بخش روانشناسی ، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه ناتینگهام ترنت ، ناتینگهام ، انگلستان.
بخش روانشناسی ، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه ناتینگهام ترنت ، ناتینگهام ، انگلستان.
آدرس مکاتبات: Preethi Premkumar ، دکترا. بخش روانشناسی ، دانشگاه ناتینگهام ترنت ، خیابان برتون ، ناتینگهام NG1 4BU ، انگلستان. تلفن: +44- (0) 115-848-4511 ، نمابر: +44- (0) 115-848-2390 ، ku. ca. utn@ramukmerp. ihteerp
این یک مقاله با دسترسی آزاد است که تحت شرایط مجوز غیر تجاری Creative Commons Attribution توزیع شده است (http://creativeecommons.org/licenses/by-nc/3. 0/) که امکان استفاده ، توزیع و بازتولید غیر تجاری نامحدود را فراهم می کند. در هر رسانه ، مشروط بر اینکه کار اصلی به درستی ذکر شده باشد.
چکیده
حساسیت به رد گرایش افزایش یافته به درک یا اضطراب انتظار از انصراف از دیگران در هنگام تعامل اجتماعی است. موج اخیر مطالعات تصویربرداری عصبی در مورد رد وجود داشته است. هدف از بررسی فعلی ، تعیین مناطق کلیدی مغز درگیر در رد اجتماعی با بررسی انتخابی مطالعات عصبی که یکی از سه پارادایم رد اجتماعی ، یعنی محرومیت اجتماعی در طول یک بازی توپ را به کار می برد ، ارزیابی بازخورد در مورد اولویت از همسالان و مشاهده صحنه ها را نشان می دهد. نشان دادن رد در هنگام تعامل اجتماعی. در پارادایم های مختلف رد اجتماعی ، در مناطق برای تجربه رد ، یعنی قشر کینگولاسیون قدامی پشتی (ACC) ، ACC زیرزمینی و ACC شکمی وجود داشت. تفکیک عملکردی بین مناطق برای تجربه طرد و آنهایی که برای تنظیم احساسات ، یعنی قشر جلوی جلوی داخلی ، قشر جلوی مغز بطن (VLPFC) و جسم مخطط شکمی ، در ارتباط مثبت بین پریشانی اجتماعی و مناطق برای تجربه رد و ارتباط معکوس بین پریشانی اجتماعی مشهود بودو مناطق تنظیم احساسات. الگوی محرومیت اجتماعی و صحنه هایی که در تعامل اجتماعی به تصویر کشیده می شوند ، در برانگیختن پاسخ های عصبی خاص طرد ماهر بودند. این پاسخ ها به طور متفاوتی از میزان پریشانی اجتماعی در طول کار ، حمایت اجتماعی دریافت شده ، عزت نفس و صلاحیت اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفت. ارائه نشانه های رد به عنوان صحنه های افراد در تعامل اجتماعی ، افراد حساس یا اسکیزوتایپال را برای رد کردن ACC و VLPFC پشتی نشان می دهد ، و این نشان می دهد که چنین افرادی که نشانه های رد را در دیگران درک می کنند ، پاسخ خود را به رد درک شده با فاصله گرفتن از فاصله خود از بین می برند. صحنه
معرفی
مفهوم طرد اجتماعی از دهه 1960 به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. ساختارهای نظری اولیه رد اجتماعی بر اساس تئوری های رویکرد و اجتناب و یادگیری اجتماعی ساخته شده است. 1-3) یکی از اولین مدل های پاسخ به رد ، به شکل انتخاب بین فردی و امید به نتیجه در زمینه دستیابی به اهداف شخص بود. 1) در اینجا ، نیاز به وابستگی به عنوان نگرانی فرد نسبت به روابط عاطفی مثبت تجربه می شود ، در حالی که مکالمه آن ترس از طرد است. نمونه اولیه مشابهی که توسط مهرابی و Ksionzky2 ایجاد شده است) حساسیت به رد را در یک پیوستار با نیاز به وابستگی ، که در آن یک انتظار کلی از تقویت مثبت (نیاز به وابستگی) یا انتظار منفی (حساسیت به رد) از دیگران در نظر گرفته است. یک توضیحات شناختی اخیر برای رد همسالان در کودکان ، داشتن نظریه ضعیف ذهن است . 4) با این حال ، این رابطه ساده نیست و توسط عواملی مانند روابط ضعیف خانواده و میزان رفتارهای اجتماعی واسطه است. Caputi و همکاران 4) دریافتند که داشتن یک تئوری بهتر ذهن در 5 سالگی با داشتن مهارت های اجتماعی بهتر در شش سال و به نوبه خود با احتمال بیشتر نامزد شدن به عنوان بیشترین علاقه در هفت سال ، همراه است ،داشتن مهارت های اجتماعی فقیرتر در پنج سال با احتمال بیشتر نامزد شدن به عنوان حداقل مورد پسند همسالان در شش و هفت سال همراه بود. این تجربیات رد بر روابط همسالان تأکید دارد.
حساسیت به رد نیز از نظر روابط نزدیک مورد مطالعه قرار گرفته است. Downey و Feldman3) حساسیت به رد را تمایل به "با اضطراب انتظار ، به راحتی درک و واکنش بیش از حد به رد" توصیف کردند. در روابط عاشقانه ، چنین افرادی تمایل دارند که از طرف شریک زندگی خود قصد مضر داشته باشند و ناامنی بیشتری را تجربه کنند و رضایت کمتری از رابطه خود داشته باشند ، صرف نظر از اینکه شریک زندگی از رابطه راضی است یا خیر . 3) اصالت مبتنی بر بیان مدل 5)وضعیتی را توصیف می کند که افرادی که نسبت به روابط عاشقانه خود ناامن هستند ، احتمالاً خود را به عنوان بیان آسیب پذیری بیشتر درک می کنند. در حقیقت ، مردم با احتیاط بیشتر پاسخ می دهند و نسبت به افرادی که حساسیت بین فردی را ابراز می کنند ، پاسخ می دهند. 5) به نوبه خود ، شرکت کنندگان که نسبت به شریک زندگی خود آسیب پذیری بیشتری ابراز کرده بودند نیز به احتمال زیاد در مورد شریک زندگی خود شبهات اصالت بیشتری را تجربه می کردند زیرا احساس می کردند شریک زندگی خود را احساس می کنندآنها را آسیب پذیر می دانست.
اثرات عصبی رد اجتماعی
اخیراً تحقیقاتی در مورد اثرات عصبی رد اجتماعی وجود داشته است . 6) یکی از بسترهای مهم عصبی برای درک طرد اجتماعی ، قشر سینگوله ای قدامی (ACC) است. وظایف تشخیص درگیری و نظارت بر خطا ، ACC. 7 را درگیر می کند) پردازش پاداش همچنین ACC را استخدام می کند. در اینجا ACC در به روزرسانی و ادغام اطلاعات در مورد ارزش پاداش یک رویداد معین و پیش بینی نتیجه آینده درگیر است. 8) همچنین در تجربه درد جسمی نقش دارد . 6) ترکیبی از این نقش ها ممکن است در هنگام رد فعال سازی ACC را به خود اختصاص دهدوظایفچالش های روش شناختی در تصویربرداری عصبی پاسخ به طرد اجتماعی وجود دارد ، که چالش اصلی شبیه سازی تجربه رد مستقیم است. از آنجا که طرد یک احساسات بین فردی است که هر دو کلامی 9،10) و غیر کلامی ، 2،5) انجام می شود ، طراحی باید شخص را در تعامل اجتماعی درگیر کند. مطالعات تصویربرداری عصبی طیف وسیعی از پارادایم ها را برای مطالعه انواع مختلف رد اجتماعی درک شده ، که برجسته ترین آن به عنوان محرومیت از همسالان است ، استفاده کرده اند. در مقایسه ، مطالعات در مورد اثرات عصبی رد از بستگان نزدیک نادر است. این احتمال وجود دارد که میزان نزدیکی شخص (سوم) متغیر مهمی در توضیح تنوع در پاسخ عصبی به رد باشد.
هدف از این مقاله تعیین مناطق اصلی مغز برای رد اجتماعی بود. با در نظر گرفتن سطح نزدیکی تعامل بین فردی که دلالت دارد ، یک بررسی انتخابی از مطالعات در مورد اثرات عصبی رد اجتماعی انجام شد. هدف دیگر این بررسی بررسی در هر مطالعه است که چگونه پاسخ عصبی به دستکاری های تجربی رد اجتماعی در طول FMRI مربوط به نمرات اقدامات رفتاری به منظور درک اهمیت عاطفی و اجتماعی پاسخهای عصبی است. یک بررسی جامع تر 6) به بررسی اهمیت عصبی و تکاملی یافته های FMRI در پاسخ به رد اجتماعی می پردازد. با توجه به تعداد زیادی از مطالعات تصویربرداری عصبی که به بررسی رد در زمینه های مختلف می پردازند (محرومیت اجتماعی ، 20 نفر = n ؛ ارزیابی اجتماعی ، 6 نفر = 6 ؛ و نشانه های رد به عنوان کلمات و صحنه ها ، n = 8) ، مجموعه ای از مطالعات از هر پارادایم تجربی استبررسی شده است
طراحی کار
وظایف مربوط به رد اغلب شامل فریب یا دستکاری وضعیت توسط کنفدراسیون ها بوده است ، که بیشترین کار با استفاده از "سایبری" است. در نسخه اصلی همانطور که در مطالعه توسط آیزنبرگر و همکاران ، 11) شرکت کنندگان با دو بازیکن مجازی دیگر بازی کردند ، در حالی که شرکت کنندگان ساخته شدند که معتقد بودند که با بازیکنان واقعی بازی می کنند. در بخش اول این کار ، به شرکت کنندگان گفته شد که به دلیل مشکلات فنی نمی توانند در بازی شرکت کنند (شرایط ضمنی محرومیت اجتماعی ، ISE). در مرحله بعد ، شرکت کنندگان درگیر یک بازی توپ زدن به توپ (ورود اجتماعی) بودند و در قسمت سوم شرکت کنندگان برای مدتی در بازی گنجانده شدند ، اما پس از آن مستثنی شدند (وضعیت صریح محرومیت اجتماعی ، ESE). به نظر می رسد این نوع محرومیت اجتماعی به نظریه های هویت اجتماعی (در گروه در مقابل وضعیت خارج از گروه) 11) و نیاز به وابستگی با و تصویب همسالان می پردازد. یعنی باید "این نوع از محرومیت های اجتماعی به نظر می رسد که تئوری های هویت اجتماعی (در گروه در مقابل وضعیت خارج از گروه) 12) و نیاز به وابستگی با و تأیید همسالان را جلب می کند."چنین تصویب به صورت رقابتی حاصل می شود ، مانند رتبه بندی شده توسط دیگران . 13)
ترجیح اجتماعی - دریافت بازخورد در مورد دوست داشتن یا دوست داشتن همسالان - شکل دیگری از پذیرش یا طرد است که در طراحی مطالعه FMRI اعمال شده است. کار ارزیابی اجتماعی 13) برای ارزیابی پاسخ عصبی به دریافت بازخورد از دیگران استفاده می شود. در اینجا ، شرکت کنندگان در حالی که تصمیم می گرفتند شخص تصویر را دوست دارند ، تصاویر دیگران را مشاهده می کردند. در مرحله بعد ، شرکت کنندگان در مورد اینکه آیا افرادی که در این کار مشاهده می شوند ، شرکت کننده را دوست دارند یا خیر ، بازخورد دریافت کردند ، اگرچه در حقیقت هیچ گونه بازخوردی توسط افراد تصویر ارائه نشده است و این پاسخ ها به طور تصادفی توسط آزمایشگر تنظیم شده است. این نوع طرد قبلاً مورد مطالعه قرار گرفته است. 1) هشتاد و پنج پسر دبیرستانی در گروه های N = 6 قرار گرفتند و از آنها خواسته شد تا آزمون مهارتهای شناختی را انجام دهند. 1) به شرکت کنندگان نمره عملکرد کاذب 48 ٪ داده شد ، اما رهبری شدنداعتقاد بر این که سایر اعضای گروه نمرات متفاوتی (بالاتر و پایین) برای آنها داشتند. شرکت کنندگان سپس رتبه های اولویت اعضای دیگر گروه را ارائه دادند و در مورد ترجیح اعضای دیگر از شخص بازخورد دریافت کردند. باز هم ، این بازخورد از قبل تعیین شد. شرکت کنندگان سپس بر اساس این بازخورد ، مجردترین ترجیح خود را نشان دادند. یافته ها حاکی از آن است که شرکت کنندگان در صورت داشتن نمرات عملکرد مشابه نسبت به اینکه سایر اعضای گروه دارای نمرات عملکرد بالاتری باشند ، احتمالاً اعضای گروه دیگر را در دسترس آنها قرار می دهند. شرکت کنندگان همچنین کسانی را که دارای نمرات عملکرد پایین تر از خودشان هستند ، به دلیل این تصور که اعضای گروه دیگر کمتر احتمال دارند که خود را به عنوان پذیرفته شده توسط شرکت کننده پذیرفته باشند ، ارزیابی کردند. با این حال ، اگر سایر اعضای گروه دارای نمرات عملکرد بالاتری باشند ، شرکت کنندگان احتمالاً در دسترس بودن خود به سایر اعضای گروه را بالاتر می بردند. این مطالعه نشان می دهد که ترجیح مردم نسبت به دیگران تحت تأثیر توانایی درک شده خود قرار دارد. کودکانی که از یک گروه فرضی رد شده اند ، بیشتر به احتمال زیاد ابراز تجاوز غیرمستقیم (به عنوان مثال ، نادیده گرفتن ، شایعات در مورد ، فریب ، رد یا استثناء دیگری) نسبت به اعضای گروه و خارج از گروه در مقایسه با کودکانی که توسط این افراد پذیرفته شده اند ، ابراز می کنند. در گروه . 14)
نشانه های رد نیز به عنوان کلمات و تصاویر به روش هایی ارائه شده است که نشان می دهد تعامل اجتماعی در حال انجام است . 15،16) در اینجا ، هیچ فرضیه ای درباره ماهیت درگیری خود شرکت کننده در تعامل اجتماعی ارائه نشده است. در عوض ، محرک ها به عنوان یک زمینه عاطفی تخیل که ممکن است شرکت کننده با آن آشنایی داشته باشد ، عمل می کند. فرض در اینجا این است که اگر شرکت کنندگان نشانه را برانگیختند ، این نشان می دهد که شرکت کننده بیشتر آشنایی با وضعیت تصور شده است.
پاسخ جسورانه fmri به طرد به عنوان محرومیت اجتماعی در هنگام "سایبار"
آیزنبرگر و همکاران 11) پاسخ به رد درد جسمی را تشبیه کرد. در مطالعه خود ، 13 دانشجوی کارشناسی ارشد در سایبری بازی کردند. ACC پشتی (DACC) ، انسولین راست و قشر جلوی مغز شکمی راست (PFC) در طول ESE بیشتر از ورود به سیستم فعال شدند. فعال سازی DACC بیشتر و فعال سازی PFC شکمی پایین به نوبه خود با پریشانی خود گزارش بیشتر در طول ESE در ارتباط بود. نویسندگان استنباط کردند که درگیری DACC به دلیل ارتباط بین فعال سازی ACC و پریشانی خود گزارش به دلیل محرومیت ، برانگیختگی بیشتری نسبت به شرایط ورود به وجود دارد. با این حال ، این مطالعه به طور مستقیم پاسخ عصبی را با شرایط ضمنی در مقابل شرایط طرد اجتماعی صریح مقایسه نمی کند. این مقایسه می تواند در تعیین تفاوت های فعال سازی عصبی بین انتساب داخلی (ESE) و انتساب خارجی محرومیت اجتماعی (ISE) . 10 مفید باشد)
در مرحله بعد ، آیزنبرگر و همکاران 17) نقش واسطه ای پاسخ عصبی به محرومیت بین میزان حمایت اجتماعی روزانه دریافت شده و پاسخ استرس کورتیزول به یک تمرین تحریک استرس را بررسی کرد. سی و دو شرکت کننده (میانگین سنی 20 سال) ابتدا در یک کار روزانه تعامل اجتماعی شرکت کردند که در طی 10 روز آنها میزان حمایت را که احساس می کردند در طی هر تعامل اجتماعی در پنج زمان تصادفی در طول روز انجام می دهند ، ثبت کردند. شرکت کنندگان سپس وظیفه سایبری را هنگام انجام FMRI انجام دادند و در شرایط ورود و محرومیت از سطح پریشانی اجتماعی گزارش کردند. سرانجام ، شرکت کنندگان یک تست استرس را انجام دادند که در آن پنج دقیقه به آنها داده شد تا سخنرانی را به دو قاضی تحویل دهند و یک کار حسابی را تحت نظر انجام دهند (شمارش به عقب در 13 ثانیه از شروع از شماره 2،083). سطح کورتیزول بزاق قبل و بعد از تست استرس اندازه گیری شد. اگرچه پاسخ عصبی در DACC و PFC شکمی به محرومیت که قبلاً انجام شده است) تکرار نشده بود ، پریشانی اجتماعی با فعال سازی DACC همراه بود و به طور معکوس با PFC شکمی راست در هنگام محرومیت در مقایسه با گنجاندن همراه بود. علاوه بر این ، حمایت اجتماعی بیشتر با فعالیت DACC راست راست و فعالیت Gyrus Frontior Frontior (Brodma ، BA 8) در طول محرومیت همراه بود ، فعال سازی هایی که به نوبه خود با تغییر کورتیزول به دنبال استرس همراه بودند. تجزیه و تحلیل واسطه گری نشان می دهد فعالیت DACC و BA 8 واسطه ارتباط بین حمایت اجتماعی و سطح کورتیزول است. سرانجام ، ارتباط مثبت بین فعال سازی DACC و BA8 و فعال سازی هیپوتالاموس ناشی از همبستگی با سطح کورتیزول وجود داشت. این یافته ها نشان می دهد که چگونه در یک شبیه سازی آزمایشی از تعامل اجتماعی که منجر به محرومیت می شود ، فعالیت عصبی در مناطق قابل پیش بینی مغز برای رد می تواند به طور معناداری با تعامل اجتماعی در دنیای واقعی و استرس ناشی از عملکرد ارتباط داشته باشد ، اگرچه استفاده از نمونه گیری از تجربه برای اندازه گیری تعامل اجتماعی نیاز داردبا سایر اقدامات خود گزارش پشتیبانی اجتماعی تأیید شود.
Onoda و همکاران 18) تأثیر عصبی حمایت اجتماعی بر محرومیت اجتماعی را مطالعه کردند. علاوه بر بلوک های گنجاندن استاندارد و محرومیت ، سه بلوک محرومیت همراه با بیانیه هایی که نشان دهنده حمایت اجتماعی است ، ارائه شد ، به عنوان مثال ، "ببخشید ، من می دانم که این امر برای شما ناخوشایند بود" یا "من همچنین وقتی که من کار را ناخوشایند کردم ، کار ناخوشایند را پیدا کردمشرکت کننده ". شرکت کنندگان (26 دانشجوی مقطع کارشناسی) در پایان اسکن ، رتبه های پریشانی را ارائه دادند که در طول محرومیت از تجربیات خود در مقایسه با گنجاندن ، تجربه خود را نشان می دهد. قشر سینگولات خلفی راست و انسولین در طول محرومیت اجتماعی بیشتر از گنجاندن و ناحیه حرکتی سمت چپ در هنگام ورود به مطالعه فعال شد. در حین محرومیت در مقایسه با محرومیت از حمایت عاطفی ، چندین حوزه از جمله PFC پشتی راست (DLPFC) ، PFC شکمی راست (VLPFC) و انسولین راست به شدت فعال شدند. در حین محرومیت از حمایت عاطفی در مقایسه با محرومیت به تنهایی ، PFC میانی ، VLPFC سمت چپ ، قطب زمانی دو طرفه ، سولکوس موقتی برتر چپ و precuneus چپ به شدت فعال شد. در حین محرومیت در مقایسه با گنجاندن ، درد خود گزارش بیشتر با فعالیت DACC بیشتر و ACC شکمی (VACC) ارتباط دارد. در حین محرومیت از حمایت عاطفی در مقایسه با محرومیت به تنهایی ، کاهش درد خود گزارش با همبستگی مثبت با کاهش فعالیت واکسن. به نوبه خود ، اتصال عملکردی بین فعالیت بیشتر VACC و فعالیت کمتر در DLPFC چپ ، ژیروس پس از مرکز ، قشر سینگولات خلفی ، قشر بینایی و مخچه در طول محرومیت از محرومیت از حمایت اجتماعی مشاهده شد. این مطالعه شواهد بیشتری در مورد نقش حمایت اجتماعی در تجربه رد ارائه می دهد. این یافته ها ممکن است نشان دهد که میزان پشتیبانی درک شده تجربه رد در DACC و VACC را با کاهش پریشانی تعدیل می کند ، در حالی که VLPFC و PFC داخلی ممکن است در تنظیم احساسات ضمنی یا ارزیابی مجدد از محرومیت تحت سطوح مختلف پشتیبانی نقش داشته باشند. این که آیا این عملکرد نظارتی VLPFC و PFC داخلی به طور مستقیم بر پریشانی به دلیل رد در DACC و VACC تأثیر می گذارد ، مشخص نشده است ، زیرا اتصال عملکردی بین این مناطق مشاهده نشده است.
با این حال ، طبقه بندی شرکت کنندگان به عنوان دارای عزت نفس پایین یا بالا) اتصال عملکرد معکوس بین دو مجموعه از ناحیه مغز را به عنوان تابعی از عزت نفس نشان داد. در مقایسه با گروه عزت نفس بالا ، گروه عزت نفس پایین فعال سازی بیشتری از DACC و VACC و همچنین سایر مناطق مانند انسولین راست ، هیپوکامپ راست ، پاراهیپوکامپ دو طرفه و مخچه راست را نشان داد. مهمتر از همه ، اتصال عملکردی معکوس بین DACC و راست VLPFC و PFC داخلی راست مشاهده شد ، به گونه ای که در گروه عزت نفس پایین ، فعال سازی DACC بیشتر در هنگام محرومیت با بیشتر VLPFC راست و فعال سازی PFC داخلی راست همراه بود ، در حالی که در خود بالاگروه عزت نفس ، فعال سازی DACC بیشتر با VLPFC راست پایین و فعال سازی PFC داخلی راست همراه بود. این یافته ها نشان می دهد که VLPFC و PFC داخلی از نظر کاهش فعال سازی DACC به دلیل رد در افراد عزت نفس بالا در تنظیم احساسات نقش دارند ، اما چنین مقرراتی در افراد با عزت نفس پایین تغییر می کند.
Masten et al. 20) در مورد نقش صلاحیت اجتماعی و حساسیت به رد در پاسخ عصبی به محرومیت اجتماعی بررسی کرد. یک دیدگاه این است که افراد دارای صلاحیت اجتماعی می توانند روابط همسالان بهتری داشته باشند و بنابراین نگرانی کمتری در مورد رد دارند. یک دیدگاه مخالف این است که افراد صلاحیت اجتماعی نیاز به حفظ وضعیت اجتماعی خود دارند و بنابراین بیشتر نگران رد شدن هستند. شرکت کنندگان در نوجوانان (23 نفر = ، میانگین سنی = 13 سال) با این عقیده که با افراد واقعی بازی می کردند ، سایبری را بازی می کردند. در حین محرومیت در مقایسه با گنجاندن ، شرکت کنندگان ACC فرعی راست ، VLPFC راست ، جسم مخطط شکمی راست و انسولین راست را فعال کردند. علاوه بر این ، پریشانی با فعالیت در ACC زیر ژنرال ، انسولین ، PFC یک طرفه در نیمکره سمت چپ و در یک منطقه در VLPFC راست در طول محرومیت ارتباط مثبت دارد. پریشانی همچنین با فعالیت در نیمکره راست جسم مخطط شکمی ، دو منطقه VLPFC و PFC پشتی ارتباط منفی دارد. ACC زیرنویس راست و فعال سازی انسولین به طور معکوس با فعال سازی نیمکره راست در جسم مخطط شکمی ، VLPFC و PFC پشتی ارتباط دارد. حساسیت به رد بیشتر با فعالیت بیشتر در DACC راست ، PFC در سمت چپ و Precuneus چپ در هنگام محرومیت نسبت به گنجاندن همبستگی مثبت دارد ، در حالی که صلاحیت اجتماعی بیشتر با فعالیت چندین منطقه از جمله DACC چپ و دو طرفه در انسداد ، VLPFC و استریاتوم شکمی ارتباط دارد. یافته های یک ارتباط منفی بین پریشانی و VLPFC راست و جسم مخطط شکمی نشانگر تعدیل بیشتر تأثیر در این مناطق در هنگام محرومیت است. ارتباط مثبت بین فعالیت ACC زیر جغرافیایی و پریشانی ، و فعالیت DACC و حساسیت به رد و صلاحیت اجتماعی نشان دهنده تجربه شدیدتر رد در هنگام محرومیت در این مناطق بود.
Sebastian و همکاران 21) وظیفه سایبری را برای شبه تصادفی کردن بلوک های گنجاندن و محرومیت به منظور به حداقل رساندن اثرات ترتیب کار و عادت کار اصلاح کردند. علاوه بر این به منظور تعادل پاسخ های حرکتی در شرایط ورود و محرومیت ، شرکت کنندگان (نوجوانان ، 19 نفر ، میانگین سنی = 15. 44 سال ؛ و بزرگسالان ، 16 نفر ، میانگین سنی = 28. 7 سال) از آنها خواسته شد تا دکمه های دکمه ای را ارائه دهندبین دو بازیکن دیگر پرتاب می شود. شرکت کنندگان سپس پریشانی اجتماعی خود را در یادآوری تجربیات گنجاندن و محرومیت و مقاومت در برابر نفوذ همسالان ارزیابی کردند. نوجوانان گزارش دادند که در طول محرومیت ، از نظر گنجاندن ، مضطرب تر و محروم هستند و در مقایسه با بزرگسالان مقاومت ضعیفی در برابر نفوذ همسالان داشتند. فعالیت بیشتر در طول محرومیت از گنجاندن در دو منطقه پیش بینی شده ، یعنی ACC زیرزمینی راست و VLPFC سمت چپ علاوه بر چندین منطقه غیرقابل پیش بینی دیگر مشاهده شد. تعامل گروهی در سن و سال در VLPFC راست فعال سازی بیشتری را در طول محرومیت از گنجاندن در بزرگسالان نشان داد ، اما در هنگام محرومیت ضعیف تر از گنجاندن در نوجوانان ، یافته ای که با این دیدگاه که VLPFC مناسب توسط فضیلت در تنظیم احساسات دخیل است ، طنین انداز است. از ارتباط معکوس آن با پریشانی در هنگام محرومیت . 20) یافته ها بر تفاوت های عصبی توسعه بین بزرگسالان و نوجوانان تأکید می کند. VLPFC ممکن است در تنظیم احساسات در نوجوانان هنگام همراه با پریشانی بیشتر و مقاومت ضعیف تر در برابر نفوذ همسالان کمتر باشد. به طور متضاد ، PFC میانی سمت چپ مستعد ابتلا به مقاومت در برابر نمرات تأثیر همسالان در نوجوانان بود ، به گونه ای که مقاومت ضعیف تر در برابر تأثیر همسالان ، فعال سازی PFC میانی بیشتر در نوجوانان را پیش بینی می کرد ، اما در بزرگسالان نه.
این یافته ها به وضوح نواحی اصلی مغز را برای تجربه طرد، یعنی dACC، ACC زیرجنسی و vACC و نواحی مغز برای تنظیم احساسات مشروط به رد، یعنی PFC داخلی و VLPFC و جسم مخطط شکمی نشان می دهند. جدول 1 مختصات خوشه های فعال یا غیرفعال سازی مؤسسه عصبی مونترال (MNI) را نشان می دهد که در هر مطالعه در طول مقایسه شرایط مختلف تکلیف رد مشاهده شده است. شکل 1 میانگین مختصات MNI را در مطالعات در یک فضای دو بعدی نشان می دهد، جایی که اندازه حلقه نشان دهنده تنوع نسبی بین مطالعات در مختصات y است. تفکیک عملکردی این دو مجموعه از مناطق مغز تا حدودی با ارتباط مثبت و معکوس آنها به ترتیب با پریشانی اجتماعی، حساسیت طرد اثبات می شود، در حالی که فعال سازی VLPFC تا طرد شدن، ارتباط مثبتی با حمایت اجتماعی، شایستگی اجتماعی و عزت نفس دارد، اگرچه باید چنین باشد. تصدیق کرد که این یافته ها در بین مطالعات سازگار نیستند. جدول 2 مختصات MNI خوشه های فعال یا غیرفعال سازی را نشان می دهد که با معیارهای گزارش خود گزارش متفاوتی مرتبط هستند. شکل 2 مختصات میانگین MNI را نشان می دهد، جایی که اندازه حلقه نشان دهنده تنوع نسبی بین مطالعات در مختصات y است.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 14:45