علم ممکن است به عنوان فرآیند تولید دانش درک شود. پلتفرم علمی زیرساختی است که برای تولید دانش به صورت مقرون به صرفه طراحی شده است. پلتفرم ها از طریق افزایش فرصت های علمی، استانداردسازی بهترین روش ها و صرفه جویی در مقیاس، مزیت را به ارمغان می آورند. اگرچه پلتفرم ها معمولاً شامل سرمایه گذاری های مالی «سرانه ای» بالا هستند، هزینه های نهایی «در هر داده» با افزایش حجم داده ها کاهش می یابد، و نسبت سود به هزینه «به ازای هر سؤال تحقیق» با بهره برداری از داده ها افزایش می یابد. به این ترتیب، پلتفرم ها علم را در مقیاس ممکن می سازند.
کارایی یک سیستم را فقط می توان در چارچوب یک هدف مشترک قضاوت کرد. در اینجا، آن هدف تسهیل علم (تولید دانش) از طریق تنوع دانش، اشتراک دانش و تعمیق وابستگی متقابل است. شرایطی که ظهور یک جامعه علمی بسیار مشارکتی، متقابل محرک و خودسازمانده را تشویق می کند، به خوبی به این هدف کمک خواهد کرد.
2. چالش علم پلت فرم
پلتفرم ها ممکن است مزایای بالقوه ای را ارائه دهند، اما پلتفرم ها هزینه هایی نیز ایجاد می کنند. اینها شامل مدیریت فعالیت های علمی پیچیده تر است که در ساختار اقتصاد علم منعکس می شود. این چالش ممکن است از نظر توانایی اقتصاد علم برای انعکاس ارزش فعالیت علمی در علم پلت فرم دقیق تر مشخص شود، یعنی تمایز اقتصاد علم متناسب با فعالیتی است که آن را پشتیبانی می کند.
محیط های علمی را می توان به عنوان جوامع مبتنی بر دانش درک کرد که در آن ها فرآیندی مداوم از تنوع دانش، پیشرفت فن آوری و وابستگی متقابل عمیق تر وجود دارد. با این حال، جوامع علمی از این ممتاز برخوردارند که از درجه ای محافظت در برابر فشارهای اقتصادی گسترده تر جامعه برخوردار هستند. اگرچه این حفاظت دارای ارزش است، اما محیط نسبتاً پایدار مورد نیاز برای موفقیت را فراهم می کند، اما جامعه علمی را نیز از فرآیند خلاقانه اقتباس از اقتصاد علم برای انعکاس فعالیت جامعه علمی محافظت می کند.
3. قاب بندی مشکل
مشکل اساسی ممکن است به این صورت باشد که چگونه نظم در محیط های اجتماعی پویا که در پیچیدگی رشد می کنند ظاهر می شود [1]. این مشکل از دیدگاه مبادله ارزش [2] مورد بررسی قرار می گیرد که در آن:
دانشمندان و سازمانهای تحقیقاتی فردی برای بهره مندی از فرصت های مبادله ارزش همکاری می کنند ، جایی که مبادله ارزش به عنوان به رسمیت شناختن از مزایای تحقق یافته تعریف می شود.
نظم به عنوان افراد و سازمان های تحقیقاتی به دنبال کاهش هزینه های بدست آوردن سود ، یعنی هزینه معامله هستند.
مؤسسات ، به عنوان سیستم قوانین و مجازات برای مبادله ارزش تعریف می شوند ، با تعیین حقوق مالکیت ، یعنی حق بهره مند شدن از یک منبع از طریق استفاده ، درآمد یا دفع ، برای کاهش هزینه های معاملات ظاهر می شوند.
(الف) تبادل ارزش
در اقتصاد علوم ، ارزش از سود علمی ناشی می شود ، اما آبشارهای ارزش متفاوت طبق گروه ذینفعان. در یک زمینه دسترسی به داده ها ، ارزش برای محققان از طریق فرصت علمی و فنی ایجاد می شود. برای سرمایه گذاران تحقیق ، این به رسمیت شناختن مزایای متعدد از سرمایه گذاری اولیه است. برای سازمان های تحقیقاتی و زیرساخت ها از طریق استفاده از مشخصات افزایش می یابد. برای همه ، این یک عضو ارزشمند جامعه علمی است. مکانیسم تبادل ارزش کارآمد یکی از مواردی است که همه این گروه های ذینفع را قادر می سازد تا ارزش ارائه شده را به رسمیت شناخته شوند. یک مکانیسم تبادل کارآمد پیش بینی می کند که اقتصاد علوم به اندازه کافی متمایز شده است تا هر یک از این کمک ها را متناسب و سریع منعکس کند.
(ب) سفارش نوظهور
ممکن است نظم به عنوان هماهنگی منابع ، احتمالاً برای سود درک شود. در علوم زیست پزشکی ، نظم تا حد زیادی از طریق فرآیند خودانگیختگی محدود ظاهر می شود ، در یک زمینه محدود کننده ارائه شده توسط آژانس های تأمین مالی و حاکمیت تحقیق ، آزادی برای سازماندهی خود وجود دارد و منجر به اجماع در مورد بهترین عمل می شود. اگرچه تعادل محدودیت و خود سازماندهی متفاوت است ، اما هدف مشترک تولید دانش به عنوان راهنمایی برای هماهنگی منابع کارآمد ، یعنی به حداقل رساندن هزینه های معامله عمل می کند.
(ج) موسسات
موسسات برای اختصاص حقوق مالکیت وجود دارند. در اقتصاد علمی این حقوق از نظر کسی بیان می شود که چه کسی ممکن است اعتبار یک فعالیت را کنترل یا مطالبه کند. در اقتصاد علوم ، دو موسسه اصلی برای تبادل ارزش ، مالکیت منابع (دانش ، فناوری ، داده ها و غیره) و انتساب دانشگاهی (تألیف ، تأیید) است. مالکیت منابع برای تسهیل یا محدود کردن دسترسی منابع از طریق هزینه های معامله (محدودیت های حاکمیتی ، هزینه های دسترسی و غیره) استفاده می شود. انتساب دانشگاهی به طور معمول از نظر نویسندگی یا تأیید بیان می شود. طبق کنوانسیون ، نویسندگی به طور معمول با شناخت فعالیت های فکری برای محققان ارزش فراهم می کند ، در حالی که تصدیق به طور معمول با بازتاب فعالیت فنی یا مدیریتی ، ارزش زیرساخت ها و سرمایه گذاران را فراهم می کند. با گذشت زمان بهترین تمرین به عنوان یک کنوانسیون به تصویب می رسد و کنوانسیون ها به طور رسمی به عنوان نهادها بیان می شوند. به عنوان مثال ، کنوانسیون های "درک شده" پیرامون نویسندگی دانشگاهی در معیارهای نویسندگی مشخص شده توسط کمیته بین المللی ویراستاران مجله پزشکی ، به قوانین صریح تبدیل شده اند. با تغییر فن آوری ها برای بهبود کارآیی فعالیت های علمی ، بنابراین موسساتی که تغییر نمی کنند راندمان از دست می دهند در تبادل ارزش.
(د) حقوق مالکیت
حقوق مالکیت برای تسهیل مبادله ارزش و اتفاقاً کاهش درگیری وجود دارد. حقوق مالکیت برای منعکس کردن تغییرات در فعالیت های علمی تکامل می یابد (متمایز یا ترکیب می شود). جایی که حقوق مالکیت مشخص نیست ، یعنی فعالیت علمی را منعکس نمی کند ، هیچ انگیزه ای برای تبادل ارزش وجود ندارد. دانش مورد سوء استفاده قرار نمی گیرد و اقتصاد علوم به طور مؤثر متوقف می شود. به عنوان مثال ، اگر یک زیرساخت قادر به بدست آوردن ارزش افزایشی از افزایش استفاده نباشد ، هیچ انگیزه ای برای بهبود دسترسی به محققان وجود ندارد. به همین ترتیب ، اگر هیچ مدرکی از ابزار زیرساخت وجود نداشته باشد ، هیچ انگیزه ای برای سرمایه گذاران برای ادامه پشتیبانی وجود ندارد. این زنجیره ای از تبادل ارزش وابسته به ویژه برای زیرساخت های جمع آوری داده ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا اینها ارز اساسی را که در آن سایر موارد ساخته شده است ، فراهم می کند. از منظر تولید دانش ، حقوق مالکیت محدود کننده ، به عنوان مثال برای به دست آوردن مزیت مالی یا حرفه ای ، در نهایت شکست.
4- سیستم عامل های علمی به عنوان یک کالای عمومی
برای فراهم کردن زمینه برای تعیین حقوق مالکیت مناسب ، دیدگاهی در مورد نوع منبع مورد نظر مورد نیاز است. در این حالت ، نوع منبعی که یک بستر علمی در نظر گرفته می شود.
در انگلستان ، اقتصاد علوم دانشگاهی در دو سطح فعالیت می کند. برای تأمین بودجه و پیشرفت شغلی ، به عنوان یک کالای مشترک عمل می کند ، به این دلیل که "هر کسی می تواند بازی کند" ، اما برای منابع رقابت وجود دارد. این مدل به خوبی برای تشویق علم با کیفیت بالا خدمت می کند ، اما تمایل دارد منابع را در بین افراد نسبتاً کمی متمرکز کند و ممکن است از نظر تولید علمی کلی خود محدود کننده باشد.
با این حال ، برای انتشار دانش ، آن را به عنوان یک کالای عمومی (حداقل مشتاق) به عنوان یک کالای عمومی عمل می کند ، به این دلیل که "همه می توانند بازی کنند" به عنوان منابع (یافته ها) بدون محدودیت یا هزینه به اشتراک گذاشته می شوند. این مدل در تسهیل به اشتراک گذاری داده ها و بهترین روش ها به خوبی عمل می کند. البته منابع علمی به معنای خالص این اصطلاح کالاهای عمومی نیستند زیرا همیشه هزینه معامله وجود خواهد داشت. با این حال ، با کاهش کافی هزینه و جذب آن در جای دیگر ، این منبع می تواند به طور موثری یک کالای عمومی در نقطه استفاده باشد. به عنوان مثال ، مؤسسات ملی Health PubMed Resource ، که به نمایندگی از جامعه علمی گسترده تر به عنوان یک کالای عمومی اداره می شود.
به نظر می رسد تنش بین مدلها به اهداف متضاد تشویق نوآوری از طریق رقابت و بهره برداری از طریق همکاری خدمت می کند. میزان کارآیی این مدل ها در دستیابی به اهداف مربوطه خود ، اشتباه است [3]. پیش از سیستم عامل های علمی ، فرصتی برای زیرساخت های بزرگ و همکاری ها برای تولید نوآوری بسیار محدود بود. ممکن است نوآوری و استثمار به بهترین وجه در یک جامعه علمی ایجاد شود که "همه بتوانند بازی کنند".
استدلال می تواند مطرح شود که مدل خوب عمومی در تمام فعالیت های پلتفرم ، از جمله بودجه و پیشرفت شغلی ضمنی است. محیط پلتفرم به اشتراک گذاری اطلاعات و خود سازماندهی را تسهیل می کند و به طور کلی موانع نهادی (و نهادینه شده) را برای همکاری کاهش می دهد ، بنابراین جوامع تحقیقاتی غنی و علمی متنوع را تشویق می کند. خروجی علمی بسیار وابسته و چند رشته ای است و ناشی از اشتراک رایگان فناوری ها ، دانش و ایده ها است. یک مدل خوب عمومی همچنین چارچوبی را برای ارزیابی "انصاف" در انتساب دانشگاهی ارائه می دهد زیرا باعث کاهش انگیزه های اقتصادی و سیاسی برای محدود کردن انتساب می شود و انگیزه های پاداش صرفاً بر اساس شایستگی را افزایش می دهد. استدلال در برابر یک رویکرد خوب عمومی می تواند مطرح شود. با این حال ، انکار دشوار است که علم با تبادل کارآمد اطلاعات شکوفا می شود و دانشمندان در محیط هایی شکوفا می شوند که کار سختگیرانه را در دستیابی به اهداف رضایت بخش فکری تسهیل می کند. این یک دیدگاه منطقی است که این معیارها از یک مدل خوب عمومی به طور کامل رعایت می شوند. اتفاقاً ، مزایای یک رویکرد جمعی کامل به علم در اوایل شرکت علمی مشخص شد."خانه سالومون" فرانسیس بیکن ، که در آن علم به عنوان یک تمرین تیمی که شامل هماهنگی تخصص ها بود ، تصور می شد ، الهام بخش بنیاد جامعه سلطنتی بود.
5. تمایز اقتصاد علوم
برای اینکه یک مبادله کارآمد از ارزش وجود داشته باشد ، تمایز یک اقتصاد باید متناسب با فعالیتی که از آن پشتیبانی می کند ، متناسب باشد. در اقتصاد علوم مکانیسم تبادل ارزش کارآمد یکی از مواردی است که به محققان ، سازمان های تحقیقاتی ، زیرساخت ها و سرمایه گذاران اجازه می دهد تا به طور متناسب و سریع سهم خود را به رسمیت شناخته شوند.
نمونه ای از مبادله ارزش کارآمد تأیید بودجه کمک هزینه است. به طور معمول ، این در پایان مقاله به شکل نام خانوادگی و شماره مرجع اعطا می شود. این فرمول مختصر و دقیق نیازهای سرمایه گذاران را برای به رسمیت شناختن سهم آنها ، نیازهای محققان برای نشان دادن موفقیت بودجه و نیاز ناشران برای استفاده دقیق از اینچ ستون برآورده می کند. اینکه تأیید بودجه "استاندارد شده" شده است نشان می دهد که این کار می کند ، یعنی ارزش برای همه ذینفعان به طور مؤثر منتقل شده است. هیچ دلیلی وجود ندارد که این سیستم نباید به ارائه تبادل ارزش کارآمد در یک زمینه پلتفرم ادامه دهد. این مثال فواید حقوق مالکیت کاملاً تعریف شده را نشان می دهد. اینکه آژانس بودجه منابع مورد نیاز برای انجام مطالعه را ارائه می دهد ، مورد اختلاف نیست. این که این سود باید به رسمیت شناخته شود نیز توافق شده است. نکته مهم این است که ارزش پروژه برای سرمایه گذاران و محققان متمایز می شود و ممکن است به طور جداگانه پاداش داده شود و بدون هزینه معامله اضافی ، یعنی یک ذینفع ممکن است بدون هیچ هزینه ای به ذینفعان دیگر پاداش داده شود. البته از مزایای متعدد بین ذینفعان استقبال می شود.
نمونه ای از تبادل ارزش در انتقال ، نویسندگی است [4]. در علوم زیست پزشکی ، کنوانسیون های اطراف نویسندگی ارزش بالایی را به شناخت محقق اصلی (به طور معمول آخرین نویسنده) و نویسندگی ارشد (به طور معمول نویسنده اول) نسبت می دهند. این عمل از نویسندگی منحصر به فرد در زمینه تیم های تحقیقاتی کوچک تکامل یافته است و در این زمینه ممکن است فرض شود که ارزش تبادل آن به طور منطقی کارآمد باشد. با این حال ، در پرداختن به نیازهای تحقیقات مبتنی بر کنسرسیوم که در آن بسیاری از تیم های تحقیقاتی در مجموعه داده های مورد تجزیه و تحلیل نقش داشته اند ، ظریف تر می شود. در این شرایط ، تألیف جمعی اغلب به تصویب می رسد ، و نویسندگان ذکر شده به صورت الفبایی یا بی وقفه ، و یک تیم نویسندگی شناسایی می شود. نویسندگی جمعی ابزاری بی پرده است که فرصت محدودی برای تبادل ارزش را ارائه می دهد. به عنوان مثال ، برای سازمان های تحقیقاتی برای شناسایی مهارت های تخصصی برای اهداف استخدام و پیشرفت شغلی ، و از ارزش کمی برای افراد مدیریت یک مسیر حرفه ای تخصصی ، برای سازمان های تحقیقاتی ناآگاه است. این نمونه ای از تمایز کم است ، یعنی اقتصاد وسیله ای برای استخراج کامل آن سود در دسترس از فعالیت ندارد. احتمالاً ، نویسندگی جمعی ارزش فعالیت جمعی اساسی ، نوعی ارزش مشترک را به رسمیت می شناسد ، اما این ممکن است جایگزین ضعیفی برای استخراج مزایای متعدد و متنوع باشد. این مشکل به رسمیت شناخته شده است و رویکردهای ظریف تر در حال تحول هستند. یک رویکرد ، نویسندگی Badged است که سهم خاصی به اثر منتشر شده را مشخص می کند ، وسیله ای مناسب برای کشف چه کسی انجام داده و محدود به تعداد نویسندگان نیست. چالش با تألیف نشان ، ایجاد یک طبقه بندی معنی دار از "نشان ها" است که هم برای دانشمندان و هم برای مجلات قابل قبول است ، یعنی می تواند به عنوان یک استاندارد جامعه استفاده شود. پیشنهادی که توسط تعداد زیادی از مجلات فزاینده ترویج می شود ، از پروژه طبقه بندی دیجیتال است [5]. چهارده دسته مشارکت (نشان) ارائه شده است که طیف گسترده ای از فعالیت را از مفهوم مطالعه ، از طریق درمان داده ها به تجزیه و تحلیل رسمی و تهیه نسخه خطی ، پوشش می دهد.
نمونه ای از شکست تبادل ارزش، تصدیق زیرساخت است. زیرساخت به طور تصادفی و به طور خاص مورد تایید قرار می گیرد، و این تصدیق به ندرت از نظر علمی آموزنده است و توانایی آن را برای تبادل ارزش کاهش می دهد. به عنوان مثال، ممکن است به مجموعه داده ای که از آن یک مجموعه داده خاص استخراج شده است اشاره کرد، اما فراداده ای که اجازه می دهد مجموعه داده یا مجموعه نمونه خاص مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل و منشأ آن به طور واضح توسط محققان دیگر شناسایی شود، به ندرت در دسترس است، چه رسد به. صریحاین تا حد زیادی یک موضوع میراثی از مجموعه داده ها است که توسط یک محقق اصلی هدایت می شود و محقق اصلی به زیرساخت های زیربنایی اذعان دارد. حرکت از این مدل «کلبه-صنعت» به علم پلتفرم نیازمند تمایز حقوق مالکیت متناسب با پیچیدگی ایجاد و حفظ زیرساخت های گسترده تر است. برای اینکه کنوانسیون تصدیق زیرساخت به طور گسترده پذیرفته شود، باید به محققین (کاربران)، تامین کنندگان مالی (پرداخت کنندگان) و دانشمندان پشتیبان (سازندگان و نگهبانان)، به روش هایی که از نظر علمی آموزنده، مرتبط با شغل و راحت باشد، ارزش قائل شود. یک راه حل بالقوه و نسبتا ساده ارائه یک شناسه شی دیجیتال استاندارد شده (doi) برای نمونه های داده خاص به عنوان یک جزء اجباری در بخش قدردانی است. همانطور که از doi برای ابهام زدایی از انتشارات علمی استفاده شده است، می توان از آن برای رفع ابهام مجموعه داده ها، ارائه اطلاعات در مورد مبدا، سرپرستی، پیش پردازش و نمونه سازی استفاده کرد. برای محققین این امکان شناسایی سریع و دقیق مجموعه داده های مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل خاص را فراهم می کند و امکان تکرار و تجزیه و تحلیل بیشتر را فراهم می کند. برای تامین کنندگان مالی (و موسسات تحقیقاتی)، از آنجایی که doi می تواند به کمک های مالی، پروژه ها و افراد خاص مرتبط شود، می تواند به عنوان ابزاری برای ارزیابی تاثیرات و ممیزی خودکار و همچنین تصمیم گیری استخدام و پیشرفت شغلی استفاده شود. برای جمع آوران داده ها و دانشمندان پشتیبان، یک زیرساخت doi دید را فراهم می کند، که امکان ارزیابی ارزش و ایجاد انگیزه برای توسعه و پذیرش بهترین عملکرد را فراهم می کند، به عنوان مثال. ارتقاء مدیریت مجموعه های داده به یک استاندارد مشترک و ناوبری در پایگاه داده بصری تر. برای علم، به طور کلی، این نتایج برای هر گروه ذینفع مطلوب است زیرا شفافیت تجزیه و تحلیل مدیریت داده های پیچیده را بهبود می بخشد و تجربه کاربر را بهبود می بخشد، هر یک از اینها فشار نزولی را بر هزینه های تراکنش اعمال می کنند.
6. دستورالعمل های آینده
سیستم عامل های علمی ، اگرچه جایگزین گروه های تحقیقاتی تحت هدایت محققان نمی شوند ، با تسریع در متنوع سازی دانش ، اشتراک دانش و وابستگی متقابل ، ظرفیت و فرصت را افزایش می دهند. با این حال ، برای تحقق این پتانسیل به یک تلاش جمعی توسط کل جامعه علمی نیاز دارد. برای ایجاد انگیزه در کاهش هزینه های معاملات به سطحی که در آن قبل از نقطه استفاده قابل جذب باشند ، باید دوباره ساختار ارزش صاحبان منابع مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که این به دلایل زیادی چالش برانگیز است ، ممکن است روند تغییر افزایشی و فرصت طلب پیش بینی شود. با این وجود ، پیشنهاد یک مسیر سفر دشوار نیست:
اساساً ، ارزش جامعه علمی به جامعه گسترده تر در تولید دانش نهفته است. برای تسهیل این امر و جلوگیری از سردرگمی با اصول ثانویه ، اما غالباً رقابت ، مانند به حداکثر رساندن درآمد تحقیق و به حداکثر رساندن اعتبار سازمانی ، خود دانش (از جمله مجموعه داده های با بودجه عمومی) می تواند به عنوان یک کالای عمومی شناخته شود. این امر باعث می شود روند توسعه بهترین روش برای داده ها ، نمونه ها و به اشتراک گذاری فناوری در مورد راه حل های خنثی یا هزینه حداقل هزینه.
مؤسسات موظفند از طریق حقوق مالکیت مناسب و واضح تعریف شده برای مشارکت کنندگان زیرساخت (جمع کننده داده ها ، سازندگان زیرساخت ها و نگهبانان) به رسمیت شناخته شوند. برای ارائه یک اقتصاد علمی در حال رشد و پایدار ، این مؤسسات باید بتوانند ارزش کافی را برای ایجاد انگیزه در جمع آوری داده های بیشتر و ساخت زیرساخت ها ، به عنوان مثال با فعال کردن تبادل ارزش افزایشی برای داده های بیشتر و استفاده از زیرساخت ها ، تبادل کنند. تصویب تألیفات مشهور و زیرساخت های DOI نمونه هایی از موسساتی است که برای پاداش مشارکت کنندگان زیرساخت ها طراحی شده اند.
معیارهای کارآیی ممکن است برای پاداش پذیرش عمل هزینه پایین معامله استفاده شود. به عنوان مثال ، گروه های تحقیقاتی در هر اندازه ممکن است برای برون سپاری از انفورماتیک روتین و ذخیره سازی بیوس نمونه به امکانات متخصص و مقرون به صرفه تر از طریق حق بیمه بهره وری متصل به بودجه تحقیق ایجاد شوند.
در پایان ، دارایی اصلی علم دانشمند است. ایجاد محیطی که بهترین عقل ما را جذب ، تحریک و پاداش می دهد ، یک اکتشافی مناسب برای تولید دانش موفق است. با این حال ، چالش اساسی که زیربنای توسعه این محیط ، ثمربخش بودن جامعه ساکن آن و سود حاصل از سیستم عامل های علمی خواهد بود ، تمایل خود جامعه برای ایجاد یک اقتصاد عادلانه است - این امر باعث تسهیل در تبادل ارزش در سراسر کشور می شود. جامعه به نفع همه. با کمال تعجب ، این یک مسئله ساختاری ، فنی یا حتی حاکمیتی نیست ، اخلاقی است.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
8 ارديبهشت
1402 ساعت: 13:42