کتاب ضرب المثل می گوید که شش چیز وجود دارد که خداوند از آن متنفر است ، و یک هفتم او را نفرت می کند: این چیزها به عنوان هفت گناه کشنده شناخته می شوند.
هفت گناه کشنده لزوماً هفت بدترین کاری نیست که می توان انجام داد. در حقیقت ، دو طبقه از گناهان وجود دارد: ونیل و فانی. گناهان ونیل را می توان بخشید ، در حالی که تصور می شود گناهان فانی برای ابدیت روح فرد را لعنت می کنند. به طور قابل ملاحظه ای از لیست هفت مرده غایب است گناهانی است که با ده فرمان مانند سرقت ، قتل ، زنا و بت پرستی مطابقت دارد. ایده پشت هفت گناه کشنده این است که آنها پایه و اساس سایر گناهان هستند - از زمان ورود این گناهان به قلب شما ، شما به احتمال زیاد در مسیر ارتکاب گناهان بتن و حتی فانی بیشتر هستید.
در حقیقت ، نام دیگری برای هفت گناه "کشنده" ، هفت رذیله سرمایه است - با "سرمایه" که از کاپوت لاتین گرفته می شود ، که به معنی "سر" است ، بار دیگر از این گناهان به عنوان پایه ای برای سایر گناهان یاد می کند. اگر شما آنها را به معنای سرمایه گذاری تمرین کنید ، این رذیله های سرمایه نیز می توانند رذیله های سرمایه داری باشند ، و درست همانطور که شکستن هفت گناه کشنده می تواند شما را در مسیری برای لعنت ابدی قرار دهد ، ارتکاب رذیله های سرمایه داری می تواند شما را در مسیر ویرانی مالی قرار دهد.
سین کشنده شماره 1: غرور
اول در میان چیزهایی که خداوند از آن متنفر است "نگاهی افتخار" است. غرور اصلی و کشنده ترین هفت گناه کشنده است. اما از آنجا که کتاب مقدس به زبان آرامی نوشته شده است ، سپس به یونانی ، لاتین و سرانجام انگلیسی ترجمه شده است ، آنچه ما "غرور" می دانیم و عبری های باستانی این اصطلاح به طور قابل توجهی متفاوت هستند. این گناه نیست که به طور منطقی به دستاوردهای شخص افتخار کنیم. گناه واقعی احتمالاً بهتر به عنوان هوبریس توصیف می شود ، یک کلمه یونانی که سقوط بسیاری از قهرمانان اساطیری بود.
گناه غرور (یا هوبریس) به عنوان تمایل به مهمتر از دیگران تعریف می شود ، و نتوانسته است دستاوردهای دیگران را تصدیق کند و عشق "بیش از حد" به خود داشته باشد. نویسنده دانته ، نویسنده دوزنو ، گفت غرور گناهکار "عشق به خود منحرف شده به نفرت از همسایه شخص است."بنابراین چگونه این گناه از نظر سرمایه گذاری آشکار می شود؟
یک سرمایه گذار غرورآمیز احساس نیاز به درست بودن را احساس می کند. او باید خود را به عنوان باهوش تر از سایر سرمایه گذاران نشان دهد. این می تواند منجر به این شود که وی از زمانی که باید بفروشد ، سرمایه گذاری کند. به عنوان مثال ، یک سرمایه گذار غرورآمیز ممکن است معتقد باشد که سهام XYZ ، که در حال حاضر 10 دلار برای هر سهم معامله می کند ، باید 15 دلار یا بیشتر ارزش داشته باشد. او 5،000 سهم خریداری می کند ، و بعد از آن که به 9. 20 دلار سقوط می کند ، به جای کاهش ضرر و زیان خود ، "میانگین هزینه های دلار" را پایین می آورد و 10،000 سهم دیگر را نیز خریداری می کند. هنگامی که سهام به 8 دلار سقوط می کند ، و او اکنون 22،000 دلار در سوراخ است ، وی از پذیرش اشتباه خود امتناع می ورزد. او به جای فروش ، 500 سهم دیگر را خریداری می کند ، مطمئن است که سهام به دور خود می چرخد.
اگر سرمایه گذار غرورآمیز خوش شانس باشد ، شاید در نهایت XYZ به 15 دلار سهم - پنج سال یا ده سال بعد. او سود کاغذی را درک می کند ، که بر روی آن مالیات بر سود سرمایه پرداخت می کند. اما مدتی است که بخش عظیمی از پول نقد وی در یک سرمایه گذاری واحد گره خورده است و در پایان ، بخش بزرگی از "دستاوردها" که او می داند تورمی است. بنابراین ، اگر تورم به اندازه کافی بالا باشد ، سرمایه گذار غرورآمیز به پرداخت مالیات در مورد ضررهای واقعی (تنظیم تورم) پرداخت می شود. اما برای او ، این مهم نیست: او در تمام مدت "درست" بود. او "باهوش" از همسالانش بود. XYZ به 15 دلار رفت.
البته هیچ تضمینی وجود ندارد که XYZ تا به حال 15 دلار درآمد داشته باشد. در این حالت ، سرمایه گذار غرورآمیز سرانجام مجبور می شود ضررهای بسیار بیشتری را از آنچه که مجبور به جذب می شد ، بدست آورد ، اگر او غرور احمقانه و گناهکار خود را رها کرد و وقتی سهام با ضرر 8 ٪ فروخته شد ، فروخته می شود.
غرور ، هم در روابط بین فردی ما و هم در استراتژی های سرمایه گذاری ما کشنده است. سرمایه گذاران به جای تمرکز روی "درست بودن" ، باید روی درآمدزایی تمرکز کنند. با یک استراتژی مناسب برای سرمایه گذاری ، شما می توانید بیشتر از آنچه درست است اشتباه کنید و هنوز هم درآمد کسب کنید. به عنوان مثال ، یک استراتژی سرمایه گذاری معقول و غیر مرفه ممکن است شما را برای دریافت ضرر در سهام با 8 ٪ ، مهم نیست که چه چیزی باشد. برای سود ، می توانید یک هدف اولیه قیمت 10 ٪ تعیین کنید ، در این مرحله نیمی از سهام خود را می فروشید و اجازه می دهید نیمه باقی مانده را اجرا کند. با بخش باقیمانده سهام خود ، یک "نورد" از دست دادن برابر با بالاترین قیمت بسته شده را که پس از ضرب و شتم اولین هدف شما ، منهای 8 ٪ می رسد ، تنظیم کنید. به این ترتیب ، شما در حالی که اجازه می دهید سهام به همان اندازه که می تواند افزایش یابد ، در حال افزایش است.
با استفاده از این استراتژی ، می توانید 75 ٪ از زمان "اشتباه" باشید و هنوز هم درآمد کسب کنید. سرمایه گذاران افتخارآمیز این استراتژی را دوست ندارند ، زیرا "درست" بودن از ثروتمندتر بودن از ثروتمند بودن است. به همین دلیل است که Pride واقعاً یک گناه سرمایه گذاری کشنده است.
سین کشنده شماره 2: حرص
گوردون گکو ، وال استریت بدنام گفت: "حرص و آز خوب است" ، و دقیقاً مانند "غرور" ، خواه ژکو درست باشد یا غلط بستگی به نحوه تعریف کلمه مورد نظر دارد.
آزادیخواهان ممکن است استدلال کنند که حرص و طمع همان چیزی است که افراد را به ایجاد ثروت انگیزه می دهد و این امر با خشونت ، تنها راه ایجاد ثروت ، خدمت به همکار خود است. آنها با Gecko موافق خواهند بود ، اگرچه آنها باید تصریح کنند که اگرچه حرص و آز خوب است ، فقط اخلاقی (غیر خشونت آمیز ، غیر اجباری) باید برای تحقق حرص و آز استفاده شود.
درست است که تمایل به وضعیت بهتر خود ، پایه و اساس تمدن است. آدام اسمیت به همان اندازه در سال 1776 خود ثروت ملل را گفت. لودویگ فون میزس ، اقتصاددان اتریش ، تمام اقدامات انسانی را به این خواسته شکست ، که می تواند به عنوان "حرص و آز" شناخته شود. سوسیالیست ها و مقدماتی ممکن است هنوز به این نوع حرص و آز حمله کنند ، اما این تمایل به ثروت است که سطح زندگی بشریت را افزایش داده و به میلیاردها نفر اجازه داده است تا زندگی بهتری نسبت به آنچه در غیر این صورت انجام می دادند زندگی کنند.
اما مطمئناً ، کلمه "حرص و آز" دارای یک مفهوم منفی است که معمولاً درک می شود. شاید این عمیقاً ریشه در اخلاق یهودو مسیحی داشته باشد ، یا شاید تفاوت بین حرص و آز "خوب" و حرص و آز "بد" وجود داشته باشد."حرص و آز" که کتاب مقدس در مورد آن صحبت می کند ، حداقل در تجسم آن به عنوان یک معاون سرمایه ، چیزی است که قلب فرد را پر می کند و او را ترغیب می کند تا گناهان دیگر را به نام حرص و آز مرتکب شود. برخی حتی استدلال می کنند که Avarice کلمه بهتری برای گناه است ، همانطور که رفتار الهام گرفته از حرص و آز ، مانند بی اعتمادی ، خیانت و رشوه خواری را توصیف می کند.
همانطور که در مورد سرمایه گذاری ها صدق می کند ، ما آشکارا در مورد این حرص و آز "بد" صحبت می کنیم. نوع خوب "حرص و آز" - این ، تمایل به جمع آوری ثروت برای خود و خانواده شخص - گناهی نیست. مشکل این است که سرمایه گذاران "حریص" شوند و تفاوت بسیار روشنی وجود دارد.
به عنوان مثال ، در نافذور ما از غرور (به بالا مراجعه کنید) ، ما در مورد تنظیم ضرر و اهداف قیمت برای نمایشنامه های سهام خود صحبت کردیم. سرمایه گذار حریص مشکلی برای چسبیدن به ضرر و زیان متوقف ندارد - با بیان اینکه او به بیماری غرور گناهکار نیز مبتلا نیست! - اما او پس از رسیدن به هدف اول قیمت خود ، نیمی از موقعیت خود را از جدول خارج می کند."چرا اجازه نمی دهیم که همه چیز سوار شود؟"او می پرسد. او حتی ممکن است به خودش بگوید که اگر زیر سطح مشخصی فرو رود یا به یک بار که به یک سطح جدید برخورد کند ، نصف می فروشد ، اما هر بار که سهام به آستانه مناسب برخورد می کند ، به نظر نمی رسد که ماشه را بکشد. دستاوردهای بزرگتر
راه دیگر حرص و آز می تواند یک سرمایه گذار را تحت تأثیر قرار دهد. از دستاوردهای معقول راضی نیست ، سرمایه گذار حریص همیشه بیشتر می خواهد. او از حاشیه برای خرید سهام استفاده می کند ، یا حتی وام های بانکی را نیز می گیرد. بسیاری از سرمایه گذاران با گرفتن وام های دوم در خانه های خود در اوج حباب مسکن برای خرید سهام یا بدتر از آن ، همه چیز را از دست دادند تا در گزینه های بالا یا آتی بارگذاری کنند!
استفاده از اهرم برای برخی از بازرگانان قابل قبول است ، اما مهم نیست که وضعیت شما چیست ، می توانید بیش از حد از آن استفاده کنید. آنها می گویند استفاده از اهرم به تحمل ریسک شما بستگی دارد ، اما برخی از خطرات مهم نیست که تحمل شما چقدر باشد. از حاشیه ها باید به طور مناسب استفاده شود ، گزینه های عالی و آتی باید فقط بخش کوچکی از کل سبد سرمایه گذاری خود را تشکیل دهند ، و شما هرگز نباید برای خرید سهام مقادیر زیادی وام بگیرید. کسانی که از این قوانین ساده پیروی نمی کنند ، گناه سرمایه گذاری حرص و آز را مقصر می دانند.
سین کشنده شماره 3: گلوتونی
در بیشتر تاریخ بشر ، اکثریت قریب به اتفاق مردم از آنچه "بیماری های فقر" نامیده می شوند جان باختند. اکنون ، ما در جهان غرب به احتمال زیاد در اثر "بیماری های ثروت" می میریم. بیماری های فقر ، تا حد زیادی ، از عدم دسترسی به غذای کافی وارد می شود. بیماری های ثروت - مانند بیماری های قلبی ، دیابت ، چاقی و مسلماً سرطان - ناشی از بیش از حد غذا است. به طور خلاصه ، ما در غرب تا حد زیادی مقصر گناه گلوتونی هستیم.
در دین مسیحیت، پرخوری به عنوان یک گناه تلقی می شد، زیرا مصرف بیش از حد مواد غذایی تا حد اتلاف به منزله دور کردن افراد نیازمند تلقی می شد. با توجه به اینکه عرضه مواد غذایی با کیفیت و مغذی در زمان های کتاب مقدس بسیار کمیاب است، این قابل درک است. حتی امروزه، در جهان سوم، میلیون ها نفر از بیماری های مرتبط با تغذیه نامناسب گرسنگی می کشند یا می میرند. و با این حال، در غرب، نهادهای پزشکی شکم خوری - "پرخوری" را - خود یک بیماری اعلام کرده است.
پرخوری چه ارتباطی با سرمایه گذاری دارد؟خوب، همانطور که پرخور غذا پرخوری می کند، پرخور سرمایه گذاری نیز سرمایه گذاری را بیش از حد مصرف می کند. این بدان معناست که او مقدار زیادی از ثروت خود را به سهام، اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری مشترک و سایر ابزارهای سرمایه گذاری اختصاص می دهد، شاید حتی در این فرآیند دچار بدهی شود. این ممکن است بسیار شبیه به طمع به نظر برسد، اما در حالی که سودهای بزرگ هدف سرمایه گذار حریص است، صرف انباشت سرمایه گذاری هدف واقعی فرد حریص است.
پر خوری سرمایه گذاری همچنین می تواند به معنای گرفتن موقعیت های بزرگ در سرمایه گذاری های فردی باشد، یا می تواند به معنای برعکس باشد: داشتن یک پرتفوی بسیار متنوع با "یکی از همه چیز"، به طوری که سود حاصل از یک طبقه سرمایه گذاری معمولاً با زیان در طبقه دیگر لغو می شود. یک سرمایه گذار غیر پرتفوی دارای پرتفوی متنوع با اندازه موقعیت معقول، بدون «تنوع بیش از حد»، و بدون اینکه به نام داشتن بزرگترین پرتفوی، خود را بیش از حد گسترش دهد، دارد.
در نهایت، یک سرمایه گذار پرخور ممکن است نه تنها به سهام و سایر سرمایه گذاری ها، بلکه به ادبیات، برنامه ها و کتاب های سرمایه گذاری نیز توجه کند. پرخور سرمایه گذاری زمان زیادی را صرف سرمایه گذاری می کند و این به ضرر سایر جنبه های زندگی اش است. این تقریباً همیشه با تباهی به پایان می رسد، زیرا هدف واقعی سرمایه گذاری - کسب درآمد برای زندگی بهتر - در جستجوی سرمایه گذاری به خاطر سرمایه گذاری گم می شود. همان طور که مردی که غذا می خورد نه به خاطر گرسنه بودن یا حتی به خاطر خوش طعم بودن غذا، بلکه صرفاً به خاطر غذا خوردن، پرخور سرمایه گذاری هرگز متوجه ضرری که می کند تا دیر نشده است.
گناه مرگبار شماره 4: تنبلی
امروزه، ما فکر می کنیم که گناه تنبلی به تنبلی اشاره دارد، اما کلمه اصلی که برای این گناه استفاده می شود acedia بود، که عبارت است از "غفلت از مراقبت از کاری که باید انجام شود."از نظر سرمایه گذاری، این تنبلی را بسیار شبیه متضاد پرخوری می کند: سرمایه گذار تنبل به جای اینکه زمان زیادی را برای دنبال کردن سرمایه گذاری های خود صرف کند، سبد سهام خود را نادیده می گیرد.
از ابتدای وال استریت تا دهه 1980 ، "خرید و نگه داشتن" یک فضیلت محسوب می شد. البته ، افرادی که آن را به عنوان یک فضیلت تبلیغ می کردند ، خانه های کارگزاری بزرگی بودند که پول درآمده اند و سهام خود را می گرفتند. با ظهور عصر اینترنت و "کارگزار تخفیف" ، تأکید به معاملات مکرر تغییر یافت ، با کارگزاران براق که هر بار که سهام خریداری یا فروخته می شد ، پول خود را در کمیسیون ها می گرفتند ، و بنابراین "خرید و نگه داشتن" تا حد زیادی مورد تأکید قرار گرفته است. اما نه کاملاًدر حقیقت ، کسانی هستند که فکر می کنند "خرید و نگه داشتن" روش محتاطانه و "محافظه کارانه" برای سرمایه گذاری است.
مؤمنان واقعی در "خرید و نگه داشتن" می گویند که با گذشت زمان می توان از بازار سهام بازده سالانه حدود 10 ٪ تولید کرد. آنها می گویند شما نمی توانید "زمان بازار را زمان" کنید. تا زمانی که آماده بازنشستگی نباشید ، بهتر است از خرید و نگه داشتن خود استفاده کنید. اما چندین مشکل در این فلسفه وجود دارد.
اول و مهمتر از همه ، تمام استدلال "خرید و نگه داشتن" این است که بورس سهام همیشه "در دراز مدت" تولید می کند. خوب ، همانطور که جان مینارد کینز گفت ، "در دراز مدت ، همه ما مرده ایم."ثانیاً ، مبنای اعتقاد آنها مبنی بر اینكه بورس سهام همیشه دستاوردهای خود را ایجاد می كند این است كه همیشه عملکرد گذشته هیچ تضمینی برای نتایج آینده ندارد ، و این سرمایه گذاران "محافظه كار" نمی دانند كه ما در دنیایی بسیار متفاوت زندگی می كنیمیکی از دهه 1980 و قبل از آن. و سرانجام ، مسئله تورم وجود دارد ، که به شدت به دستاوردهای واقعی سهام با گذشت زمان کاهش یافته است ، و تقریباً هرگز در بازده های فرضی محاسبه نمی شود که می توان از سرمایه گذاری "خرید و نگه داشتن" انتظار داشت.
روشی خاص تر که خود در سرمایه گذاری تجلی می یابد ، در حساب بازنشستگی است. میلیون ها نفر از کارمندان 401 (k) دارند که آنها با هر چک چک پول می گذارند و توجه نمی کنند. آنها ممکن است فکر کنند این روش محتاطانه برای سرمایه گذاری است ، اما بسیار لاغر است و در واقع بسیار خطرناک تر از تجارت فعال است. بله ، یک رویکرد لاغر برای سرمایه گذاری می تواند کار کند ، اما شما تاس ها را به همان اندازه معامله گران روز فعال که می خواهید خود را از آن متمایز کنید ، می چرخانید. و اگر حتی در حال خواندن بیانیه حساب خود نیستید ، چه کسی می داند در مدیریت و هزینه حساب چقدر از دست می دهید؟خود را احمق نکنید: یک سرمایه گذار لاغر بودن به همان اندازه بدبخت است.
سین کشنده شماره 5: خشم
همچنین به عنوان عصبانیت شناخته می شود ، خشم پنجمین گناه کشنده است. این امر با احساس کنترل نشده خصومت ، نفرت و خشم مشخص می شود. سرانجام ، کسانی که از خشم خشمگین می شوند ، عصبانیت خود را به سمت خود می چرخانند: خشم خود مخرب است و با خودکشی نهایی خود.
اغلب گفته می شود که سرمایه گذاران باید تا حد امکان از نظر عاطفی جدا شوند. عاشق سرمایه گذاری های خود گناه شهوت است که در زیر شرح داده شده است. در حالی که عمل خشن یا خارج از عصبانیت ، گناه غضب را مشخص می کند. در حالی که هر دو می توانند به همان اندازه برای نمونه کارها شما کشنده باشند ، خشم کمتر از گناهان است ، زیرا قبل از اینکه خیلی دیر شود ، شهوت می تواند خسته شود و متوقف شود ، در حالی که اقدامات خشمگین با طبیعت بسیار سریع و در گرمای لحظه انجام می شود.
رایج ترین نمونه غضب فروش عصبانیت است. سرمایه گذار خشمگین ناامید می شود ، یا به این دلیل که سرمایه گذاری وی همانطور که انتظار می رود انجام نمی دهد ، پشیمان می شود که سود را زودتر دریافت نمی کند ، یا شاید از سرمایه گذاری دیگری که می توانست در صورت عدم پیوند دادن پولش عصبانی باشد ، عصبانی باشد. صرف نظر از این ، او از اشتیاق عمل می کند ، و بدون هیچ مشاجره واقعی در مورد اینکه سرمایه گذاری از آن نقطه به بعد به چه صورت پیش می رود ، و نه اینکه چگونه فروش در اهداف کلی سرمایه گذاری وی قرار می گیرد ، فروخته می شود. بیشتر اوقات ، این امر منجر به پشیمانی بیشتر و شاید اقدامات خشمگین اضافی خواهد شد. به این ترتیب ، خشم می تواند یک چرخه شرور ایجاد کند.
غضب همچنین می تواند منجر به خرید غیر منطقی شود. به عنوان مثال ، شما ممکن است ناراحت باشید که سهام XYZ را هنگام 10 دلار خریداری نکرده اید ، و سپس وقتی کوچکترین دلیل برای ورود به موقعیت در تاریخ بعدی به شما داده می شود ، آن را می گیرید. متأسفانه ، زمان ورود به سهام از مدتها قبل گذشت و اگر به روشی خنک ، آرام و جمع آوری شده عمل می کردید ، این موضوع را درک می کردید و هرگز تجارت را اجرا نمی کردید. ورود به موقعیت در نهایت خود مخرب است.
سین کشنده شماره 6: شهوت
یک خط نازک بین عشق و نفرت و یک خط باریک تر بین غضب و شهوت وجود دارد. از نظر کتاب مقدس ، شهوت به خواسته های بیش از حد یا نامناسب از ماهیت جنسی اشاره دارد. از نظر سرمایه گذاری ، شهوت رنگ عاشقانه تری را به خود اختصاص می دهد ، که در آن یک سرمایه گذار با سرمایه گذاری های خود "عاشق می شود". از آنجا که یک سرمایه گذاری یک هدف قانونی از عشق نیست ، این را می توان به درستی "شهوت" دانست.
این مهم نیست که سرمایه گذاری های خود را به انسان شناسی تبدیل نکنید. این امر به ویژه در مورد سهام و اوراق قرضه آسان است. به عنوان مثال ، شما واقعاً ممکن است هدف را دوست داشته باشید. شما با خانواده خود در آنجا خرید می کنید و عاشق محیط هستید. شما عاشق آنچه شرکت مخفف است و چه چیزی را نشان می دهد. با این حال ، هنگامی که شرکت را هدف قرار می دهید و سهام را هدف قرار می دهید ، یک اشتباه شدید انجام می دهید. شرکت را هدف قرار دهید و فروشگاه هایی را که دوست دارید در آن خرید کنید ، مدیریت کند و ممکن است وفاداری و حتی عشق شما را به دست آورد. هدف را هدف قرار دهید ، اما فقط یک کاغذ است - نه می خواهد و نه شایسته عشق شما است. سهام وسیله نقلیه ای است که از طریق آن می توانید پول بدست آورید یا از دست بدهید ، و اگر عاشق آن شوید ، دومی بسیار بیشتر است.
راه دیگر برای عاشق شدن به یک سرمایه گذاری ، رشد دلبستگی به خود سرمایه گذاری است ، بر خلاف شرکتی که نماینده آن است. به عنوان مثال ، شاید شما سالها سهام یک REIT مبهم را در اختیار داشته باشید ، و از نظر سود سهام و قدردانی سرمایه برای شما بسیار خوب بوده است. ممکن است شما به سرمایه گذاری احساس وفاداری کنید ، اما این وفاداری ضروری نیست. Lust Flipside of Wrath است ، و در حالی که Wrath شما را به خرید یا فروش از خشم تشویق می کند ، شهوت شما را ترغیب می کند تا از بیعت نابجا دور شوید. تنها بیعت شما در دنیای سرمایه گذاری باید به خط پایین بیانیه حساب شما باشد.
سین کشنده شماره 7: حسادت
گناه حسادت به تمایل به داشتن آنچه دیگران به درستی دارند ، اشاره دارد. از نظر کتاب مقدس ، تمایل به ثروت برابر با وارن بافت گناهی نخواهد بود (حداقل گناه حسادت - احتمالاً می تواند گناه حرص و آز در نظر گرفته شود) ، اما آرزو می کند که در واقع متعلق به وارن بافت باشد. از نظر سرمایه گذاری ، گناه حسادت ناشی از جستجوی دیگران برای نتایج مورد نظر شما است ، که تقریباً به ناچار منجر به تلاش برای دستیابی به نتایج آنها با استفاده از همان فرمول مورد استفاده می شود. متأسفانه ، این معمولاً محکوم به شکست است.
برای مثال، یک تاجر ممکن است همسایه ای داشته باشد که در معاملات آتی گوشت خوک دست به قتل زده است. او ممکن است به قایق جدید همسایه یا لباس های فانتزی او حسادت کند. در مفهوم کتاب مقدس، گناه میل به قایق و لباس است - اساساً از همسایه بیرون کردن آنها. اما از نظر گناهان سرمایه گذاری، مشکل زمانی ایجاد می شود که معامله گر سعی می کند فرمول همسایه خود را کپی کند. او بدون دانستن چیزهای زیادی در مورد معاملات آتی یا گوشت خوک، به آن دنیا می رود. بالاخره اگر همسایه اش این کار را کرده باشد، فکر می کند که می تواند این کار را انجام دهد. اما چیزی که این معامله گر متوجه نمی شود این است که شاید همسایه اش ساعت های بی شماری تحقیق و مطالعه را برای یادگیری معاملات آتی و به ویژه گوشت خوک سرمایه گذاری کرده است - یا شاید این فقط خوش شانسی بوده است. در هر صورت، معامله گر کپی در این مثال شانس کمی برای تکرار موفقیت همسایه خود دارد.
گناه سرمایه گذاری حسادت منجر به کپی برداری در ابتدایی ترین معنا می شود. تقلید از استراتژی های سایر معامله گران موفق لزوماً حسادت آمیز نیست، اما تلاش برای انجام دقیقاً یا تقریباً دقیقاً همان کاری است که آنها انجام داده اند، به منظور تکرار نتایجشان. این گناه اغلب در طول حباب های سوداگرانه، مانند رونق قبل از دات کام و رکود مسکن، سر زشت خود را بالا می برد. همه ما افرادی را می شناسیم که به این حباب ها نزدیک شده اند، زیرا نسبت به دوستان و همسایگان خود که قبلاً وارد آن شده بودند حسادت می کردند. سال ها بعد، برخی از این دیرآمده های حسود، ثروت خود را از دست داده اند و برخی حتی همه چیز را از دست داده اند. گناه حسادت واقعاً بد است.
هفت گناه و طلا (و نقره)
برای جمع بندی، هفت گناه مرگبار سرمایه گذاری چیزهای خاصی نیستند که نباید انجام دهید - آنها ایده هایی هستند که وارد مغز شما می شوند، تفکر شما را منحرف می کنند و به شما انگیزه می دهند که مرتکب اعمال نابخردانه شوید. این ایده ها که نباید به ذهن خود راه دهید عبارتند از:
- غرور: قرار دادن میل به «درست بودن» بالاتر از میل به کسب درآمد.
- حرص و آز: به جای فروش در زمان مناسب، برای دستیابی به دستاوردهای بزرگتر تلاش کنید.
- شکم پرستی: غرق در سرمایه گذاری یا سرمایه گذاری و در نتیجه داشتن پورتفولیوی نامتعادل و/یا زندگی نامتعادل.
- تنبلی: نادیده گرفتن نمونه کارها و آرامش خود با این تصور که «خرید و نگه دارید» یک استراتژی قابل اعتماد است.
- خشم: سرمایه گذاری عاطفی؛به طور خاص، الهام گرفتن از خشم.
- شهوت: انسان سازی و «عاشق شدن» با سرمایه گذاری.
- حسادت: تمرکز بر نتایج سایر معامله گران و تلاش برای دستیابی به آنها با کپی کردن کارهایی که انجام دادند.
بهترین راه برای رفع این مشکلات چیست؟بخش معقولی از نمونه کارها خود را در طلا و نقره سرمایه گذاری کنید. طلا و نقره "پول خدا" هستند ، بنابراین فقط منطقی است که آنها کمترین گناه سرمایه گذاری را داشته باشند.
با خرید طلا و نقره ، تمایل به "درست بودن" کاهش می یابد زیرا شما واقعاً برای مسافت طولانی در آن هستید - و در دراز مدت ، شما درست خواهید بود. از این طریق گناه غرور کاهش می یابد ، زیرا می توانید در موفقیت نهایی خود آسایش پیدا کنید ، همانطور که مومنان می توانند در پاداش نهایی خود در بهشت آسایش بگیرند.
گناه حرص و طمع با سرمایه گذاری های طولانی مدت در طلا و نقره غیرممکن است ، زیرا حرص و طمع کسانی را که خیلی طولانی نگه دارند ، تحت تأثیر قرار می دهد و شانس خود را برای پرداخت نقدی از دست می دهند. با طلا و نقره می توانید تا زمانی که نیاز دارید نگه دارید و اطمینان داشته باشید که کار درستی را انجام می دهید. طلا و نقره باید تا زمانی که در نهایت هزینه نشوند-به احتمال زیاد در یک اقتصاد پس از دلار ، نگه داشته شود.
خطر ابتلا به گلوتونی نیز برای سرمایه گذار طلا و نقره کاهش می یابد. از آنجا که شما همیشه داغترین چیز جدید را تعقیب نمی کنید ، لازم نیست سرمایه گذاری های خود را خیلی نازک گسترش دهید. از طرف دیگر ، انجام سرمایه گذاری های قابل توجه در طلا و نقره گناهی نیست ، زیرا از نظر تاریخی پول هستند. در نگه داشتن فلزات گرانبهای ملموس نسبت به تکه هایی که گفته می شود شرکت یا بدهی دولت است ، خطر کمتری وجود دارد. و در مورد صرف وقت و انرژی بیش از حد برای سرمایه گذاری های خود ، طلا و نقره به مقدار زیادی احتیاج ندارند ، که این امر باعث می شود گناه Sloth تقریباً غیرممکن باشد.
غضب نیز بعید است ، تا زمانی که با دانستن سرنوشت اجتناب ناپذیر دلار ، به خود اجازه دهید. با سقوط دلار ، در تمام دارایی های با ارزش دلار شار فوق العاده ای وجود دارد. ادعاهای مقاله در مورد ثروت ، مانند سهام و اوراق قرضه ، همه در نهایت به طور اساسی کاهش می یابد. اما هرچه دلار پایین می رود و گهگاه بالا می رود و طلا و نقره در جهت مخالف حرکت می کنند ، می توانید در این واقعیت که طلا و نقره برای همیشه هستند ، آرامش پیدا کنید.
ممکن است "عاشق" طلا و نقره تا حدودی آسان باشد، اما ممکن است سوال شود که آیا این حتی یک رذیله است یا نه! صرف نظر از این، ساختن آنها عملا غیرممکن است، زیرا شما طلا خرید نمی کنید یا ماشین نقره ای را رانندگی نمی کنید. در واقع، با وضعیت کالایی آنها و هر اونسی که اساساً با همه آنها یکسان است، ممکن است یاد بگیرید که ایده طلا و نقره را دوست داشته باشید، اما نه خود طلا و نقره. و ایده طلا و نقره در واقع ایده آزادی مالی است.
سرانجام، ما به حسادت برمی گردیم، یعنی میل به داشتن آنچه دیگران از طریق انجام کارهایی که انجام می دادند، داشته باشیم. تا زمانی که سناریوی فوق تورمی خود را نشان دهد، برای آن دسته از افرادی که دیر وارد شده اند حسادت می کنند که از حباب های فناوری و مسکن نزدیک به بالای خود بیرون زده اند، خیلی دیر خواهد بود. در عوض، کسانی که در طلا و نقره سرمایه گذاری می کنند، کسانی هستند که کپی می کنند، اما فایده چندانی نخواهد داشت.
نتیجه
طلا و نقره لزوما نباید تنها سرمایه گذاری در سبد شما باشند. در واقع، این به خودی خود می تواند گناه پرخوری باشد، و فرصت های کوتاه مدت فوق العاده ای در سرمایه گذاری های کاغذی برای کسانی که چنین تمایل دارند وجود دارد. از لحاظ تاریخی، کارگزاران به مشتریان خود توصیه می کنند که بین 5 تا 10 درصد از دارایی های خود را در طلا به عنوان "حفاظ در برابر تورم" نگه دارند. با خروج از آخرین چرخه تورمی، این ممکن است کافی بوده باشد، اما اکنون که ما به سمت حباب نهایی سوداگرانه در ارز فیات حرکت می کنیم، ممکن است عاقلانه تر باشد که همه به جز 5 تا 10 درصد از دارایی های خود را در فلزات گرانبها نگه دارید. این امر به ویژه به دلیل این واقعیت است که سرمایه گذاری های کاغذی در روزهای آینده به طور فوق العاده ای بی ثبات خواهد بود، که باعث می شود طعمه Seven Deadly Sins بیشتر شود. بهترین راه برای تبرئه این است که شروع به تغییر دارایی های خود به «پول خدا» کنید که طلا و نقره است.

این آگهی را گزارش کنید
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
19 فروردين
1402 ساعت: 11:17