
نظرات در مورد اینکه چرا اهرم بالا برای توییت نامه الکترونیکی بهینه است
پست زیر از هری دژلو ، استاد دارایی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و رنه استولز ، استاد دارایی در دانشگاه ایالتی اوهایو به ما می آید.
در مقاله ما ، چرا اهرم بالا برای بانکها بهینه است ، که اخیراً در SSRN در دسترس عموم قرار گرفته است ، ما بر نقش بانک ها به عنوان تولید کنندگان مطالبات مالی مایع تمرکز می کنیم. مدل ما عدم اطمینان را به عهده می گیرد و مشکلات نمایندگی ، بیمه سپرده ، مالیات و سایر تحریفات را که باعث می شود بانک ها به اتخاذ ساختارهای سرمایه اهلی منجر شود ، مستثنی می کند. ما نشان می دهیم که ، در این شرایط ایده آل ، در صورت وجود حق بیمه بازار برای تولید مطالبات مایع (با ارزش اجتماعی) ، اهرم بالای بانک بهینه است. بنابراین این تجزیه و تحلیل حاکی از آن است که اهرم های بالای بانک-نه Modigliani و Miller (1958) از اصل بی ربط استفاده می کنند-پایه مناسب در دنیای ایده آل برای تجزیه و تحلیل ساختار سرمایه بانکی در حضور تقاضا برای مطالبات مالی مایع به خودی خود است.
بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که اهرم بانکی بیش از حد است و باید با مقررات لازم باشد که به کوسن های سهام بسیار بیشتری نیاز دارد. به عنوان مثال ، بیست اقتصاددان برجسته نتیجه می گیرند که با بودجه بسیار بیشتری ، بانک ها می توانند تمام کارکردهای مفید اجتماعی خود را انجام دهند و بدون به خطر انداختن سیستم مالی ، از رشد پشتیبانی کنند. Admati and Hellwig (2013) ، ساختمان در Miller (1995) ، Pfleiderer (2010) و Admati ، Demarzo ، Hellwig و Pfleiderer (2011) ، این پرونده را برای محدودیت های نظارتی قوی در اهرم بانکی شرح می دهد. همانطور که مایرسون (2013 ، ص 3) بحث می کند ، این پرونده بر روی قضیه بی ربط به مودیگلیانی و میلر (1958 ، میلی متر) استوار است ، که نشان می دهد ، در بازارهای کامل ، سهام به عنوان منبع سرمایه گران تر از بدهی نیست. اصل بی طرفی بدهی MM ، Admati و Hellwig (2013 ، ص 191) را به این نتیجه می رساند: "افزایش نیازهای سهام از 3 درصد به 25 درصد از کل دارایی ها فقط شامل تغییر مجدد مطالبات مالی در اقتصاد می شود تا بهتر شودو سیستم مالی ایمن ترهیچ هزینه ای برای جامعه وجود نخواهد داشت. "در حقیقت ، با قضیه MM در محل کار ، افزایش نیازهای سهام بانکی بسیار بالاتر از 25 درصد هزینه های اجتماعی نخواهد داشت.
این استدلال بانک ها را به عنوان شرکت هایی تلقی می کند که وام می دهند و نقش بانک ها را به عنوان تولید کننده مطالبات مالی نقد نادیده می گیرد. این ایده که تولید نقدینگی ذاتی واسطه گری مالی است، به طور گسترده در ادبیات مورد بحث قرار گرفته است، در میان دیگران، Diamond and Dybvig (1983)، Diamond and Rajan (2001)، Gorton (2010)، Gorton and Peacchi (1990)، و Holmstrom وتیرول (1998، 2011). اگر فناوری غربالگری اعتبار بانک ها را قادر می سازد تا وام های بهتری نسبت به سایر طرف ها و سایر مفروضات MM بدهند، بانک ها می توانند ساختارهای سرمایه تماماً بدون کاهش ارزش را اتخاذ کنند. با این حال، اگر بانک ها با تولید مطالبات نقدینگی برای بنگاه ها و خانوارهایی که از نظر مالی با محدودیت های مالی مواجه هستند، ارزش تولید کنند، آن هایی که ساختار سرمایه بالایی دارند، با بانک ها یا جانشین های بانکی که دارای حقوق صاحبان سهام کمتری هستند، قابل رقابت نیستند.
ما یک مدل بازارهای تقسیم بندی شده ساده را توسعه می دهیم که از MM منحرف می شود و با گنجاندن برخی از شرکت ها (غیر بانک ها) و خانوارهایی که از نظر مالی با محدودیت مواجه هستند و خانواده هایی که با میل خود حق بیمه ای را برای ادعاهای مالی نقدی پرداخت می کنند تا دسترسی مطمئن به سرمایه را فراهم کنند، منحرف می شود. این مدل همچنین اجازه می دهد، اما نیازی به وجود برخی از طرف های دارای محدودیت مالی ندارد که با میل خود حق بیمه ای را برای دریافت وام های بانکی پرداخت می کنند، زیرا دسترسی آنها به بازارهای سرمایه پرهزینه است یا به طور دیگری مختل می شود. مدل ما نشان می دهد که:
- هنگامی که نقدینگی به دلیل تقاضا برای دسترسی مطمئن به سرمایه، قیمت گذاری شده است، اهرم بالا یک ویژگی ضروری و منحصر به فرد ساختار سرمایه بانک است.
- بانک ها علی رغم عدم وجود هزینه های نمایندگی، بیمه سپرده، انگیزه های مالیاتی برای استقراض، دستیابی به بازده، غرامت مبتنی بر ROE یا هر گونه تحریف دیگری، اهرم بالایی را انتخاب می کنند.
- رقابت بیشتر که نقدینگی بانک و اسپرد وام را تحت فشار قرار می دهد، ارزش سهام را کاهش می دهد و در نتیجه نسبت های بهینه اهرم بانک را افزایش می دهد.
- اگر بانک های معمولی با محدودیت های نظارتی روی اهرم مواجه شوند، در حالی که بانک های سایه با محدودیت های نظارتی مواجه شوند، بانک های اولی در مقابل دومی به ضرر رقابتی خواهند بود. تولید نقدینگی از بانک های تحت نظارت به بخش بانکداری سایه غیرقابل تنظیم مهاجرت خواهد کرد.
- هنگامی که نقدینگی با قیمتی بالاتر از قیمت گذاری می شود، بانک ها می توانند ساختارهای دارایی ایمن را برای حمایت از ساختارهای سرمایه ای که تولید ادعاهای مالی مطمئن را برای برآوردن تقاضای مطالبات نقدی به حداکثر می رساند، انتخاب کنند.
- از آنجایی که شرایط بازار سرمایه MM بانک ها را قادر می سازد ساختارهای دارایی و بدهی کاملاً ایمن ایجاد کنند، در صورت برقراری این شرایط، هیچ شانسی برای نکول بانک و هیچ شانسی برای سقوط سیستمیک وجود ندارد.
این نتیجه گیری ها این واقعیت را نشان می دهد که حق بیمه قیمت بازار برای القاء بانک ها به تولید (با ارزش اجتماعی) مطالبات مالی نقدینگی با نتیجه بی ربط اهرم MM ناسازگار است. حق بیمه نقدینگی یک سیگنال قیمتی است که به بانک ها و سایر تولید کنندگان نقدینگی ارسال می شود تا مطالبات مالی نقدی را ارائه دهند که تقاضای چنین مطالبات را از شرکت های محدود مالی و سایر طرف هایی که مایل به دسترسی مطمئن به سرمایه هستند ، برآورده می کند. مطالبات مالی نقدی (مانده نقدی و مطالبات مشابه) که به عنوان دارایی توسط طرف های محدود مالی نگهداری می شود ، از عرضه مطالبات ایمن تولید شده توسط تصمیمات ساختار مسئولیت بانکها و سایر تأمین کنندگان نقدینگی تهیه می شود.
هنگامی که قیمت بازار حق بیمه نقدینگی را تعبیه کرد ، تصمیمات ساختار سرمایه بانکی مهم است و به طور مشترک با ساختار دارایی بهینه می شود تا حداکثر ارزش تولید مایع را بدست آورد. بدهی و حقوق صاحبان سهام به همان اندازه منابع جذاب سرمایه بانکی نیستند. بدهی یک مزیت سختگیرانه دارد زیرا دارای خاصیت بی حساسیتی اطلاعاتی - فوری ، ایمنی و سهولت ارزش گذاری است - که توسط کسانی که به دنبال نقدینگی هستند. بر این اساس ، اهرم بانک بالا در صورت اصلاح مدل MM بهینه است که شامل حق بیمه قیمت برای القای تولید نقدینگی (با ارزش اجتماعی) می شود.
از آنجا که اصل بی طرفی بدهی MM ، وزن صفر را به ارزش اجتماعی نقدینگی اختصاص می دهد ، این یک مبنای نامناسب با ارزش عدالت برای ارزیابی اینکه آیا نسبت اهرم بالای بانکهای دنیای واقعی بیش از حد یا اجتماعی مخرب است. قضیه MM و همچنین دلالت بر این ندارد که محدودیت های نظارتی در اهرم بانکی مطلوب است زیرا آنها بدون افزایش هزینه های بودجه بانک ها ، خطر سیستمیک را کاهش می دهند. در شرایط ایده آل ما ، چنین مقررات باعث افزایش هزینه های بودجه بانکها بدون تغییر ریسک سیستمیک می شود (که صفر است زیرا ساختار دارایی بانک ها تحت شرایط عدم اطمینان برای تولید مطالبات مالی ایمن بهینه می شوند).
بنابراین ، این تجزیه و تحلیل نسبت به پذیرش این دیدگاه که اهرم بانک بالا باید نتیجه خطر اخلاقی ، سایر مشکلات آژانس یا انگیزه های مالیاتی برای وام گرفتن باشد ، هشدار می دهد. در مدل MM اصلاح شده ما ، هیچ هزینه آژانس یا مالیات وجود ندارد ، اما اهرم بالای بانک بهینه است. اهرم بالا به سادگی نتیجه واسطه گری است که بر تولید مطالبات مالی مایع (خصوصی و اجتماعی سودمند) متمرکز شده است. این تجزیه و تحلیل همچنین نسبت به این نتیجه گیری که اهرم بانکی باید بسیار زیاد باشد ، هشدار می دهد زیرا شرکت های عامل اهرم بسیار کمتری را حفظ می کنند. بانک ها از طریق انتخاب ساختار سرمایه خود ارزش ایجاد می کنند. در محیط ایده آل ما ، بانک ها ساختارهای دارایی ایمن (از وام های خطرناک و اوراق بهادار) را برای حمایت از تولید بیشتر مطالبات مالی مایع ، که در ساختارهای سرمایه بالایی بدهی آشکار می شود ، می سازند. بنگاههای عملیاتی از طریق انتخاب پروژه واقعی ، ارزش ایجاد می کنند ، که معمولاً مستلزم عدم اطمینان جریان نقدی قابل توجه است.
ساختار سرمایه یک نمایشگاه برای ایجاد ارزش در بنگاه های عملیاتی است ، اما این ستاره (یا حداقل یک ستاره) نمایش در بانک ها است. ساختارهای دارایی خطرناک اکثر شرکتهای عامل برای حمایت از اهرم بالا یا تولید در مقیاس بزرگ نقدینگی مناسب هستند. بانکها وجود دارند زیرا تخصص و راندمان هزینه های مرتبط با آنها در تنظیم ساختارهای دارایی خود برای حمایت از ساختارهای سرمایه ای که مطالبات مالی مایع را برای تأمین تقاضا ایجاد می کنند ، به آنها مزیت مقایسه ای نسبت به شرکتهای عامل می دهد.
نکته کلی این است که ، با توجه به تقاضای بازار مادی برای نقدینگی ، واسطه ها برای برآورده کردن آن تقاضا با ساختارهای سرمایه ای بالا ، که توسط ساختارهای دارایی (متنوع) بهینه شده برای حمایت از بیشترین مقدار ممکن از مطالبات مالی مایع بهینه می شوند ، برآورده می شوند. این دلیل اساسی است که چرا اصل بی طرفی بدهی MM یک مبانی نامناسب با حقوق صاحبان سهام برای نتیجه گیری است که اهرم بانکی باید به طور قابل توجهی محدود شود.
بنابراین این مقاله نشان می دهد که ، اگر ما یک مدل ایده آل (همانطور که MM انجام می دهد) استفاده کنیم و تقاضا برای مطالبات مایع را شامل کنیم ، پایه مناسب برای بانک ها اهرم بالایی است ، نه بی تفاوتی نسبت به اهرم. نکته مهم این است که بانک های دنیای واقعی بسیار از تنوع کامل دارایی های دارایی که در شرایط ایده آل که ما مطالعه می کنیم ، از بین می روند. محدود کردن تنظیم اهرم ها بر این اساس برای بانک های دنیای واقعی معنی دارد ، اما تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد یک رویکرد محتاطانه به چنین مقرراتی. به نظر می رسد کاهش اهرم های رادیکال وقتی خطر اخلاقی و سایر مشکلاتی که باعث افزایش خطر سیستمیک می شوند ، در برابر نتیجه بی ربط MM معیار می شوند ، آشکارا مطلوب به نظر می رسد. اما از آنجا که اهرم بالا یک هنجار جهان ایده آل برای بانک ها است ، یک رویکرد بهتر این احتمال را دارد که استانداردهای شدید سرمایه ممکن است به طور قابل توجهی تولید نقدینگی با ارزش اجتماعی را مختل کند ، و شاید با ایجاد تعویض تولید مایع در سایه تنظیم نشده ، خطر سیستمیک را تشدید کند.-بخش بانکی.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 18:52