چرا Algobots که بر وال استریت حاکم هستند خوب هستند - و چرا آنها نیز شر هستند.
بورس سهام تقلبی نیست ، اما مالیات می شود.
همیشه بوده استهمانطور که جاستین فاکس خاطرنشان می کند ، تا زمانی که مردم در حال تجارت سهام بوده اند ، واسطه ای وجود داشته است که اقدام به کاهش این عمل کرده اند. اکنون ، این برش کوچکتر شده است زیرا بازارها بزرگتر و از نظر فناوری پیشرفته تر شده اند ، اما هنوز هم آنجاست. این هزینه ضمنی است که واسطه ها برای اطمینان از وجود یک خریدار برای هر فروشنده و یک فروشنده برای هر خریدار - برای "ساخت بازارها" هزینه می کنند.
اما امروز نوع جدیدی از واسطه ها وجود دارد. آنها در بورس یا بانک ها کار نمی کنند. آنها در صندوق های پرچین کار می کنند و با سرعت های Whiz-Bang تجارت می کنند. این "معامله گران با فرکانس بالا" (HFT) از الگوریتم های رایانه ای-A. K. A. ، Algobots-استفاده می کنند تا نامتناهی ترین اختلاف قیمت را که فقط در بی نهایت ترین افق های زمانی وجود دارد ، از بین ببرند. شما می توانید ببینید که در نمودار زیر از مقاله جدید اریک بودیش و جان شیم از دانشگاه شیکاگو و پیتر کرامون از دانشگاه مریلند صحبت می کنیم. از داده های 2011 برای نشان دادن تفاوت قیمت بین صندوق های آینده (آبی) و صندوق های مبادله (سبز) استفاده می کند که هر دو S& P 500 را ردیابی می کنند. اینها باید کاملاً همبسته باشند ، و در فواصل زمانی هستند. اما این همبستگی در فواصل 250 میلی ثانیه ناپدید می شود ، کمی بیشتر از نیمی از زمان لازم برای چشمک زدن چشمان شما. این "ناکارآمدی" است که HFT کمتر می کند.

به نظر می رسد این ظهور روبات ها به سرمایه گذاران عادی کمک کرده است. گسترش پیشنهادات-تفاوت بین آنچه خریداران می خواهند بپردازند و فروشندگان می خواهند پرداخت شوند-20 سال گذشته به طرز چشمگیری افتاده اند. بخشی از این امر به این دلیل است که ، از سال 2001 ، قیمت سهام از تجارت در کسری به سکه ها رفته است - که به آنها اجازه داده است که به طور فزاینده ای دقیق باشند. بخش دیگر این است که تجارت الکترونیکی ، هرچند که بسیار سریع نیست ، اما بازارها را مایع تر کرده است. و قسمت آخر این است که HFT نقدینگی بیشتری را به آن اضافه کرده است ، و از بین بردن گسترش پیشنهادات پیشنهادی که قبلاً برای انجام این کار بسیار کوچک بودند ، از بین می برد. در واقع ، محققان دریافتند که پس از معرفی دولت ، هزینه هایی که HFT را به طور مؤثر محدود می کند ، در سال 2012 9 درصد در سال 2012 9 درصد افزایش یافته است.
این بدان معنا نیست که HFT به طور واضح خوب است. این نیستدر واقع ، حتی ممکن است به طور مبهم خوب نباشد. همانطور که نوح اسمیت خاطرنشان می کند ، ما فقط به اندازه کافی نمی دانیم که هر نوع تحلیل هزینه و فایده را انجام دهیم. اکنون ، ما می دانیم که گسترش پیشنهادات کوچکتر ، که هزینه معاملات را کاهش می دهد ، یک مزیت است. اما چقدر از یکی است؟گسترش پیشنهادات امروز به حدود 3 امتیاز پایه کاهش می یابد-از 90 امتیاز پایه 20 سال پیش-بنابراین حتی اگر مهار HFT آنها را افزایش دهد ، مثلاً 9 درصد مانند آنچه در کانادا انجام داد ، ما در مورد تأثیر بزرگی صحبت نمی کنیم. ممکن است بازده کاهش نقدینگی که قبلاً به آن ضربه زده ایم ، و سپس برخی از آنها وجود داشته باشد.
سپس هزینه ها وجود دارد. کتاب جدید مایکل لوئیس ، فلش پسران ، برخی از آنها را توصیف می کند. در آن ، گروه مورد نیاز لوئیس از افراد بیگانگان بی پروا وجود دارد - نوع دیگری است؟به جز این زمان ، آنها واقعاً خارجی نیستند. آنها معامله گران بانک بزرگ هستند. و آنها فهمیدند که بازار به دلیل سرمایه گذاران بزرگ ، مانند بازنشستگی و صندوق های متقابل ، به دلیل آلگوبوت ها کار نمی کند. اما کمی پیچیده تر از آن است. در اینجا سه بزرگ ، هرچند که کمیت آن دشوار است ، هزینه های HFT وجود دارد.
1. بازاریابی ، نه ساخت بازار. شخصیت اصلی لوئیس ، یک معامله گر به نام برد کاتسسوما ، مشکلی داشت. هربار که او سعی می کرد سهام را برای مشتری بخرد ، فقط می توانست کمی از آنچه قرار بود در آنجا باشد با قیمتی که می دید ، بدست آورد. اکنون ، به اندازه کافی عجیب ، او می توانست تمام سهام خود را که در یک مبادله خاص دید ، بدست آورد ، اما مجبور شد هزینه های بیشتری را برای همه دیگران بپردازد. چه خبر بود؟
خوب ، او در حال اجرا بود. شرکت های HFT برای دیدن سفارشات ورودی خود مبادلات عمومی و خصوصی را پرداخت می کنند. به همین دلیل کاتسویاما تمام دستور خود را در مبادله نزدیک به او پر می کرد - یعنی همانطور که کابل فیبر نوری نهفته است - اما در هیچ جای دیگر. Hfters در اولین بورس سفارش او را می دیدند و سپس مسابقه می دادند تا بقیه سهام مورد نظر خود را در هر جای دیگر بخرند ، بنابراین آنها می توانند آن را برای بیشتر به او بفروشند. این اتفاق همیشه رخ می دهد: نیکلاس هیرشی از دانشکده بازرگانی لندن دریافت که بودجه HFT فقط قبل از همه افراد تمایل به خرید تهاجمی درست دارد.
این تفاوت چندانی با آنچه HFTER ها هنگام خرید دسترسی زود هنگام به داده های عمومی انجام می دهند ، متفاوت نیست. باز هم ، آنها در حال پرداخت یک مزیت معاملاتی هستند که واقعاً نقدینگی را اضافه نمی کند. این همان چیزی است که پروفسور بارنارد راجیو ستی "واسطه گری مالی اضافی" می نامد. شرکت های HFT خریداران و فروشندگانی را که ممکن است یکدیگر را پیدا نکنند ، به هم وصل نمی کنند. آنها در حال پرش بین خریداران و فروشندگانی هستند که به هر حال در چند میلی ثانیه یکدیگر را پیدا می کردند. این باعث کارآیی بازارها نمی شود. این تقلب است.
2. هیچ کس نمی خواهد به یک ربات از دست بدهد. لوئیس می نویسد: "هنگامی که بازار همانطور که روی صفحه نمایش خود نمایش داده شد ، توهم آور شد ،" [Katsuyama] کمتر مایل به ریسک پذیری در آن بازار شد - برای تأمین نقدینگی. "این همان چیزی است که اقتصاددانان آن را "انتخاب نامطلوب" می نامند و این یک ایده ساده است: Hfters معامله گران دیگر را جمع می کند ، زیرا هیچ کس نمی خواهد علیه کسی که می داند از دست بدهد بازی کند.
این شامل بودجه HFT نیز می شود. همانطور که فلیکس سالمون خاطرنشان می کند ، سهم HFT از تمام معاملات از 61 درصد در سال 2009 به 51 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. چرا؟خوب ، Algobots اکنون با یکدیگر می جنگند و این دعوا ها به معاملات ختم نمی شوند. آنها به نقل قول های تقلبی - یا "کلاهبرداری" ختم می شوند - این که آلگوت ها برای تلاش برای بیرون کشیدن یکدیگر ارسال می شوند. در واقع ، یوهانس برکنفلدر از انستیتوی تحقیقات مالی دریافت که HFT استراتژی های خود را تغییر می دهد وقتی که مانند این با یکدیگر رقابت می کنند. آنها بازارها را به همان اندازه ایجاد نمی کنند و به جای آن شرط بندی های جهت دار را بر روی سهام ایجاد می کنند - زیرا این نوع چیزهایی است که در واقع می توانند یکدیگر را مورد ضرب و شتم قرار دهند. نتیجه در واقع حداقل در هر روز معاملاتی نقدینگی و نوسانات بیشتر است.(HFT ها یک شبه سهام ندارند ، بنابراین نوسانات بین روز تحت تأثیر قرار نمی گیرد).
3. اتلاف پول و استعداد. بسیاری از HFT شخصاً سودآور است ، اما از نظر اجتماعی بی معنی است - و این بی معنی می افزاید. شبکه های گسترده را بگیرید. لوئیس با جزئیات رنگارنگ توضیح می دهد که چگونه کابل فیبر نوری را به عنوان یک خط مستقیم بین شیکاگو و نیویورک قرار داده است تا سه میلی ثانیه از زمان انجام تجارت بین این دو تراشیده شود. این به معنای هزینه 300 میلیون دلار برای حفاری از طریق Alleghenies بود و سعی می کنید از تخم گذاشتن فیبر در هر دو طرف جاده خودداری کنید ، زیرا هر بار که آنها این کار را می کردند ، مدیرعامل آنها توضیح می داد ، "برای آنها یک صد نانو ثانیه هزینه کرد."
اکنون، فلیکس سالمون درست می گوید که سرریزهای مثبتی از این هزینه های زیرساخت فناوری اطلاعات وجود دارد. اما این ما را به مسئله کاهش بازدهی بازمی گرداند. آیا واقعاً ارزش این را دارد که این همه پول برای چیزهایی صرف کنید که برای هرکسی غیر از HFT، پیشرفت های غیرقابل توجهی وجود دارد - به خصوص در مقایسه با آنچه که می توانست برای آن هزینه شود؟احتمالا نه.
اما مشکل این است که HFT باید این پول را خرج کند. این یک مسابقه تسلیحاتی است و هیچ مدال نقره ای برای دوم شدن وجود ندارد. این به این دلیل است که هر استراتژی HFT نه تنها به سریعتر بودن از سرمایه گذاران معمولی، بلکه سریعتر از یکدیگر نیز بستگی دارد. هر زمان که کسی روش جدیدی برای کاهش چند میکروثانیه (یعنی یک میلیونیم ثانیه) از زمان معاملات ارائه می کند، باید برای انجام آن هر کاری که لازم است خرج کند. در غیر این صورت، آنها در برابر رقبای خود که این کار را انجام می دهند شکست خواهند خورد.
اما این یک مسابقه تسلیحاتی فکری نیز هست. HFT فقط مربوط به زمان ارسال معاملات از طریق لوله (یا بین مایکروویو) نیست. همچنین به این بستگی دارد که الگوریتم های شما چقدر زمان می برد تا داده ها را خرد کنند. و رسیدن به بهترین الگوریتم ها به این معنی است که شما به نابغه های ریاضی واقعی نیاز دارید. آیا واقعاً ارزش این را دارد که این همه استعداد را به سمت چیزهایی هدایت کنیم که به غیر از HFT، عمدتاً پیشرفت های بازار غیرقابل توجه است؟احتمالا نه. بودیش، کرامتون و شیم اشاره می کنند که حتی اگر HFT مدت زمان فرصت های آربیتراژ را از 97 میلی ثانیه در سال 2005 به 7 میلی ثانیه در سال 2011 کاهش داده است، سودآوری آنها تغییر نکرده است. HFT این ناکارآمدی ها را از بین نمی برد. این فقط باعث می شود آنها در کسری از یک چشم به هم زدن ناپدید شوند.
HFT هزینه های واقعی دارد، اما جمع کردن آنها دشوار است. شاید اسپردهای پیشنهادی باریکتر آنها را جبران کند. اما شاید نه. اینطور نیست که اگر HFT را محدود کنیم، اسپردهای قیمت پیشنهادی به جایی که مثلاً در سال 1999 بود، برمی گردند.
اگرچه حتی این روش اشتباهی برای قاب بندی چیزها است. ما مجبور نیستیم HFT را برای "عادلانه تر" کردن بازارها محدود کنیم. ما فقط باید ساختارهای بازاری ایجاد کنیم که HFT را نامربوط کند. اینها ممکن است صرافی هایی مانند IEX کاتسویاما باشند که از اطلاعات سفارش به اندازه کافی محافظت می کنند تا HFT ها را از پیشروی آنها دور نگه دارد. یا ممکن است بازارهایی را راه اندازی کنید که مانند بودیش، کرامتون و شیم، مستمر نیستند، اما در عوض هر ثانیه از «حراج دسته ای» استفاده می کنند. اساساً، از سرمایه گذاران بخواهید که هر ثانیه پیشنهادات خود را ارسال کنند، نه اینکه پیشنهادهایی را که در هر میلی ثانیه می توانند پر شوند، باقی بگذارید. اینها می توانند بیشتر مزایای HFT را بدون هزینه به ما بدهند. حداقل، آنها ارزش امتحان کردن را دارند.
بازار مشکلات بزرگ تری نسبت به روبات ها دارد، اما این بدان معنا نیست که ما نباید به کاهش مالیات آن اهمیت بدهیم. اگر فقط به این دلیل که ما نمی خواهیم مردم آنقدر بترسند که تقلب شود که دور بمانند.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
19 فروردين
1402 ساعت: 17:06