسان برای جلوگیری از کار است. اکنون من در حال دیدن کارمندان در مورد سوء استفاده از FMLA و سایر برنامه های دولتی برای محافظت از کارگران هستم. مشاهده روزهای از دست رفته در محل کار ، اندازه گیری بسیار خوبی از نحوه احساس کارکنان در مورد کارهایی است که انجام می دهند و سازمان هایی که برای آنها کار می کنند.
ذهنیت تیم را در آغوش بگیرید
بگذارید این اصول را برای تیم ها اعمال کند. شما تا آنجا پیش می روید که می گویید حتی به عملکرد فردی اعتقاد ندارید. ذهنیت تیم چیست؟
انسان ها حیوانات اجتماعی هستند. ما در خانواده ها، جوامع و سازمان ها با هم زندگی می کنیم. تمام عملکرد انسان تحت تأثیر محیطی است که عملکرد در آن انجام می شود. ما می دانیم که این حقیقت است. مدرک در اطراف ماستگفته می شود، اینکه چقدر یک کار را خوب انجام می دهید بر اساس دو چیز است: توانایی شما برای انجام آن کار و محیطی که در آن آن را انجام می دهید. اکثر کارگران می توانند زمانی را به شما بگویند که در سطح بسیار بالایی کار می کردند و زمانی که عملکرد آنها در بهترین حالت حداقل بود. با این حال، آنها در هر دو موقعیت یک نفر بودند. به عنوان رهبر، ما باید مسئولیت محیطی را که در محل کار ایجاد می کنیم و تأثیر عمیقی که بر عملکرد کارگران می گذارد، بپذیریم. من دائماً سازمان هایی را می بینم که کارهایی را انجام می دهند که عملکرد را محدود می کند. با این حال آنها آن را به عنوان برنامه ای برای بهبود عملکرد ارائه می کنند. ذهنیت تیمی یک شناخت و پذیرش آگاهانه است که ما بر عملکرد یکدیگر تأثیر می گذاریم و اینکه عملکرد جمعی گروه مهم ترین چیز است.
رقبای نخبه با تسلط بر افکار خودآگاه خود ضمیر ناخودآگاه خود را مدیریت می کنند.-استن بیچم
غیرممکن را انجام دهید

چه درس هایی از سنت فرانسیس آسیزی در مورد انجام غیرممکن ها آموختید؟
من پس از قدم زدن در Camino de Santiago در سال 2007 به سنت فرانسیس علاقه مند شدم. چیزی که برای من جذاب بود این بود که او تأثیرگذارترین مرد قرن سیزدهم به حساب می آمد در حالی که چیزی نداشت و زندگی در فقر و در رحمت دیگران را انتخاب کرد. سخاوتآنچه او به دست آورد چیزی کمتر از چشمگیر نبود. او همچنین برای یکی از افراد زمان خود کمی نوشت. او گفت که ابتدا باید آنچه را که لازم است انجام دهیم، سپس آنچه را که ممکن است انجام دهیم، و سپس خودمان را در حال انجام غیرممکن خواهیم دید. به عبارت دیگر، اگر ما فقط با پتانسیل کامل خود زندگی می کردیم، همه خودمان را با آنچه که قادر به انجام آن هستیم شگفت زده می کردیم. وقتی عملی را مشاهده می کنیم که فکر می کنیم غیرممکن است، اکنون می توانیم بفهمیم که آن شخص با انجام کارهایی که توانایی انجامش را داشته و نه چیزی کمتر، آن را انجام داده است.
وقتی از بازگرداندن او به مسیر دلسرد می شوند به یک بازیگر با عملکرد بالا چه می گویید؟
من معمولاً به فرد یادآوری می کنم که چیزی را انتخاب کرده است که سخت بوده و بیشتر مردم از سختی ها اجتناب می کنند. بنابراین وقتی قبول کردید که سخت است، دیگر سخت نیست. این مقاومت است که باعث درد و رنج می شود. من همچنین به مردم می گویم که مشکلی نیست که بخواهید ترک کنید، فقط این کار را نکنید. شما می توانید یک روز یا شاید حتی یک سال آن را ترک کنید، اما نمی توانید از فراخوان زندگی خود اجتناب کنید. رویاهایی که از آنها دست می کشیم به ارواحی تبدیل می شوند که ما را آزار می دهند. و در نهایت به مردم می گویم که اصلاً اشکالی ندارد که از زندگی لذت ببرند و همه چیز را خیلی جدی نکنند. در زندگی چیز بسیار کمی وجود دارد که واقعاً مهم باشد. بیشتر زندگی پیش پا افتاده است.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
19 فروردين
1402 ساعت: 13:06