افزایش قدرت در سیستم تجارت جهانی-مذاکرات تجارت چین و مگا منطقه ای

ساخت وبلاگ

در این مقاله نقش افزایش قدرت در سیستم تجارت جهانی - در سازمان تجارت جهانی (WTO) و فراتر از WTO بررسی شده است. این امر به بررسی ظهور توافق های منطقه ای دو جانبه و (mega) مانند مشارکت متعالی (TPP) و مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فراتر از اقیانوس اطلس (TTIP) و پیامدهای آنها برای مدیریت جهانی تجارت بین المللی می پردازد. این بررسی می کند که چگونه چین و سایر قدرتهای در حال افزایش نسبت به چشم انداز در حال تغییر مدیریت تجارت واکنش نشان می دهند و تأثیرات بر توسعه و نوظهور اقتصادهای نوظهور را بررسی می کنند. محافظت از آینده سیستم تجارت جهانی - به ویژه WTO به عنوان یک انجمن برای مذاکرات چند جانبه - نیاز به اصلاحات دارد. مقاله نابرابری نهادی فعلی سیستم تجارت جهانی را ارزیابی می کند و استدلال می کند که وضع موجود برای محدود کردن تغییر در WTO کمک می کند. تنظیم نهادی فعلی سیستم تجارت جهانی فراتر از WTO نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله همچنین آمده است که G20 می تواند نقش اساسی در WTO و اصلاح سیستم تجارت جهانی داشته باشد.

کلید واژه ها

معرفی

در دوره ریاست جمهوری چین از گروه 20 نفره (G20) در سال 2016 ، تجارت و سرمایه گذاری بین المللی نقش های برجسته ای ایفا کرد. اهمیت تجارت و سرمایه گذاری بین المللی برای G20 در کل ریاست جمهوری G20 چین آشکار شد ، به ویژه در بیانیه جلسه وزرای تجارت که در ژوئیه 2016 و در طول اجلاس G20 Hangzhou در سپتامبر 2016 صادر شد.

تجارت بین المللی از زمان برگزاری اولین اجلاس "رهبران" در نوامبر 2008 ، در طول بحران مالی و اقتصادی جهانی و مرحله ای از تجارت جهانی که به شدت منعقد شده است ، در دستور کار G20 قرار گرفته است. با یادآوری اینکه بحران اقتصادی پس از سال 1929 فقط با امواج اقدامات حمایت گرایانه عمیق و طولانی تر شد ، کشورهای G20 متعهد شدند که هیچ موانع جدیدی را برای تجارت بین المللی برپا نکنند. تعهد به نتیجه گیری موفقیت آمیز برنامه توسعه دوحه (دور دوحه) ، مذاکرات چند جانبه که تحت نظارت سازمان تجارت جهانی (WTO) برگزار می شود ، بخشی از کارنامه استاندارد اعلامیه های اجلاس G20 بوده است. با این حال ، اجلاس G20 توجه زیادی به اصلاح سیستم تجارت جهانی نکرده است: اعلامیه ها به طور معمول حاوی تعهدات مبهم و مبهم برای تقویت سیستم تجارت چند جانبه و اظهارات در مورد ساخت توافق نامه های تجاری دو جانبه و منطقه ای و کامل هستند که مکمل و مطابق با قوانین WTO است.

با وجود همه اینها ، از آخرین جلسه وزیر WTO در نایروبی در دسامبر 2015 ، آینده هر دو دور دوحه و ستون مذاکره چند جانبه WTO از همیشه نامشخص است. کشورهای عضو WTO پس از گذشت بیش از 15 سال ، به دلیل ضرورت برای یافتن اجماع ، نتوانسته اند مذاکرات دوحه را با موفقیت نتیجه بگیرند. در سال 2015 ، کشورهای مهم عضو ، به ویژه ایالات متحده آمریکا (ایالات متحده) ، خود را به نفع خاتمه دور دوحه اعلام کردند. با این حال ، بسیاری از کشورهای در حال ظهور و در حال توسعه اصرار دارند که این ادامه یابد. در واکنش به پیشرفت خزنده دور دوحه ، قدرتهای اصلی تجارت ، به رهبری ایالات متحده و اتحادیه اروپا (اتحادیه اروپا) ، به طور فزاینده ای در حال مذاکره در مورد توافق های تجارت دو جانبه و منطقه ای هستند.

برای محافظت از آینده سیستم تجارت جهانی - به ویژه آینده WTO به عنوان تالار گفتگو برای مذاکرات چند جانبه - باید گزینه های اصلاحات در نظر گرفته شود. هر اصلاحاتی نیز باید در مورد دستور کار 2030 برای توسعه پایدار و 17 هدف توسعه پایدار (SDGs) که در سال 2015 توسط کلیه کشورهای عضو سازمان ملل (سازمان ملل) به تصویب رسیده است ، در نظر بگیرد. مبتنی بر ، باز ، غیر تبعیض آمیز و سیستم تجارت چند جانبه عادلانه ". اما چنین سیستمی تحت فشار فزاینده توافق نامه های تجارت آزاد قارچ قرار می گیرد.

مذاکرات تجاری مگا منطقه ای-مشارکت عمیق ادغام بین کشورها یا مناطق با سهم عمده تجارت جهانی-اخیراً مورد توجه قرار گرفته است. با این حال ، چین و سایر قدرتهای در حال افزایش جزء شرکای مذاکره نیستند. توافق نامه های منطقه ای مگا-مانند مشارکت Transpacific (TPP) ، که در فوریه 2016 توسط ایالات متحده و 11 کشور دیگر اقیانوس آرام و مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فراتر از اقیانوس اطلس (TTIP) امضا شده است ، که ایالات متحده و اتحادیه اروپا در حال حاضر در حال مذاکره هستند-سهام عظیمی را پوشش می دهند. از جریان تجارت و سرمایه گذاری جهانی و هدف این است که بیشتر از کاهش تعرفه ها انجام شود. آنها همچنین به دنبال تنظیم موضوعاتی مانند رقابت ، سرمایه گذاری و استاندارد هستند. هم TTIP و هم TPP منعکس کننده منافع اقتصادی هستند و ناشی از استدلال ژئوپلیتیکی و استراتژیک - به ویژه با هدف چین و تلاش برای "مهار" قدرت در حال افزایش است.

توافق نامه های تجاری مگا منطقه ای برای حاکمیت جهانی تجارت بین المللی-به ویژه از دیدگاه افزایش اختیارات و کشورهای در حال توسعه-چیست؟G20 در این زمینه کدام نقش را می تواند بازی کند؟بیش از نیم قرن ، نهادهای معماری جهانی مدیریت اقتصادی ، از جمله توافق کلی در مورد تعرفه ها و تجارت (GATT) و WTO ، تحت سلطه ایالات متحده و سایر کشورهای پیشرفته صنعتی بودند (Gilpin 1987 ؛ Ruggie 1996). کشورهای در حال توسعه بازیگران قدرتمندی در حاکمیت جهانی نبوده اند. با این حال ، اکنون کشورهایی مانند چین ، هند و برزیل در حال افزایش است (Beeson & Bell 2009 ؛ Hurrell 2006 ؛ Margulis & Porter 2013 ؛ Mittelman 2013 ؛ Stephen 2012 ؛ Young 2010) تسلط بر قدرت های قدیمی را به چالش می کشد. آیا می توان قدرتهای در حال افزایش مانند چین را به سمت جایگزین و بالقوه عادلانه تر برای حاکم بر اقتصاد جهانی تقویت کرد (هاردت و نگری 2000 ؛ پیترس 2000 ؛ ایوانز 2008 ؛ عجیب 2011)؟

در این مقاله به بررسی چگونگی افزایش قدرتها و کشورهای در حال توسعه با نابرابری های نهادی در سیستم تجارت جهانی ، یعنی "ویژگی های مؤسسات بین المللی که به طور سیستماتیک قدرتمند بر کشورهای ضعیف هستند" (FEHL 2014). این مفهوم نابرابری نهادی در WTO را بررسی می کند و به بررسی میزان توافق نامه های تجاری دو جانبه و (mega-) WTO به عنوان یک انجمن تصمیم گیری چند جانبه برای قوانین تجارت جهانی ، چگونگی ظهور مگا-منطقه در پاسخ به قدرت ، بررسی می کند. تغییر در حاکمیت اقتصادی جهانی ، و اینکه چگونه قدرتهای رو به رشد نسبت به چشم انداز در حال تغییر حاکمیت تجارت واکنش نشان می دهند.

در این مقاله همچنین به بررسی نقش افزایش قدرت در سیستم تجارت جهانی با توجه به روند مداوم لایه بندی نهادی و "خرید انجمن" - و همچنین نشانه هایی از "تغییر رژیم" اساسی تر می پردازد. در خرید انجمن ، خریدار از نظر استراتژیک یک مکان را برای به دست آوردن تصمیم مطلوب در مورد یک مشکل خاص انتخاب می کند (Drezner 2009) ؛در "تغییر رژیم" ، بازیگران زمینه سیاسی بزرگتر را دوباره تعریف می کنند تا در نهایت سیستم قوانین خود را تغییر شکل دهند (Alter & Meunier 2009). این مقاله استدلال می کند که برخی از اعضای WTO ، افراد غالب ، از روند فعلی لایه بندی ، خرید و تغییر بهره مند می شوند. این مکانیسم ها ، همانطور که در این مقاله گفته می شود ، به دلیل ظهور توافق نامه های تجاری مگا منطقه ای بسیار مهمتر شده اند.

مقاله نشان می دهد که هنگام بررسی چگونگی محدود کردن وضع موجود نهادی ، تغییرات نهادی را در WTO محدود می کند ، وضعیت خارج از آن مجمع چند جانبه نیز باید مورد توجه قرار گیرد. از آنجا که قدرتهای قدیمی فرصت های بسیار بهتری برای شرکت در استراتژی های بین سازمانی مانند خرید انجمن (Drezner 2009) و تغییر رژیم (Alter & Meunier 2009) دارند ، آنها می توانند کشورهایی را تحت فشار قرار دهند که نمی توانند سیستم را به راحتی تغییر شکل دهند و بنابراین جذابیت کمتری دارند ""گزینه های خارجی "فراتر از WTO. رفتار بازیگران در سازمان های فردی مانند WTO باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد - و همچنین زمینه نهادی گسترده تری که ممکن است سایر مکانیسم های سازمانی را برای افزایش ، تعادل یا کاهش نابرابری ها درگیر کند.

باقیمانده این مقاله در مورد نقش افزایش قدرت در WTO بحث می کند و به بررسی ظهور دو جانبه و (مگا-)-توافق نامه های منطقه ای و پیامدهای مربوط به حاکمیت جهانی تجارت بین المللی ، با تمرکز بر چگونگی واکنش قدرتهای در حال افزایش چشم انداز در حال تغییر چشم انداز می پردازد. حاکمیت تجارت و پیامدهای اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور.

افزایش قدرت در سازمان تجارت جهانی

در سازمان تجارت جهانی، توافق ها به طور رسمی بر اساس اجماع صورت می گیرد، که باعث می شود سیستم گات/WTO در مقایسه با سیستم های رأی گیری بر اساس وزن اقتصادی در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، به طور قابل توجهی برابری خواهانه به نظر برسد. با این حال، در بیشتر تاریخ خود، سیستم گات/WTO تحت تسلط ایالات متحده و دیگر کشورهای قدرتمند اقتصادی بوده است: مهمترین مذاکرات در جلسات غیررسمی حلقه نخبگان داخلی از دولت ها صورت می گیرد. برای مدتی طولانی، در دور دوحه که در سال 2001 آغاز شد، قدرت های سنتی توانستند قدرت های در حال ظهور را از آشفتگی سلسله مراتب خود باز دارند، برای مثال با ادعای اینکه دور جدید مذاکرات یک «دور توسعه» خواهد بود، اما زیر سوال نمی روند که آیااقتصادهای نوظهور بزرگی مانند چین، هند و برزیل همچنان باید «در حال توسعه» نامیده شوند.

در دور دوحه، قدرت های سنتی مسلط نسبت به ایده تغییر سلسله مراتب قدیمی بازتر شدند. تغییرات زمانی تسریع شد که، قبل از نشست وزرای کانکون در سال 2003، اتحادیه اروپا و ایالات متحده یک پیشنهاد مشترک در مورد کشاورزی ارائه کردند که مخالفت شدید اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور را برانگیخت و برزیل و هند را به همکاری تشویق کرد. دو کشور ائتلاف بزرگی از اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور ایجاد کردند - گروه 20 در WTO (G20-T)، که به شکست پیشنهادات ایالات متحده و اتحادیه اروپا در کانکون و بی ثبات کردن ساختار سنتی قدرت WTO کمک کرد (مانند لونی 2004؛ بالدوین 2006).؛ Clapp 2006؛ Hurrell & Narlikar 2006؛ Evenett 2007؛ Grant 2007؛ Ruiz-Diaz 2005؛ Hopewell 2015). تحت رهبری برزیل و هند، G20-T نابرابری سازمانی سازمان تجارت جهانی را متحول کرد. پس از کانکون، دایره داخلی قدیمی «چهار» (ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ژاپن و کانادا) جای خود را به یک حلقه داخلی جدید داد که نه تنها ایالات متحده و اتحادیه اروپا، بلکه برزیل و هند و بعداً چین را نیز شامل می شد. تغییر سلسله مراتب مذاکرهکشورهای کمتر قدرتمند نیز در مراحل مختلف مذاکرات سازمان تجارت جهانی، نظر بیشتری داشتند.

در حالی که برزیل و هند پس از سال 2003 وارد دایره داخلی WTO شدند ، چین ، که در سال 2001 به WTO پیوسته بود ، در مذاکرات مشخصات کمتری را حفظ کرد. سپس ، در سال 2008 ، از آن دعوت شد تا به دایره داخلی بپیوندد (هاپول 2015). وضعیت رو به رشد چین در WTO - و سایر حوزه های حاکمیت جهانی - عمدتاً ناشی از افزایش وزن اقتصادی آن است (Ikenberry 2008 ؛ Babones 2011 ؛ Beeson 2009 ؛ Breslin 2010 ؛ Hung 2009 ؛ Subramanian 2011 ؛ Wang & French 2014): IT IS IS استاکنون دومین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین صادرکننده کالا در جهان است.

با این حال ، قدرتهای در حال افزایش در حلقه درونی پذیرفته نشده اند و نابرابری غیررسمی WTO فقط به دلیل توزیع تغییر و عادلانه تر قدرت اقتصادی تضعیف نشده است: برزیل و هند ، از نظر اقتصادی به اندازه چین سنگین نیستند ، به دلیل اینکه می توانند به دلیل سنگین بودن چین به دلیل ظهور باشند. بسیج و رهبری آنها در ائتلاف های توسعه و نوظهور اقتصاد در سالهای اولیه دور دوحه (هاپول 2015). با ایجاد ائتلاف های موفق ، برزیل و هند به اولین کشورهایی تبدیل شدند که قادر به به چالش کشیدن قدرت های سنتی ، واژگون کردن ساختار قدرت قدیمی و ظهور به عنوان بازیگران اصلی جدید در WTO بودند. با این حال ، ائتلاف ها نسبت به توان اقتصادی پایدار و مؤثر هستند. تجزیه و تحلیل تحولات اخیر در سیستم تجارت جهانی فراتر از WTO نشان می دهد که نقش عوامل اقتصادی را نمی توان انکار کرد و وضعیت موجود در وضع موجود در حال افزایش تلاش های قدرت برای ارتقاء موقعیت های قدرت در حال تغییر و ادعاهای هنجاری در مورد طراحی آینده تجارت چند جانبهرژیم

با گذشت سالها ، ائتلاف G20-T به ویژه قبل و در زمان وزیر WTO Nairobi در سال 2015 متلاشی شده بود. در نایروبی ، کشورهای صنعتی می خواستند به طور زودرس دور دوحه یا ، به طور متناوب ، با استفاده از آنها ، دامنه دور را گسترش دهند. موضوعات مورد علاقه "جدید" ، از جمله تجارت الکترونیکی ، کار ، محیط زیست و سیاست های رقابت ، که کشورهای در حال توسعه با آن مخالف هستند ، از ترس اینکه استانداردهای بالا ممکن است به عنوان موانع غیر تعرفه عمل کند و به صادرات آنها آسیب برساند. در شب آخر وزیر در نایروبی ، در جلسه حلقه درونی کشورهای مذاکره کننده ، هند و چین برای تأکید مجدد در ادامه مذاکرات دوحه برای زبان روشن جنگیدند. در طی مذاکرات ماراتن ، هند ظاهراً در حالی که ایالات متحده و اتحادیه اروپا - با برزیل - موفق به توافق اساسی در مورد از بین بردن یارانه های صادراتی کشاورزی شدند ، که بسیاری از آنها به عنوان یک نقطه عطف از آنها یاد می کردند ، می توانند توافق اساسی داشته باشند. این توافق نامه تقاضای هند برای یک بازه زمانی مشخص در برنامه های سهامداری عمومی و "مکانیسم ویژه محافظت" (SSM) را شامل نمی شود که در صورت افزایش واردات ، تعرفه ها را معرفی می کند. هند در WTO و G20-T گرفتار شد و برزیل و ائتلاف که یک بار موفقیت آمیز هند بود از هم پاشید.

چرا ائتلاف G20-T شکست خورد و با آن توانایی افزایش قدرت هایی مانند برزیل و هند و کشورهای در حال توسعه برای به چالش کشیدن نابرابری WTO؟برزیل و هند بسیار وابسته به پشتوانه سایر کشورها بودند. این دو کشور همچنین در مورد "گفتمان توسعه" اختلاف نظر داشتند ، با هندوستان به نگرانی های توسعه فقیر در کشورهای گزارشگر غذا و برزیل با تمرکز بر صادرکنندگان خالص اشاره کرد. منبع بی ثباتی برای افزایش قدرت و کشورهای در حال توسعه این است که قدرتهای قدیمی گزینه های بهتری در خارج از WTO دارند.

به احتمال زیاد ، سیستم چند جانبه در دهه های اول وجود خود به طور فزاینده ای نابرابر شد و کشورهای چهار نفره نظم سلسله مراتبی از دولتها و گرایش های خود را به سمت انحصار ایجاد کردند. به خصوص پس از دور مذاکرات تجاری اروگوئه و در دورهای دوحه ، تلاش شده است تا بهتر شامل کشورهای نوظهور و در حال توسعه در فرآیندهای تنظیم و مذاکره در دستور کار و کاهش نابرابری رویه شود. در WTO ، دقیقاً مانند سایر نهادهای بین المللی ، عوامل "ایده آل" و "مادی" اهمیت دارند (FEHL 2014) ، و به نظر می رسد آنها با گذشت زمان نابرابری کمتری در WTO ایجاد می کنند. تقاضاهای هنجاری معمولاً برابری نسبت به نابرابری دارند. تغییرات قدرت اقتصادی جهانی اخیر و ظهور قدرت های جدید باعث کاهش نابرابری در توزیع قابلیت های اقتصادی شده است ، که به نوبه خود می تواند برابری بیشتری را به طور رسمی و غیر رسمی تقویت کند. با این حال ، همانطور که بخش های بعدی نشان می دهد ، چشم انداز نابرابری کمتر نهادی در سیستم تجارت جهانی پیامدهای مثبت و واضح کمتری از آنچه انتظار می رود داشته باشد.

توافق نامه های تجارت آزاد قارچ

بررسی کل سیستم تجاری - از جمله توافق نامه های تجارت آزاد که در خارج از رژیم چند جانبه قارچ است - بر اهمیت وضع موجود نهادی برابری رسمی در WTO تأکید می کند. برابری رسمی در تصمیم گیری اجماع به بن بست کمک می کند و تلاش های عضویت گسترده تر WTO را برای ارتقاء موثر موقعیت های قدرت و ادعاهای هنجاری خود برای طراحی آینده سیستم تجارت جهانی محدود می کند: اعضای قدرتمند همیشه می توانند از WTO به عنوان یک انجمن برای رها کردن برای انجمن تهدید کنند. ایجاد قوانین تجارت و تمرکز بر (mega) منطقه ای و نه در معاملات تجاری چند جانبه-از این طریق محوریت WTO را تضعیف می کند. در پاسخ به تغییرات WTO که برابری بیشتری در بین همه کشورهای عضو ایجاد می کند ، اعضای قدرتمند می توانند به سادگی نهادهای جدید ، حتی نابرابر تری را که تضعیف می شوند ، ایجاد کنند و تا حدی جایگزین موسسه چند جانبه شوند.

این روند را می توان در چارچوب سیستم تجارت جهانی نشان داد: پیشرفت آهسته مذاکرات دوحه منجر به بحث هایی در مورد اصلاح رژیم تجاری شده است، مانند کنار گذاشتن تصمیم گیری اجماع برای رأی اکثریت. با این حال، چنین اصلاحاتی انجام نشده است. درعوض، بن بست در سازمان تجارت جهانی یک نوآوری نهادی برای دور زدن انسداد از طریق رویکردهای دوجانبه تر و (بزرگ) منطقه ای به جای چندجانبه ایجاد کرد. اکنون یک "کاسه اسپاگتی" (Bhagwati 1995) از قراردادهای تجاری وجود دارد: صدها مورد از این قبیل قراردادهای تجارت آزاد منعقد شده است. اما قانون گذاری تجاری دوجانبه و منطقه ای به نابرابری بیشتری نسبت به قوانین تجاری چندجانبه منجر می شود، زیرا کشورهای کمتر قدرتمند، گزینه های کمتری در صورت وجود برای وتوی پیشنهادهای قدرتمندترها و فرصت های کمتری برای ایجاد ائتلاف دارند.

اخیراً، مذاکرات تجاری بزرگ منطقه ای به طور فزاینده ای مطرح شده است. اگر ابرمنطقه هایی مانند TPP و TTIP ایجاد شوند، تعدادی از کشورهای ثالث، از جمله قدرت های در حال رشد و کشورهای در حال توسعه، احتمالاً از تأثیرات منفی این توافق ها متضرر خواهند شد. توافقات تجاری منجر به اثرات انحراف تجارت می شود. به عنوان مثال، کاهش هزینه های تجاری بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا منجر به افزایش تجارت بین دو اقتصاد و کاهش تجارت با کشورهای ثالث می شود. علاوه بر این، با توجه به TTIP، ایالات متحده و اتحادیه اروپا قوانین جدیدی در زمینه هایی مانند حقوق مالکیت معنوی خواهند نوشت که می تواند آستانه شرکت هایی را که به دنبال ورود به بازارهای آمریکای شمالی و اروپا هستند، افزایش دهد. انتظار می رود TTIP بر تعدادی از کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور از جمله چین تأثیر منفی بگذارد (Felbermayr et al. 2015). چین و سایر اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور، از جمله تایلند نیز تحت تأثیر منفی TPP قرار خواهند گرفت (Petri & Plummer 2016).

بنابراین چرا اشخاص ثالث-همه کشورها از مذاکرات مگا منطقه ای مستثنی هستند-که مایل به پذیرش نابرابری نهادینه شده در زمینه ظهور توافق های مگا منطقه ای هستند؟بسیاری چاره ای ندارند. آنها احتمالاً باید در آینده به قوانین مربوط به منطقه های بزرگ احترام بگذارند ، حتی اگر در شکل دادن به آنها حرفی نداشته باشند. آنها همچنین نمی توانند این ابتکارات را که در خارج از سیستم معاملاتی چند جانبه اتفاق می افتد ، متوقف کنند. در زمینه TTIP و TPP ، کشورهای قوی ، به رهبری ایالات متحده و اتحادیه اروپا ، قوانین نهادی را می نویسند که به نفع آنها و تولید مثبت است (Pauwelyn 2014) و همچنین خارجی های منفی ، به عنوان مثال از طریق انحراف تجارت. تمام کشورهایی که در جدول مذاکره برای توافق های جدید مگا منطقه ای قرار ندارند ، با توجه به بسیاری از قوانین مهم تجارت آینده ، به عنوان سازندگان قاعده در پایان خواهند بود.

علاوه بر این ، گزینه بهتر بیرونی قدرتهای قدیمی در زمینه Mega-Regionals بقیه عضویت WTO را تحت فشار قرار می دهد. به عنوان مثال ، با توجه به گسترش توافق های منطقه ای دو جانبه و (MEGA) در وزیر WTO 2015 ، بسیاری از کشورهای عضو ، از جمله قدرت های در حال افزایش ، احساس کردند که آنها باید با بسته پیشنهادی نایروبی موافقت کنند. فقدان هر نتیجه می تواند به تقویت "پایان سازمان مبتنی بر اجماع به عنوان یک انجمن مذاکره معنی دار و طلسم در دوره ای که در عوض تحت سلطه معاملات مگا منطقه ای مانند مشارکت ترانس اقیانوس آرام است ، کمک کند. و چه کسی بیرون است "(گیدا 2015).

همانطور که رئیس کمیته امور مالی مجلس سنا ایالات متحده اظهار داشت: "آمریکا نمی تواند صبر کند [برای] چین و هند ... در عوض ، ما باید به طرز تهاجمی برای نتیجه گیری معاملات تجاری استاندارد با شرکای خود ، که مایل به رعایت قوانین هستند ، تحت فشار قرار دهیم. و شرایط توافق های ما را برآورده کنید "(گیدا 2015). به گفته سایر ناظران ، کشورهای در حال توسعه "از خواب بیدار نشده اند که این یک دنیای متفاوت است ... اگر آنها قصد ندارند توپ را در WTO بازی کنند ، ایالات متحده و اتحادیه اروپا توپ را انتخاب می کنند و به جای دیگری بازی می کنند" (Guida 2015). بنابراین TTIP و TPP ممکن است به عنوان تماس های بیدار شده با سایر اعضای WTO در نظر گرفته شوند که از ترس اینکه ایالات متحده و اتحادیه اروپا علاقه خود را به مجمع مذاکره چند جانبه WTO از دست دهند ، سازش می کنند. این خبر بد برای کشورهای در حال توسعه است: به ویژه کشورهای فقیر کمتری ، به WTO نیاز دارند تا شانس بهتری برای شنیدن داشته باشند.

مذاکرات تجاری چین و منطقه ای

محرومیت کشورهای در حال توسعه از مذاکره در مورد توافق نامه های جدید مانند TPP و TTIP ، که قوانین آنها با این وجود به دلیل قدرت بازار کامل کشورهای درگیر باید از آنها پیروی کنند ، سؤالات مهمی را در مورد نابرابری ایجاد می کند. کشورهایی که از نظر وضعیت اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیکی نسبتاً ناچیز هستند ، بیشترین ترس را از منطقه های بزرگ دارند. به عنوان مثال ، کشورهای آفریقایی بخشی از مذاکرات بزرگ منطقه ای نیستند.

از طرف دیگر ، افزایش قدرت در موقعیت بهتری برای ورود به رقابت برای مشارکتهای تجاری منطقه ای به دلیل وزن اقتصادی و سیاسی آنها است. در واقع ، چین این چالش را مورد توجه قرار داده است. تا حدودی در واکنش به TTIP و TPP ، چین "ابتکار کمربند و جاده" را ترویج کرده است که بر اتصال و همکاری بین چین و بقیه اوراسیا متمرکز است. این شرکت همچنین به طور جدی در حال ارتقاء مشارکتهای تجاری منطقه ای بوده و مشارکت اقتصادی جامع منطقه ای (RCEP) ، توافق نامه پیشنهادی مگا در آسیا را تحت فشار قرار داده است. اخیراً ، چین بیش از همه TPP علاقه مند به پیوستن به سایر منطقه های بزرگ منطقه است. نگرش "صبر و دیدن" آن نشان می دهد که چین ممکن است مایل به پیوستن به TPP در مرحله بعدی باشد (ناتون و همکاران 2015). شبیه سازی چندین مذاکره مگا منطقه ای در حال انجام نشان می دهد که الحاق چین به TPP و عضویت در RCEP بالاترین نتایج رفاهی را برای چین ایجاد می کند (لی و همکاران 2016).

در حالی که چین به یک آغازگر و حامی فعال مذاکرات تجاری مگا منطقه ای و فعالیت های مرتبط تبدیل شده است (HE & Yang 2016) ، برزیل و هند منفعل تر بوده اند. هند نگران چگونگی تأثیر TTIP و TPP بر اقتصاد خود است. با توجه به TPP ، هند نگران این است که خود را در یک بازی شطرنج بین "اژدها چینی" و "عقاب ایالات متحده" پیدا کند (Lehma & Feandes 2014). در گذشته ، هند نسبت به توافق نامه های تجارت آزاد احتیاط کرده و بیشتر بر توافق های منطقه ای و جنوب-جنوب متمرکز شده است (Lehma & Feandes 2014). در حالی که هند در مذاکرات RCEP شرکت می کند ، این کشور به ابتکارات منطقه ای و منطقه ای منطقه ای دیگر فشار نیاورد. در مقایسه با چین ، هند موانع تجارت بین المللی را به آرامی طی دهه های گذشته برطرف کرده است. رویکرد محتاطانه آن برای آزادسازی تجارت می تواند توسط سیستم سیاسی پیچیده هند ، که باعث تضعیف سازش در سیاست تجارت می شود ، و نگرانی های آن در مورد تأثیرات احتمالی بر فقرا: تقریباً یک سوم از جمعیت هند هنوز در زیر خط فقر زندگی می کنند (Lehma & Feandes2014). در عین حال ، خطرات انزوا و یک قاعده صرفاً دلایلی را برای دولت هند فراهم می کند تا در عرصه تجارت فعال تر شود - مهمتر از همه در سیستم چند جانبه ، بلکه در G20. به عنوان مثال ، شاید با چین و برزیل ، هند می تواند مذاکره ای را برای باز کردن بازارهای کالاها و خدمات در بین همه اقتصادهای توسعه یافته و اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور G20 ارائه دهد ، با این گزینه برای دیگران برای شرکت در مرحله بعدی (Kelkar & Singh 2015).

برزیل در مذاکره در مورد توافق نامه های تجارت آزاد بسیار درگیر نبوده است و در عوض به شدت روی مسیر آزادسازی تجارت چند جانبه WTO متمرکز شده است. توافق اصلی ترجیحی برزیل از نظر ارزش تجارت Mercosur (بازار مشترک جنوبی) است. برزیل متعلق به هیچ یک از مذاکرات اخیر یا فعلی مگا منطقه ای نیست و در دو دهه گذشته هیچ توافق نامه قابل توجهی در تجارت آزاد نتیجه نگرفته است (جورج 2016). این کشور باید تصمیم بگیرد که آیا باید بر افزایش رقابت در صنعت خود تمرکز کند یا موقعیت خود را در عرصه مدیریت تجارت جهانی (Giacalone 2015) تقویت کند. در حالی که برزیل تمایلی به آزادسازی تجارت ندارد و موانع تجاری نسبتاً بالایی را حفظ می کند ، اخیراً نشانه های تغییر احتمالی نگرش وجود دارد. به نظر می رسد TTIP همراه با سایر رانندگان مانند کندی اقتصادی اخیر ، دولت برزیل و نخبگان اقتصادی آن را متقاعد کرده است که نیاز به بازتر بودن در جهان جهانی شده است (Malamud 2014). علاوه بر این ، ایده های زیادی برای ابتکارات رمان یا دوباره راه اندازی شده در آمریکای لاتین وجود داشته است-به عنوان مثال ، همگرایی اتحاد Mercosur و اقیانوس آرام و شتاب برای بزرگ شدن Mercosur-بخشی از آن در پاسخ به TTIP. به عنوان بزرگترین اقتصاد منطقه ، برزیل برای تأثیرگذاری بر پتانسیل و محدودیت این گزینه ها در موقعیتی کلیدی قرار دارد (Giacalone 2015). بنابراین می توان گفت مذاکرات تجاری مگا منطقه ای بر ادغام منطقه ای آمریکای لاتین و موضع برزیل در قبال توافق های تجاری تأثیر می گذارد.

در حالی که قدرتهای در حال افزایش برای مقابله با ابتکارات TPP و TTIP تحت سلطه ایالات متحده و اتحادیه اروپا ، هنوز هم نگران هستند ، آنها هنوز نگران این هستند که از این توافق نامه ها مستثنی شوند. سخنگویان چینی چندین بار نگرانی در مورد محرومیت کشورشان از TTIP و TPP دارند. شروع مذاکرات TPP باعث ایجاد اضطراب در چین در مورد چگونگی تجسم TPP یک استراتژی ایالات متحده برای مهار چین شد. اخیراً ، کانون توجه به TTIP و چالش های آن معامله فراتر از اقیانوس اطلس برای چین تغییر یافته است (Yang & Yiwei 2015).

با توجه به TPP و TTIP ، کارشناسان و تصمیم گیرندگان چینی به طور مداوم بر اهمیت WTO برای سیستم تجارت جهانی و همچنین پتانسیل G20 تأکید کرده اند. وانگ ون ، معاون اجرایی موسسه مطالعات مالی چونگیانگ ، در طی صحبت در مورد افزایش توافق نامه های تجاری ، "جامعه بین المللی باید ارتباطات مربوط به تجارت جهانی را حفظ کند ، به ویژه از طریق نهادینه شدن کنفرانس وزرای تجارت G20 ،"(Yiming 2016). ارتباطات رهبران G20 از اجلاس Hangzhou در دوره ریاست جمهوری G20 چینی تأکید می کند که "با هم همکاری می کند تا WTO را بیشتر تقویت کند."

نگرانی کلی این است که افزایش قدرت مانند چین می تواند با تقویت مخالفت با بلوک های تجاری ، به مذاکرات بزرگ منطقه ای ایالات متحده و اتحادیه اروپا واکنش نشان دهد. شرکای فراتر از اقیانوس اطلس باید به جای پیروی از یک رویکرد تا حد زیادی منحصر به فرد ، بر همکاری جهانی و کار با قدرت های رو به رشد و کشورهای در حال توسعه ، به ویژه با توجه به پتانسیل های اقتصادی و جهانی این ایالت ها در سایر زمینه های سیاست ، مانند تغییرات آب و هوایی ، تمرکز کنند که فقط می توان بر آن غلبه کرد. با هم (Berger & Brandi 2015).

نتیجه

توافق نامه های تجاری مگا بیش از هر زمان دیگری سیستم تجارت چند جانبه را تضعیف می کند. برای تأمین آینده WTO به عنوان یک انجمن برای مذاکرات ، لازم است در مورد اصلاح سیستم تجارت جهانی بحث شود. چنین بحثی بیشتر از همه از منظر کشورهای در حال توسعه که بیشتر از تضعیف WTO رنج می برند ، بسیار مهم تر شده است.

این مقاله نشان داده است که وضع موجود نهادی می تواند تلاش های بازیگران را برای استفاده از موقعیت های قدرت در حال تغییر محدود کند. همچنین نشان داده است که این فقط وضع موجود یک موسسه نیست که اهمیت دارد ، در این مورد از WTO ، بلکه زمینه نهادی و گزینه های خارجی کشورهای عضو نیز هست. اگر مانند WTO ، گزینه های بیرونی برای اعضای غالب-قدرت های قدیمی و در حال افزایش-بهتر از زیردستان باشد ، بن بست های درون نهادی می تواند منجر به ایجاد نهادهای جدید شود ، که نه تنها تمایل به تولید مثل بلکه ممکن است نیز داشته باشند. حتی نابرابری ها را عمیق تر کنید. این مقاله همچنین نشان داده است که ارزیابی نه تنها ابعاد رسمی بلکه غیررسمی نابرابری نهادی چقدر مهم است. در WTO ، نابرابری غیررسمی تعیین کننده و قابل توجه است اگرچه برابری رسمی در عمل تصمیم گیری مبتنی بر اجماع به شدت نهادینه می شود.

در WTO ، به نظر می رسد که عوامل ایده آل و مادی با گذشت زمان نابرابری کمتری را تقویت می کنند: تقاضاهای هنجاری معمولاً برابری را به جای نابرابری ترویج می کنند. تا آنجا که تغییر قدرت اقتصادی جهانی اخیر و قدرتهای جدید مانند چین ، هند و برزیل نابرابری توانایی های اقتصادی را کاهش داده است ، این می تواند برابری رسمی تر و غیررسمی تری ایجاد کند. در عین حال ، این مقاله نشان داده است که نابرابری نهادی WTO یک معضل ایجاد می کند. تا آنجا که به دلیل نابرابری در WTO به دلیل عوامل مادی یا ایده آل ، مسطح می شود ، ممکن است اثربخشی این موسسه محدود باشد و مزایای آن را کاهش می دهد ، به طور عمده برای کشورهای قدرتمند ، که سپس WTO و سیستم چند جانبه را رها می کنند. سازمان های بین المللی که آینه می کنند چگونه قدرت در سیستم بین المللی توزیع می شود و به عنوان وسیله نقلیه برای منافع قدرتمندترین کشورهای اقتصادی عمل می کنند ، تنها یک بخش از داستان هستند. بخش دیگر کشورهای قدرتمندی است که به عنوان مثال با تقویت مذاکرات مگا منطقه ای درگیر خرید انجمن هستند-به عنوان مثال.

G20 می تواند نقش اساسی در آینده WTO و اصلاحات بسیار مورد نیاز سیستم تجارت جهانی داشته باشد (Berger & Brandi 2016). چنین اصلاحاتی چالش برانگیز است ، به خصوص اگر بخواهد برای توسعه پایدار و SDG ها به برنامه سازمان ملل 2030 نیز کمک کند. ایجاد شکاف بین واقعیت های سیستم تجارت جهانی و آرزوهای دستور کار 2030 یک چالش اساسی است. نمی توان آن را به طور مؤثر در WTO یا سازمان ملل متحد مقابله کرد. G20 یک انجمن مناسب برای کمک به پل زدن این شکاف است.

منابع

Alter ، KJ & Meunier ، S 2009 ، "سیاست پیچیدگی رژیم بین المللی" ، چشم انداز سیاست ، جلد. 7 ، نه. 1 ، صص 13-24.

Arrighi ، G 2007 ، آدام اسمیت در پکن: سلسله های قرن بیست و یکم ، نیویورک: Verso.

Babones ، S 2011. ‘پادشاهی مبهم: اعتیاد به مواد مخدره و واقعیت ظهور چین ، جلد. 90 ، نه. 5 ، صص 79-88.

Beeson ، M & Bell ، S 2009 ، "G-20 و حاکمیت اقتصادی بین المللی: هژمونی ، جمع گرایی یا هر دو" ، حاکمیت جهانی ، جلد. 15 ، نه. 67 ، صص 67-86.

Beeson ، Mark. 2009. accaces مکانهای تجاری؟چین ، ایالات متحده و تکامل اقتصاد سیاسی بین المللی "، بررسی اقتصاد سیاسی بین المللی ، جلد. 16 ، نه. 4 ، صص 729-41.

Berger ، A & Brandi C 2016 ، G20 و آینده سیستم تجارت جهانی ، Bo: موسسه توسعه آلمان / موسسه Deutsches Für Entwicklungspolitik.

Berger ، A & Brandi ، C 2015 ، بازیگران سیاست توسعه باید در مورد مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فراتر از اقیانوس اطلس (TTIP) انجام دهند؟Bo: موسسه توسعه آلمان / موسسه Deutsches Für Entwicklungspolitik.

Bhagwati ، Jagdish. 1995. "آزادسازی تجارت و" تجارت عادلانه ": پرداختن به مسائل مربوط به استانداردهای زیست محیطی و سطح کار" ، اقتصاد جهانی ، جلد. 18 ، نه. 6 ، صص 745-759.

Breslin ، S 2010 ، "نقش جهانی در حال ظهور چین: قدرت بزرگ مسئول ناراضی" ، سیاست ، جلد. 30 ، صص 52-62.

Drezner ، DW 2009 ، "قدرت و خطر پیچیدگی رژیم بین المللی" ، چشم انداز سیاست ، جلد. 7 ، شماره 1 ، صص 65-70.

اوانز ، ص 2008 ، "آیا جهانی سازی جایگزین ممکن است؟" سیاست و جامعه ، جلد. 36 ، نه. 2 ، صص 271-305.

Fehl ، C 2014 ، "قدرت نابرابر و طراحی نهادی حاکمیت جهانی: مورد کنترل تسلیحات" ، بررسی مطالعات بین المللی ، جلد. 30 ، نه. 3 ، صص 505-531.

Felbermayr ، G ، Kohler ، W ، Aichele ، R ، Klee ، G ، & Yalcin ، E ، 2015 ، تأثیرات بالقوه مشارکت تجارت و سرمایه گذاری فراتر از اقیانوس اطلس (TTIP) بر اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور ، موسسه IFO ، مکنچن.

گیلپین ، R 1987 ، اقتصاد سیاسی روابط بین الملل ، پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

Guida ، V 2015 ، "نایروبی لحظه ساخت یا شکست برای WTO است" ، Politico ، 12 دسامبر. موجود از: http://www. politico. eu/.[31 آگوست 2016].

هونگ ، HF 2009 ، چین و تحول سرمایه داری جهانی ، بالتیمور: انتشارات دانشگاه جان هاپکینز.

هورل ، 2006 ، "هژمونی ، لیبرالیسم و نظم جهانی: چه فضایی برای قدرتهای بزرگ؟" ، امور بین الملل ، جلد. 82 ، شماره 1 ، صص 1-19.

Ikenberry ، جان. 2008 ، "ظهور چین و آینده غرب: آیا سیستم لیبرال می تواند زنده بماند؟" ، امور خارجه ، ژانویه/فوریه ، صص 23-37.

مارگولیس ، من& Porter ، T 2013 ، حاکم بر گرفتن زمین جهانی: چند قطبی ، ایده ها و پیچیدگی در حاکمیت فراملی ، جهانی سازی ، جلد. 10 ، نه. 1 ، صص 65-86.

Mittelman ، JH 2013 ، "Bricolage Global: قدرت های بازار در حال ظهور و مدیریت چند منظوره" ، فصلنامه جهان سوم ، جلد. 34 ، نه. 1 ، صص 23-37.

Naughton ، B ، Kroeber ، AR ، De Jonquières ، G & Webster ، G 2015 ، "TPP برای چین چه معنی خواهد داشت؟" ، سیاست خارجی ، اکتبر.

Negri ، A & Hardt ، M 2000 ، Empire. کمبریج ، کارشناسی ارشد: انتشارات دانشگاه هاروارد.

Pieterse ، JN 2000 ، "پس از توسعه پس از توسعه" ، فصلنامه جهان سوم ، جلد. 21 ، نه. 2 ، صص 175-191.

Ruggie ، JG ، 1996 ، ساخت Polity World: مقاله های مربوط به نهادینه شدن بین المللی ، لندن: Routledge.

استفان ، دکتر ، 2012 ، "افزایش قدرتهای منطقه ای و نهادهای بین المللی: جهت گیری های سیاست خارجی هند ، برزیل و آفریقای جنوبی" ، جامعه جهانی ، جلد. 26 ، نه. 3 ، صص 289-309.

عجیب ، جرارد. 2011 ، "ظهور پس از لیست چین: فراتر از نظریه جهانی سازی رادیکال و اقتصاد سیاسی هژمونی نئولیبرال" ، اقتصاد سیاسی جدید ، جلد. 16 ، صص 539-559.

Subramanian ، A. 2011 ، "ابرقدرت اجتناب ناپذیر: چرا تسلط چین یک چیز مطمئن است" ، امور خارجه ، جلد. 90 ، نه. 5 ، صص 66-78.

Wang ، H ، & French ، E ، 2014 ، "چین در مدیریت اقتصادی جهانی" ، بررسی سیاست اقتصادی آسیا ، جلد. 9 ، نه. 2 ، صص 254-271.

Yang ، J & Yiwei ، W 2015 ، TTIP: اثرات اقتصادی و استراتژیک. CIISموجود از: http://www. ciis.org. cn/.[31 آگوست 2016].

Yiming ، G 2016 ، محرومیت چین از TPP و TTIP در برابر جهانی سازی. موجود از: http://china.org. cn/.[31 آگوست 2016].

Young ، AR 2010 ، دیدگاه هایی در مورد تغییر توزیع جهانی قدرت: مفاهیم و زمینه ، سیاست ، جلد. 30 ، نه. 1 ، صص 2-14.

درباره نویسنده:

  • clara. brandi@die-gdi. de
  • www. die-gdi. de/en/clara-bandi
  • clarabrandi

کلارا برندی

دکتر کلارا برندی یک محقق ارشد و رهبر پروژه در بخش "اقتصاد جهانی و تأمین مالی توسعه" در موسسه توسعه آلمان / موسسه Deutsches Für Entwicklungspolitik (DIE) است. کلارا برندی اقتصاد را در دانشگاه ویسکانسین ، مدیسون و در آلبرت-لودویگ-نایوریتیت ، فرایبورگ تحصیل کرد. به عنوان مایکل ویلس-شلار ، او MPHIL را در سیاست در دانشگاه آکسفورد به پایان رساند. وی دکترای خود را از موسسه دانشگاه اروپا ، فلورانس دریافت کرد. علایق اصلی تحقیق وی شامل حاکمیت جهانی ، سیاست تجارت بین المللی و توافق نامه های تجاری و ارتباط بین تجارت ، توسعه و تغییرات آب و هوا است.

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1402 ساعت: 21:11