با توجه به اولویت تغییر رژیم غذایی جمعیت ، نیاز به درک بیشتر از عوامل تعیین کننده هایی که بر انتخاب مواد غذایی تأثیر می گذارند ، وجود دارد. این بررسی تأثیرات عمده در انتخاب مواد غذایی را با تمرکز بر روی مواردی که قابل تغییر هستند ، بررسی می کند و در مورد برخی مداخلات موفق بحث می کند.
1. عوامل تعیین کننده اصلی انتخاب مواد غذایی
راننده اصلی غذا خوردن البته گرسنگی است اما آنچه ما برای خوردن غذا انتخاب می کنیم فقط با نیازهای فیزیولوژیکی یا تغذیه ای تعیین نمی شود. برخی دیگر از عواملی که بر انتخاب مواد غذایی تأثیر می گذارند عبارتند از:
- عوامل بیولوژیکی مانند گرسنگی ، اشتها و طعم
- تعیین کننده های اقتصادی مانند هزینه ، درآمد ، در دسترس بودن
- عوامل تعیین کننده فیزیکی مانند دسترسی ، آموزش ، مهارت (به عنوان مثال آشپزی) و زمان
- عوامل اجتماعی مانند فرهنگ ، خانواده ، همسالان و الگوهای غذا
- عوامل روانشناختی مانند خلق و خو ، استرس و گناه
- نگرش ، اعتقاد و دانش در مورد غذا
پیچیدگی انتخاب مواد غذایی از لیست فوق آشکار است ، که به خودی خود جامع نیست. فاکتورهای انتخاب مواد غذایی نیز با توجه به مرحله زندگی متفاوت هستند و قدرت یک عامل از یک فرد یا گروهی از افراد دیگر متفاوت خواهد بود. بنابراین ، یک نوع مداخله برای اصلاح رفتار انتخاب مواد غذایی متناسب با همه گروه های جمعیتی نخواهد بود. در عوض ، مداخلات باید با توجه به عوامل بسیاری که بر تصمیمات آنها در مورد انتخاب مواد غذایی تأثیر می گذارد ، به گروههای مختلف جمعیت توجه شود.
1. 1 عوامل بیولوژیکی انتخاب مواد غذایی
گرسنگی و سیری
نیازهای فیزیولوژیکی ما تعیین کننده های اساسی انتخاب مواد غذایی را فراهم می کند. انسان برای زنده ماندن به انرژی و مواد مغذی احتیاج دارد و به احساس گرسنگی و سیری پاسخ خواهد داد (رضایت از اشتها ، وضعیت گرسنگی بین دو مورد غذا خوردن). سیستم عصبی مرکزی در کنترل تعادل بین گرسنگی ، تحریک اشتها و مصرف مواد غذایی نقش دارد.
مواد مغذی کلان یعنی کربوهیدرات ها ، پروتئین ها و چربی ها سیگنال های سیری با استحکام مختلف تولید می کنند. توازن شواهد نشان می دهد که چربی کمترین قدرت Satiating را دارد ، کربوهیدرات ها دارای اثر واسطه ای هستند و پروتئین مشخص شده است که بیشترین 49 را دارد.
تراکم انرژی رژیم های غذایی نشان داده شده است که اثرات قدرتمندی بر سیری دارد. رژیم های کم چگالی انرژی نسبت به رژیم های غذایی با چگالی انرژی بالا باعث ایجاد سیری بیشتر می شوند. چگالی انرژی زیاد غذاهای پر چرب و/یا قند بالا همچنین می تواند منجر به "مصرف بیش از حد منفعل" شود ، جایی که انرژی اضافی ناخواسته و بدون مصرف فله اضافی مصرف می شود.
یک سیگنال مهم سیری ممکن است حجم مواد غذایی یا اندازه بخش مصرف شده باشد. بسیاری از مردم از آنچه اندازه بخش مناسب را تشکیل می دهند آگاه نیستند و بنابراین سهواً انرژی اضافی مصرف می کنند.
خوش طعم
خوش طعم بودن متناسب با لذت کسی است که هنگام خوردن یک غذای خاص تجربه می کند. این بستگی به خصوصیات حسی مواد غذایی مانند طعم ، بو ، بافت و ظاهر دارد. غذاهای شیرین و پر چرب جذابیت حسی غیرقابل انکار دارند. از این رو تعجب آور نیست که غذا فقط به عنوان منبع تغذیه در نظر گرفته نمی شود بلکه اغلب به دلیل ارزش لذت بخش که به آن منتقل می شود مصرف می شود.
تأثیر خوشبو بر اشتها و مصرف مواد غذایی در انسان در چندین مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است. با افزایش خوش طعم بودن ، افزایش مصرف مواد غذایی افزایش می یابد ، اما تأثیر خوش طعم بر اشتها در دوره پس از مصرف مشخص نیست. افزایش تنوع غذایی همچنین می تواند باعث افزایش مصرف مواد غذایی و انرژی و در کوتاه مدت تغییر انرژی تعادل 45 شود. با این حال ، اثرات بر تنظیم انرژی بلند مدت ناشناخته است.
جنبه های حسی
"طعم" به طور مداوم به عنوان تأثیر عمده در رفتار غذایی گزارش می شود. در واقعیت "طعم" مجموع تمام تحریکات حسی است که با مصرف یک غذا تولید می شود. این شامل نه تنها طعم به خودی خود بلکه بو ، ظاهر و بافت غذا است. تصور می شود که این جنبه های حسی ، به ویژه ، انتخاب مواد غذایی خودجوش را تحت تأثیر قرار می دهد.
از سنین پایین ، طعم و آشنایی بر رفتار به سمت غذا تأثیر می گذارد. دوست داشتن شیرینی و بیزاری از تلخی ، صفات انسانی ذاتی در نظر گرفته شده است که از تولد 48 موجود است. ترجیحات طعم و علاقه به مواد غذایی از طریق تجربیات ایجاد می شود و تحت تأثیر نگرش ، اعتقادات و انتظارات ما قرار می گیرد.
1. 2 تعیین کننده های اقتصادی و فیزیکی انتخاب مواد غذایی
هزینه و دسترسی
شکی نیست که هزینه غذا تعیین کننده اصلی انتخاب مواد غذایی است. این که آیا هزینه ممنوع است ، اساساً به درآمد شخص و وضعیت اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد. گروه های کم درآمد تمایل بیشتری به مصرف رژیم های نامتعادل دارند و به ویژه از میوه و سبزیجات کم مصرف 14 دارند. با این وجود ، دسترسی به پول بیشتر به طور خودکار با یک رژیم غذایی با کیفیت بهتر برابر نیست بلکه دامنه غذاهایی که از آن می توان انتخاب کرد باید افزایش یابد.
دسترسی به مغازه ها یکی دیگر از عوامل مهم جسمی بر انتخاب مواد غذایی است که به منابعی مانند حمل و نقل و موقعیت جغرافیایی بستگی دارد. غذای سالم در صورت موجود بودن در شهرها و شهرها در مقایسه با سوپر مارکت ها در حومه 19 گران تر است. با این حال ، بهبود دسترسی به تنهایی باعث افزایش خرید میوه و سبزیجات اضافی نمی شود ، که هنوز هم به عنوان گران قیمت 18 در نظر گرفته می شوند.
آموزش و دانش
مطالعات نشان می دهد که سطح آموزش می تواند بر رفتار رژیم غذایی در بزرگسالی 30 تأثیر بگذارد. در مقابل ، دانش تغذیه و عادات خوب رژیم غذایی به شدت با هم ارتباط ندارند. این امر به این دلیل است که دانش در مورد سلامت منجر به اقدام مستقیم نمی شود وقتی افراد مطمئن نیستند که چگونه دانش خود را به کار گیرند. علاوه بر این ، اطلاعات منتشر شده در مورد تغذیه از منابع مختلفی تهیه می شود و به عنوان متناقض یا بی اعتمادی تلقی می شود ، و این انگیزه برای تغییر 15 را دلسرد می کند. بنابراین ، انتقال پیام های دقیق و مداوم از طریق رسانه های مختلف ، در مورد بسته های غذایی و البته از طریق متخصصان بهداشت ، مهم است.
1. 3 عوامل اجتماعی انتخاب مواد غذایی
تأثیر طبقه اجتماعی
آنچه مردم می خورند با شرایطی که اساساً اجتماعی و فرهنگی هستند ، تشکیل و محدود می شود. مطالعات جمعیت نشان می دهد که در کلاسهای اجتماعی با توجه به مواد غذایی و مواد مغذی تفاوتهای روشنی وجود دارد. رژیم های غذایی ضعیف می توانند منجر به کمبود (کمبود ریز مغذی ها) و بیش از حد مواد غذایی شوند (انرژی بیش از مصرف منجر به اضافه وزن و چاقی). مشکلاتی که با بخش های مختلف جامعه روبرو هستند ، نیاز به سطح مختلف تخصص و روش های مداخله دارد.
تأثیرات فرهنگی
تأثیرات فرهنگی منجر به تفاوت در مصرف عادت برخی غذاهای خاص و در سنت های آماده سازی می شود و در موارد خاص می تواند منجر به محدودیت هایی مانند محرومیت از گوشت و شیر از رژیم غذایی شود. با این حال ، تأثیرات فرهنگی قابل تغییر است: هنگام حرکت به یک کشور جدید ، افراد غالباً عادات غذایی خاصی از فرهنگ محلی را اتخاذ می کنند.
زمینه اجتماعی
تأثیرات اجتماعی در مصرف مواد غذایی به تأثیراتی که یک یا چند نفر بر رفتار خوردن دیگران دارند ، مستقیم (خرید غذا) یا غیرمستقیم (از رفتار همسالان یاد بگیرید) ، آگاهانه (انتقال اعتقادات) یا ناخودآگاه است. حتی هنگام غذا خوردن به تنهایی ، انتخاب غذا تحت تأثیر عوامل اجتماعی است زیرا نگرش و عادات از طریق تعامل با دیگران ایجاد می شوند. با این حال ، تعیین تأثیرات اجتماعی بر مصرف مواد غذایی دشوار است زیرا تأثیراتی که افراد بر رفتار خوردن دیگران دارند محدود به یک نوع نیستند و مردم لزوماً از تأثیرات اجتماعی که بر رفتار خوردن آنها اعمال می شود ، آگاه نیستند.
حمایت اجتماعی می تواند تأثیر مفیدی در انتخاب مواد غذایی و تغییر رژیم غذایی سالم 16 داشته باشد. به عنوان مثال ، حمایت اجتماعی پیش بینی کننده ای برای مصرف میوه و سبزیجات در بزرگسالان است. 46 پشتیبانی اجتماعی ممکن است ارتقاء سلامت را از طریق تقویت حس تعلق گروهی و کمک به مردم برای صلاحیت و خودکارآمدی تر تقویت کند.
خانواده به طور گسترده ای در تصمیمات غذایی قابل توجه هستند. تحقیقات نشان می دهد شکل گیری گزینه های غذایی که در خانه اتفاق می افتد. از آنجا که خانواده و دوستان می توانند منبع تشویق در ایجاد و حفظ تغییرات رژیم غذایی باشند ، اتخاذ استراتژی های رژیم غذایی که برای آنها قابل قبول است ، ممکن است به نفع فرد باشد ، در حالی که همچنین در عادات غذایی دیگران تأثیر می گذارد 3.
شرایط اجتماعی
اگرچه بیشتر مواد غذایی در خانه خورده می شود ، اما نسبت فزاینده ای در خارج از خانه خورده می شود ، به عنوان مثالدر مدارس ، محل کار و رستوران ها. محلی که در آن غذا خورده می شود می تواند بر انتخاب مواد غذایی تأثیر بگذارد ، به ویژه از نظر غذاهای موجود. در دسترس بودن غذای سالم در خانه و "دور از خانه" باعث افزایش مصرف چنین غذاهایی می شود. با این حال ، دسترسی به گزینه های غذایی سالم در بسیاری از محیط های کار/مدرسه محدود است. این امر به ویژه در مورد کسانی که ساعات نامنظم یا با نیازهای خاص دارند ، صادق است ، به عنوان مثالگیاهخواری 22. با وجود اکثر زنان و مردان بالغ در اشتغال ، تأثیر کار بر رفتارهای بهداشتی مانند انتخاب مواد غذایی ، منطقه مهمی از تحقیقات 16 است.
1. 4 الگوی وعده غذایی
مردم روزانه انواع مختلفی از غذا خوردن دارند ، انگیزه هایی که از یک مناسبت به یک مناسبت دیگر متفاوت خواهد بود. بیشتر مطالعات عوامل مؤثر بر انتخاب مواد غذایی را بررسی می کنند ، اما ممکن است بررسی اینکه چه چیزی در انتخاب مواد غذایی در موارد مختلف غذا خوردن تأثیر می گذارد ، مفید باشد.
تأثیر میان وعده بر سلامتی به طور گسترده ای مورد بحث قرار گرفته است. شواهد نشان می دهد که میان وعده می تواند بر انرژی و مصرف مواد مغذی تأثیر بگذارد اما لزوماً بر روی شاخص توده بدنی 28 نیست. با این حال ، افراد با وزن طبیعی یا اضافه وزن ممکن است در استراتژی های مقابله با آنها متفاوت باشند وقتی که غذاهای میان وعده آزادانه و همچنین در مکانیسم های جبرانی خود در وعده های غذایی بعدی در دسترس هستند. علاوه بر این ، ترکیب میان وعده ممکن است جنبه مهمی در توانایی افراد در تنظیم مصرف برای تأمین نیازهای انرژی باشد.
کمک به بزرگسالان جوان برای انتخاب میان وعده های سالم ، برای بسیاری از متخصصان بهداشت ، چالشی را ایجاد می کند. در خانه ، به جای ممنوعیت میان وعده های ناسالم ، یک رویکرد مثبت تر ممکن است معرفی گزینه های میان وعده سالم با گذشت زمان باشد. علاوه بر این ، انتخاب غذای سالم در خارج از خانه نیز باید به راحتی در دسترس قرار گیرد.
1. 5 عوامل روانشناختی
فشار
استرس روانی یکی از ویژگی های مشترک زندگی مدرن است و می تواند رفتارهایی را که بر سلامت تأثیر می گذارد ، مانند فعالیت بدنی ، سیگار کشیدن یا انتخاب مواد غذایی اصلاح کند.
تأثیر استرس در انتخاب مواد غذایی به دلیل انواع مختلفی از استرس که می توان تجربه کرد ، پیچیده است. تأثیر استرس در مصرف مواد غذایی به فرد ، استرس زا و شرایط بستگی دارد. به طور کلی ، برخی از افراد بیشتر غذا می خورند و برخی هنگام تجربه استرس 39 کمتر از حد معمول می خورند.
مکانیسم های پیشنهادی برای تغییرات ناشی از استرس در انتخاب غذا و انتخاب مواد غذایی تفاوت های انگیزشی (کاهش نگرانی در مورد کنترل وزن) ، فیزیولوژیکی (کاهش اشتها ناشی از فرآیندهای مرتبط با استرس) و تغییرات عملی در فرصت های غذایی ، در دسترس بودن مواد غذایی و آماده سازی وعده های غذایی است.
مطالعات همچنین نشان می دهد که اگر استرس کار طولانی شود یا مکرر باشد ، می تواند تغییرات جانبی رژیم غذایی منجر به افزایش وزن و در نتیجه خطر قلبی عروقی 51 شود.
بقراط اولین کسی بود که قدرت درمانی غذا را پیشنهاد می کرد ، با این حال ، تا قرون وسطی نگذشت که غذا ابزاری برای اصلاح خلق و خوی و خلق و خوی محسوب می شد. امروز به رسمیت شناخته شده است که غذا بر روحیه ما تأثیر می گذارد و خلق و خوی تأثیر زیادی بر انتخاب غذا دارد.
جالب اینجاست که به نظر می رسد که تأثیر غذا بر خلق و خوی تا حدودی با نگرش به غذاهای خاص مرتبط است. رابطه مبهم با غذا - مایل به لذت بردن از آن اما آگاهی از افزایش وزن ، مبارزاتی است که بسیاری از آنها تجربه می شود. رژیم های غذایی ، افرادی که دارای محدودیت بالایی هستند و برخی از خانم ها به دلیل عدم خوردن آنچه که فکر می کنند باید 17 باشد ، احساس گناه می کنند. علاوه بر این ، تلاش برای محدود کردن مصرف غذاهای خاص می تواند تمایل به این غذاهای خاص را افزایش دهد و منجر به آنچه به عنوان هوس مواد غذایی توصیف می شود ، می شود.
زنان معمولاً نسبت به مردان هوس مواد غذایی را گزارش می دهند. به نظر می رسد روحیه افسرده بر شدت این هوس ها تأثیر می گذارد. گزارش های مربوط به هوس مواد غذایی نیز در مرحله قبل از قاعدگی شایع تر است ، زمانی که کل مصرف مواد غذایی افزایش می یابد و تغییر موازی در میزان متابولیک پایه 21 رخ می دهد.
بنابراین ، خلق و خو و استرس می تواند بر رفتار انتخاب مواد غذایی و احتمالاً پاسخ های کوتاه مدت و طولانی مدت به مداخله رژیم غذایی تأثیر بگذارد.
2. اختلالات خوردن
رفتار خوردن ، برخلاف بسیاری از کارکردهای بیولوژیکی دیگر ، اغلب در معرض کنترل شناختی پیچیده است. یکی از گسترده ترین اشکال کنترل شناختی بر مصرف مواد غذایی ، رژیم غذایی است.
بسیاری از افراد تمایل به کاهش وزن یا بهبود شکل بدن خود را ابراز می کنند و بنابراین برای دستیابی به شاخص توده بدنی ایده آل خود درگیر می شوند. با این حال ، هنگام رژیم گرفتن و/یا ورزش به افراط و تفریط می شود. اتیولوژی اختلالات خوردن معمولاً ترکیبی از عواملی از جمله بیولوژیکی ، روانی ، خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی است. بروز اختلالات خوردن اغلب با یک تصویر خود تحریف شده ، عزت نفس پایین ، اضطراب غیر اختصاصی ، وسواس ، استرس و نارضایتی همراه است.
درمان اختلال خوردن به طور کلی نیاز به تثبیت وزن و روان درمانی یک به یک دارد. تعریف پیشگیری دشوارتر است اما پیشنهادات شامل اجتناب از کودک آزاری است. اجتناب از بزرگنمایی رژیم و مشکلات بهداشتی ؛نشان دادن محبت بدون کنترل بیش از حد ؛تنظیم استانداردهای غیرممکن ؛پاداش دستاوردهای کوچک در حال حاضر ؛تشویق استقلال و جامعه پذیری 36.
3. نگرش مصرف کننده ، اعتقادات ، دانش و تعصب خوش بینانه
نگرش ها و اعتقادات مصرف کننده
در هر دو زمینه ایمنی و تغذیه مواد غذایی ، درک ما از نگرش مصرف کنندگان در 26 مورد ضعیف است. درک بهتر از چگونگی درک عمومی رژیم های غذایی خود در طراحی و اجرای ابتکارات غذایی سالم کمک می کند.
بررسی پان اروپایی از نگرش مصرف کننده به مواد غذایی ، تغذیه و سلامت نشان داد که پنج تأثیر برتر در انتخاب مواد غذایی در 15 کشور عضو اروپایی "کیفیت/طراوت" (74 ٪) ، "قیمت" (43 ٪) ، "طعم" است(38 ٪) ، "تلاش برای خوردن سالم" (32 ٪) و "آنچه خانواده من می خواهند بخورند" (29 ٪). این ارقام متوسط به دست آمده با گروه بندی 15 نتیجه کشور عضو اروپایی ، که تفاوت قابل توجهی از کشور به کشور دیگر دارد. در ایالات متحده آمریکا ترتیب زیر عوامل مؤثر بر انتخاب مواد غذایی گزارش شده است: طعم ، هزینه ، تغذیه ، راحتی و نگرانی های مربوط به وزن 27.
در مطالعه پان اروپایی ، زنان ، افراد مسن و افراد تحصیل کرده تر "جنبه های بهداشتی" را از اهمیت ویژه ای می دانند. نرها بیشتر "طعم" و "عادت" را به عنوان تعیین کننده اصلی انتخاب مواد غذایی خود انتخاب می کردند. به نظر می رسید "قیمت" در موضوعات بیکار و بازنشسته مهمترین است. مداخلات هدفمند در این گروه ها باید عوامل تعیین کننده انتخاب مواد غذایی خود را در نظر بگیرند.
نگرش و اعتقاد می تواند و تغییر کند. نگرش ما به چربی رژیم غذایی در 50 سال گذشته با کاهش مربوط به مقدار مطلق چربی خورده شده و تغییر در نسبت چربی اشباع نشده به اشباع نشده تغییر کرده است.
تعصب خوش بین
در بین جمعیت های اروپایی ، سطح کمی از نیاز درک شده برای تغییر عادات غذایی خود به دلایل سلامتی وجود دارد ، 71 ٪ مورد بررسی قرار گرفتند و معتقد بودند که رژیم های غذایی آنها در حال حاضر به اندازه کافی سالم 31 است. این سطح بالای رضایت از رژیم های غذایی فعلی در افراد استرالیا 52 ، آمریکایی 10 و انگلیسی 37 گزارش شده است.
عدم نیاز به ایجاد رژیم غذایی ، سطح بالایی از تعصب خوش بینانه را نشان می دهد ، این پدیده ای است که در آن مردم معتقدند که در مقایسه با دیگران از خطر کمتری برخوردار هستند. این خوش بینی کاذب همچنین در مطالعات نشان می دهد که چگونه افراد احتمال کمبود رژیم غذایی با چربی بالا نسبت به دیگران را دست کم می گیرند و اینکه چگونه برخی از مصرف کنندگان با دریافت میوه و سبزیجات کم خود را "مصرف کنندگان بالا" می دانند.
اگر مردم بر این باورند که رژیم های غذایی آنها در حال حاضر سالم است ، ممکن است غیر منطقی باشد که انتظار داشته باشید که رژیم های غذایی خود را تغییر دهند ، یا در هنگام انتخاب غذای خود ، تغذیه/تغذیه سالم را به عنوان یک عامل بسیار مهم در نظر بگیرند. اگرچه این مصرف کنندگان احتمال بیشتری برای داشتن رژیم غذایی سالم تر از کسانی که رژیم غذایی خود را تشخیص می دهند ، نیاز به پیشرفت دارند ، اما هنوز هم از اهداف تغذیه ای بهداشت عمومی به طور کلی پذیرفته شده اند. همچنین بعید است که این گروه ها با توصیه های رژیم غذایی بیشتر انگیزه بگیرند. از این رو ، مداخلات آینده ممکن است نیاز به افزایش آگاهی در بین جمعیت عمومی داشته باشد که رژیم غذایی خودشان از نظر ، به عنوان مثال چربی ، یا مصرف میوه و سبزیجات کاملاً کافی نیست. برای کسانی که معتقدند رژیم های غذایی آنها سالم هستند ، پیشنهاد شده است که اگر اعتقادات آنها در مورد نتایج تغییر رژیم غذایی تغییر یابد ، ممکن است نگرش آنها مطلوب تر شود و به همین دلیل احتمالاً بیشتر رژیم های خود را تغییر می دهند. بنابراین ، یک نیاز درک شده به انجام تغییر ، یک نیاز اساسی برای شروع تغییر رژیم غذایی 31 است.
4- موانع تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی
تمرکز روی هزینه
درآمد خانوار و هزینه غذا عامل مهمی در انتخاب مواد غذایی به ویژه برای مصرف کنندگان کم درآمد است. پتانسیل هدر رفتن مواد غذایی منجر به عدم تمایل به امتحان کردن غذاهای "جدید" از ترس خانواده آنها می شود. علاوه بر این ، کمبود دانش و از دست دادن مهارت های پخت و پز همچنین می تواند از خرید و تهیه وعده های غذایی از مواد اولیه جلوگیری کند.
آموزش در مورد چگونگی افزایش مصرف میوه و سبزیجات به روشی مقرون به صرفه به گونه ای که هیچ هزینه دیگری در پول و تلاش انجام نشده است ، به عنوان راه حل 18 ارائه نشده است. تلاش دولت ها ، مقامات بهداشت عمومی ، تولید کنندگان و خرده فروشان برای ترویج غذاهای میوه و سبزیجات به عنوان ارزش پول نیز می تواند سهم مثبتی در تغییر رژیم غذایی 12 داشته باشد.
محدودیت های زمانی
کمبود وقت به دلیل عدم پیروی از توصیه های غذایی ، به ویژه توسط 33 سال جوان و تحصیل کرده ، اغلب ذکر می شود. افرادی که به تنهایی زندگی می کنند یا برای یک نفر آشپزی می کنند ، به دنبال غذاهای راحتی هستند نه پخت و پز از مواد اولیه. این نیاز با تغییر در بازار میوه و سبزیجات از محصولات گشاد تا بسته بندی شده ، آماده و آماده پخت و پز برآورده شده است. این محصولات گرانتر از محصولات سست هستند اما مردم به دلیل راحتی که به همراه می آورند ، مایل به پرداخت هزینه اضافی هستند. توسعه طیف وسیعی از غذاهای خوشمزه و مناسب با پروفایل های غذایی خوب مسیری را برای بهبود کیفیت رژیم غذایی این گروه ها فراهم می کند.
5. مدل هایی برای تغییر رفتار
مدل های رفتاری سلامتی
درک چگونگی تصمیم گیری مردم در مورد سلامت خود می تواند در برنامه ریزی استراتژی های ارتقاء سلامت کمک کند. این جایی است که تأثیر روانشناسی اجتماعی و مدلهای مبتنی بر تئوری مرتبط با آن نقش دارد. این مدل ها به توضیح رفتار انسان و به ویژه در درک چگونگی تصمیم گیری در مورد سلامتی خود کمک می کنند. از آنها همچنین برای پیش بینی احتمال تغییر رفتار رژیم غذایی استفاده شده است. در این بخش به چند مورد منتخب متمرکز شده است.
مدل اعتقاد سلامت (HBM) و نظریه انگیزه حفاظت
HBM در ابتدا توسط Rosenstock 43 پیشنهاد شده است ، توسط بکر 7 اصلاح شده و برای پیش بینی رفتار بهداشتی محافظ مانند غربالگری ، جذب واکسیناسیون و رعایت مشاوره پزشکی استفاده شده است. این مدل نشان می دهد که افرادی که در نظر دارند رفتار خود را تغییر دهند ، باید شخصاً در اثر بیماری/بیماری احساس تهدید کنند و سپس در تجزیه و تحلیل هزینه و فایده شرکت کنند. این مدل همچنین نشان می دهد که افراد برای تغییر رفتار یا تصمیم گیری در رابطه با سلامت به نوعی نشانه نیاز دارند.
تئوری عمل استدلال (TRA) و نظریه رفتار برنامه ریزی شده (TPB)
از تئوری عمل استدلال 4 یا گسترش آن در قالب تئوری رفتار برنامه ریزی شده 5 برای کمک به توضیح و همچنین پیش بینی قصد یک رفتار خاص استفاده شده است. این مدل ها براساس این فرضیه است که بهترین پیش بینی کننده رفتار قصد رفتاری است. این مدل پیشنهاد می کند که قصد رفتاری یک فرد به طور مشترک از سه مؤلفه مشتق شده است.
- نگرش های،
- درک فشار اجتماعی برای انجام رفتار و
- کنترل درک شده بر رفتار.
در مطالعات رژیم غذایی TPB/TRA امکان مقایسه قدرت تأثیرات بر افراد و بین گروه های نمونه را فراهم می کند و می تواند برای ایجاد درک از عوامل تعیین کننده انتخاب مواد غذایی استفاده شود. TRA در توضیح رفتارهایی مانند چربی ، نمک و دریافت شیر موفق بوده است. از مدل TPB همچنین برای توضیح نگرش و عقاید در مورد غذاهای نشاسته در انگلستان 50 استفاده شد.
طبقه بندی مرحله برای رفتار مرتبط با سلامت
مراحل مدل تغییر توسعه یافته توسط Prochaska 42 و همکاران نشان می دهد که تغییر رفتار مرتبط با سلامت از طریق پنج مرحله جداگانه رخ می دهد. اینها قبل از مطالب ، تأمل ، آماده سازی ، عمل و نگهداری هستند. این مدل فرض می کند که اگر عوامل مختلف بر انتقال در مراحل مختلف تأثیر بگذارند ، افراد باید به بهترین وجه به مداخلات متناسب با مرحله تغییر خود پاسخ دهند.
مراحل مدل تغییر ، بر خلاف سایر مدلهای مورد بحث ، ثابت شده است که برای استفاده در تغییر رفتار به جای توضیح در رفتار فعلی ، محبوب تر است. این احتمالاً به این دلیل است که این مدل راهنمایی مداخله عملی را ارائه می دهد که می تواند به پزشکان آموزش داده شود. علاوه بر این ، نمونه های تصادفی بزرگ را می توان با پیام های متناسب با مرحله آمادگی فرد برای تغییر آزمایش کرد.
پیشنهاد شده است که یک مدل صحنه ممکن است برای رفتارهای گسسته تر ساده تر مانند خوردن پنج وعده میوه و سبزیجات هر روز یا نوشیدن شیر کم چرب (اهداف مبتنی بر مواد غذایی) مناسب تر باشد. خوردن چربی (هدف مبتنی بر مواد مغذی) 29.
در حال حاضر ، هیچ یک از نظریه ها یا الگوی به اندازه کافی طیف گسترده ای از رفتارهای انتخاب مواد غذایی را 38 توضیح و پیش بینی نمی کند. به طور کلی مدل ها باید به عنوان ابزاری برای درک عوامل مؤثر بر تصمیمات و رفتار فردی تلقی شوند. با وجود تعداد مدل های تغییر رفتار ، آنها در مداخلات نسبتاً کمی تغذیه استفاده شده اند. مراحل مدل تغییر محبوب ترین است. با این حال ، بهترین آزمایش این مدل ، خواه مداخلات رژیم غذایی با مرحله از رویکردهای استاندارد شده بهتر باشد ، هنوز انجام نشده است.
6. تغییر رفتار غذایی: مداخلات موفق
تغییر رژیم غذایی آسان نیست زیرا نیاز به تغییر در عادت هایی دارد که در طول زندگی ایجاد شده است. از تنظیمات مختلفی مانند مدارس ، محل کار ، سوپر مارکت ها ، مراقبت های اولیه و مطالعات مبتنی بر جامعه استفاده شده است تا مشخص شود چه چیزی برای گروه های خاص از افراد کار می کند. اگرچه نتایج حاصل از چنین آزمایشاتی برای خارج کردن به سایر تنظیمات یا عموم مردم دشوار است ، اما چنین مداخلات هدفمند از نظر منطقی موفقیت آمیز بوده است ، نشان می دهد که رویکردهای مختلفی برای گروه های مختلف افراد یا جنبه های مختلف رژیم لازم است.
مداخلات در تنظیمات سوپر مارکت محبوب است با توجه به این جایی که اکثر مردم بیشتر غذای خود را خریداری می کنند. غربالگری ، تورهای مغازه و مداخلات نقطه خرید روش هایی است که می توان اطلاعات را ارائه داد. چنین مداخلات در افزایش آگاهی و دانش تغذیه ای موفق هستند اما اثربخشی آنها از هرگونه تغییر رفتار واقعی و طولانی مدت در حال حاضر مشخص نیست.
مدارس یکی دیگر از موارد مداخله آشکار هستند زیرا می توانند به دانش آموزان ، والدین و کارکنان مدرسه برسند. مصرف میوه و سبزیجات در کودکان با استفاده از مغازه های Tuck ، چندرسانه ای و اینترنت افزایش یافته و وقتی کودکان در رشد ، تهیه و پخت و پز مواد غذایی که 1،6،35 می خورند درگیر می شوند. علاوه بر این ، تغییر پنهانی در ظروف برای کاهش چربی ، سدیم و انرژی ، مشخصات غذایی شام های مدرسه را بدون از دست دادن مشارکت دانش آموزان در برنامه ناهار مدرسه 44 بهبود بخشید.
مداخلات در محل کار همچنین می تواند به تعداد زیادی از افراد برسد و می تواند افراد را در معرض خطر قرار دهد. افزایش در دسترس بودن و جذابیت میوه و سبزیجات در Canteens Conteens 34 و کاهش قیمت برای میان وعده های سالم تر در دستگاه های فروش افزایش یافته است. بنابراین ، ترکیبی از آموزش تغذیه با تغییر در محیط کار به ویژه در صورت استفاده از فعالیت های تعاملی و در صورت تحمل چنین فعالیتهایی برای دوره های طولانی 41 ، بیشتر موفق خواهد شد.
مقابله با چندین عامل رژیم غذایی به طور همزمان مانند کاهش چربی رژیم غذایی و افزایش میوه و سبزیجات ، در مراقبت های اولیه 47 مؤثر بوده است. مشاوره رفتاری در رابطه با مشاوره تغذیه در چنین تنظیماتی مؤثر به نظر می رسد اگرچه پیامدهای هزینه آموزش متخصصان مراقبت های اولیه در مشاوره رفتاری در این زمان نامشخص است. استراتژی های آموزشی و رفتاری نیز در تنظیمات بهداشت عمومی/ جامعه مورد استفاده قرار گرفته است ، که نشان داده شده است که باعث افزایش مصرف میوه و سبزیجات 2،3،12 می شود.
7. نتیجه گیری
تأثیرات زیادی در انتخاب مواد غذایی وجود دارد که مجموعه ای از وسایل را برای مداخله و بهبود انتخاب مواد غذایی افراد فراهم می کند. همچنین تعدادی از موانع برای تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی وجود دارد که بسته به مراحل زندگی و فرد یا گروهی از افراد مورد نظر متفاوت است.
این یک چالش اساسی هم برای متخصصان بهداشت و هم برای خود مردم برای ایجاد تغییرات رژیم غذایی است. استراتژی های مختلفی برای ایجاد تغییر در رفتار در گروه هایی با اولویت های مختلف مورد نیاز است. کمپین هایی که شامل مشاوره متناسب هستند که شامل راه حل های عملی و همچنین تغییرات محیطی است ، احتمالاً در تسهیل تغییرات رژیم غذایی موفق خواهند بود.
بررسی شده توسط دکتر فرانسه بلیزل ، ایرا ، فرانسه
منابع
- اندرسون A ، و همکاران.(2003). توسعه و ارزیابی یک مداخله جدید مبتنی بر مدرسه برای افزایش مصرف میوه و سبزیجات در کودکان (پنج روز در خیابان Bash Street) ، N09003. گزارش برای FSA ، لندن.
- Anderson A & Cox D (2000). پنج روز - چالش ها و دستاوردها. تغذیه و علوم غذایی 30 (1): 30-34.
- اندرسون AS ، و همکاران.(1998). برای افزایش میزان میوه و سبزیجات ، پنج ، مداخله آموزش تغذیه ای را انجام دهید: تأثیر بر نگرش به تغییر رژیم غذایی. مجله بریتانیا تغذیه 80: 133-140.
- Ajzen I & Fishbein M (1980). درک نگرش و پیش بینی رفتار اجتماعی. اشمیه
- Ajzen I (1988). نگرش ، شخصیت و رفتار. میلتون کینز: انتشارات دانشگاه آزاد.
- Baranowski T ، et al.(2003). تلاش Squire! ارزیابی نتیجه رژیم غذایی یک بازی چندرسانه ای. مجله آمریکایی پزشکی پیشگیری 24: 52-61.
- Becker MH (1974). الگوی اعتقاد سلامت و رفتار نقش بیمار. مونوگرافی آموزش بهداشت 2 ، 409-419.
- Berkman LF (1995). نقش روابط اجتماعی در ارتقاء سلامت. پزشکی روانی 57 (3): 245-254.
- کلارک جی (1998). طعم و طعم: اهمیت آنها در انتخاب غذا و پذیرش. مجموعه مقالات انجمن تغذیه 57: 639-643.
- Cotugna N ، و همکاران.(1992). دانش و پیشگیری از سرطان ، اعتقادات ، نگرش ها و شیوه ها: بررسی مصاحبه ملی بهداشت 1987. مجله انجمن رژیم غذایی آمریکا 92 (8): 963-968.
- Cox DN ، و همکاران.(1998a). برای افزایش مصرف میوه و سبزیجات ، پنج ، مداخله آموزش تغذیه ای را انجام دهید: تأثیر بر انتخاب مصرف کننده و مصرف مواد مغذی. مجله بریتانیا تغذیه 80: 123-131.
- Cox DN ، و همکاران.(1998b). نگرش ، اعتقادات و موانع مصرف کننده انگلیس در افزایش مصرف میوه و سبزیجات. تغذیه بهداشت عمومی 1: 61-68.
- Cox RH ، و همکاران.(1996). تأثیر مداخله سرطان بر بیماری های قلبی عروقی مرتبط با رژیم غذایی از مشتری های EFNEP سفید و آفریقایی-آمریکایی. مجله آموزش تغذیه 28: 209-218.
- De Irala-Estevez J ، و همکاران.(2000). یک بررسی منظم از تفاوت های اقتصادی و اقتصادی در عادات غذایی در اروپا: مصرف میوه و سبزیجات. مجله اروپایی تغذیه بالینی 54: 706-714.
- De Almeida MDV ، و همکاران.(1997). منابع مورد استفاده و مورد اعتماد بزرگسالان نماینده ملی در اتحادیه اروپا برای اطلاعات در مورد تغذیه سالم. مجله اروپایی تغذیه بالینی 51: S8-15.
- Devine CM ، و همکاران.(2003) ساندویچ کردن آن در: سرریز کار بر روی گزینه های غذایی و نقش های خانوادگی در خانواده های شهری کم و متوسط. علوم اجتماعی و پزشکی 56: 617-630.
- Dewberry C & Ussher JM (1994). محدودیت و درک وزن بدن در بزرگسالان انگلیس. مجله روانشناسی اجتماعی 134 (5): 609-619.
- Dibsdall LA ، et al.(2003). نگرش و رفتار مصرف کنندگان کم درآمد نسبت به دسترسی ، در دسترس بودن و انگیزه برای خوردن میوه و سبزیجات. بهداشت عمومی 6 (2): 159-168.
- Donkin AJ ، و همکاران.(2000). نقشه برداری دسترسی به مواد غذایی در یک منطقه محروم: توسعه شاخص های قیمت و در دسترس بودن. تغذیه بهداشت عمومی 3 (1): 31-38.
- Drummond S ، Crombie N & Kirk T (1996). نقد اثرات میان وعده بر وضعیت وزن بدن. مجله اروپایی تغذیه بالینی 50 (12): 779-783.
- Dye L & Blundell JE (1997). چرخه قاعدگی و کنترل اشتها: پیامدهای تنظیم وزن. تولید مثل انسانی 12 (6): 1142-1151.
- Faugier J ، et al.(2001) موانع تغذیه سالم در حرفه پرستاری: قسمت 2. استاندارد پرستاری 15 (37): 33-35.
- Feunekes GIJ ، و همکاران.(1998). انتخاب مواد غذایی و مصرف چربی نوجوانان و بزرگسالان: انجمن های دریافتی در شبکه های اجتماعی. داروی پیشگیری 27: 645-656.
- فرانسوی SA ، و همکاران.(2001). تأثیرات قیمت گذاری و ارتقاء بر خرید میان وعده های فروش کم چرب: مطالعه تراشه ها. مجله آمریکایی بهداشت عمومی 91: 112-117.
- گاتنبی S (1996). تغذیه سالم: نگرش ، اعتقادات و رفتار مصرف کننده. مجله تغذیه و رژیم غذایی انسان 9: 384-385.
- جیبنی MJ (2004). نگرش و اعتقاد مصرف کنندگان اروپایی در مورد غذاهای ایمن و مغذی: مفاهیم ، موانع و مزایا. در مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی مواد غذایی: "فکر کردن فراتر از فردا" که در ژوئن در دوبلین برگزار شد . 04.
- Glanz K ، et al.(1998). همبستگی های روانی اجتماعی رژیم های غذایی سالم در بین کارگران اتومبیل مرد. اپیدمیولوژی سرطان ، نشانگرهای زیستی و پیشگیری 7: 119-126.
- Hampl JS ، Heaton CL & Taylor CA (2003). الگوهای میان وعده بر انرژی و مصرف مواد مغذی تأثیر می گذارد اما شاخص توده بدنی نیست. مجله تغذیه و رژیم غذایی انسان 16 (1): 3-11.
- Horwath CC (1999). استفاده از مدل transtheoretical در تغییر رفتار غذا: چالش ها و فرصت ها. بررسی تحقیقات تغذیه 12: 281-317.
- Keaey M ، et al.(2000). تعیین کننده های جامعه شناختی از تأثیرات درک شده در انتخاب مواد غذایی در یک نمونه نماینده ملی از بزرگسالان ایرلندی. بهداشت عمومی 3 (2): 219-226.
- Keaey M ، et al.(1997). درک شده نیاز به تغییر عادات غذایی در بین نمونه های نماینده بزرگسالان از همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا. مجله اروپایی تغذیه بالینی 51: S30-5.
- کریستال AR ، و همکاران.(1999). چگونه می توان مراحل تغییر را در مداخلات رژیم غذایی بهترین استفاده کرد؟مجله انجمن رژیم غذایی آمریکا 99: 679-684.
- Lappalainen R ، et al.(1997). مشکلات در تلاش برای خوردن سالم تر: تجزیه و تحلیل توصیفی از موانع درک شده برای تغذیه سالم. مجله اروپایی تغذیه بالینی 51: S36-40.
- Lassen A ، et al.(2004). استراتژی های موفقیت آمیز برای افزایش مصرف میوه و سبزیجات: نتایج حاصل از مطالعه مدل "6 روز در روز" دانمارک. بهداشت عمومی 7 (2): 263-270.
- Lowe CF ، و همکاران.(2004). تأثیر مدل سازی همسالان و مداخله مبتنی بر پاداش برای افزایش مصرف میوه و سبزیجات در کودکان. مجله اروپایی تغذیه بالینی 58 (3): 510-522.
- Mac Evilly C & Kelly C. (2001). گزارش کنفرانس در مورد "خلق و خو و غذا". بولتن تغذیه 26 (شماره 4).
- Margetts BM ، و همکاران.(1998). عواملی که بر الگوهای غذایی "سالم" تأثیر می گذارند: نتایج حاصل از بررسی بهداشت و شیوه زندگی سازمان بهداشت و درمان در سال 1993 در انگلیس. تغذیه بهداشت عمومی 1 (3): 193-198.
- Nestle M ، et al.(1998). تأثیرات رفتاری و اجتماعی در انتخاب مواد غذایی. بررسی های تغذیه ای 56 (5): S50-S64.
- الیور G ، Wardle J (1999) اثرات استرس در انتخاب مواد غذایی را درک کرد. فیزیولوژی و رفتار 66: 511-515.
- Paisley L ، et al.(1995). درک مصرف کننده از تغییرات رژیم غذایی برای کاهش چربی. تحقیقات تغذیه 15: 1755-1766.
- پترسون دوباره ، و همکاران.(1997). مؤلفه های مداخله آزمایشی چاه در ارتباط با اتخاذ رژیم های غذایی سالم. مجله آمریکایی پزشکی پیشگیری 13: 271-276.
- Prochaska JO ، Diclemente CC & Norcross JC (1992). در جستجوی نحوه تغییر افراد: برنامه های رفتارهای اعتیاد آور. روانشناسی آمریکایی 47: 1102-1114.
- Rosenstock IM (1966). چرا مردم از خدمات درمانی استفاده می کنند. سه ماهه صندوق یادبود میلبانک 44 ، 94-94.
- Snyder MP ، Story M & Trenkner LL (1992). کاهش چربی و سدیم در برنامه های ناهار مدرسه: قدرت ناهار! مطالعه مداخله. مجله انجمن رژیم غذایی آمریکا 92: 1087-1091.
- سورنسن LB ، و همکاران.(2003). تأثیر درک حسی از غذاها بر اشتها و مصرف مواد غذایی: مروری بر مطالعات در مورد انسان. مجله بین المللی چاقی و اختلالات متابولیک مرتبط 27: 1152-1166.
- عبدالر ، و همکاران.(2008) پیش بینی کننده های روانی اجتماعی مصرف میوه و سبزیجات در بزرگسالان: مروری بر ادبیات. مجله آمریکایی پزشکی پیشگیری 34 (6): 535-543.
- استیونز VJ ، و همکاران.(2002) کارآزمایی تصادفی از یک مداخله در رژیم غذایی کوتاه برای کاهش مصرف چربی و افزایش مصرف میوه و سبزیجات. مجله ارتقاء سلامت آمریکایی 16 (3): 129-134.
- اشتاینر جی (1977). بیان صورت از نوزاد نوزاد که نشان دهنده هیدونیک محرکهای شیمیایی مرتبط با مواد غذایی است. در: Weiffenbach J. Ed. طعم و توسعه: پیدایش اولویت شیرین.(انتشار DHEW شماره NIH 77-1068). واشنگتن دی سی: ایالات متحده
- Stubbs RJ ، و همکاران.(1996). صبحانه های پر پروتئین ، چربی یا کربوهیدرات: تأثیر بر اشتها در درون روز و تعادل انرژی. مجله اروپایی تغذیه بالینی 50: 409-417.
- Stubenitsky K & Mela DJ (2000). درک مصرف کننده انگلستان از غذاهای نشاسته. مجله بریتانیا تغذیه 83: 277-285.
- Wardle J ، et al.(2000). استرس ، محدودیت رژیم غذایی و مصرف مواد غذایی. مجله تحقیقات روانی 48: 195-202.
- Worsley A & Crawford D (1985). آگاهی و رعایت دستورالعمل های غذایی استرالیا. یک مطالعه توصیفی از ساکنان ملبورن. تحقیقات تغذیه 5: 1291-1308.
شما همچنین ممکن است ...

اولین کسی باشید که آخرین مطالب ما را دریافت می کند
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 13:27