
شکار دائمی پول بیشتر، تعقیب ابدی افزایش حقوق بعدی، اندازه گیری خود با عدد موجود در چک دستمزدتان، راهی برای داشتن یک شغل و هیچ راهی برای زندگی کاری نیست.
استفاده از پول به عنوان معیار شما اغوا کننده است زیرا یکی از معدود معیارهای عینی پیشرفت در یک حرفه است. اگر سال گذشته 100, 000 و امسال 150, 000 درآمد داشتید، باید بهتر عمل کنید، درست است؟
اشتباه. حقوق شما، هر چقدر هم که زیاد باشد، هرگز نمی تواند شما را در محل کار خوشحال کند. فدا کردن شادی در محل کار برای پول بیشتر، تجارت وحشتناکی است - تجارتی که در نهایت پشیمان خواهید شد.
در اینجا پنج دلیل وجود دارد.
1: پول بیشتر شما را شادتر نمی کند
اکثر مردم فکر می کنند که داشتن درآمد بیشتر باعث شادی بیشتر آنها می شود. آنها اشتباه می کنند!
این نتیجه مطالعه دو استاد پرینستون، اقتصاددان آلن بی کروگر و روانشناس و برنده جایزه نوبل دانیل کانمن است که می گویند:
این باور که درآمد بالا با خلق و خوی خوب مرتبط است، رایج است اما بیشتر توهمی است. افرادی که درآمد بالاتر از متوسط دارند از زندگی خود نسبتاً راضی هستند، اما در تجربه لحظه به لحظه به سختی از دیگران شادتر هستند، تمایل دارند تنش بیشتری داشته باشند و زمان بیشتری را صرف فعالیت های لذت بخش نمی کنند.
مشکل این است که مردم همچنان بر اساس باور اشتباه خود عمل می کنند که کسب درآمد بیشتر آنها را شادتر می کند:
با وجود رابطه ضعیف بین درآمد و رضایت از زندگی جهانی یا شادی تجربه شده، بسیاری از مردم انگیزه بالایی برای افزایش درآمد خود دارند. در برخی موارد، این توهم تمرکز ممکن است منجر به تخصیص نادرست زمان شود، از پذیرش رفت و آمدهای طولانی (که از بدترین لحظات روز هستند) تا فدا کردن زمان صرف شده برای معاشرت (که از بهترین لحظات روز هستند).
این فقط یک روش فانتزی برای گفتن است که ممکن است فکر کنید که تغییر شغل برای دریافت 25 درصد افزایش در ازای یک رفت و آمد 2 ساعته یا 70 ساعت کاری در هفته یا ده روز در ماه سفر کاری معامله خوبی است. تو اشتباه میکنیبا حقوق کمتر، شغل سرگرم کننده تر و وقت بیشتر با دوستان و خانواده خود خوشحال تر خواهید بود.
2: همیشه فکر کردن به پول برای شما مضر است
کاتلین وهس، محقق، استادیار بازاریابی در دانشکده مدیریت کارلسون، دانشگاه مینه سوتا، می گوید: «پول افراد را به حالتی سوق می دهد که بدون کمک دیگران روی دستیابی به اهداف خود متمرکز می شوند.
آنها مجموعه ای از آزمایشات را انجام دادند که در آن از افراد خواسته شد تا یک معما دشوار را حل کنند و به آنها گفتند که می توانند از آنها کمک بخواهند. برخی از افراد به طرز عجیبی برای فکر کردن به پول ، به عنوان مثال. با قرار دادن انبوهی از پول انحصار در حوزه دید خود یا دادن یک تمرین گرم کردن به آنها در جایی که آنها مجبور بودند احکام مربوط به پول را جدا کنند.(منبع)
این آزمایش نشان داد که فکر کردن به پول تأثیر منفی و منفی بر روی افراد دارد:
- آنها کمتر درخواست کمک می کنند
- آنها تمایلی به کمک به دیگران ندارند
- آنها سخاوتمندتر شدند
- آنها خود را بیشتر از دیگران جدا کردند
بنابراین اگر موفقیت شما به کار شما با دیگران بستگی دارد ، به این ترتیب که بتوانید به دیگران کمک کنید و از آنها کمک بخواهید ، فکر کردن به پول (حتی به روشی لطیف و ناخودآگاه) باعث می شود شما کمتر مؤثر باشد. از طرف دیگر ، اگر موفقیت شما به خودخواه بودن و انزوا بستگی دارد - درست پیش بروید ، تنها هدف خود را کسب کنید: o)
یک گروه از افرادی که به ویژه در معرض خطر هستند ، کسانی هستند که فکر می کنند "زمان پول است". باب ساتون ، نویسنده کتاب عالی The No Asshole Rule ، پست خوبی در مورد چگونگی تأثیر ساعت قابل پرداخت بر مردم دارد. این تمرکز مداوم بر پول حتی به این معنی است که �lawyers که بچه هایشان را بازی می کنند فوتبال بازی می کنند که برای هر دقیقه که در حاشیه ایستاده اند ، درآمد خود را از دست داده اند. آخ.
3: مبلغ واقعی مهم نیست - انصاف
این آزمایش را امتحان کنید: یک دسته از میمون های کاپوچین را تهیه کنید و به آنها آموزش دهید تا در ازای یک تکه خیار ، یک سنگ گرانیتی کوچک و جلا داده شود. کاپوچین ها بسیار باهوش هستند و به زودی میمون ها می آموزند که وقتی صخره را تحویل می دهند ، معالجه خود را دریافت می کنند.
سپس چیز جدیدی را امتحان کنید: دو مورد از این میمون ها را با هم جمع کنید و یکی از آنها را بهتر کنید. میمون های کاپوچین مانند خیار خوب هستند ، اما انگور را حتی بهتر دوست دارند زیرا شیرین تر هستند. هنگامی که یک کاپوچین می بیند که شما یکی دیگر را در انگور می پردازید ، از همکاری خودداری می کند و دیگر در ازای خیار صخره را تحویل نمی دهد.�listen ، Buster. به نظر می رسد ، "شما به آن مرد در انگور پرداخت می کنید و کار من حداقل به خوبی است. من هم انگور می خواهم ، یا اعتصاب می کنم. "(منبع)
در یک آزمایش دیگر با استفاده از تجهیزات اسکن مغز ، این بار در انسان ، محققان یک مرکز در مغز ما پیدا کردند که هر زمان که اعتقاد داریم با ما ناعادلانه رفتار می کنیم ، روشن می شود. به نظر می رسد که انصاف فقط یک ایده آل خوب برای تلاش برای تلاش برای استفاده از آن به طور عادلانه (منبع) است.
بنابراین ما انسانها تمایل داخلی به انصاف داریم که حتی به نظر می رسد در سایر گونه های نزدیک به ما وجود دارد. اگر احساس می کنید حقوق شما ناعادلانه است ، این باعث ناراحتی شما می شود!
4: این چیزی را که شما می خواهید دریافت نمی کند - می خواهد آنچه را که می گیرید
استفان شاپیرو ، نویسنده کتاب عالی کتاب زندگی رایگان زندگی ، در مورد یک مطالعه آلمانی می نویسد که نشان می دهد آنچه واقعاً مهم است شکاف بین درآمد فعلی و درآمد مورد نظر شما است. وقتی مردم بیشتر از آنچه پول می خواهند آرزو کنند ، تمایل به ناراحتی دارند.
البته دو راه برای بستن این شکاف وجود دارد که سنتی آن برای کسب درآمد بیشتر است. نکته منفی این رویکرد این است که اغلب اوقات ، بیشتر کافی نیست و هرچه افراد بیشتر باشند ، بیشتر می خواهند.
رویکرد دیگر بسیار پایدار است و این است که آنچه را که دارید بخواهید. برای درک اینکه پس از برآورده شدن اساسی ترین نیازهای شما ، پول بیشتر ، یک خانه بزرگتر ، یک ماشین بزرگتر و تلویزیون های صفحه تخت در هر اتاق شما را خوشحال تر از امروز نمی کند!
اما از آنچه که دارید خوشحال می شوید.
5: حقوق شما می تواند شما را ناراضی کند - اما خوشحال نیست
نظریه انگیزشی هرزبرگ عوامل انگیزشی را در دو دسته تقسیم می کند: بهداشت و انگیزه.
فاکتورهای بهداشتی می توانند ما را در هنگام حضور آنها ناراضی کنند ، اما حضور آنها نمی تواند ما را خوشحال کند. عوامل انگیزشی در واقع می توانند ما را خوشحال کنند. حقوق و دستمزد در رده "بهداشت" به طور کامل کاهش می یابد ، به این معنی که پرداخت خوب می تواند نارضایتی را از بین ببرد - اما نمی تواند رضایت ایجاد کند.
در عوض چه کاری انجام دهیم: یک نگرش سالم نسبت به پول پرورش دهید
من می خواهم این موضوع را کاملاً روشن کنم: من مخالف پول نیستم. من پول را دوست دارم. پول سرگرم کننده است. هیچ مشکلی در تهیه تن آن وجود ندارد.
و من نمی گویم شما باید پول را به طور کامل نادیده بگیرید و فقط هر آنچه را که محل کار شما مایل به پرداخت شما است بپذیرید.
من همچنین نمی گویم که شما باید انتخاب کنید - که فقط می تواند پول یا خوشبختی باشد. شما می توانید هر دو را داشته باشید. اما راه رسیدن به آن ، پرورش نگرش سالم نسبت به پول است. این همان است: حقوق شما این امکان را برای شما فراهم می کند که به سر کار بیایند. این چیزی نیست که شما را انگیزه می دهد یا شما را خوشحال می کند. این یک وسیله است ، نه یک پایان.
حقوق ناعادلانه این قدرت را دارد که شما را ناراضی کند - یک عادلانه نمی تواند شما را خوشحال کند.
هرگز خوشبختی خود را در کار برای پول فدا نکنید.
اگر تمام تصمیمات شغلی خود را بر اساس پول اتخاذ کنید ، همیشه در حال تعقیب چک های بعدی و بزرگتر خواهید بود ، هرگز متوقف نمی شوید فکر کنید اگر دوست دارید آنچه را که می خواهید در جستجوی افزایش بعدی انجام دهید.
اگر به جای آن تصمیم بگیرید که چه چیزی شما را در محل کار خوشحال می کند، شانس بسیار بیشتری وجود دارد. احتمالاً پول بیشتری هم خواهید داشت.
شما باید تلاش کنید تا آنچه را که ارزش دارید به دست آورید - تا با توجه به ارزشی که ایجاد می کنید و سایر افراد در شرکت و موقعیت های مشابه در جاهای دیگر چه چیزی را منصفانه به دست آورید. سپس پول را فراموش کنید و روی لذت بردن از شغل خود تمرکز کنید.
و می دانید: این خیلی سخت است. من از نظر مالی خوب هستم و هنوز رویای چیزهای عالی را در سر می پرورانم که پول بیشتری به دستم می رسد. رها کردنش لعنتی سختهاما می دانم که دلیل اصلی خوشحالی من این نیست که بیشتر از قبل پول در می آورم این این است که از آنچه دارم لذت می برم و کاملاً در حد توانم زندگی می کنم.
این ثروت واقعی است، و من دقیقاً اولین کسی نیستم که چنین چیزی را می گویم (با یک عکس بلند):
قناعت ثروت طبیعی است، تجمل گرایی فقر مصنوعی است.- سقراط
ما معمولا فراموش می کنیم که خوشبختی در نتیجه به دست آوردن چیزی نیست که نداریم، بلکه به دلیل شناخت و قدردانی از آنچه داریم به دست می آید.- فردریک کونیگ
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 19:23