چه اتفاقی می افتد اگر خشکسالی در کشوری رخ دهد که یک شرکت دارای تسهیلات تولید نیمه هادی باشد؟چه می شود اگر یک بیماری زایی که هزاران سال در پراکنده قطب شمال به دام افتاده است به دلیل ذوب شدن یخ آزاد شود و ناگهان بر محصولات و محصولاتی که به آنها بستگی دارد تأثیر می گذارد؟این موارد یک بار در جعبه "ناشناخته" قرار داشت. با این حال ، حداقل یکی از این خطرات اکنون یک واقعیت است و ما به دلیل آن ، به ویژه در صنعت خودرو ، با تأثیرات سنگینی در تولید روبرو شدیم.
خطر در حال ظهور چیست؟
IRGC یک خطر در حال ظهور را به عنوان "خطری که جدید باشد ، یا یک خطر آشنا در یک زمینه جدید یا ناآشنا یا در شرایط جدید زمینه (دوباره ظهور)" تعریف می کند ، یا به عنوان "موضوعاتی که تصور می شود بالقوه قابل توجه است اما ممکن است نباشد. کاملاً درک و ارزیابی شود ، بنابراین اجازه نمی دهد گزینه های مدیریت ریسک با اطمینان ایجاد شود. "یک خطر در حال ظهور را می توان با "عدم اطمینان زیاد" و "عدم آگاهی در مورد تأثیرات احتمالی و تعامل با سیستم های جذب ریسک" مشخص کرد.
همانطور که توضیح داده شد ، با توجه به اینکه تأثیر می تواند به طیف وسیعی از راه ها رخ دهد ، خطر در حال ظهور آسان نیست و ناشناخته ها می توانند خطر را برای تعیین (در عمودی صنعت ، محصولات یا حوزه های حرفه ای) پنهان کنند. ایجاد ارتباط سناریوهای ساخته شده به مماس یا نامشهود استراتژیک سازمان ، یکی دیگر از بخش های چالش برانگیز شناسایی ریسک در حال ظهور است. تعریف ریسک در حال ظهور نیاز به ارزیابی کننده یا تحلیلگر دارد تا سازمان ، تجارت ، فرآیند و محصولات را به اندازه کافی خوب بشناسد تا تأثیرات وقایع مورد تجزیه و تحلیل را حس کند.
در مرحله شناسایی ، ما معنا را در "ناشناخته ها" جستجو می کنیم که باید به واقعیت گره خورده باشد به گونه ای که تصمیم گیرندگان تجاری بتوانند درک کنند. عدم اطمینان از تأثیرات ، تعامل سیستم ها و پاسخ مردم به اختلالات ، عوامل اصلی عدم آگاهی ما در مورد اهمیت این رویداد با سازمان است.
عمل با یک خطر بی ربط برای سازمان به همان اندازه خطرناک است که هیچ کاری در برابر یک خطر مربوطه انجام نمی دهد. در نتیجه ، هنگام بررسی یک سناریوی قابل قبول یا ممکن ، باید یک مقیاس زمانی و دامنه تعریف شود.
مقیاس زمانی است که ما پیش بینی می کنیم تأثیر را از یک وقوع مشاهده کنیم. سه حالت برای مقیاس وجود دارد: اولین مورد به امروز نزدیکتر است زیرا اکنون می توان تأثیر را رخ داد. دوم بسته به روند مرئی (طرح ریزی) ، احتمال وقوع خطر شروع می شود. و آخرین مورد نشان دهنده ایده در اکتشاف است ، زیرا اطلاعات کمی یا بدون روند وجود دارد. وقتی نگاهی دقیق تر به این پارامترها می اندازیم ، بسته به اینکه در کدام حالت طبقه بندی شده باشد ، می توان یک خطر در حال ظهور را به عنوان حدس و گمان (اکتشاف) درک کرد.
از طرف دیگر ، اگر نزدیک به زمان حال باشیم ، برخلاف وجود خطر در حال ظهور ، ممکن است به سرعت به یک واقعیت تبدیل شود. بنابراین ، ما ممکن است تصمیم بگیریم که در یک سطح عدم اطمینان بین دو کشور بمانیم: طرح ریزی و اکتشاف. در مقایسه با اکتشاف ، پیش بینی یک رویکرد داده محور دارد. وقتی عدم اطمینان افزایش می یابد ، به مقیاس اکتشاف می رسیم. به عنوان مثال ، یک تجزیه و تحلیل روند می تواند مشخص کند که نقاشی هنرهای زیبا مبتنی بر هوش مصنوعی در حال بهبود است. این امر ما را قادر می سازد تا این ایده را پیش ببریم تا بگوییم ، "قابلیت های هوش مصنوعی ممکن است از قابلیت های هنرمند انسانی پیشی بگیرد."با این حال ، اکتشاف بیشتر شبیه است ، "قابلیت های هوش مصنوعی ممکن است هنرمندان هنری زیبا و طراحان بصری را از کار خود خارج کند."گزاره دوم هنگامی که هیچ روند و داده ای برای هسته و مناطق مشتق/اطراف برای پشتیبانی از آن وجود نداشته باشد ، تخیل تر می شود. با این وجود ، ما باید گزاره نوآورانه ای را برای ثبت ریسک خود با احتیاط ثبت کنیم که آن را "اکتشاف" توصیف می کند. بنابراین ، تجارت تا زمانی که با داده های روند پشتیبانی نشود ، روی این گزاره تمرکز نخواهد کرد.
پارامتر دوم ، دامنه ، مانند شعاع انفجار یک انفجار است. این میزان تأثیر خطر را در هنگام بروز تعریف می کند. آیا این امر بر سازمان یا صنعت تأثیر می گذارد یا در سطح جهان گسترش می یابد؟این دامنه در درجه اول برای جلب توجه توجه به نوع تغییرات استراتژی مورد نیاز استفاده می شود. به عنوان مثال ، یک خطر شناسایی شده با شعاع انفجار سازمانی ممکن است با فعالیتهای سطح تاکتیکی مانند اضافه کردن یک سیاست ، ایجاد یک فرایند یا اجرای فناوری کاهش یابد ، در حالی که یک تأثیر جهانی ممکن است سازمان را ترغیب کند تا یک تغییر استراتژیک در جهت ایجاد کند ، مانندتغییر دوره از گسترش بازار به افزایش مقاومت در برابر تجارت.
از کجا باید به دنبال خطرات در حال ظهور باشیم
در حالی که به دنبال خطرات در حال ظهور هستیم ، ما اطلاعات مربوط به موضوعات هدفمند خود را جستجو می کنیم و رویدادهایی را که اتفاق می افتد را جابجا می کنیم. قابلیت اطمینان اطلاعات جمع آوری شده از اهمیت استراتژیک در این مطالعه برخوردار است. این فعالیت به طور کلی سنجش افق یا اسکن افق نامیده می شود. تلاش این است که در حالی که سعی می کنید شاخص های مربوطه از اخبار ، روندها ، تمایلات فرهنگی ، رویدادهای سیاسی و رویدادهای طبیعی را ببینید ، به آینده تا آنجا که ممکن است به آینده نگاه کنیم. به راحتی می توان در این مرحله از بین رفت یا در مقدار زیادی از اطلاعات از جستجو غرق شد ، زیرا منبع اطلاعات فیلتر یا آزمایش نشده است. مگر اینکه اطلاعات از یک منبع رسمی ، قابل اعتماد و معتبر جمع آوری شود ، ما باید آن را با شک و تردید سالم تهیه کنیم. در غیر این صورت ، نتایج ما ممکن است سطح استراتژی را نادرست و منجر به خرابی های مهمتر شود.
مجموعه اطلاعات دارای دو بخش است: یکی این است که ببینیم در جهان چه اتفاقی می افتد که مربوط به تجارت است و دوم دیدگاه داخلی است. ما به داخل سازمان نگاه می کنیم و در مورد وقایع یا تغییراتی مشخص شده که ممکن است در تعریف خطرات در حال ظهور با ذینفعان مربوطه نقش داشته باشد ، بحث می کنیم. بحث های داخلی همچنین می تواند مقیاس خطر در حال ظهور (از اکتشاف تا طرح ریزی یا برعکس) را تغییر دهد.
استفاده از هر کمی از داده های قابل اعتماد از اعتبار نتیجه پشتیبانی می کند ، بنابراین داده های سطح عملیاتی یکی دیگر از منابع قابل اعتماد اطلاعات است. با این حال ، اگر فرایند تجزیه و تحلیل محدودیت زمانی داشته باشد ، بهتر است اطلاعات جمع آوری شده را در سطح استراتژیک و (حداکثر) تاکتیکی جمع آوری کنید. در غیر این صورت ، نقض تاریخ موعد اجتناب ناپذیر است.
تجزیه و تحلیل ریسک نوظهور چه مدت می تواند طول بکشد؟
در چرخه های تجزیه و تحلیل ریسک در حال ظهور ، ما باید محدودیت زمانی یا به معنای وسیع تر توافق نامه های سطح خدمات داشته باشیم تا با مدت جستجو/اسکن از بالاتر و فراتر از آن جلوگیری کنیم. با این حال ، هیچ داده خاصی برای شناسایی مدت زمان لازم برای آن وجود ندارد. آنچه می دانیم این است که مدت زمان زیادی به تحمل سازمان و عمق سوژه بستگی دارد. به عنوان مثال ، صنعت تولید در مقایسه با صنعت خدمات می تواند چرخه های طولانی تری برای شناسایی داشته باشد. با این وجود ، بر اساس نتایج پروژه های واقعی و تجربه حرفه ای ما ، می توان تخمین زد که فعالیت اسکن بسته به منطقه متمرکز ، می تواند سه تا پنج هفته طول بکشد. در این دوره ، ارزیابی کننده یا تحلیلگر درک خوبی از روندها ، وقایع کلیدی و نتایج ایجاد می کند. انتظار می رود بحث های داخلی پس از به دست آوردن سطح خاصی از اعتماد به نفس با اطلاعات جمع آوری شده آغاز شود. به طور کلی ، چرخه فرآیند (شناسایی ، تجزیه و تحلیل و گزارش) می تواند تا شش تا هشت هفته طول بکشد.
چرا ما باید ضمن ارزیابی خطرات در حال ظهور ، مانند یک سازمان اندیشکده رفتار کنیم؟
تجزیه و تحلیل ریسک در حال ظهور با ارزیابی منظم ریسک انجام شده در برابر الزامات انطباق ، کنترل یا فرآیندهای اجرا شده متفاوت است. متخصص موضوع (SME) که تجزیه و تحلیل را انجام می دهد ، باید دانش و تجربه حرفه ای عمیقی داشته باشد ، دقیقاً همانطور که انواع دیگر ارزیابی ریسک نیاز دارد. با این حال ، SME همچنین باید درک خوبی از امور مالی شرکت ، حقوقی ، ESG ، عملیات یا مناطق دیگر داشته باشد تا در این کار موفق باشد. SME همچنین ممکن است به یک دیدگاه جامع از موقعیت شرکت در بازار با یک هدف هدایت شده برای درک وضعیت آینده شرکت ، مشابه با تصمیم سازان نظارت بر همه ساختارهای سازمان بپردازد. این امر SME را قادر می سازد تا داده های خام را در توضیحی معنی دار در مورد اینکه چرا تجارت باید روی آن خطر نوظهور تمرکز کند ، ترکیب کند. در غیر این صورت ، خطر مشخص شده آجر دیگری روی دیوار یا واضح تر ، ردیف داده در ثبت ریسک خواهد بود.
معیشت یک خطر در حال ظهور مشخص شده به دیدگاه ارزیابی کننده بستگی دارد. ریسک تعریف شده در حال ظهور باید برای تجارت معنا پیدا کند در حالی که تصمیم گیرندگان استراتژی و برنامه های اجرای خود را تحت این خطر ارزیابی می کنند. بنابراین ، SME باید یک الگوی اندیشه به سبک فکر داشته باشد که بتواند راه حل های نوآورانه ای را برای مشکلات پشتیبانی شده توسط سناریوهای برنامه ریزی شده ایجاد کند.
چگونه می توانیم یک فرایند تحلیل ریسک در حال ظهور بسازیم؟آیا ما به ابزاری برای اجرای نیاز داریم؟
انجام تجزیه و تحلیل ریسک در حال ظهور می تواند یک تلاش یک نفره باشد که مهارت مورد نیاز برآورده شود. ضمن شناسایی تأثیر ، برای جمع آوری دیدگاههای مختلف از عملکردهای داخلی مربوطه ، محیط منابع باید گسترش یابد. در این مرحله ، SME جلسه طوفان مغزی را برای تعادل خطر شناسایی شده با تعیین یک تعریف تأثیر واقع گرایانه و مرتبط برای نتیجه گیری از تجزیه و تحلیل تنظیم می کند. پس از شکل توافق شده ، SME گزارش و کارت ریسک را برای ارائه به مدیریت و ثبت ریسک سازمانی تهیه می کند. جلسات و گزارش های داخلی بر خلاف مرحله تجزیه و تحلیل ساده است. در مرحله تجزیه و تحلیل ، اسکن افق (یا سنجش) هرج و مرج ترین قسمت فرآیند است. در این مرحله ، سازمان باید برای اطلاعات قابل اعتماد برای استاندارد سازی فعالیت و از بین بردن خطر SPOF (یک نقطه از شکست) به دنبال یک محیط ساخت یافته برای اطلاعات قابل اعتماد باشد. کیفیت در کیفیت اطلاعات جمع آوری شده است. بنابراین ، یک قاعده کلی این کار با یک ارائه دهنده خدمات است که در تحقیقات تخصص دارد و یک چارچوب محکم برای تقطیر اطلاعات جمع آوری شده در ایجاد اطلاعات دارد. برای این منظور برخی از خدمات اشتراک وجود دارد. زمان صرفه جویی شده با یک سرویس اشتراک می تواند به نفع سازمان کار کند و امکان مقیاس گذاری روند را فراهم می کند.
پیشگام رشدی نیاز داشت
به طور خلاصه ، تجزیه و تحلیل ریسک در حال ظهور نیاز به مجموعه مهارت های طاقچه دارد و به پایونیر می پردازد ، زیرا این یک مفهوم نسبتاً جدید برای سازمان ها است. با این وجود ، اجرای این روند با بودجه نسبتاً کم ، با شروع جستجوهای مبتنی بر اینترنت امکان پذیر است. با این حال ، یک چیز برای موفقیت بسیار مهم است: پیدا کردن فردی با الگوی تفکر تراز شده با دانش ، تجربه و مهارت های انجام.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
17 مرداد
1402 ساعت: 18:44