معاملات بیش از حد یا بیش از حد معامله

ساخت وبلاگ

فدرال رزروثانیهL. Rep. P 96, 910 ایالات متحده آمریکا، شاکی - Appellee، در مقابل هارولد اریکسون و فرانسیس ویلسون، متهم - تجدیدنظر.

شماره های 78-1511، 78-1512.

دادگاه استیناف ایالات متحده، حوزه هفتم.

استدلال شده در 5 ژانویه 1979. تصمیم در 22 ژوئن 1979. همانطور که در مورد انکار تکرار و تکرار En Banc در 3 اوت 1979 اصلاح شد.

Randall J. Sandfort، Victor C. Harding، Milwaukee, Wis.، برای متهم- تجدیدنظرخواهان.

جوآن اف کسلر، یو اس آتی، توماس ای. مارتین، دستیار. ایالات متحده آتی.، میلواکی، ویس.، برای شاکی-بازخواست.

قبل از TONE و WOOD، Circuit Judges، و EAST، Senior District Judge.*

TONE، قاضی مدار.

تبلیغات

متهمان به دلیل ایجاد درج های نادرست در سوابق بانکی که مأموران آن بودند و ایجاد صورت های مالی نادرست و گمراه کننده توسط شرکت هلدینگ بانک وابسته، برخلاف قانون ثبت ورود نادرست بانکی و اوراق بهادار محکوم شدند. قانون مبادله 1934 و توطئه برای انجام همین کار. مشخص تر، مشخص شد که آنها نتوانسته اند تأثیر برخی «اضافه تجاری»، به عنوان مثال، تراکنش های اوراق بهادار انجام شده با قیمت های بیش از قیمت های رایج بازار را بر حساب درآمد بانک افشا کنند. در این نظر ما فقط کافی بودن کیفرخواست و شواهد را در نظر می گیریم و به اشتباهات محاکمه ای ادعایی رسیدگی می کنیم که همزمان با دستور منتشر نشده رسیدگی شود. ما اعتقادات مربوط به توطئه و قانون اوراق بهادار را تأیید می کنیم، اما در مورد شمارش ورودی بانکی معکوس می کنیم.

اریکسون رئیس هیئت مدیره شرکت آمریکایی بانک سهام (Bankshares)، یک شرکت هلدینگ، و یکی از شرکت های تابعه آن، بانک آمریکایی و تراست شرکت (بانک) بود. او همچنین رئیس بانک سهام بود. ویلسون یکی از معاونان رئیس بانک و رئیس بخش سرمایه گذاری آن بود. اوراق بهادار در بخش سرمایه گذاری در یک حساب معاملاتی یا یک حساب پرتفوی نگهداری می شد.

در اوایل سال 1973، بانک، تحت هدایت ویلسون، یک سری فروش کوتاه امنیتی فدرال را با این انتظار که بازار همچنان به ریزش خود ادامه دهد، اجرا کرد. وقتی این انتظار محقق نشد، باید فروش کوتاه مدت پوشش داده می شد. ویلسون به جای قرض گرفتن اوراق بهادار مورد نیاز برای این منظور از شخص ثالث، بانک را وادار کرد تا آنها را از پرتفوی خود قرض کند و بعداً اوراق مشابهی را برای جایگزینی آنها خریداری کند. ویلسون بعداً باعث شد که بانک این "اوراق بهادار جایگزین" را در مجموعه ای از معاملات اضافه پایان سال که به طور کامل در زیر توضیح داده شده است، بفروشد.

در ماه ژوئیه یا آگوست 1973 ، ارنست و ارنست ، که تا سال 1974 حسابرس مستقل Bankshares بود ، به اریکسون و ویلسون توصیه ای ظاهراً اشتباه داد که چون "فروش کوتاه" با اوراق بهادار خود بانک پوشانده شده بود ، آنها معاملات را انجام دادند. در نتیجه ، این بانک و به همین دلیل Bankshares باید هرگونه ضرر و زیان ناشی از آن معاملات را تشخیص دهد. 1 این ضرر 800000 دلار تقریبی خواهد بود ، مبلغ قابل توجهی با توجه به سود بانک تنها در حدود 1،000،000 دلار در سال گذشته. ویلسون با اعتراض اظهار داشت: "آنچه او انجام داده بود عمل معمول در صنعت بود و او برای حمایت از موقعیت خود نامه هایی از سایر بانك ها به دست می آورد."(نمایشگاه دولت (G. Ex.) 44 ، ص 2.) ارنست و ارنست ابراز تمایل خود را برای تجدید نظر در موقعیت خود در صورتی که ویلسون بتواند چنین نامه هایی را ارائه دهد. ویلسون پس از تلاش ناموفق برای به دست آوردن نامه ها ، به اریکسون گفت که برخی از "اوراق بهادار جایگزینی" قبلاً فروخته شده اند و بیشتر بقیه می توانند بالاتر از قیمت فعلی بازار فروخته شوند تا از ضرر قابل توجهی که در موقعیتی که توسط ارنست و ارنست گرفته شده است ، جلوگیری شودواد(همانجا)

با تأیید اریکسون ، ویلسون سپس به یک سری از غلبه های مذاکره شده مشغول شد و به موجب آن این بانک بیشتر "اوراق بهادار جایگزین" باقی مانده را نه با قیمت بازار بلکه با قیمت های تورم فروخت. quid pro quo برای هر یک از این فروش ها یک توافق همزمان توسط بانک برای خرید از خریدار "اوراق بهادار جایگزین" سایر اوراق بهادار با ارزش تقریباً برابر با قیمت های تقریباً یکسان بود. نحوه ثبت این معاملات ، که از به رسمیت شناختن ضرر جلوگیری می کند ، 2 پایه کیفرخواست را تشکیل می دهد.

این بانک این معاملات را به گونه ای ثبت کرد که گویی خریدها با فروش ارتباط ندارند و هر طرف معامله ، فروش و خرید مستقل از طول اسلحه بوده است. حق بیمه دریافت شده توسط بانک در فروش اوراق بهادار در قیمت فروش ثبت شده ، بدون مراجعه به توافق نامه برای پرداخت حق بیمه مشابه در مورد خرید متقابل سایر اوراق بهادار یا ارزش بازار اوراق بهادار خریداری شده ، درج شده است. به همین ترتیب ، هزینه اوراق بهادار خریداری شده توسط بانک به جای ارزش بازار آنها با قیمت خرید تورم ثبت شد. اگرچه حتی قیمت فروش تورم معمولاً کمی کمتر از ارزش حمل اوراق بهادار فروخته شده بود ، در نتیجه ضرر ثبت شده به بانک ، این ضرر ثبت شده بسیار کمتر از آنچه که می توانست باشد اگر قیمت ثبت شده ارزش بازار باشدیا اوراق بهادار فروخته شده یا اوراق بهادار خریداری شده توسط بانک.

دیوید خشکسالی ، سرپرست حسابرسی ارنست و ارنست که برای سال منتهی به 31 دسامبر 1973 به آزمون Bankshares اختصاص یافته است ، به طور قابل ملاحظه ای کنجکاو بود که چرا کسی بیشتر از قیمت بازار غالب برای اوراق بهادار پرداخت می کند. در یک تفاهم نامه خلاصه جلسه 26 فوریه 1974 با سایر پرسنل ارنست و ارنست توضیح داد:

تبلیغات

مرکز پول (بخش سرمایه گذاری بانک) هدف خود را برای دفع مسائل بدون ضرر قابل توجهی انجام داده بود ، اما این سؤال باقی مانده است که چگونه سایر کارگزاران می توانند اوراق بهادار را با چنین قیمت های تورم خریداری کنند بدون اینکه به خودشان آسیب برساند.

(بانک) خرید موضوعات جدید و متفاوت قبل از پایان سال و در برخی موارد ، مسائل یکسان پس از پایان سال از همان کارگزاران ، همچنین با قیمت های تورم پاسخ داده می شود. این نگرانی از این مسئله بود که به نظر می رسید که این بانک با دستکاری قیمت ها و بعداً جایگزین اوراق بهادار یا معادل ها ، اوراق بهادار را بدون ضرر فروخته است تا خود را در موقعیت اولیه با استهلاک قابل توجه در مورد مسائل بازگرداند.

. قیمت ها فقط "بازار نازک و ناکافی" را منعکس می کردند.(G. Ex. 11 ، ص 2.) اریکسون بعداً در آرتور اندرسن و شرکت (G. Ex. 44 ، ص 2.) نمایندگی های مشابهی را برای شریک زندگی ارائه داد ، شرکت حسابداری که جانشین ارنست و ارنست به عنوان Bankshores شد. حسابرس مستقل

ارنست و ارنست صورتهای مالی تلفیقی Bankshares را برای سال 1973 بدون نیاز به تعدیل یا توضیحی در مورد این معاملات ، ظاهراً این موضع را که معاملات "در ماده" توافق نامه های خرید مجدد "در ماده" بوده است ، دریافت می کند ، و بنابراین نیازی به سود یا ضرر شناخته نمی شود . 4 آرتور اندرسن ،با این حال ، مخالفت کرد که از آنجا که این بانک اوراق بهادار متفاوت از فروش های فروخته شده را خریداری کرده بود ، معاملات را نمی توان به عنوان توافق نامه های خرید مجدد دانست. علاوه بر این ، از آنجا که معاملات بسته شد ، ضرر کامل ناشی از فروش "اوراق بهادار جایگزین" باید به رسمیت شناخته شود. به رسمیت شناختن ضرر با نوشتن ارزش حامل امنیت به دست آمده در هر سبقت به ارزش بازار خود در روز دستیابی و ایجاد تعدیل مربوطه در حساب درآمد کاهش درآمد یا افزایش ضرر ، به میزان این میزان انجام شد. بنویس.

3 تا 8 از کیفرخواست هر دو متهم را به نقض قانون ورود به بانکداری کاذب ، 18 ایالات متحده آمریکا پرداخت می کند. 1005. 5 پوند با ایجاد ورودی های مربوط به خریدها در سوابق این بانک که "با توجه به ارزش واقعی بازار واقعی" در هنگام خرید ، با هدف فریب افسران بانک و دیگران "تورم و کاذب بودند" انجام می شود.

تعداد 2 متهم هر متهم را به صورت عمدی و آگاهانه ساخت و باعث می شود اظهارات نادرست و گمراه کننده از واقعیت مادی در فرم 10-K ارائه شده به کمیسیون اوراق بهادار و بورس برای سال منتهی به 31 دسامبر 1973 ، با نقض 13 پوند و 13 پوند32 قانون مبادله اوراق بهادار 1934 ، 15 ایالات متحده78m (الف) ، 78FF. 6 به طور خاص ، اریکسون و ویلسون گفته می شدند که ضررهای بانکی را برای سال منتهی به 31 دسامبر 1973 با 423. 946 دلار ، حدود 16 درصد ، کم کرده اند. نظریه دولت تحت شماره 2 این بود که در نتیجه غلبه ، بانک از ثبت ضررهای حتی بیشتر که در واقع متحمل شده بود ، جلوگیری کرد.

تعداد 1 کیفرخواست متهم به هر متهم به توطئه برای ارتکاب جرائم متهم در حدود 2 تا 8 ، به دلیل نقض 18 ایالات متحده.§ 371.

کفایت کیفرخواست: شمارش 1 و 2

متهمان کیفرخواست را به دلیل عدم ادعای جرم به چالش می کشند. به نظر می رسد اصل این استدلال این است که با ادعای متهمان مبنی بر اینکه متهمان برخی از اوراق قرضه را با قیمت های بالاتر از ارزش بازار خریده اند، به قصد پنهان کردن زیان بانک، یعنی به منظور تأثیرگذاری بر درآمد، در کیفرخواست ادعا شده است:غیر متوالی"؛متهمان استدلال می کنند که خرید اوراق قرضه بیش از قیمت بازار نمی تواند بر درآمد بانک تأثیر بگذارد و "عنصر لازم برای قصد در کیفرخواست وجود ندارد."متهمان می گویند که در نتیجه دیگر، کیفرخواست به طور مشخص آنها را "درباره اینکه چه باری را باید در محاکمه آماده کنند" آگاه نکرده است.

توطئه ادعا شده در شماره 1 در بند 12 توضیح داده شده است که به شرح زیر است:

این بخشی از توطئه بود و توافق کردند که هارولد ال. اریکسون و فرانسیس ام ویلسون باعث شوند بانک شهر آمریکا و شرکت تراست در یک سری معاملات اوراق بهادار فریبنده، به همراه بانک شهر آمریکا و شرکت تراست شرکت کنند. اوراق بهادار را به طرف دیگری به قیمت هایی بیش از قیمت بازار می فروخت و با هماهنگی قبلی، بانک شهر آمریکا و شرکت تراست سایر اوراق بهادار را از همان طرف با قیمت هایی مشابه بیشتر از قیمت بازار خریداری می کرد. ارزش کاذب و متورم اوراق بهادار خریداری شده یاد شده ثبت و در دفاتر، سوابق و صورت های بانک مذکور منعکس می شود تا از شناسایی کامل زیان های وارده به بانک شهر آمریکا و شرکت تراست در دفاتر و سوابق مذکور جلوگیری شود. بانک

شمارش 1 در ادامه به یک سری اقدامات آشکار اشاره می کند که شامل خرید اوراق بدهی توصیف شده با قیمت هایی است که "با توجه به ارزش واقعی بازار متورم و کاذب" بود که در تاریخ خرید کمتر از قیمت خرید بود. در مورد هر خرید، قیمت خرید و "ارزش واقعی بازار" به طور خاص ادعا می شود و همچنین ادعا می شود که "اثر خالص معامله مذکور پنهان کردن افزایش زیان بانک مذکور در سال 1973 به مبلغ بوده است. تقریبا" به مقدار مشخص.

اثر خالص هر یک از معاملات اضافه معامله شرح داده شده در بند 12 که در آن خرید و فروش متقابل بود، تحقق زیان بر اوراق بهادار فروخته شده بود. توطئه ادعا شده برای شرکت در معاملات و ثبت ارزش کاذب و متورم اوراق بهادار خریداری شده در سوابق بانک «به منظور جلوگیری از شناسایی کامل زیان (بانک) در دفاتر و سوابق بانکی بوده است. بانک گفت.

استدلال متهمان این است که ثبت سمت خرید معامله نمی تواند بر درآمد تأثیر بگذارد یا باعث جلوگیری از شناسایی زیان شود. اما بند 12، اگرچه اشاره ای به ثبت طرف فروش معامله نکرده است، اما کل معامله را توصیف می کند و به اندازه کافی اصل اتهام را که درآمد بیش از حد بود، می رساند. همانطور که شواهد بعداً نشان داد، ثبت اوراق بهادار خریداری شده با ارزش متورم یکی از جنبه های اظهارات گمراه کننده بود، و دیگری بیان بیش از حد درآمد بود. هنگامی که صورت در نهایت تصحیح شد، کاهش ارزش واقعی اوراق بهادار خریداری شده به ارزش واقعی آنها در زمان تحصیل نیز مستلزم یک ورودی بود که حساب درآمد را با مقدار مشابهی تعدیل می کرد. در کیفرخواست نیازی به بیان تمام پیچیدگی های ثبت های حسابداری و حسابداری که منجر به اظهارات نادرست و گمراه کننده می شد، نبود. کافی بود که متهمان برای جلوگیری از شناسایی زیان هایی که بانک متوجه شده بود چنین اظهاراتی را بیان کنند.

به همین ترتیب، برای شمارش 1 کشنده نبود که هر یک از اعمال آشکار ادعا شده، طرف خرید معامله اضافی باشد. ادعای یک عمل آشکار کافی بود و البته لازم نیست که عمل آشکار به خودی خود غیرقانونی باشد.

حمله متهمان به شماره 2 کیفرخواست نیز به همین ترتیب بدون شایستگی است. احترامی که در این مورد ادعا می کند که فرم 10-K نادرست و گمراه کننده بود ، در گزارش "ضرر درآمد" 2،523،645 دلار ، و از دست دادن در ضرر "ضرر غیر منتظره در اوراق بهادار در مبلغ تقریبی 423. 946 دلار ، گفت:در سال 1973 توسط شرکت آمریکایی سیتی و شرکت اعتماد با قیمت های بیش از ارزش بازار خریداری شده است. "باز هم ، ما نمی توانیم بگوییم که تعدیل رقم ضرر منجر به تعدیل قیمت خرید اوراق بهادار نمی شود تا ارزش بازار آنها را در زمان خرید منعکس کند. در حقیقت ، همانطور که شواهد نشان داد ، روش حسابداری مناسب نیاز به چنین تعدیل دارد تا ارزش پایین اوراق بهادار خریداری شده را منعکس کند ، که به نوبه خود نیاز به ورود مربوط به حساب درآمد کاهش درآمد و در نتیجه منعکس کننده ضرر در معاملات Overtrade است.

شمارش 1 و 2 به دلایل قبلی کافی است. ما نیازی به در نظر گرفتن کفایت شمارش 3 تا 8 نداریم ، زیرا نتیجه گرفتیم که محکومیت های تحت این شمارش ها نمی توانند به یک دلیل دیگر باشند ، که اکنون به آن می پردازیم.

کفایت شواهد تحت 3 تا 8: جعل

هر یک از تعداد 3 تا 8 اتهام متهمان با ایجاد و ایجاد ساخته شده ، با توجه به معامله مشخص شده Overtrade ، ورودی های دروغین در "فرم سفارش" بانک که در سوابق ، گزارش ها و اظهارات بانک منعکس شده است ، با اینقصد فریب افسران بانک و دیگران. ادعا نمی شود که این بانک کمتر از مبلغ ثبت شده پرداخت کرده است. در عوض ، گفته می شود که قیمت خرید در تاریخ خرید "با توجه به ارزش واقعی بازار" تورم و نادرست شده است.

سوابق بانکی معرفی شده در شواهد در حمایت از این شمارش ها (1) فرم سفارش ، (2) توصیه های تأیید از فروشندگان ، (3) فرم های بدهی و اعتباری و (4) صفحه از دفترچه های عمومی که داده های بدهی به آنها داده می شود. و فرم های اعتباری منتقل شد. هیچ یک از این اسناد ادعا نمی کنند که ارزش بازار اوراق بهادار خریداری شده یا ماده معاملات را نشان نمی دهد. آنها صرفاً برای نشان دادن قیمتی که معامله امنیتی در آن اجرا شده است ، نشان می دهند.

اگرچه ورودی هایی که معاملات ساختگی را ثبت می کنند یا تراکنش های واقعی را به طور نادرست ثبت می کنند، به معنای 18 U. S. C نادرست هستند.§ 1005, 7 ورودی ثبت معامله واقعی در دفاتر بانک دقیقاً همانطور که اتفاق افتاده است، طبق آن اساسنامه یک ورودی نادرست نیست، حتی اگر بخشی از یک طرح متقلبانه یا غیرقانونی باشد. در دسته دوم قرار بگیرند.

پیگرد قانونی محدود به نظریه نادرستی بود که در کیفرخواست ادعا شده است، استیرون علیه ایالات متحده، 361 U. S. 212, 218-219, 80 S. Ct. 270, 4 L. Ed. 2d 252 (1960)، که این بود که ورودی ها «با توجه به ارزش واقعی بازار اوراق بهادار» نادرست بودند. همانطور که گفتیم، عدم تطابق بین قیمت و ارزش بازار، ورودی ثبت قیمت خرید را نادرست نکرد. بنابراین، محکومیت های مربوط به موارد 3 تا 8 کیفرخواست لغو می شود.

کفایت شواهد در شمارش 1 و 2: قصد

نتیجه گیری فوق بر محکومیت های مندرج در شمارش های 1 و 2 تأثیری نمی گذارد، که به این گزاره بستگی ندارد که دستورات خرید و سایر سوابق نادرست بوده اند، زیرا تفاوت بین قیمت خرید و ارزش بازار اوراق بهادار خریداری شده را نشان نمی دهند.. از آنجایی که از رای هیئت منصفه در مورد فقره 2 می دانیم که رای در مورد فقره 1 صرفاً مبتنی بر این نیست که متهمان برای ارتکاب جرایم ذکر شده در موارد 3 تا 8 توطئه کرده اند، لغو محکومیت ها در مورد اتهامات اخیر مستلزم تغییر در موارد اخیر نیست. تعداد 1. ایالات متحده علیه دیکسون، 536 F. 2d 1388، 1401-1407 (2d Cir. 1976).

تنها ایراد متهمان به کفایت مدارک در موارد 1 و 2 این است که قصد مجرمانه لازم اثبات نشده است. در پرداختن به این موضوع در خلاصه خود، متهمان درباره شواهدی که احکام را تأیید می کند، بحث نمی کنند. بلکه به شواهد دیگری تکیه می کنند و استدلال می کنند که هیئت منصفه باید آنها را تبرئه می کرد. با مشاهده شواهد ارائه شده در پرتو مطلوب ترین احکام هیئت منصفه، ما آن را کافی می دانیم.

محکومیت تحت شمارش 1 اثبات مستلزم اثبات مبنی بر اینکه متهمان موافقت کرده اند معاملات شرم را با هدف لازم برای ارتکاب جرم اساسی فریب که گفته می شود برای ارتکاب آن توطئه کرده اند ، انجام دهند. g. ، ایالات متحده در مقابل Feola ، 420 ایالات متحده 671 ، 686-696 ، 95 S. Ct. 1255 ، 43 L. Ed. 2d 541 (1975) ؛ایالات متحده در مقابل زاراتینی ، 552 F. 2d 753 ، 760 (7 Cir. 1977). شواهد ارائه شده برای حمایت از استنباط که آنها با هدف اقدام به ایجاد صورتهای مالی که ماهیت شرم قیمت های سبقت را فاش نمی کند ، کافی بود و بنابراین با هدف پنهان کردن خسارات که در غیر این صورت ظاهر می شود و از این طریق خوانندگان را فریب می دهدصورتهای مالیهدف و انگیزه متهمان در توافق برای انجام معاملات شرم ، پنهان کردن 800000 دلار پیش بینی شده برای فروش کوتاه بود . 10 در صورت موفقیت ، این طرح لزوماً منجر به صورتهای مالی کاذب می شود. در غیر این صورت ضررها پنهان نمی شوند. بنابراین ، هیئت منصفه به خوبی می توانست قصد لازم را از ماهیت توافق اثبات کند.

از قضا ، هنگامی که زمان صدور صورتهای مالی برای سال 1973 و ثبت گزارش 10-K فرا رسید ، تهدید از دست دادن 800000 دلاری ناپدید شد و در پی آن مشکل دیگری باقی مانده است ، یعنی تأثیر افشای کامل ماهیت واقعیOvertrades در صورتهای مالی وجود دارد. با این وجود ، حتی هنگامی که آنها به توطئه می پرداختند ، متهمان به سختی می توانستند چنین افشای این افشاگری را انجام دهند ، زیرا این هدف از هدف غلبه ها را شکست می داد. حداقل هیئت منصفه می توانست استنباط کند که بانکداران متهم آنقدر ناخوشایند نبودند که معتقدند سوابق مالی و بیانیه هایی که گزارش خریدها و فروش در ارقام شم را گزارش کرده اند بدون اینکه ماهیت واقعی معاملات را فاش کند ، نادرست نبوده است ، به خصوص هنگامی که هدف آنها در انجام انجام استبنابراین پنهان کردن آنچه که آنها معتقد بودند در غیر این صورت به عنوان یک ضرر اساسی ظاهر می شود.

علاوه بر این ، توضیحات دروغین خود متهمان در مورد سبقت گرفتن به درستی می تواند به عنوان شواهد اقناعی از آگاهی آنها از تخلفات تلقی شود. اینها شامل تفاهم نامه "بازار نازک" ویلسون برای ارنست و ارنست بود و توضیحات بعدی اریکسون در مورد همان تأثیر برای شریک آرتور اندرسن . 11

متهمان به شدت به اختلاف نظر بین ارنست و ارنست و آرتور اندرسن متکی هستند که می توان از چه نوع معامله ای توافق نامه خرید مجدد تلقی کرد. با این حال ، سبقت ها به عنوان توافق نامه های خرید مجدد ثبت نشده اند ، و هیچ پیشنهادی وجود ندارد که ویلسون یا اریکسون هنگام تشکیل توطئه یا هنگام اجرای اوپراست ، آنها را به این ترتیب قلمداد کنند. تفاوت بعدی نظر بین دو شرکت حسابداری با هدف انجام این توطئه ارتباط چندانی ندارد. به همین ترتیب ، متهمان استدلال می كنند كه چون ارنست و ارنست قبل از ارائه صورتهای مالی سال 1973 از غلبه های خود می دانستند ، هیئت منصفه فقط می تواند نتیجه بگیرد كه آنها با حسن نیت به حسابداران عمل می كردند. همانطور که در بالا ذکر شد ، با این حال ، متهمان تا پس از اجرای شرکتها با ارنست و ارنست مشورت نکردند. هرچه موضع ارنست و ارنست باشد ، متهمان با آنها مشورت می کردند ، این امر تأثیر چندانی ندارد که متهمان قصد داشته باشند که موافقت خود را برای شرکت در سبقت و گزارش به دروغ گزارش دهند.

تعداد 2 مستلزم اثبات این است که متهمان به طور عمدی و آگاهانه ثبت شده اند و باعث شده است که با درک ضررهای بانک برای سال 1973 ، گزارش 10-K از نظر مادی و گمراه کننده ارائه شود. بیشتر آنچه ما گفتیم در مورد این تعداد اساسی نیز صدق می کند. با این حال ، تحت این حساب ، دادستان باید ثابت کند که پرونده واقعی یا عمل ایجاد صورتهای مالی کاذب یا گمراه کننده تشکیل شده است "با عمد و آگاهانه".

متهمان استدلال می كنند كه ، اگرچه از نظر فنی صورتهای مالی را صادر می كردند ، اما آنها جز ارنست و ارنست نبودند كه تصمیم گرفتند چگونه با سبقت در صورتهای مالی رفتار كنند و با ارائه نظر مطلوب خود در مورد صورتهای مالی ، درمان را تصویب كردند. قاضی به هیئت منصفه دستور داده بود كه با اثبات اینكه ارنست و ارنست با حسن نیت به عنوان یك شركت حسابداری صالح انتخاب شدند و از معاملات می دانستند ، دفاع از حسن نیت ایجاد می شود و متهمان حقایق را به ارنست و ارنست می دادند و به آن شركت اعتماد كردند. برای انجام ورودی ها و تنظیمات مناسب در صورتهای مالی. هیئت منصفه دریافت که متهمان با حسن نیت عمل نکرده اند ، و ما فکر می کنیم که شواهد چنین یافته ای را مجاز می دانند. همانطور که اشاره کردیم ، شواهدی مبنی بر اظهار نادرست خاص توسط متهمان در مورد ماهیت سبقت ها وجود دارد. اگرچه یادداشت های ارنست و ارنست نشان می دهد كه این شركت می دانست كه Overtrades اتفاق افتاده است ، هیئت منصفه به درستی می فهمد كه این شركت توسط نمایندگی های نادرست ویلسون در مورد عدم وجود قیمت قابل اعتماد در بازار گمراه شده است ، و این به نوبه خود بر دیدگاه بنگاه تأثیر گذاشته است. مادی بودن موضوع. اگرچه بعداً نمایندگی های اریکسون به آرتور اندرسن انجام شد ، اما اقدامات ویلسون در زمینه توطئه البته به هر دوی آنها مربوط می شود. عدم موفقیت حسابداران در مورد افشای شخصیت شرم از معامله ، با توجه به مبالغ درگیر ، اگر از واقعیت ها آگاه باشند ، غیر قابل توضیح است ، بنابراین ممکن است هیئت منصفه اعتقاد داشته باشد.

اگرچه مطابق با اصول حسابداری به طور کلی پذیرفته شده توسط حسابداران تأیید شده است ، اما صورتهای مالی با این وجود نمایندگی های مدیریت است. ببینید ، ه. g. ، در مورد McKesson & Robbins: گزارش تحقیقات 423 (1940). اگر یک افسر شرکت بداند که صورتهای مالی نادرست یا گمراه کننده است و در عین حال به ارائه آنها می پردازد ، تمایل یک حسابدار برای ارائه نظر غیر صلاحیت در رابطه با آنها ، وجود قصد لازم را منفی نمی کند یا اعتماد به نفس خوبی را ایجاد می کند ، ببینید. ایالات متحده در مقابل Colasurdo ، 453 F. 2d 585 ، 594 (2d Cir. 1971) ، گواهی. رد شده ، 406 ایالات متحده 917 ، 92 S. Ct. 1766 ، 32 L. Ed. 2d 116 (1972). در اینجا متهمان می دانستند که برای سایر اوراق بهادار اوراق بهادار را در اختیار دارند. آنها می دانستند که این معاملات را به گونه ای ثبت کرده اند که گویی خریدهای واقعی و فروش با قیمت های بالاتر از قیمت بازار اوراق بهادار هستند. بنابراین آنها می دانستند که هزینه اوراق بهادار به دست آمده و ضرر مربوط به اوراق بهادار فروخته شده به طور دقیق در سوابق معاملات منعکس نشده است. بنابراین ، آنها می دانستند که مگر اینکه تعدیل شده در صورتهای مالی انجام شود تا حقایق فوق را منعکس کند ، ضرر و زیان در فروش کم می شود و ارزش حمل اوراق بهادار خریداری شده بیش از حد است. از این همه هیئت منصفه می توانست استنباط کند که متهمان ، با دانستن اینکه صورت های مالی نادرست و گمراه کننده است ، به طور ناخواسته آنها را به هدف پنهان کردن ضررهای بانک در معاملات اوراق بهادار خود ارائه می داد. اینکه ارنست و ارنست بدون نیاز به تعدیل ، صورتهای مالی را تأیید کردند ، این واقعیت را تغییر ندادند که متهمان می دانستند که اظهارات به درستی منعکس کننده معاملات سبقت نیستند.

همانطور که توسط مدار دوم با توجه به حقایق مشابه در ایالات متحده در مقابل Colasurdo ، فوق العاده بیان شده است ، "این سؤال در نهایت یکی از صداقت و حسن نیت است."453 F. 2d در 594. شواهدی وجود دارد که بر اساس آن هیئت منصفه می تواند به درستی پیدا کند ، علی رغم مشاوره و صدور گواهینامه ارنست و ارنست ، که متهمان آگاهانه و با عمد صورتهای مالی نادرست و گمراه کننده را تشکیل می دهند.

به دلایل قبلی ، و به دلیل اینکه هیچ خطای آزمایشی برگشت پذیر به دلایلی که در دستور منتشر نشده ارائه شده به این عقیده ارائه نشده است ، احکام محکومیت تحت شمارش 1 و 2 تأیید می شود. احکام محکومیت تحت تعداد 3 تا 8 معکوس می شود.

محترم ویلیام جی. شرق ، قاضی ارشد منطقه ای دادگاه منطقه ایالات متحده برای منطقه اورگان ، با تعیین نامگذاری شده است

ویلسون و اریکسون ظاهراً بر این فرض که "اوراق بهادار جایگزین" را می توان با پایان سال و سایر اوراق بهادار جایگزین کرد ، با استفاده از قیمت های تورم برای هر دو فروش و خرید ، ضرر و زیان را که توسط موقعیت ارنست و ارنست تهدید می شود ، به این فرضیه اجرا کرد ، ضرر و زیان را به حساب می آورد. از فروش کوتاه می توان جلوگیری کرد.. خرید سایر اوراق بهادار با قیمت های بالاتر از بازار ، مبنای هزینه تورم برای اوراق بهادار جدید ایجاد می کند

خریدهای اوراق بهادار یکسان پس از پایان سال که در تفاهم نامه خشکسالی به آنها اشاره شده است ، از خریدهای "موضوعات جدید و متفاوت" متمایز می شود. فقط دومی در این مورد درگیر هستند

براساس شهادت در دادگاه ، به نظر می رسد "توافق نامه خرید مجدد" وام تضمین شده است. این شامل چیزی بیش از "فروش" اوراق بهادار و تعهد به بازپرداخت "قیمت فروش" به علاوه بهره در قیمت فروش در تاریخ بعدی است. مانند هر وام ، وام گیرنده مبلغ پول وام گرفته شده به عنوان درآمد را شامل نمی شود و وثیقه به عنوان فروخته شده رفتار نمی شود

کنترل کننده ارز به بانک ها نیاز دارد تا به طور جداگانه ارزش کلیه اوراق بهادار فروخته شده را به موجب خرید و توافق نامه های مشابه در مورد صورتهای مالی ارائه شده در SEC بیان کنند. ببینید ، ه. g. ، 12 C. F. R.§ 11. 71: دستورالعمل ترازنامه 5 (دارایی) ، 16 (بدهی) ؛دستورالعملهای بیانیه درآمد 1 (ج) (درآمد) ، 6 (ه) (هزینه ها) ؛12 C. F. R.§ 206. 71 ؛دستورالعمل ترازنامه 4 (دارایی) ، 14 (بدهی) ؛دستورالعملهای بیانیه درآمد 1 (ج) (درآمد) ، 2 (ه) (هزینه ها) ؛همچنین به 17 C. F. R. مراجعه کنید.§§ 210. 9-01 (ج) ، 210. 9-05 (الف) (آیین نامه SEC در مورد صورتهای مالی شرکت و بانک هلدینگ بانکی). معاملات مورد نظر در اینجا به عنوان توافق نامه های خرید مجدد در 10-K Bankshares برای سال 1973 گزارش نشده است ، که بر اساس آن تعداد 2 مبتنی است ، اما به عنوان خریدهای نامربوط و فروش.

در قسمت مربوطه ، اساسنامه این امر را ارائه می دهد

هرکسی که در هر کتاب ، گزارش یا بیانیه ای از چنین بانکی با قصد آسیب رساندن به چنین بانکی ، یا هر شرکت دیگر ، بدنه سیاسی یا شرکتها یا هر شخص شخصی ، یا هر شخص دیگری ، یا فریب دادن هر یک از مأمورین در چنین بانکی ، هر کسی را انجام دهد. کنترل کننده ارز ، یا شرکت بیمه سپرده فدرال یا هر نماینده یا امتحان کننده ای که برای بررسی امور این بانک منصوب شده است ، یا هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال جریمه می شود. وادوادیا زندانی شدوادوادیا هر دو.

بخش 13 قانون مبادله ، 15 ایالات متحده78 میلیون پوند (الف) ، به هر صادرکننده امنیتی که تحت 12 پوند قانون ، 15 ایالات متحده ثبت شده است ، نیاز دارد. 78 لیتر ، برای ثبت گزارش های خاص ، از جمله گزارش سالانه ، با SEC. Bankshares چنین صادرکنی است

بخش 32 ، 15 ایالات متحده78ff پوند ، در قسمت مربوطه فراهم می کند

(الف) شخص NY که به طور عمدی و آگاهانه بیان می کند ، یا باعث می شود که هر بیانیه ای در هر صورت بیان شود. واد.، گزارش، . وادوادلازم است تحت این فصل یا هر قانون یا مقررات موجود در آن ثبت شود. واد. ، کدام بیانیه با توجه به هر واقعیت مادی نادرست یا گمراه کننده بود ، پس از محکومیت بیش از 10،000 دلار جریمه نمی شود ، یا بیش از پنج سال یا هر دو زندانی نمی شود. وادوادواد

ببینید ، ه. گرم ، ایالات متحده در مقابل گیلز ، 300 ایالات متحده 41 ، 57 S. Ct. 46 ، 81 L. Ed. 390 (1937) (حذف لغزش سپرده منجر به تعادل نادرست). ایالات متحده در مقابل داربی ، 289 ایالات متحده 224 ، 226 ، 53 S. Ct. 573 ، 77 L. Ed. 1137 (1933) (امضای جعلی در سفته) ؛Agnew در مقابل ایالات متحده ، 165 ایالات متحده 36 ، 52-53 ، 17 S. Ct. 235 ، 41 L. Ed. 624 (1897) (سپرده ساختگی) ؛تابوت در مقابل ایالات متحده ، 162 ایالات متحده 664 ، 683-685 ، 16 S. Ct. 943 ، 40 L. Ed. 1109 (1896) ؛ایالات متحده در مقابل آستین ، 585 F. 2d 1271 ، 1274-1278 (5 Cir. 1978) (ضبط چک های بی ارزش به عنوان دارایی های نقدی در کتاب و گزارش). ایالات متحده در مقابل شیئی ، 541 F. 2d 123 ، 128-129 (اول سیر 1976) (ضبط وام ناامن به عنوان ایمن). ایالات متحده در مقابل بوانس ، 496 F. 2d 494 ، 498 (8th Cir. 1974) (حذف برخی از اضافه برداشت های خاص از گزارش). ایالات متحده در مقابل مایر ، 487 F. 2d 67 ، 69 (5 Cir. 1974) (سپرده های ساختگی) ؛ایالات متحده در مقابل پاپاس ، 445 F. 2d 1194 ، 1200 ، 1200-1201 (3D Cir.) ، گواهی. SUB NOM را انکار کرد. MISCHLICH در مقابل ایالات متحده ، 404 ایالات متحده 984 ، 92 S. Ct. 449 ، 30 L. Ed. 2d 368 (1971) (حساب های ساختگی دریافتنی) ؛فیلیپس در مقابل ایالات متحده ، 406 F. 2d 599 ، 600-601 (10 Cir. 1969) (وام های ساختگی) ؛ایالات متحده در مقابل فورتنی ، 399 F. 2d 406 ، 407-408 (3D Cir. 1968) (وام های ساختگی ؛ گزارش کاذب دارایی های نقدی) ؛ایالات متحده در مقابل Biggerstaff ، 383 F. 2d 675 ، 678-679 (4 Cir. 1967) (وام های ساختگی) ؛ایالات متحده در مقابل هارتر ، 116 F. 2d 51 (هفتم سیر 1940) (وام های ساختگی) ؛بیلینگزلی در مقابل ایالات متحده ، 178 F. 653 ، 661-663 (8th Cir. 1910) (فروش و سپرده های ساختگی) ؛مورس در مقابل ایالات متحده ، 174 F. 539 ، 547-550 (2d Cir.) ، گواهی. رد شده ، 215 ایالات متحده 605 ، 30 S. Ct. 406 ، 54 L. Ed. 346 (1909) (خریدهای ساختگی و وام ؛ حذف سهام که توسط بانک در گزارش نگهداری می شود)

ببینید ، ه. گرم ، تابوت در مقابل ایالات متحده ، 156 ایالات متحده 432 ، 462-463 (1895) ؛ایالات متحده در مقابل ماندرسون ، 511 F. 2d 179 (5 Cir. 1975) ؛ایالات متحده در مقابل Biggerstaff ، Supra ، 383 F. 2d در 678 (4 Cir. 1967) ؛قوانین در مقابل ایالات متحده ، 66 F. 2d 870 ، 873 (10th Cir. 1933) ؛Twining در مقابل ایالات متحده ، 141 F. 41 (3D Cir. 1905) ؛ایالات متحده در مقابل Scoblick ، 124 F. Supp. 881 ، 886 (M. D. PA. 1954) ، Aff'd ، 225 F. 2d 779 (3D Cir. 1955) ؛ایالات متحده در مقابل جوان ، 128 F. 111 (M. D. ALA. 1904). اما ر. ک. ایالات متحده در مقابل هارت ، 551 F. 2d 738 ، 741 (6th Cir.) ، گواهی. رد شد ، 434 ایالات متحده 920 ، 98 S. Ct. 394 ، 54 L. Ed. 2d 277 (1977)

دادگاه دادگاه به هیئت منصفه دستور داد كه قصد خاص ، كه به روش متعارف تعریف شده است ، به ایالات متحده در مقابل آراباسیچ ، 597 F. 2d 609 (هفتم Cir. 1979) ، عنصری از هر دو جرم اساسی متهم است. در حالی که برای اتهام قانون مبادله اوراق بهادار که در شماره 2 ادعا شده بود ، چیزی کمتر مورد نیاز بود ، به ایالات متحده در مقابل شوارتز ، 464 F. 2d 499 ، 509 (2d Cir.) ، گواهی مراجعه کنید. رد شده ، 409 ایالات متحده 1009 ، 93 S. Ct. 443 ، 34 L. Ed. 2d 302 (1972) ، این تمایز در اینجا تأثیر نمی گذارد ، زیرا ما فکر می کنیم شواهد از یافته های ظاهری هیئت منصفه پشتیبانی می کند که متهمان با نیت خاصی که در دستورالعمل های قاضی شرح داده شده عمل می کنند

شهادت متهمان مبنی بر اینکه هدف از غلبه بر افزایش نقدینگی بانک می تواند به درستی توسط هیئت منصفه کفر باشد. این شهادت با شواهدی مبنی بر اینکه بسیاری از اوراق بهادار دریافت شده در سبقت گرفته شده دیرتر از اوراق بهادار معامله شده برای آنها ، بی اعتبار شد

اریکسون توضیحات را از نظر آنچه "ویلسون گفت" توضیح داد. اما از آنجا که او به خوبی می دانست که این توضیحات نه تنها گمراه کننده است بلکه کاملاً نادرست است ، هیئت منصفه در نادیده گرفتن انتساب توجیه می شد

هیچ اثبات قصد خاص برای نقض قوانین اوراق بهادار ضروری نیست. به ایالات متحده در مقابل شوارتز ، 464 F. 2d 499 ، 509 (2d Cir.) ، گواهی مراجعه کنید. رد شده ، 409 ایالات متحده 1009 ، 93 S. Ct. 443 ، 34 L. Ed. 2d 302 (1972)

هنوز مشخص نیست که آیا الزامی که متهمان "آگاهانه" عمل می کنند به هیچ وجه به الزامی که آنها "عمدی" عمل می کنند ، اضافه می کند. به 3 ضرر ، مقررات اوراق بهادار 1986-1987 (1961) مراجعه کنید. علی ، قانون مجازات مدل (پیش نویس رسمی پیشنهادی) 2. 02 § (1962). اما ببینید ، ایالات متحده در مقابل دیکسون ، فوق العاده ، 536 F. 2d در سال 1396 ، که در آن قاضی دوستانه پیشنهاد می کند که اصطلاح "آگاهانه" به چیزی شبیه به قصد کلاهبرداری نیاز دارد.

در اینجا دادگاه دادگاه به هیئت منصفه دستور داد كه انجام دهد. به یادداشت 9 ، فوق العاده مراجعه کنید. اثبات قصد حتی طبق استاندارد سختگیرانه تر نیز کافی است.

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 14:05