درک واگرایی ساختاری در تولید اروپا

ساخت وبلاگ

Livio Romano ، Confindustria ، رم ، ایتالیا.

ناهمگونی در بین سیستم های تولید اروپا در 15 سال گذشته تحت فشار رقابتی قدرتهای جدید صنعتی در داخل و خارج از مرزهای اتحادیه اروپا و در نتیجه رکود جهانی سال 2008 گسترش یافته است. در این مقاله ، این تحول ، از نظر ترکیب بخش و غلظت جغرافیایی فعالیتهای صنعتی شرح داده شده است. همچنین تجزیه و تحلیل می کند که چگونه اختلافات متقابل کشور در عملکرد صادرات ، در پویایی تقاضای داخلی و قرار گرفتن در معرض رقابت واردات کم هزینه به واگرایی در ثروت در تولید اروپا کمک کرده است.

سیستم تولید اروپا در 15 سال گذشته از نظر ترکیب بخش و پراکندگی جغرافیایی فعالیتهای صنعتی آن در کشورها ، تحولات عمیقی را پشت سر گذاشته است. چنین تغییراتی منعکس کننده اثرات ترکیبی سه نیرو است.

اولین مورد از این نیروها ، افزایش ادغام اقتصادی در اتحادیه اروپا ، در نتیجه تصویب ارز در سال 1999 و بزرگ شدن شرقی در سال 2004 است که در کشورهای مشترک بازار با پایگاه های تولیدی جامد (به ویژه جمهوری چک و و به ویژه در کشورهای مشترک بازار ، در کشورهای بازار مشترک به ارمغان آورده است (به ویژه جمهوری چک ولهستان).

نیروی دوم افزایش ادغام با چین است که در سال 2001 با الحاق به WTO از پرجمعیت ترین کشور جهان آغاز شد. شوک چینی تأثیر فوق العاده ای در جغرافیای تولید جهانی داشته است: بین سالهای 2000 تا 2014 ، سهم چین از تولید جهانی از 8. 3 ٪ به 32. 8 ٪ افزایش یافته است ، در حالی که سهم اقتصادهای پیشرفته از 72. 4 ٪ به 43. 7 ٪ کاهش یافته است. در همان دوره زمانی. 1

این دو ناپیوستگی از دو طریق مهم بر چشم انداز رقابتی شرکتهای اروپایی تأثیر گذاشته است: اول ، با تقویت مزایای/مضرات رقابتی بخش موجود در مقابل شرکای اروپایی و بین المللی خود و دوم ، با افزایش فرصت های برون مرزیتولید داخلی برای بهره برداری از سود جهانی ارزش زنجیره ارزش جهانی.

سومین نیرویی که تولیدات اروپایی را شکل داده است، بحران اقتصادی و مالی است که در سال 2008 آغاز شد. از یک طرف، صادرات نه تنها به وسیله ای برای منحرف کردن حجم فزاینده تولید، بلکه اغلب تنها راه برای بقا تبدیل شده است. بسیاری از شرکت ها، با توجه به رکود تقاضای داخلی. از سوی دیگر، بازارهای مالی معیارهای خود را برای اعطای نقدینگی به اقتصاد سخت تر کرده و در نتیجه تقاضا برای کارایی و شفافیت در عملکردهای مدیریتی شرکت ها را افزایش داده اند. در نتیجه، آستانه رقابتی که در آن شرکت ها دیگر نمی توانند زنده بمانند، افزایش یافته است و باعث تخصیص مجدد منابع در داخل و بین صنایع شده است.

درک اینکه چگونه سیستم های تولید ملی تحت تأثیر این شوک های کلان اقتصادی قرار گرفته اند، برای پیش بینی پتانسیل رشد بلندمدت کشورهای اتحادیه اروپا و طراحی سیاست های مؤثر، اساسی است، زیرا همانطور که در سال های اخیر دوباره کشف شد، تولید همچنان ستون فقرات اروپاست. اقتصاد2 این نظر توسط کمیسیون اروپا، که طرح "برای رنسانس صنعتی اروپا" را در سال 2014 راه اندازی کرد، مشترک است.

واگرایی ساختاری در سیستم تولیدی اروپا در بخش زیر، هم از نظر ترکیب بخشی و هم از نظر تمرکز جغرافیایی فعالیت های صنعتی در سراسر کشورهای اروپایی بررسی می شود. سپس تجزیه و تحلیل به نیروهای زیربنایی این تحول تغییر می کند: تفاوت در عملکرد صادرات، در پویایی تقاضای داخلی برای کالاهای تولیدی و در معرض رقابت واردات کم هزینه. نتیجه گیری کلی و پیامدهای سیاست در بخش پایانی ترسیم شده است.

چگونه ساخت اروپا تغییر کرده است

سیستم تولید سه سرعته

با نگاهی به تغییر سهم ملی از ارزش افزوده تولید بین سال های 2000 و 2013، یک تغییر ساختار قابل توجه بین کشوری را می توان مشاهده کرد (جدول 1). داده ها به ویژه اهمیت رو به رشد کشورهای اروپای شرقی به عنوان تولیدکنندگان تولید، تقویت آلمان و سوئیس به عنوان قطب های صنعتی، و از دست دادن نفوذ دیگر قدرت های تولید سنتی، به ویژه بریتانیا و ایتالیا را نشان می دهد. بنابراین یک سیستم تولید سه سرعته در اروپا پدید آمده است.

جدول 1 سهام ملی ارزش افزوده تولید اروپا
کشور در درصد، به قیمت های فعلی تغییر درصد
2000 2007 2013 2000-13 2007-13
آلمان 26. 3 26. 0 29. 0 2.7 2.4
ایتالیا 13. 7 13. 0 11. 2 -1. 9 -1. 8
فرانسه 12. 7 11. 2 11. 1 -1. 6 -0. 1
انگلستان 14. 3 10. 6 9.0 -5. 3 -1. 6
اسپانیا 6.3 7.4 6.5 0.2 -0. 8
سوئیس 3.1 3.4 4.9 1.8 1.5
هلند 3.7 3.8 3.6 -0. 1 -0. 2
لهستان 1.8 2.6 3.4 1.6 0.8
سوئد 3.5 3.3 3.3 -0. 1 0.1
اتریش 2.4 2.6 2.8 0.4 0.1
بلژیک 2.7 2.7 2.6 -0. 1 -0. 1
جمهوری چک 1.0 1.6 1.8 0.9 0.2
ایرلند 1.5 1.8 1.7 0.2 -0. 1
دانمارک 1.5 1.4 1.5 0.0 0.1
عظم 2.0 2.1 1.5 -0. 5 -0. 6
واقع در رومانی 0.5 1.2 1.4 0.9 0.2
کشور پرتغال 1.2 1.1 1.0 -0. 2 -0. 1
مجارستان 0.6 1.0 1.0 0.4 0.0
یونان 0.8 1.0 0.7 -0. 1 -0. 3
اسلوکیا 0.3 0.6 0.7 0.4 0.1

توجه: کشورهایی که طبق آمار 2013 خود رتبه بندی شده اند.

چنین تغییراتی فقط تا حدی مربوط به بحران اقتصادی و مالی اخیر است که از نظر شدت و طول رکود اقتصادی بر مناطق مختلف اروپا کاملاً نامتقارن تأثیر گذاشته است.

آلمان و سوئیس سهام خود را در کل دوره تولید تولید اروپا افزایش دادند ، حتی پس از سال 2007 شتاب قوی را حفظ کردند. اقتصادهای اروپای شرقی افزایش کلی وزن تولید خود را تجربه کردند ، اما رشد آنها در دوره اخیر از دست داد. از طرف دیگر انگلیس ، قبل و بعد از سال 2007 ، سهم خود را کاهش داد.

با این حال ، برای برخی از کشورها ، این بحران نشانگر یک وقفه ساختاری بود. این مورد برای ایتالیا است ، جایی که 95 ٪ از دست دادن سهم خروجی آن در کل دوره 13 ساله در دوره 2007-2013 متمرکز است. همین مورد در مورد اسپانیا نیز صدق می کند ، که در همان شش سال تقریباً به طور کامل رشد دیدنی را که در هفت مورد قبلی انباشته شده بود (بالاترین افزایش ثبت شده در اروپا) از بین برد. از طرف دیگر ، برای تولید فرانسوی ، از دست دادن سهم تولید تولید اروپایی خود تا حد زیادی در دوره قبل از بحران متمرکز است.

اهمیت در حال افزایش اروپای شرقی در چشم انداز تولید قاره با تغییر در شاخص Herfindahl غلظت جغرافیایی ارزش افزوده در طی سالهای تحت بررسی تأیید می شود (شکل 1). در حقیقت ، با مقایسه روند واقعی با آن به دست آمده پس از کم کردن مقدار تولید شده توسط قدرتهای تولید شرقی ، می توان مشاهده کرد که بدون سهم مثبت آنها ، غلظت تا زمان بحران ، به جای کاهش مداوم ، و در سال 2013 تقریباً ثابت می ماند. غلظت به طور قابل توجهی بالاتر از سال 2000 بود ، در درجه اول در نتیجه تقویت رهبری آلمان در تولید.

شکل 1 غلظت جغرافیایی ارزش افزوده اروپایی

4945.png

یادداشت ها: کلیه داده های مبتنی بر قیمت های فعلی."اروپا" از اتحادیه اروپا ، سوئیس و ایسلند تشکیل شده است.

منابع: یورواستات ؛گروه تحقیقات اقتصادی Confindustria.

توسعه همزمان اروپای شرقی و آلمان به هیچ وجه تصادفی نیست. این نشان دهنده ادغام روزافزون سیستم تولید آلمان با همسایگان شرقی آن است که مدل به اصطلاح "اقتصاد بازار" را به دنیا آورده است. 3 در حقیقت ، از اواسط دهه 1990 ، تعداد قابل توجهی از چند ملیتی آلمانی ، غالباً شرکت های متوسط ، گیاهان را در مرز شرقی باز کرده اند تا از دانش تولیدی تعبیه شده در این کشورها و هزینه های قابل توجهی پایین تر از تولید استفاده کنند. بشر4 به این ترتیب ، نسل جدیدی از تولیدکنندگان کالاهای واسطه ای که برای خدمت به مجامع آلمانی پرورش داده می شود ، در 15 سال گذشته مجاز به توسعه و شکوفایی بودند ، در حالیبشر

تخصص بخشی افزایش یافته است

شاخص تخصصی بخش کروگمن نشان می دهد که چگونه میزان تمایز بین سیستم های تولید اروپا در طول دوره 2000-2013 در همه جا افزایش یافته است (شکل 2). چنین فرآیندهای تمایز در ساختار ماتریس های تأمین ملی ، از زمان شروع بحران ، برای اکثر کشورها تسریع شده است.

شکل 2 تخصص نسبی سیستم های تولید ملی

4954.png

توجه: کشورهایی که مطابق شکل 2013 رتبه بندی شده اند. ارزش معیار میانگین اروپا است. این شاخص بین 0 تا 2 متفاوت است. تمام داده های مبتنی بر قیمت های فعلی. مقادیر بالاتر دلالت بر تمایز بخش بالاتری نسبت به معیار دارد.

منابع: IHS ؛گروه تحقیقات اقتصادی Confindustria.

افزایش میزان تمایز بخشی در بین سیستم های تولید اغلب با افزایش درجه غلظت بخش در درون آنها همراه است (شکل 3). این درست است ، به ویژه ، برای شش قدرت بزرگ صنعتی ، حتی اگر در مورد ایتالیا ، افزایش بین 2000 تا 2007 ناچیز باشد و تنظیم تقریباً به طور کامل در سالهای بحران متمرکز است.

شکل 3 تخصص مطلق سیستم های تولید ملی

4963.png

توجه: کشورهایی که مطابق شکل 2013 رتبه بندی شده اند. این شاخص بین 0 تا 1 متفاوت است. تمام داده های مبتنی بر قیمت های فعلی. مقادیر بالاتر حاکی از غلظت بخش بالاتر ارزش افزوده است.

منابع: IHS ؛گروه تحقیقات اقتصادی Confindustria.

این یافته به هیچ وجه بی اهمیت نیست، زیرا این دو معیار از نظر مفهومی متفاوت هستند - اولی تخصص یک سیستم را نسبت به معیار اروپایی نشان می دهد، دومی سطح مطلق تخصص چنین سیستمی را نشان می دهد - و در اصل می تواند درجهت مخالف5

با این حال، تطابق بین دو بعد تخصص با یکپارچگی اقتصادی عمیق تر که کل فرآیند را شکل می دهد، از طریق فشار رقابتی بالاتر از خارج و فرصت های بزرگ تر برای بهره برداری از اقتصادهای مقیاس و تراکم در یک مکان معین به لطف موانع تجاری کمتر، سازگار است. به طور خاص، نیروهای مزیت نسبی تمرکز ارزش افزوده (در نتیجه افزایش تخصص به صورت مطلق) در هر کشور را به سمت صنایعی سوق داده است که در بازارهای بین المللی نسبتاً رقابتی تر بودند (در نتیجه تخصص را نیز به صورت نسبی افزایش دادند). از این حیث، بحران از طریق اثر پاکسازی خود، می تواند به عنوان یک نیروی اضافی بی ثبات کننده جغرافیای تولید از قبل موجود، به ویژه در آن دسته از کشورها/صنایع که قبل از وقوع شوک اقتصادی منفی نسبتاً کمتر به روی رقابت بین المللی باز بودند، دیده شود. 6

روشن کردن نیروهای شکل دهنده واگرایی ساختاری در اروپا

در ادامه، توجه بر مسیرهای متفاوت تغییرات ساختاری مشاهده شده در شش سیستم تولید بزرگ اروپایی متمرکز شده است. به طور خاص، اثرات رقابت بین المللی و تغییر تقاضای داخلی برای آلمان، ایتالیا، فرانسه، بریتانیا، اسپانیا و سوئیس به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.

عملکرد صادرات

اولین توضیح برای ناهمگونی بین کشوری مشاهده شده در فرآیند توسعه صنعتی مربوط به توانایی شرکت های تولیدی داخلی در هر اقتصاد برای بهره برداری از پتانسیل رشد ارائه شده توسط موانع تجاری کمتر است که نفوذ بیشتر در بازار خارجی از طریق صادرات را ممکن می سازد. در ابتدای دوره، سهم صادرات از کل تولیدات تولیدی در هر شش کشور تحت بررسی، حتی اگر تفاوت های زیادی وجود داشت، قابل توجه بود. به عنوان مثال، در یک اقتصاد کوچک و باز مانند سوئیس، سهم صادرات حدود 56 درصد بود، 9 درصد بیشتر از ارقام آلمان و بریتانیا و 16 درصد بیشتر از فرانسه. تمایل صادراتی ثبت شده در ایتالیا و اسپانیا بسیار کمتر بود و به ترتیب حدود 32 درصد و 30 درصد بود. 7

تولید داده های صادراتی نشان می دهد که بین 2000 تا 2013 حجم در آلمان (98. 9 ٪) و سوئیس (+103. 95) دو برابر شده است ، در حالی که آنها در اسپانیا 63. 3 ٪ ، 35. 9 ٪ در فرانسه و حدود 25 ٪ در ایتالیا و انگلیس رشد کردند.(شکل 4). روندهای واگرا در حال حاضر می تواند تا حد زیادی قبل از سال 2008 مشاهده شود ، حتی اگر بحران اغلب اختلافات متقابل کشور را تقویت کند. تا حدی کمتر ، چنین اختلافاتی نیز مشاهده می شود که صادرات با قیمت های فعلی اندازه گیری می شود ، بنابراین نه تنها "اثر کمیت" بلکه "اثر ارتقاء کیفیت" موجود در تغییر در ارزش را ضبط می کند.

شکل 4 صادرات تولید ، شاخص قیمت ثابت 2000 = 100

4971.png

بنابراین ، داده ها به طور واضح نشان می دهد که توانایی سیستم های تولید آلمانی و سوئیس برای مقابله با موفقیت با تحولات عظیم در چشم انداز رقابتی اروپا ، در مقایسه با مشکلات پیش بینی شده توسط سایر قدرتهای تولیدی اروپایی ، حداقل تا حدی نتیجه عملکرد بیش از حد آنها در این استبازارهای خارجی

در مورد دلایل تفاوت عملکرد صادرات در کشورهای اروپایی ، هیچ اجماعی در ادبیات وجود ندارد. تجزیه و تحلیل های مختلف نسبت به تخصص در محصول ، توزیع جغرافیایی بازارهای صادراتی و رقابت کلی ، بسته به معیار ، بسته به معیار ، از نظر سطح تفکیک بخش و اندازه گیری عملکرد صادرات (سطح مطلق در مقابل سهام ، حاشیه فشرده در برابر حاشیه کل ، حاشیه کل در مقابل حاشیه کل ، اهمیت متفاوت است. تجارت)8

تغییر تقاضای داخلی

علیرغم پتانسیل رشد ارائه شده توسط بازارهای جهانی ، هزینه های صادراتی ثابت باعث ایجاد موانع ورود می شود که فرصت های معاملاتی را محدود می کند و برخی از بنگاه ها (به ویژه کوچکتر و کمتر تولیدی) را وادار می کند تا فقط به مشتریان داخلی خدمت کنند. علاوه بر این ، حتی بنگاه هایی که وارد بازارهای خارجی می شوند ، به طور معمول همچنان به فروش داخلی برای سهم زیادی از کل گردش مالی خود اعتماد می کنند: براساس داده های EFIGE ، در سال 2008 به طور متوسط برابر با حدود 35 ٪ در ایتالیا ، 30 ٪ در آلمان وانگلیس و 26 ٪ در اسپانیا. 10

این بدان معنی است که توضیح دوم برای ناهمگونی مشاهده شده در عملکرد سیستم های تولید ملی باید در ناهمگونی همزمان در تکامل تقاضای داخلی در کشورهای مختلف یافت شود.

داده ها نشان می دهد که حتی قبل از رکود جهانی ، اختلافات متقابل قابل توجهی در پویایی مصرف آشکار کالاهای تولیدی وجود دارد (شکل 5). از سال 2000 تا 2007 ، رشد دو رقمی در سوئیس (27. 1 ٪) ، اسپانیا (+13. 2 ٪) ، آلمان (+12. 0 ٪) و انگلیس (11. 2 ٪) وجود داشت. گسترش متوسط در فرانسه (5. 0 ٪) ؛و حتی رشد کمی منفی در ایتالیا (-0. 2 ٪). از سال 2007 ، سالها ادغام بدهی و ریاضت مالی در برخی از کشورهای اتحادیه اروپا واگرایی را تشدید کرده است: در یک شدید ، اسپانیا و ایتالیا به ترتیب حدود 39 ٪ و 31 ٪ از (ظاهری) تقاضای داخلی بین سالهای 2007 و 2013 را از دست دادند. در حالت دیگر ، آلمان در همین مدت افزایش جزئی را ثبت کرد.

شکل 5 مصرف ظاهری کالاهای تولیدی ، قیمت های ثابت

4981.png

رقابت واردات

سرانجام ، ناهمگونی بین کشور مشاهده شده در عملکرد سیستم های تولید ملی می تواند با افزایش رقابت واردات ناشی شود که منجر به تعویض داخلی با تولید خارجی شد. در واقع ، تفکیک کشور مبدا نشان می دهد که واردات در هر یک از شش تولید کننده تولید کننده اروپایی به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. این به ویژه برای محصولات ساخته شده در چین و اروپای شرقی صادق است ، در حالی که سهم واردات از سایر کشورهای OECD به طرز چشمگیری کاهش یافته است (جدول 2).

جدول 2 واردات تولید ، قیمت های فعلی
رشد ٪ 2000-2013 سهم واردات از:
چین شرق اتحادیه اروپا سایر OECD ها
2000 2013 2000 2013 2000 2013
آلمان 145. 1 4.2 10. 3 9.3 13. 8 75. 1 64. 1
ایتالیا 82. 3 3.1 8.3 3.8 7.0 80. 9 68. 8
فرانسه 113. 5 3.6 9.5 2.2 5.2 83. 6 72. 9
UK 68. 8 5.0 10. 7 1.4 5.3 78. 5 71. 5
اسپانیا 92. 3 3.3 9.2 1.4 5.1 85. 4 69. 6
سوئیس 297. 8 1.8 4.0 1.5 2.3 88. 5 80. 5

واردات بالاتر لزوماً با تولید داخلی پایین در همان صنایع همراه نیست. هنگامی که متقاضیان تقسیم می شوند و توسط بنگاه های مختلف خدمت می کنند ، واردکنندگان و تولید کنندگان داخلی می توانند یکدیگر را برای تأمین کل بازار تکمیل کنند. تمایز داخل صنعت می تواند یا افقی باشد (محصولات مشابه با انواع متمایز) ، به طور معمول مبادله ای در بین کشورهایی که دارای موقوفات فاکتور مشابه هستند برای بهره مندی از اقتصاد مقیاس با تخصص در محصولات "طاقچه" یا عمودی (محصولاتی که با کیفیت و قیمت متمایز می شوند) ،به طور معمول شامل مبادلات بین کشورهایی با موقوفات فاکتور مختلف ، مهارت های خاص نیروی کار یا هزینه های تحقیق و توسعه ثابت است. 11

راهی برای آزمایش وجود تأثیر جمعیتی از واردات بر تولید داخلی ، تخمین کشش تولید ارزش داخلی اضافه شده به تغییرات در واردات ، جداسازی تغییرات بین بخشی در واردات است. این واقعیت را به حساب می آورد که فشار رقابتی بسته به شدت فناوری آنها ممکن است صنایع را به صورت نامتقارن تحت تأثیر قرار دهد ، می توان تأثیر فناوری کم و متوسط را به طور جداگانه تخمین زد (جدول 3). 12

جدول 3 نتایج رگرسیون: آزمایش اثر شلوغی از واردات واردات
متغیر وابسته: ٪ تغییر در ارزش افزوده تولید آلمان ایتالیا فرانسه UK اسپانیا سوئیس
2000-2007
٪ تغییر در واردات از چین 0. 027 0. 027
٪ تغییر در واردات از چین*کم فناوری (ساختگی) -0. 206
٪ تغییر در واردات از شرق اتحادیه اروپا 0. 054 0. 051 0. 057
٪ تغییر در واردات از شرق اتحادیه اروپا*کم فناوری (ساختگی) -0. 091
2007-2013
٪ تغییر در واردات از چین 0. 260 -0. 270 0. 205
٪ تغییر در واردات از چین*کم فناوری (ساختگی) -0. 251 -0. 283
٪ تغییر در واردات از شرق اتحادیه اروپا 0. 133 -0. 471 0. 233
٪ تغییر در واردات از شرق اتحادیه اروپا*کم فناوری (ساختگی)

توجه: رگرسیون تغییرات بین بخشی در واردات برای هر کشور اروپایی را منزوی می کند. کنترل ها: ورود به واردات و سهم واردات کل تولید داخلی در ابتدای هر دوره. فقط از نظر آماری تخمین های قابل توجهی گزارش شده است (با مقدار p<10%). Only imports accounting for at least 0.5% of total domestic output at the begiing of each period are considered in the analysis. Sectoral disaggregation according to ISIC Rev. 3 at the four-digit level.

منابع: IHS ؛داده های COMTRADE ؛گروه تحقیقات اقتصادی Confindustria.

فرضیه جایگزینی تولید داخلی با واردات (ارزان تر) برخی از پشتیبانی ها را در داده ها پیدا می کند ، اما شواهد هم در فضا و هم در زمان پراکنده است. به نظر می رسد سیستم تولید ایتالیایی یکی از مواردی است که بیشترین میزان از رقابت واردات کم هزینه را متحمل شده است. به طور خاص ، قبل از بحران ، واردات بالاتر از چین در صنایع فنی کم و متوسط با ارزش افزوده داخلی پایین در همان صنایع همراه بود. در طول بحران ، همبستگی منفی برای واردات از طریق چین و اروپای شرقی ، بدون تفاوت معنی داری بر اساس شدت فناوری صنایع یافت می شود.

در طول بحران ، رابطه منفی بین تولید داخلی و واردات از چین نیز در فرانسه یافت می شود ، اگرچه محدود به صنایع فنی کم و متوسط است. سرانجام ، برای آلمان شواهدی مبنی بر تعویض بین تولید داخلی و واردات از اروپای شرقی در سالهای قبل از بحران وجود دارد ، دوباره به صنایع فنی کم و متوسط محدود شده است. هیچ مدرکی مبنی بر اثر شلوغی سیستماتیک برای انگلیس ، اسپانیا یا سوئیس یافت نمی شود.

هنگام تغییر در تغییر ارزش داخلی در مورد تغییر واردات از سایر کشورهای اروپای غربی ، نشانه این رابطه مثبت است یا از نظر آماری معنی دار است (تخمین هایی که در اینجا گزارش نشده است ، اما در صورت درخواست در دسترس است). این مطابق با فرضیه مکمل در بین تولید کنندگان پیشرفته ترین اقتصادهای اروپا است.

خلاصه و نتیجه گیری

ثروت ناهمگن بخش های تولید در کشورهای مختلف اروپایی در 15 سال گذشته به دلیل فشار رقابتی قدرتهای جدید صنعتی از هر دو مرز و خارج از اتحادیه اروپا بوده و نتیجه ای از چشم انداز رقابتی "جدید جدید" است که ناشی از آن استرکود جهانیآلمان و سوئیس در مقابل این شوک ها مقاومت شدید نشان داده اند ، در حالی که سایر قدرتهای تولید سنتی زمین را از دست داده اند.

چنین واگرایی در عملکرد نتیجه ترکیبی است: i) ظرفیت متفاوت بنگاه های داخلی برای استفاده از موانع تجاری پایین تر با افزایش صادرات. ب) ظرفیت متفاوت بنگاههای داخلی برای فرار از رقابت واردات (کم هزینه) واردات از طریق سرمایه گذاری در نوآوری. و iii) روندهای مختلف در تقاضای داخلی برای تولید محصولات که بر پتانسیل رشد تولیدکنندگان که در درجه اول (یا منحصراً) بازار داخلی قرار دارند ، تأثیر گذاشته است.

این تجزیه و تحلیل ، با تمرکز بر بزرگترین شش تولید کننده تولیدی در اروپا ، سه یافته اصلی را نشان داده است. اول ، کانال صادراتی فعالیت تولید را در همه جا دامن زده است ، اما با درجات مختلفی از شدت ، به ویژه قبل از بحران. بالاترین سطح فعالیت در آلمان و سوئیس به دست آمد ، در حالی که کمترین میزان در ایتالیا ، فرانسه و انگلیس دیده می شد.

دوم، سیستم های تولیدی ایتالیا و اسپانیا بیشترین آسیب را از پیامدهای نامطلوب بحران بر تقاضای داخلی برای محصولات تولیدی متحمل شده اند و پس از آن، فرانسه و بریتانیا به دنبال آن هستند. برعکس، آلمان از زمان کاهش 2008-2009 به سرعت بهبود یافته است. علاوه بر این، قبل از بحران، رشد تقاضای داخلی در ایتالیا و تا حدی در فرانسه بسیار ضعیف بود، در حالی که به ویژه در سوئیس بالا بود.

سوم، شواهدی از اثر ازدحام ناشی از واردات در فضا و زمان پراکنده است. به نظر می رسد ایتالیا کشوری باشد که هم قبل از بحران و هم در حین بحران، بیشترین رقابت را در برابر واردات ارزان قیمت دارد. در آلمان و فرانسه، این اثر محدودتر است، در حالی که هیچ همبستگی منفی سیستماتیک برای بریتانیا، اسپانیا و سوئیس یافت نشد.

از منظر سیاست، چنین ناهمگونی در پویایی مشاهده شده و در علل اساسی، پاسخ هایی را در سطح ملی و اتحادیه اروپا می طلبد که متناسب با چالش های خاص هر سیستم تولیدی با آن مواجه است. در چنین سناریویی هیچ طرح "یک اندازه مناسب" برای راه اندازی مجدد تولید در اروپا نمی تواند موثر باشد.

نگران کننده ترین مورد در پانورامای اروپا، مورد ایتالیا است، زیرا بخش تولید تاریخی این کشور به طور جدی تحت تأثیر یک بحران اقتصادی بی سابقه قرار گرفته است، که ضعف های ساختاری از قبل موجود ایتالیا را تشدید کرده است (تمایل به صادرات کم و قرار گرفتن در معرض بیشتر). واردات رقابت از سوی تولیدکنندگان ارزان قیمت) و روند نوسازی آن را مختل کرد. 13 در واقع، از سال 2008، بخش قابل توجهی از پایه صنعتی آن در یک دور باطل قرار گرفته است: تقاضای داخلی پایین و سهمیه بندی اعتبار، سرمایه گذاری در نوآوری را کاهش داده و دستیابی به استراتژی های بین المللی را دشوارتر کرده است. در نتیجه، موقعیت رقابتی شرکت ها تضعیف شده و باعث کاهش بیشتر تقاضا و کاهش رتبه اعتباری شده است.

نظرات بیان شده در اینجا نظرات نویسنده است و قرار نیست دیدگاه های Confindustria را نشان دهد. از الساندرو آریگتی، رومن برتنرات، مایکل گروملینگ، مایکل هوتر، لوکا پائولازی، فابریزیو ترائو و شرکت کنندگان در کارگاه آموزشی «تأثیر رکود بزرگ بر شرکت های تولیدی» که توسط دانشگاه پارما در ژوئن 2016 برگزار شد، تشکر می کنم. نظرات.

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1402 ساعت: 14:05