نقش ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره در نقدینگی بازار سهام

ساخت وبلاگ

3،4 و

بخش دارایی ، دانشکده اقتصاد و مدیریت ، دانشگاه پادشاه عبدالعزیز ، جده 21422 ، عربستان سعودی

بخش امور مالی و حسابداری ، دانشکده تجارت و حقوق هکما ، دانشگاه دار الحکم ، جده 21422 ، عربستان سعودی

دریافت: 20 نوامبر 2021 / اصلاح شده: 14 دسامبر 2021 / پذیرفته شده: 15 دسامبر 2021 / منتشر شده: 20 دسامبر 2021

خلاصه

حاکمیت شرکت نقش مهمی در ارزش سهامداران و قیمت سهام دارد ، از این رو نقدینگی بازار سهام تحت تأثیر قرار می گیرد. تحقیقات قبلی عمدتاً بر این موضوع در بازارهای توسعه یافته متمرکز شده است ، در حالی که در کشورهای در حال توسعه نیاز به تجزیه و تحلیل تأثیر حاکمیت شرکت ها بر نقدینگی بازار سهام وجود دارد. بنابراین ، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره بر نقدینگی بازار سهام شرکتهای غیر مالی کشورهای آسیای جنوبی مانند پاکستان ، سریلانکا ، بنگلادش و هند انجام شده است. داده های این مطالعه از Datastream برای دوره 2011-2020 جمع آوری شده است. این مطالعه از یک مدل اثر ثابت برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می کند و آزمایش فرضیه ها و روش کلی لحظات (GMM) برای بررسی استحکام نتایج استفاده می شود. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که مالکیت نهادی ، اندازه هیئت مدیره ، استقلال هیئت مدیره و دوگانگی مدیرعامل تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام دارد ، در حالی که مالکیت مدیریتی تأثیر معنی داری و منفی بر نقدینگی بورس دارد.

1. معرفی

موضوعات حاکمیت شرکت ها جدید نیست ؛در عوض آنها با معرفی یک شرکت ظاهر می شوند. نیاز به شناخت ، مقدمه و اجرای مکانیسم های حاکمیت شرکت ، توجه و علاقه کل دنیای شرکت ها را به دلیل این موارد جمع می کند. با توجه به بحران های مالی آسیا در قرن بیست و یکم ، این موضوع توجه و علاقه کشورهای آسیایی را جلب می کند. حاکمیت شرکت سیستمی است که به ارائه دهندگان صندوق اطمینان می دهد که بازده معقول سرمایه گذاری خود را به دست می آورند (شلیفر و ویشنی 1997). برنان و سلیمان (2008) حاکمیت شرکتها را به عنوان استراتژی توصیف می کنند که تأیید می کند مدیریت عملیات شرکت را به گونه ای انجام می دهد که به محافظت از منافع ذینفعان کمک می کند. به طور دقیق تر ، هوو نگوین و همکاران.(2020) حاکمیت شرکت ها را به عنوان سیستمی توضیح دهید که مسائل یک شرکت را کنترل و هدایت می کند. حاکمیت شرکت ها به هماهنگی مشوق های مدیریت شرکت با سهامداران کمک می کند (Boubaker و همکاران 2012).

حاکمیت مؤثر شرکت ها به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی که منجر به افزایش نقدینگی می شود کمک می کند (Berglund 2020). برای یک شرکت ، حاکمیت شرکت چارچوبی را فراهم می کند که نه تنها به هدایت آن کمک می کند بلکه به کنترل بهتر کمک می کند. Claessens و Yurtoglu (2013) استدلال می کنند که یک سیستم مدیریت بهتر برای شرکت ها برای دسترسی به امور مالی و بازده مورد نظر برای ذینفعان خود مثمر ثمر است. بنگاهها مکانیسم ها و چارچوب های حاکمیت شرکت را با هدف اختصاص مسئولیت به مدیران اتخاذ می کنند. این شیوه ها به نظارت بر فعالیت های مدیران و تامل در مورد حقوق سهامداران به منظور افزایش عملکرد شرکت و افزایش نقدینگی بازار کمک می کند. در دنیای رقابتی ، مشاغل برای نتایج مطلوب از فرصت های رشد در سراسر جهان استفاده می کنند (مهمود و همکاران 2019).

شیوه های حاکمیت شرکت نقش مهمی در عملکرد بازار سهام دارند (Boubaker و همکاران 2019). نقدینگی بازار سهام توجه محققان را عمدتاً در بازارهای نوظهور جلب می کند زیرا نقدینگی بازار به تخصیص منابع مالی کمک می کند (Hunjra و همکاران 2020c). افزایش نقدینگی بازارهای سهام باعث افزایش کارایی ارزش سهام می شود و بنابراین ممکن است به بهبود ارزش یک شرکت کمک کند. بنابراین ، برای دستیابی به این هدف ، شرکت ها باید یک سیستم مدیریت بهتر شرکت ها را پیاده سازی کنند. چانگ و همکاران.(2012) نتیجه گیری می کند که سهام شرکتهای دارای حاکمیت مؤثر شرکت ها ، صرف نظر از ریشه های قانونی که در آن شرکت ها کار می کنند ، از سهام شرکت هایی با مدیریت بد شرکت ها مایع تر هستند. با توجه به اهمیت نقدینگی سهام برای شرکت ها و سرمایه گذاران ، ارزیابی نقدینگی سهام مهم است. قهوه (1991) استدلال می کند که شرکت های دارای سرمایه گذاران بزرگ بیشتر روی مکانیسم های مدیریت داخلی تمرکز دارند زیرا این مکانیسم ها نقدینگی بازار سهام را افزایش می دهند.

اطلاعات نامتقارن یکی از دلایل اصلی ناقص بودن بازار هنگام اتخاذ تصمیمات تامین مالی توسط شرکت ها است (احمد و همکاران 2021a). شیوه های حاکمیت شرکتی بهتر برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه گذاران مفید است (علی و همکاران 2017). کاهش ریسک عدم تقارن اطلاعات در نهایت نقدینگی سهام را افزایش می دهد (برگلند 2020). علاوه بر این، عدم تقارن اطلاعاتی کمتر، هزینه های مورد انتظار مربوط به معاملات با انتخاب نامطلوب را کاهش می دهد که تجارت در این سهام را جذاب تر می کند. بنابراین نقدینگی سهام افزایش می یابد. حاکمیت شرکتی با کاهش توانایی و انگیزه مدیریت برای ارائه نادرست افشای اطلاعات، شفافیت مالی را افزایش می دهد (Leuz et al. 2003). این مطالعه به تجزیه و تحلیل کشورهای جنوب آسیا مانند پاکستان، سریلانکا، هند و بنگلادش می پردازد. اقتصاد این کشورها در مراحل رشد است. سیستم حاکمیت شرکتی نیز در این کشورها در حال پیشرفت است (Hunjra et al. 2020b). کشورهای نوظهور و شرکت های فعال در این کشورها با مشکل یک سیستم حکمرانی مؤثر مواجه هستند و سعی می کنند این موضوع را برای جذب سرمایه گذار و رقابت در بازار حل کنند (بوباکر و نگوین 2014). علاوه بر این، رشد بازار سرمایه در کشورهای در حال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بسیار کم است (Hunjra et al. 2020a). علاوه بر این، سیاست های حاکمیت شرکتی به طور موثر در کشورهای در حال ظهور اجرا نمی شود که منجر به کاهش نقدینگی بازار سهام می شود (Hunjra et al. 2020c). علاوه بر این، بازارهای نوظهور به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی بالا در مقایسه با بازارهای توسعه یافته با مشکلات نقدینگی بازار سهام مواجه هستند (Hunjra et al. 2020c). در کشورهای در حال ظهور، عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد که نقدینگی بازار سهام را کاهش می دهد (روبین 2007).

با توجه به اهمیت حاکمیت شرکت ها و تأثیر آن در شکل دادن به ارزش سهامداران و قیمت سهام عمدتاً در کشورهای آسیای جنوبی ، مطالعه ما با هدف بررسی رابطه بین ساختار مالکیت ، ویژگی های هیئت مدیره و نقدینگی بورس در آسیای جنوبی انجام می شود. با استفاده از داده های 511 شرکت غیر مالی در پاکستان ، سریلانکا ، هند و بنگلادش ، مطالعه حاضر از تجزیه و تحلیل رگرسیون پانل استفاده می کند. اثر ثابت و اثر تصادفی مدل های اصلی رگرسیون داده های پانل هستند. بر اساس مقادیر قابل توجه P از آزمون اضافی و آزمون Hausman ، یک مدل اثر ثابت برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می شود. این مطالعه نشان می دهد که مالکیت نهادی ، اندازه هیئت مدیره و استقلال هیئت مدیره تأثیرات معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام دارد ، در حالی که مالکیت مدیریتی به میزان قابل توجهی و منفی بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد.

قسمت باقیمانده کاغذ به روش زیر ساختار یافته است. در بخش 2 ، این مطالعه یک بررسی مختصر از ادبیات را به عنوان پایه ای برای فرضیه مطالعه ارائه می دهد. در بخش 3 ، مطالعه نمونه و روش تجزیه و تحلیل را مورد بحث قرار می دهد. بخش 4 یافته های تجربی را توضیح می دهد و بخش 5 مقاله را نتیجه می گیرد.

2. بررسی ادبیات

ریشه های مشکل آژانس برای اولین بار توسط آدام اسمیت در قرن 18th برجسته شد ، اسمیت این مشکل را در کتاب معروف خود Wealth of Nations توضیح داد. ظهور نظریه آژانس در مقالات اصلی Alchian و Demsetz (1972) و جنسن و مکلینگ (1976) مشاهده شد که در مورد تضاد منافع مدیران و صاحبان صحبت کردند. آنها پیشنهاد کردند که مدیران بیشتر از علاقه شرکت و صاحبان خود به نفع خود تمرکز می کنند که منجر به ناکارآمدی و مشکلات انتخاب نامطلوب می شود و منجر به هزینه نمایندگی می شود. آنها رابطه قراردادی را در نظر گرفتند که تحت آن مدیر می خواهد نماینده خدمات خود را ارائه دهد و به نفع اصلی تصمیم بگیرد. هنگامی که مدیران سهام بیشتری را در اختیار دارند ، قدرت بیشتری دارند ، که ممکن است باعث شود آنها مزایای خصوصی خود را نسبت به مزایای شرکت ها ترجیح دهند. از طرف دیگر ، دونالدون و دیویس (1991) تئوری مباشرت را ارائه می دهند و استدلال می کنند که با فرض مدیران به عنوان سرپرست شرکت ، آنها به نفع صاحبان شرکت عمل می کنند. از این رو ، نظریه مباشرت استدلال می کند که هیچ تضاد منافع بین مدیران و صاحبان وجود ندارد و نشان می دهد که ساختار بهینه حاکمیت به مدیران کمک می کند تا در دستیابی به اهداف شرکت به نفع صاحبان همکاری و کارآمدتر باشند. دونالدون و دیویس (1994) بر تئوری مباشرت تمرکز می کنند و نشان می دهند که اگر مدیران هیئت مدیره خودی باشند و آنها برای به حداکثر رساندن سود سهامداران تلاش می کنند ، عملکرد برتر شرکت ها وجود دارد.

فاما و جنسن (1983) استدلال می كنند كه مدیران فرعی ، به دلیل تخصص و موقعیت خاص خود در بنگاه ، دارای اطلاعات خاص شركت هستند و منبع خوبی برای اطلاعات هستند. مدیران فرعی مستقیماً مسئول تدوین اطلاعات مربوط به ارزش برای شرکت هستند. آنها می توانند استفاده از اطلاعات عینی را برای شرکت تقویت کنند و ممکن است در بهبود فرآیند تولید اطلاعات در داخل شرکت نقش داشته باشند که ممکن است به بهبود افشای اطلاعات کمک کند. به دلیل عدم تقارن اطلاعات بین سرمایه گذاران و بازرگانان داخل ، مسئله Arisis انتخاب نامطلوب (احمد و همکاران 2021b). الماس و ورچچیا (1991) و کیم و ورچچیا (1994) توضیح می دهند که افشای بهبود یافته ممکن است به غلبه بر عدم تقارن اطلاعات در بین سرمایه گذاران کمک کند. برای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات ، حاکمیت کارآمد شرکت ها لازم است. علاوه بر این ، حاکمیت شرکتها بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد زیرا حاکمیت خوب با افزایش کیفیت افشای به موقع ، عدم تقارن اطلاعات بین سرمایه گذاران را کاهش می دهد (Biswas 2020). چانگ و همکاران.(2010) اظهار داشت كه اتخاذ استانداردهای حاكميت شرکتی كه باعث عدم تقارن اطلاعاتي بين خودي هاي بنگاه و سهامدار خارجی مي شود ، مي تواند نقدینگی بازار سهام را بهبود ببخشد.

ادبیات مربوطه در مورد تأثیر حاکمیت شرکتها بر نقدینگی بازار سهام نتایج متنوعی را در سراسر کشورها ارائه می دهد. دلیل این امر در شیوه ها و مقررات حاکمیت شرکت ها نهفته است که بیانگر باز بودن در بازار کنترل شرکت ها است که در بنگاه هایی که آشکارا اطلاعات را با سرمایه گذاران خود به اشتراک می گذارند ، رایج تر است. این امر همچنین باعث کاهش فعالیت سرمایه گذاران و کاهش سلب مالکیت سرمایه گذاران خارجی می شود. علاوه بر این ، ال فارغانیان و داکری (2021) استدلال می کنند که حاکمیت شرکت ها به بهبود انتشار اطلاعات به موقع کمک می کند ، در حالی که حاکمیت ناکارآمد شرکت ها روند ترکیب اطلاعات جدید را در قیمت سهام کاهش می دهد. حاکمیت کارآمد شرکت ها شفافیت بیشتری را تضمین می کند که به سرمایه گذاران کمک می کند تا به طور دقیق پیش بینی کنند (هوو نگوین و همکاران 2020). عدم تقارن اطلاعات تأثیر مستقیمی بر نقدینگی سهام موجود در بازار دارد ، اما با تقویت محیط اطلاعات ، حاکمیت شرکت ها نیز بر نقدینگی سهام موجود در بازار تأثیر می گذارد (چن و همکاران 2007 ؛ چانگ و همکاران 2010 ؛ آتیگ و همکاران. 2006). چن و همکاران.(2007) نتیجه گیری می کند که شرکت های S& P 500 با شیوه های مؤثر مدیریت شرکت از نقدینگی بازار سهام برخوردار هستند. بنابراین ، آنها بین حاکمیت شرکت ها و نقدینگی بازار سهام رابطه مثبتی پیدا می کنند. علاوه بر این ، چانگ و همکاران.(2010) و جین و همکاران.(2011) دریافت که حاکمیت خوب شرکتهای شرکتها در ایالات متحده به افزایش نقدینگی بازار سهام کمک می کند. با این حال ، مطالعات انجام شده در سایر کشورهای توسعه یافته مانند موارد Bar-Yosef و Prencipe (2013) در ایتالیا ، Karmani و همکاران.(2015) در فرانسه ، و علی و همکاران.(2016) در استرالیا متوجه شد که حاکمیت شرکت تأثیر مثبتی بر نقدینگی بازار سهام دارد.

حمایت تجربی از اهمیت عملکرد حاکمیت شرکتها در بهبود نقدینگی بازار سهام ، مزایای اجرای مقررات خاص در مورد شرکتها را با توجه به ترکیب مالکیت ، اندازه هیئت مدیره و نقش مدیرعامل توجیه می کند (Sidhu و Kaur 2019). اقتصاددانان در گذشته در مطالعات مربوط به موضوعات جدایی و کنترل مالکیت سرمایه گذاری کرده اند (کنگ و همکاران 2020). موسسات و مدیران سرمایه گذاران آگاه در نظر گرفته می شوند زیرا اطلاعات بیشتری در داخل دارند (Ajina and Lakhal 2010). سرمایه گذاران نهادی تعداد سهام دارای موسسات را نشان می دهند (Biswas 2020). سرمایه گذاران نهادی برای جلوگیری از مسائل مربوط به نمایندگی ، انگیزه برای نظارت بر اقدامات مدیریت دارند. علاوه بر این ، سرمایه گذاران نهادی به عنوان بازیگران مهم بازار برای نقدینگی بازار سهام شناخته می شوند. تعداد سرمایه گذاران نهادی در کشورهای در حال توسعه در حال رشد است (Hunjra و همکاران 2020c). آجینا و همکاران.(2015) دریافت که سرمایه گذاران نهادی نقدینگی بازار سهام را بهبود می بخشند. به گفته دانگ و همکاران.(2018) ، سرمایه گذاران نهادی بر نقدینگی بازار سهام تأثیر مثبت می گذارند. علی و هاشمی (2018) توضیح می دهند که به دلیل داشتن اطلاعات بیشتر در داخل و حجم معاملات بیشتر ، سرمایه گذاران نهادی نقدینگی بازار سهام را هدایت می کنند. علاوه بر این ، Hunjra و همکاران.(2020c) نتیجه گیری کنید که سرمایه گذاران نهادی تأثیر مثبتی در نقدینگی بازار سهام دارند. ادبیات فوق حاکی از آن است که وقتی سهام بیشتری توسط موسسات برگزار می شود ، نقدینگی بازار سهام بهبود می یابد. بنابراین ، این مطالعه فرضیه زیر را بر اساس مطالعات فوق تهیه می کند.

مالکیت مدیریتی یک عنصر مهم در مدیریت شرکت ها است زیرا ، به دنبال نظریه نمایندگی ، مدیران بنگاه ها برای علاقه خود کار می کنند که در نهایت بر تصمیمات مالی و بازار سهام تأثیر می گذارد. مالکیت مدیریتی بخشی از کل سهام که توسط مدیران شرکت برگزار می شود (مسلمانان و Setiawan 2021) را نشان می دهد. از آنجا که سیستم مدیریت شرکت به طور پیش فرض ناقص است ، مدیران چنین تصمیماتی را می گیرند که به نفع منافع آنها باشد و منافع سهامداران را نادیده می گیرند (Saona و همکاران 2020). جنسن و مکلینگ (1976) توضیح می دهند که مدیران تمایل دارند برای به حداکثر رساندن مزایای خود و بهره برداری از مزایای سهامداران و بنگاهها کار کنند. مدیران همچنین با توجه به عملیاتی که در یک شرکت انجام می دهند ، اطلاعات خصوصی بیشتری دارند (Bettis et al. 2000). علاوه بر این ، للند (1992) می یابد که مالکیت مدیریتی بر نقدینگی بازار سهام تأثیر منفی می گذارد. Faccio و Lang (2000) توضیح می دهند که مدیران به دلیل مشارکت مالی خود در شرکت ، اطلاعات خصوصی را حفظ می کنند و تأثیر معکوس بر نقدینگی بازار سهام دارند. ادبیات فوق حاکی از آن است که وقتی مدیران سهام بیشتری را در اختیار دارند ، نقدینگی بازار سهام کاهش می یابد. بنابراین ، این مطالعه فرضیه زیر را بر اساس مطالعات فوق ارائه می دهد.

بنگاههای دارای اندازه بزرگ تخته ممکن است نقدینگی سهام بیشتری داشته باشند. اندازه هیئت مدیره یک شرکت تعداد مدیران کار در هیئت مدیره را اندازه گیری می کند (Boubaker and Nguyen 2012). اندازه هیئت مدیره به استراتژی های حاکمیت شرکت در اقتصادهای نوظهور بستگی دارد که ساختار حاکمیت شرکت به طور قابل توجهی تغییر کرده است (Min 2018). اندرسون و همکاران.(2004) استدلال می کنند که یک اندازه بزرگ هیئت مدیره کنترل بیشتری بر مدیریت و فرآیندهای حسابداری مالی با سطح بالایی از شفافیت نشان می دهد. بنابراین ، عدم تقارن اطلاعات کاهش می یابد و نقدینگی بازار سهام بهبود می یابد. یک هیئت مدیره بزرگ به کاهش عدم تقارن اطلاعات و بهبود نقدینگی بازار کمک می کند (کای و همکاران 2006). تانگ و وانگ (2011) تأثیر ترکیب و اندازه هیئت مدیره در نقدینگی سهام را بررسی می کنند و می دانند که هیئت مدیره تأثیر قابل توجهی در نقدینگی سهام دارد. علاوه بر این ، یک هیئت مدیره بزرگ و کارآمد به بهبود نقدینگی سهام کمک می کند. کلین (2002) توضیح می دهد که یک هیئت مدیره بزرگ به دلیل تخصص خود در زمینه کار بیشتر در مقایسه با یک هیئت مدیره کوچک ، مدیریت مؤثرتر را کنترل می کند. علاوه بر این ، اندازه بزرگ تخته مزیت نظارت بهتر مدیریت را که منجر به عملکرد بهتر بازار سهام می شود ، فراهم می کند. بر اساس مطالعات فوق ، فرضیه زیر تهیه شده است.

نقش دوگانه مدیرعامل به دلیل داشتن قدرت رهبری با دوگانگی مدیرعامل ، چالش دیگری در مدیریت شرکت است. جدایی مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره برای یک شرکت برای کاهش عدم تقارن اطلاعات و افزایش نقدینگی سهام مفید است (Levesque et al. 2010). با این حال ، کای و همکاران.(2006) استدلال می کنند که دوگانگی مدیرعامل ممکن است منجر به انتشار اطلاعات به صورت عمومی شود و ممکن است احتمال تجارت آگاهانه را کاهش دهد. بنابراین ، این ممکن است به کاهش مشکل انتخاب نامطلوب و بهبود نقدینگی سهام کمک کند. مدیران عامل با نقش دوگانه ممکن است به یک شرکت کمک کند تا به دلیل افزایش فرمان رهبری و کاهش هزینه اطلاعات و درگیری کمتر ، به اهداف خود برسد (هاشیم و دیوی 2008 ؛ رمدانی و ویتلوستویجن 2010). علاوه بر این ، دونالدون و دیویس (1991) ؛Rechner and Dalton (1991) ؛و داهیا و همکاران.(1996) از نقش دوگانه مدیران عامل بر اساس نظریه مباشرت حمایت می کند که استدلال می کند که مدیران بنگاه ها به نفع سهامداران و بنگاه ها کار می کنند. آنها همچنین استدلال می کنند که دوگانگی مدیرعامل باعث افزایش اثربخشی هیئت مدیره می شود. بر اساس ادبیات فوق ، این مطالعه فرضیه زیر را ارائه می دهد.

مدیران مستقل با نظارت بر قدرت ، بهره وری از هیئت مدیره را افزایش می دهند. از نظر آژانس ، مدیران مستقل هنگام نظارت ، و همچنین کنترل رفتار مدیریتی و به حداقل رساندن مسائل آژانس مؤثرتر تلقی می شوند (Fama 1980 ؛ Fama and Jensen 1983). چن و جاگی (2000) نشان می دهند که به دلیل نظارت بیشتر بر قدرت ، درصد مدیران مستقل در هیئت مدیره به افزایش جامع در افشای اطلاعات مالی کمک می کند. این در نهایت به سهامداران و بورس سهام کمک می کند و در جامع بودن افشای مالی رابطه مثبتی دارد. حاکمیت شرکت با هزینه های نظارت بالا منجر به افزایش نقدینگی سهام می شود. تعداد زیادی از مدیران خارجی به بنگاهها کمک می کنند تا سطح عدم تقارن اطلاعات خود را کاهش دهند. بنابراین ، نقدینگی سهام افزایش یافته است (Levesque و همکاران 2010). مطالعات بیشتر نشان می دهد که بخش بالاتری از مدیران مستقل به افزایش نقدینگی کمک می کند (Foo and Zain 2010 ؛ Levesque و همکاران 2010). مطالعات فوق به ما کمک می کند تا فرضیه زیر را تهیه کنیم.

3. روش شناسی

این مطالعه به بررسی تأثیر ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره بر نقدینگی بازار سهام می پردازد. داده های پانل از شرکتهای غیر مالی در آسیای جنوبی (پاکستان ، سریلانکا ، هند و بنگلادش) جمع آوری شد. این مطالعه با گرفتن نمونه کل 511 شرکت غیر مالی ، داده ها را از سال 2010 تا 2020 استخراج کرد. از کل نمونه ، 260 شرکت از پاکستان ، 91 شرکت از سریلانکا ، 115 شرکت از هند و 45 شرکت از بنگلادش هستند. این مطالعه بر اساس 75 ٪ سرمایه در بازار شرکت های نمونه را می گیرد.

در انجام تجزیه و تحلیل ، تجزیه و تحلیل رگرسیون پانل ابزاری است که برای تجویز و نشان دادن پیوند بین متغیرهای مختلف استفاده می شود. در این مطالعه ، از این ابزار برای تجزیه و تحلیل رابطه بین مدیریت شرکت ها و نقدینگی بازار سهام استفاده شده است. در زیر قاب آماری تحقیق است:

SML = α + β1 (IO) I ، T + β2 (Mo) I ، T + β3 (BS) I ، T + β4 (اتصال) I ، T + β5 (دوگانه) I ، T + β6 (سن) من ،T + β7 (SZ) I ، T + β8 (VOL) I ، T + β9 (IND) I + β10 (YD) T + E I ، T

کجا: α = اصطلاح ثابت ؛SML = نقدینگی بازار سهام ؛io = مالکیت نهادی ؛MO = مالکیت مدیریتی ؛BS = اندازه تخته ؛bind = استقلال هیئت مدیره ؛دوگانه = مدیرعامل و رئیس دوگانگی ؛SZ = اندازه شرکت ؛جلد = نوسانات بازده ؛IND = ساختگی صنعت ؛yd = ساختگی سال ؛E = اصطلاح خطا ؛β = رهگیری مدل ها ؛i = بنگاه ها ، t = دوره زمانی.

برای نقدینگی بازار سهام ، این مطالعه دو پروکسی طول می کشد. اول ، این مطالعه سطح عدم تقارن اطلاعات را با استفاده از نسبت نقص Amihud (2002) محاسبه می کند که حرکت قیمت مرتبط با حجم معاملات را توضیح می دهد (چای و همکاران 2010). مطالعه حاضر همچنین به دنبال کارولی و همکاران بود.(2012) برای افزودن ثابت و گرفتن ورود به سیستم به منظور کاهش تأثیر خارج از کشور.

جایی که ، Illiq برای سهام شرکت I در سال y غیرقانونی است. D تعداد روزها است. RIYD = بازده سهام برای شرکت I در روز D و سال Y ؛و ولدید حجم معاملات روزانه است. مقدار بالاتر Illiq به معنای نقدینگی سهام پایین تر است.

نسبت نقدینگی (LR) به عنوان یک پروکسی دیگر برای نقدینگی بازار سهام استفاده می شود ، مربوط به سطح حجم معاملات است که با تغییر در یک واحد قیمت سهام مرتبط است (Biswas 2020). طبق گفته های Amihud و همکاران.(1997) و Boubaker و همکاران.(2019) ، LR به شرح زیر اندازه گیری می شود:

جایی که ، Volidy حجم روزانه تجارت شرکت I در روز D برای سال y ، |ریدی |بازگشت مطلق سهام من در روز D برای سال y است ، در حالی که DIY تعداد روزها را با معاملات سهام برای شرکت I در روز d نشان می دهد.

این مطالعه مالکیت نهادی را به عنوان تعداد سهام متعلق به موسسات نسبت به کل سهام برجسته محاسبه می کند. د سزار و همکاران.(2012) و بیسوا (2020) از همان اندازه گیری مالکیت نهادی استفاده می کنند. پس از مسلمانان و Setiawan (2021) ، این مطالعه از پروکسی برای مالکیت مدیریتی به عنوان بخشی از کل سهام متعلق به مدیران شرکت استفاده می کند. طبق مطالعه اوددین و همکاران.(2019) ، کل اعضای هیئت مدیره به عنوان یک پروکسی برای اندازه هیئت مدیره و استقلال هیئت مدیره گرفته می شوند. این مطالعه به دنبال Mehmood و همکاران است.(2019) برای محاسبه دوگانگی مدیرعامل به عنوان مقدار 1 اگر مدیرعامل نیز رئیس هیئت مدیره باشد ، در غیر این صورت 0. کنترل مدل اصلی مطالعه ما برای سن ، اندازه شرکت و نوسانات بازگشت. اندازه یک شرکت می تواند با ظرفیت تولید هنگامی که یک شرکت غیر مالی یا خدمات متنوعی در هنگام شرکت خدمات است ، منعکس شود. بنابراین ، مطالعه حاضر اندازه شرکت را به عنوان متغیر کنترل می گیرد زیرا نمونه ای از مطالعه شامل شرکتهای غیر مالی است و تولید عملکرد اصلی بنگاه های غیر مالی است. در این مطالعه ، اندازه شرکت با استفاده از ورود طبیعی دارایی های کل چان و همکاران اندازه گیری می شود.(2013). سن شرکت به ارزیابی چگونگی نقدینگی بازار سهام با افزایش سن یک شرکت کمک می کند. سن به عنوان تعداد سالها از زمان وجود یک شرکت که توسط خان و همکاران اندازه گیری می شود ، محاسبه می شود.(2021). به دلیل عدم اطمینان در بازارهای آسیای جنوبی ، نوسانات بازده سهام منطقه نگرانی سرمایه گذاران و مدیران نمونه کارها است. این مطالعه انحراف استاندارد از بازده سهام را به عنوان معیار نوسانات بازده در نظر می گیرد. این اندازه گیری همچنین توسط الجفی (2017) استفاده می شود. خلاصه متغیرها در جدول 1 ارائه شده است.

4- نتایج تجربی

در جدول 2 توضیحی از داده ها با میانگین ، حداقل مقادیر ، حداکثر مقادیر ، انحراف استاندارد و مشاهدات ارائه شده است.

نتایج حاصل از آمار توصیفی نشان می دهد که نقص بودن دارای ارزش متوسط پایین است ، به این معنی که بازار سهام مایع تر است. علاوه بر این ، ارزش متوسط بالای نسبت نقدینگی همچنین نشان می دهد که سهام شرکت های آسیای جنوبی بازده بیشتری را با تغییرات بالا در مقادیر اقدامات نقدینگی فراهم می کند. ارزش متوسط مالکیت نهادی نشان می دهد که موسسات مشتاق خرید سهام شرکتهای غیر مالی هستند. با این حال ، سهم موسسات کمتر از نیمی از کل سرمایه گذاری است. مالکیت مدیریتی نیز کمتر از نیمی از کل سرمایه گذاری در سهام است. با این حال ، انحراف در ارزش های مالکیت مدیریتی زیاد است. اندازه هیئت مدیره نشان می دهد که به طور متوسط ، هشت عضو در هیئت مدیره شرکت های غیر مالی در جنوب آسیا وجود دارد. علاوه بر این ، نسبت کمتری از مدیران مستقل در کل سرمایه گذاری وجود دارد. با این حال ، تفاوت معنی داری بین حداکثر و حداقل مقادیر دلیل انحراف استاندارد بالاتر است. این نتایج حاکی از آن است که ، به طور متوسط ، بیشتر مدیرعامل ها به دلیل بار مسئولیت های بیشتر به عنوان رئیس شرکت های غیر مالی در جنوب آسیا عمل نمی کنند. نتایج مربوط به اندازه شرکت ، سازگاری در مورد سرمایه گذاری کل دارایی ها را نشان می دهد. سن بنگاهها در مقادیر نشان می دهد که برخی از بنگاه ها بسیار جدید هستند و برخی دیگر بسیار قدیمی هستند. علاوه بر این ، نوسانات بازده سهام تنوع کمتری در مقادیر نشان می دهد.

ماتریس همبستگی مطالعه در جدول 3 ارائه شده است که میزان همبستگی بین متغیرهای توضیحی مطالعه ما را نشان می دهد. نتایج ماتریس همبستگی همبستگی ضعیفی بین متغیرهای مستقل و کنترل نشان می دهد که نشان می دهد مشکلی از چند قطبی بودن وجود ندارد. این مطالعه همچنین نشان می دهد که مقادیر فاکتور تورم واریانس (VIF) در حد پنج است. بنابراین ، تأیید شده است که هیچ مسئله چند قطبی در مطالعه ما وجود ندارد.

برای تجزیه و تحلیل اثرات حاکمیت شرکتها بر نقدینگی بازار سهام ، این مطالعه رگرسیون پانل کاربردی ، همانطور که در جدول 4 نشان داده شده است. اثرات ثابت و تصادفی مدل های اصلی رگرسیون پانل هستند. این مطالعه با استفاده از اثرات مشترک ، تصادفی و ثابت ، ضرایب رگرسیون را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. بر اساس مقادیر قابل توجهی از آزمون اضافی و آزمون Hausman ، تصمیم گرفته شده است که یک مدل اثر ثابت برای تجزیه و تحلیل داده ها اعمال شود.

در این مطالعه از دو پروکسی برای متغیر وابسته ما استفاده شده است. بنابراین ، دو مدل برای تجزیه و تحلیل داده ها اجرا شد. مدل 1 نشان دهنده نقص Amihud (2002) به عنوان متغیر وابسته است ، در حالی که مدل 2 نسبت نقدینگی Amihud و همکاران (1997) را به عنوان یک متغیر وابسته نشان می دهد. این مطالعه نشان داد که مالکیت نهادی از ضریب قابل توجهی و منفی برخوردار است و دلالت بر این دارد که وقتی موسسات سهام بیشتری دارند ، نقص کمتری وجود دارد و وقتی مالکیت نهادی بیشتری وجود دارد ، نقدینگی بالایی وجود دارد. یافته ها نشان می دهد که سرمایه گذاران نهادی اطلاعات بیشتری نسبت به سایر سرمایه گذاران دارند (علی و هاشمی 2018). اطلاعات آنها منعکس کننده قیمت سهام است و در نتیجه افزایش نقدینگی بورس سهام وجود دارد. علاوه بر این ، سرمایه گذاران آگاه با تهاجمی با هم رقابت می کنند و اطلاعات خصوصی آنها خیلی سریع در قیمت سهام قرار می گیرد (لیو 2013). یافته های ما مشابه نتایج آجینا و همکاران است.(2015) و علی و هاشمی (2018). مالکیت مدیریتی تأثیر معنی داری و منفی بر نقدینگی بازار سهام دارد. رابطه منفی از پیشینه نظری که مدیران برای علایق خود کار می کنند ، پیروی می کند (جنسن و مکلینگ 1976). بنابراین ، افزایش تعداد سهام متعلق به مدیران به میزان قابل توجهی نقدینگی بازار سهام را کاهش می دهد. مالکیت مدیریتی منجر به هزینه بالای انتخاب نامطلوب و کاهش نقدینگی می شود (Attig et al. 2006). یافته های Leland (1992) همچنین رابطه منفی بین مالکیت مدیریتی و نقدینگی بازار سهام را نشان می دهد.

اندازه هیئت مدیره به طور قابل توجهی و مثبت بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد. این رابطه مثبت به این دلیل است که اندازه بزرگ هیئت مدیره به کاهش عدم تقارن اطلاعات و مشکلات انتخاب نامطلوب کمک می کند که در نهایت منجر به بهبود نقدینگی سهام می شود (کای و همکاران 2006). علاوه بر این ، نتایج نشان می دهد که هرچه مدیران مستقل تر در هیئت مدیره ، نقدینگی سهام بیشتر افزایش می یابد زیرا اعضای هیئت مدیره مستقل نقش مهمی در کاهش اطلاعات عدم تقارن دارند و در نهایت به بهبود نقدینگی سهام کمک می کنند (FOO و Zain 2010). دوگانگی مدیرعامل به طور قابل توجهی نقدینگی بازار سهام را افزایش می دهد ، به این معنی که نقش دوگانه مدیران عامل باعث افزایش رهبری و نظارت بر قدرت می شود (رمضانی و ویتلوستویجن 2010) ، همچنین به کنترل مشکلات انتخاب نامطلوب کمک می کند و نقدینگی بازار سهام نیز تحت تأثیر قرار می گیرد. یافته های این مطالعه شبیه به نتایج Cai و همکاران است.(2006). اندازه شرکت تأثیر معنی داری و مثبت بر نقدینگی سهام نشان می دهد. اثر مثبت نشان می دهد که بنگاه های بزرگ نسبت به بنگاه های کوچک باتجربه تر و قدیمی تر هستند. بنابراین ، آنها به خوبی برای کنترل اطلاعات عدم تقارن و همچنین افزایش نقدینگی سهام کار می کنند (لوندوال و باتس 2000). نتایج ما مشابه نتایج الجفی (2017) است. سن بنگاهها فقط در نقدینگی سهام فقط در مدل 1 تأثیر معنی داری و منفی دارد. این یافته نشان می دهد که نقدینگی بازار سهام تأثیر نمی گذارد که شرکت قدیمی باشد یا جدید. علاوه بر این ، این مطالعه نشان می دهد که نوسانات بازده سهام به طور قابل توجهی و مثبت با نقدینگی بازار سهام مرتبط است. این یافته ها حاکی از آن است که نقدینگی بازار سهام در صورت نوسانات بیشتر در بازده بهبود می یابد که در نهایت سرمایه گذاران را برای تأمین بودجه برای کسب بازده بیشتر جذب می کند. هونجرا و همکاران.(2020c) در مطالعه خود نتایج مشابهی پیدا کرد.

این مطالعه تجزیه و تحلیل رگرسیون اثر ثابت از هر کشور را ارائه می دهد ، همانطور که در جدول 5 نشان داده شده است. تجزیه و تحلیل نتایج متفاوتی را بسته به شرایط اقتصادی و ماهیت محیط تجاری در هر کشور نشان می دهد. این مطالعه نشان داد که مالکیت نهادی تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام در مورد پاکستان ، هند و بنگلادش دارد. با این حال ، در مورد سریلانکا ، سرمایه گذاران نهادی نقش مهمی در تأثیرگذاری بر نقدینگی سهام ندارند و نشان می دهد که موسسات سهام بزرگی را در سریلانکا ندارند. تجزیه و تحلیل بیشتر نشان می دهد که مالکیت مدیریتی تأثیر معنی داری و منفی بر نقدینگی بازار سهام برای سریلانکا ، پاکستان و هند دارد (فقط برای مدل 1). با این حال ، برای بنگلادش ، مالکیت مدیریتی هیچ تأثیر قابل توجهی در نقدینگی سهام ندارد. این نتایج از مشکلات آژانس پیروی می کند و نشان می دهد که مدیران کشورهای آسیای جنوبی مانند پاکستان ، هند و سریلانکا به دلیل علاقه شخصی خود عمل می کنند که منجر به انتخاب نامطلوب و افزایش اطلاعات عدم تقارن می شود.

اندازه هیئت مدیره تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام برای پاکستان ، بنگلادش و سریلانکا دارد ، در حالی که در مورد هند ، تأثیر ناچیزی بر نقدینگی بازار سهام دارد. علاوه بر این ، مدیران مستقل نقش مهمی در بهبود نقدینگی بورس سهام ایفا می کنند که نشان می دهد در آسیای جنوبی ، مدیران مستقل تخصص و نظارت بیشتری دارند که منجر به شفافیت بیشتر شرکت ها می شود که در نهایت عدم تقارن اطلاعات را کاهش می دهد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که دوگانگی مدیرعامل تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی سهام در هند ، سریلانکا و بنگلادش دارد ، در حالی که در مورد پاکستان ، فقط در نقدینگی سهام در مدل 1 تأثیر قابل توجهی دارد. اندازه شرکت تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی سهام برای پاکستان (فقط در مدل 2) ، بنگلادش و سریلانکا دارد. تأثیر مثبت قابل توجه نشان می دهد که بنگاه های بزرگ شرکتهای قدیمی هستند که در مقایسه با بنگاه های کوچک به امور مالی دسترسی آسان دارند (بک و همکاران 2005). بنابراین ، آنها کارآمدتر کار می کنند که در نهایت قابلیت های عملیاتی شرکت را بهبود می بخشد و نقدینگی سهام را افزایش می دهد. علاوه بر این ، اندازه شرکت به طور قابل توجهی بر نقدینگی بازار سهام در هند تأثیر نمی گذارد. سن تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام برای هند (فقط در مدل 1) و بنگلادش دارد ، در حالی که در مورد پاکستان و سریلانکا تأثیر قابل توجهی در نقدینگی سهام ندارد. علاوه بر این ، برای هند و بنگلادش ، تأثیر معنی داری بر نقدینگی بازار سهام وجود ندارد. نوسانات بازده تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام برای پاکستان (فقط در مدل 1) ، هند ، سریلانکا (فقط در مدل 2) و بنگلادش دارد.

مطالعه حاضر نتایج حاصل از استحکام نتایج ما در جدول 6 را گزارش می کند. از روش کلی لحظات (GMM) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. برای این منظور ، این مطالعه از رگرسیون پانل پویا سیستم دو مرحله ای استفاده شده است که برای مدت زمان کوتاه و داده های مقطعی طولانی مناسب است. تکنیک GMM به مقابله با مشکلات درون زا کمک می کند. GMM یک روش متداول است که در آمار برای ارزیابی پارامترهای یک مدل آماری اعمال می شود. آرلانو و باند (1991) و آرلانو و بوور (1995) تکنیک GMM را توسعه دادند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که مالکیت نهادی ، اندازه هیئت مدیره و استقلال هیئت مدیره تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام دارد. با این حال ، مالکیت مدیریتی تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی سهام دارد. دوگانگی مدیرعامل تأثیر معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام دارد. از بین متغیرهای کنترل مطالعه ما ، اندازه شرکت و نوسانات بازده تأثیرات معنی داری و مثبتی بر نقدینگی بازار سهام دارد ، در حالی که سن شرکت به میزان قابل توجهی بر نقدینگی بازار سهام تأثیر نمی گذارد. این مطالعه بیشتر نشان می دهد که مقدار سارگان ناچیز است که نشان می دهد نتایج GMM ما قابل اعتماد و دقیق است. نتیجه مطالعه نشان می دهد که AR1 قابل توجه است ، در حالی که AR2 ناچیز است به این معنی که در این مطالعه هیچ مشکلی برای همبستگی وجود ندارد. این مطالعه همان نتایج را از GMM نشان می دهد که از مدل اثر ثابت می یابد.

5. نتیجه گیری ها

اجرای استراتژی های حاکمیت شرکت ها در مرحله رو به رشد عمدتاً در کشورهای جنوب آسیا قرار دارد. علاوه بر این ، مدیریت شرکت در نهایت بر عدم تقارن اطلاعات و نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارد. بنابراین ، هدف از مطالعه حاضر ، تجزیه و تحلیل تأثیر ساختار مالکیت و ویژگی های هیئت مدیره بر نقدینگی بازار سهام بخش غیر مالی است که در کشورهای آسیای جنوبی ، مانند پاکستان ، سریلانکا ، هند و بنگلادش فعالیت می کند. این مطالعه یک مدل اثر ثابت را برای تجزیه و تحلیل داده ها اعمال می کند ، در حالی که برای استحکام نتایج از تکنیک GMM استفاده می شود. این مطالعه نقدینگی بازار سهام را از منظر اقتصادهای آسیای جنوبی بررسی می کند زیرا نقدینگی سهام در این اقتصادها مهم است و بازارهای نقدینگی امکان تخصیص مؤثر منابع مالی را دارند. این تخصیص مؤثر منابع مالی باعث کاهش هزینه سرمایه و حفظ تعادل در بازار می شود.

یافته های این مطالعه نشان می دهد که تأثیر مثبت مالکیت نهادی بر نقدینگی بازار سهام در جنوب آسیا وجود دارد که نشان می دهد وقتی بخشی از مالکیت در دست موسسات می رود ، به دلیل بیشتر به حفظ سطح نقدینگی مؤثر در بازار کمک می کندشفافیت و کاهش سطح عدم تقارن اطلاعات. سرمایه گذاران نهادی اطلاعات بیشتری دارند که در قیمت سهام منعکس می شوند ، بنابراین نقدینگی بازار سهام بهبود یافته است. علاوه بر این ، این مطالعه تأثیر معنی داری و مثبتی از اندازه هیئت مدیره بر نقدینگی بازار سهام نشان می دهد ، به این معنی که اندازه بزرگ هیئت مدیره به نظارت و کاهش کارآمد عدم تقارن اطلاعات و مشکلات انتخاب نامطلوب کمک می کند و در نتیجه افزایش نقدینگی بازار سهام وجود داردوادعلاوه بر این ، نتایج نشان می دهد که مالکیت مدیریتی با نقدینگی بازار سهام رابطه معنی داری و منفی دارد که از مسئله آژانس پشتیبانی می کند که مدیران برای منافع خود کار می کنند و از منافع سهامداران غفلت می کنند. در نتیجه ، نقدینگی سهام تأثیر منفی دارد. یافته های این مطالعه بیشتر نشان می دهد که مدیران مستقل به دلیل قدرت نظارت بر روی هیئت مدیره ، به طور قابل توجهی و مثبت بر نقدینگی بازار سهام تأثیر می گذارند.

براساس نتایج مطالعه ، توصیه می شود نهادهای نظارتی شیوه های مؤثر مدیریت شرکت را برای کمک به بنگاه های دارای نقدینگی معرفی کنند. علاوه بر این ، آنها باید با درج چنین سیاستی که به نفع سهامداران به جای مدیران است ، از حقوق سهامداران محافظت کنند. بنابراین ، مدیریت باید به جای حقوق خودشان ، چنین سیاستی را برای حمایت از حقوق سهامداران اجرا کند. مسائل مربوط به مسئولیت پذیری در رابطه با بنگاهها مهم است و اینها باید اطمینان حاصل شود که کلیه تصمیمات به نفع سهامداران گرفته می شود. کاهش ریسک و افزایش فرصت های سرمایه گذاری نتایج حاکمیت بهتر شرکت ها است و همچنین سرمایه گذاران محلی و خارجی را نیز به خود جلب می کند. تنظیم بهتر و یک محیط خارج از کشور باعث افزایش نقدینگی بازار سهام برای شرکت ها می شود. اگرچه ، این مطالعه پس از تلاش های جامع برای پوشش بیشتر جنبه ها و مسائل مربوط به مدیریت شرکت ها و نقدینگی بازار سهام انجام شد ، این مطالعه محدودیت هایی دارد. داده های شاخص حاکمیت شرکت می تواند برای یک اندازه گیری دقیق تر از حاکمیت خارجی استفاده شود. همین مطالعه را می توان در آینده با توجه به متغیرهای کنترل بیشتر مانند دارایی های نامشهود ، هزینه های تحقیق و توسعه ، قیمت سهام و بازده بازار انجام داد. این باعث افزایش بینش مهم از نتایج مطالعه حاضر می شود. علاوه بر این ، برخی از علل معکوس احتمالی بین عوامل تعیین کننده مدیریت شرکت و نقدینگی سهام برای تحقیقات آینده باز است.

کمک های نویسنده

مفهوم سازی ، A. I. H. ؛روش شناسی ، R. M. و W. A. ؛نرم افزار و تجزیه و تحلیل رسمی R. M. ، A. I. H. و S. M. A. ؛تحقیقات ، W. A. ؛Curation Data ، S. M. A. ؛تهیه پیش نویس آماده سازی اصلی ، A. I. H. و W. A. همه نویسندگان نسخه منتشر شده نسخه خطی را خوانده و موافقت کرده اند.

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 15:19