Artur Baluszynski ، مدیر و رئیس تحقیقات ، هندرسون ، در مورد اینکه آیا نرخ های منفی "عادی جدید" هستند به عنوان بانک های مرکزی به سمت کاهش نرخ یا QE بیشتر هستند.
هر ابزاری که بانکداران مرکزی از سال 2009 سعی کرده اند اقتصاد جهانی را احیا کنند ، از جمله QE ، صرفاً تلاشی برای اصلاح رفتار سرمایه گذاران ، مشاغل و مصرف کنندگان است. بانک مرکزی اروپا و فدرال رزرو سعی کرده اند با "روغن کاری" سیستم مالی با پول ارزان و افزایش تورم ، وام را آغاز کنند. اگر بانکداران مرکزی موفق باشند و بتوانند الگوهای رفتاری شرکت کنندگان در بازار را تغییر دهند ، منحنی عملکرد باید از بین برود. این بدان معنی است که شکاف بین بازده کوتاه مدت و بلند مدت افزایش می یابد زیرا سرمایه گذاران انتظار رشد قوی تر و تورم بالاتر را دارند.
تاکنون ، بانکهای مرکزی G7 از نظر منطقی موفق بوده اند و گاهی اوقات فقط در تلاش خود برای بازتاب اقتصاد جهانی خوش شانس بوده اند. هنگامی که فدرال رزرو در سال 2007 شروع به کاهش نرخ ها کرد ، منحنی شروع به تند شدن کرد و به شروع رشد اعتبار در اقتصاد ایالات متحده کمک کرد. هنگامی که اقتصاد ایالات متحده به یک حرکت پایدار رسید ، فدرال رزرو اولین بانک مرکزی بود که نرخ سیاست را به سطح قبل از رکود در سال 2017 بازگرداند. با این حال ، در اروپا ، اقتصاد لاغر و یک سیستم بانکی ضعیف به معنای این بود که بانک مرکزی اروپا مجبور به ماندن شد. در یک مقطع ، اختلاف نرخ دو ساله بین ایالات متحده و منطقه یورو نزدیک به 3 ٪ بود و همگرایی هماهنگ به صفر رسماً تمام شد.
هنگامی که اقتصاد جهانی به دلیل جنگ های تعرفه در اواخر سال 2018 کاهش سرعت خود را آغاز کرد ، فدرال رزرو شروع به کاهش نرخ کرد ، اما این بار منحنی صاف شد. QE و کاهش نرخ جدید اخیراً ECB تقریباً هیچ تاثیری در منحنی عملکرد نداشته است. این بار ، بازار در تلاش است تا به بانکداران مرکزی بگوید که پایان راه سیاست های سنتی پولی است.
بدهی و سایر کشورها به رشد
مهمترین مانع منطقه یورو برای بازتاب اقتصاد آن بدهی است. برخی از مصرف کنندگان و شرکت های اروپایی با در نظر گرفتن مقدار قابل توجهی از بدهی های قبل از سال 2008 ، بیشتر رشد آینده را به پیش بردند. در نتیجه ، جریان نقدی آینده به جای مصرف ، به سمت بازپرداخت بهره و بدهی هدایت می شود.
در حالی که سیستم بانکی ایالات متحده در وضعیت بسیار بهتری قرار دارد، جمعیت شناسی مانع رشد خواهد شد. با بحران مالی جهانی، رونق وام مسکن به طور رسمی پایان یافت. اکثر این نسل اکنون در حالت کاهش اهرم هستند که قابل درک است. برای بازنشستگی باید بدهی خود را بپردازید. برای نسل جوان، قراردادهای صفر ساعته و بدهی های بیش از حد دانش آموزان به معنای درآمد قابل تصرف کمتر است، بنابراین اقتصاد ایالات متحده به حداقل می رسد.
مسائل ساختاری که در بالا به آنها اشاره شد همراه با سیاست های ریاضتی اخیر در منطقه یورو، دهه ها واگذاری تولید به کشورهای دارای نیروی کار ارزان، کاهش نرخ زاد و ولد و سیاست های ضد مهاجرتی، به آرامی تقاضا را در جهان توسعه یافته کاهش داد.
شانزده تریلیون دلار اعتبار دولتی با بازده منفی نشان می دهد که بانک های مرکزی متعهد به پایین نگه داشتن هزینه پول تا حد امکان هستند. با این حال، اگر آنها نتوانند اقتصاد داخلی خود را با نرخ بهره صفر تحریک کنند، چه شانسی وجود دارد که با نرخ های منفی که مالیات بر سیستم بانکی است، این کار را انجام دهند؟قیمت سهام بانک های ژاپنی و اروپایی در پایین ترین حد یک دهه یا حدوداً پایین ترین حد خود است که نشان دهنده بدتر شدن شرایط بنیادی آنها است و تأیید می کند که بانک های مرکزی از نظر اعتبار و اثربخشی به محدودیت هایی رسیده اند. صریح بگویم، اکنون به ناتوانی سیاست پولی رسیده ایم.
سیاست قبل از سیاست پولی
ماریو دراگی، رئیس برکنار شده بانک مرکزی اروپا، و همچنین کریستین لاگارد جانشین وی، هر دو به نیاز به محرک های مالی اشاره کردند و در عین حال به سیاستمداران گفتند که دیگر به بانک مرکزی اروپا تکیه نکنند. در ایالات متحده، دولت ترامپ قبلاً یک محرک مالی کوچک در قالب کاهش مالیات شرکت ها و افراد را راه اندازی کرده است. اما هرگونه کاهش مالیاتی جدید نیاز به تایید کنگره دارد، جایی که دموکرات ها مجلس نمایندگان را کنترل می کنند و به احتمال زیاد حمایت از ترامپ را در فصل انتخابات افزایش نمی دهند.
منطقه یورو تکه تکه شده توافق بر سر یک توسعه مالی هماهنگ را دشوارتر خواهد یافت. فراموش نکنیم که طبق پیمان ثبات و رشد، کشورهای اتحادیه اروپا باید حداکثر کسری مالی 3 درصد تولید ناخالص داخلی و بدهی عمومی زیر 60 درصد تولید ناخالص داخلی را حفظ کنند. بنابراین یک مانع ساختاری وجود دارد که اتحادیه اروپا باید ابتدا با آن مقابله کند. موضوع دیگر سیاست داخلی خواهد بود. در مورد آلمان، هر دولتی که بخواهد دوباره انتخاب شود، نخواهد دید که رسماً کسری بودجه کشورهای دیگر، به ویژه کشورهایی مانند ایتالیا یا یونان را تامین می کند.
نرخ بهره صفر یا منفی در اینجا برای ماندن در اینجا وجود دارد تا زمانی که یک راه حل سیاسی هماهنگ و نه تنها یک پولی وجود نداشته باشد. بانکهای مرکزی G7 نتوانسته اند تورم را تحریک کنند ، و رشد تولید ناخالص داخلی بسیار کمتری دارند. اقتصادهای توسعه یافته تا زمانی که یک برنامه مناسب برای محرک مالی هماهنگ توافق نشود ، همچنان از بین می روند. در حالی که فدرال رزرو هنوز به میزان منفی نرسیده و یا حتی در نظر گرفته نشده است ، رکود شدیدتر همراه با کمبود راه حل های سیاسی می تواند محرک عبور از آن آستانه باشد.
*یک منحنی عملکرد شیب دار معمولاً باعث می شود بانک ها به وام دهند زیرا آنها بر اساس نرخ های کوتاه مدت وام می گیرند و بر اساس نرخ های بلند مدت سرمایه گذاری می کنند. این همچنین باعث می شود تا مصرف کنندگان و مشاغل به جای دیرتر ، صرف کنند و سرمایه گذاری کنند. با این حال ، نه دولت ها و نه بانکداران مرکزی نمی خواهند منحنی بازده بیش از حد را به هم بزند ، زیرا بازده بسیار بالایی در پایان طولانی از منحنی خطر سرمایه گذاری های خصوصی است. نه تنها یک تعادل چالش برانگیز برای دستیابی به آن است ، بلکه کنترل یا تأثیرگذاری تنها با سیاست پولی نیز بسیار دشوار است.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 11:33