بگذارید یک مطالعه عمیق از برابری پس انداز و سرمایه گذاری انجام دهیم:-1. موضوع-ماده 2. موقعیت کلاسیک 3. صرفه جویی همیشه برابر است با سرمایه گذاری (برابری حسابداری) 4. برابری حسابداری مفید است 5. صرفه جویی در برابر سرمایه گذاری فقط در تعادل(برابری عملکردی).
صرفه جویی و برابری سرمایه گذاری # موضوع موضوع:
چاپ مهم بحث و جدال بین کینز و کلاسیک برابری سرمایه گذاری صرفه جویی بود.
در "تئوری عمومی" کینز ، پس انداز و برابری سرمایه گذاری از برابری عمومی تقاضای کل و عرضه کل (Y = C + I) تعادل در اقتصاد حاصل می شود که تقاضای کل در اقتصاد برابر با عرضه کل باشد. نام دیگر این y = c + i برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری است.
پروفسور هانسن اظهار داشت که دو کین در موضوع پس انداز و برابری سرمایه گذاری در "تئوری عمومی" یکی "ظاهری کینز" و دیگری "کینز واقعی" وجود دارد. ما دیده ایم که اقتصاد فقط در هنگام صرفه جویی (به معنای در معرض یا تحقق یافته) برابر است با سرمایه گذاری (از نظر سابق یا به معنای تحقق یافته) برابر است ، یعنی S = I. این همان چیزی است که ما ممکن است کینز واقعی بنامیم. اما کینز همچنین صرفه جویی و سرمایه گذاری را به گونه ای تعریف کرد که همیشه برابر با S = I باشد. این همان چیزی است که ما ممکن است کینز آشکار بنامیم.
در بعضی جاها ، در "نظریه عمومی" خود ، کینز می گوید که پس انداز همیشه برابر با سرمایه گذاری است. در جاهای دیگر ، او می نویسد که صرفه جویی در برابر سرمایه گذاری فقط در تعادل است. این معنی مضاعف و رویکرد دوگانه به برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری ، منبع سردرگمی زیادی برای بسیاری از نویسندگان و خوانندگان بوده است. برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری دلیل بحث و بحث و جدال در مورد تفاوت نظر در مورد تعاریف اتخاذ شده توسط اقتصاددانان مختلف پس انداز و سرمایه گذاری بوده است.
منبع اصلی سردرگمی ناشی از عدم موفقیت منتقدین در درک این نکته است که در حالی که پس انداز و سرمایه گذاری همیشه برابر است ، آنها لزوماً در تعادل نیستند. اگر اقتصاد در حال حرکت باشد و متغیرها همیشه در یک رابطه عملکردی عادی با یکدیگر قرار داشته باشند ، پس صرفه جویی و سرمایه گذاری نه تنها برابر است بلکه ممکن است در تعادل نیز باشد. اما اگر روند تغییر شامل تنظیم عقب مانده از متغیرهای خاص باشد ، این طور نخواهد بود. به عنوان مثال ، اگر تأخیر در تولید و میزان مصرف وجود داشته باشد ، پس انداز و سرمایه گذاری هرچند که مساوی در تعادل نخواهد بود. هیچ موقعیت تعادل نمی تواند وجود داشته باشد ، مگر اینکه تأخیر در آن کار کند ، پس از آنکه تاخیر برطرف شده یا از طریق آن کار می شود ، پس انداز و سرمایه گذاری هم برابر است و هم در تعادل.
صرفه جویی در برابری سرمایه گذاری # موقعیت کلاسیک:
کینز اولین کسی نبود که اهمیت برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری را یادداشت کرد. اقتصاددانان کلاسیک همچنین در مورد پس انداز و سرمایه گذاری برابر با یکدیگر صحبت کردند. با این حال ، تفاوت های مهمی بین کلاسیک و کینز وجود دارد. اولا ، کلاسیک معتقد بود که پس انداز و برابری سرمایه گذاری با نرخ بهره حاصل می شود. هنگامی که صرفه جویی در مصرف بیش از سرمایه گذاری ها است ، نرخ بهره برای جلوگیری از پس انداز از یک سو و تشویق سرمایه گذاری از سوی دیگر است.
به همین ترتیب ، هنگامی که سرمایه گذاری از پس انداز فراتر رود ، نرخ بهره برای جلوگیری از سرمایه گذاری برای افزایش پس انداز افزایش می یابد. بنابراین ، عدم تعادل بین پس انداز و سرمایه گذاری با تغییر نرخ بهره اصلاح می شود. ثانیا ، کلاسیک معتقد بود که این برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری همیشه با درآمد کامل اشتغال حاصل می شود.
هر دو این گزاره ها توسط کینس مورد سؤال قرار گرفته است. در عوض ، او این عقیده را داشت که برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری نه با نرخ بهره ، بلکه با تغییر در درآمد حاصل می شود. از آنجا که و هنگامی که سرمایه گذاری بیش از پس انداز باشد ، افزایش سرمایه گذاری (از طریق ضرب) باید درآمد کل جامعه را به حدی افزایش دهد که افزایش پس انداز از افزایش درآمد برابر با افزایش سرمایه گذاری باشد.
بنابراین ، تغییر درآمد مکانیسمی است که از طریق آن برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری برقرار می شود. علاوه بر این ، تازگی رویکرد کینز برای پس انداز و برابری سرمایه گذاری در این عقیده نهفته است که می توانند با کمتر از اشتغال کامل برابر باشند.
پس انداز و برابری سرمایه گذاری # پس انداز همیشه برابر است با سرمایه گذاری (برابری حسابداری):
کینز صرفه جویی و سرمایه گذاری را به گونه ای تعریف کرد که در تئوری خود ، پس انداز همیشه برابر با سرمایه گذاری است. این برابری حسابداری نامیده می شود. برابری حسابداری بین پس انداز و سرمایه گذاری نیز هویت منطقی نامیده می شود. منطق این برابری به شرح زیر است.
بازده ملی شامل (i) کالاهای مصرف ، (ب) کالاهای سرمایه گذاری ، (O = C + I) است. به همین ترتیب ، درآمد ملی بین هزینه مصرف و پس انداز (Y = C + S) تقسیم می شود. اما ما می دانیم که با تعریف o = y ، بنابراین ، c + i = c + s یا i = S.
این برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری می تواند به روش دیگری نیز بیان شود: به عنوان مثال ، کینز پس انداز را به عنوان بیش از حد درآمد بیش از مصرف تعریف کرد ، یعنی S. C. علاوه بر این ، سرمایه گذاری نامی است که به مخارج غیر از هزینه های مصرف داده می شود. چیزی جز درآمد منهای مصرف یا I = y- C. از این رو S = I (زیرا هر دو = y- c).
پس انداز و برابری سرمایه گذاری # برابری حسابداری مفید است:
(i) این به ما کمک می کند تا "پارادوکس رونق" را توضیح دهیم ، یعنی اگر همه افرادی که در جامعه زندگی می کنند سعی کنند بیشتر پس انداز کنند ، پس انداز کل یا کل افزایش نمی یابد. این هویت به ما یادآوری می کند که پس انداز یک مرد درآمد کاهش یافته مرد دیگر است ، یعنی وقتی یک مرد بیشتر در جامعه صرفه جویی می کند. این بدان معناست که درآمد شخص دیگری کاهش می یابد. بنابراین ، تلاش جامعه برای صرفه جویی بیشتر بدون افزایش کل درآمد جامعه بیهوده خواهد بود. این معروف "پارادوکس رونق" است.
(ب) هویت (S = T) به نتایج نامطلوب اشاره می کند که از تلاش برای صرفه جویی بیشتر از سرمایه گذاری در یک زمان خاص جریان می یابد. هم پس انداز و هم سرمایه گذاری در یک زمان خاص برابر با y- c است. بنابراین ، عدم هزینه بیشتر از طرف یک مرد به معنای عدم کسب درآمد بیشتر از طرف شخص دیگر است. این اتفاق می افتد زیرا یک مرد تنها با محدود کردن مصرف خود قادر به افزایش پس انداز خود است ، که منجر به کاهش تقاضای مؤثر و از این رو درآمد و اشتغال می شود. این یک پیامدهای مهم هویت S و I است.
پس انداز و برابری سرمایه گذاری # پس انداز تنها با سرمایه گذاری فقط در تعادل (برابری عملکردی) برابر است:
کینز به وضوح مشخص کرد که برابری بین پس انداز و سرمایه گذاری با تغییر در درآمد ملی (و نه با نرخ بهره که توسط کلاسیک ها تأکید می شود) حاصل می شود. بگذارید ببینیم چه اتفاقی می افتد وقتی سرمایه گذاری بیش از پس انداز (توسط 20 روپیه) در سطح معینی از درآمد (مثلاً 100 روپیه) باشد. این باعث می شود درآمد ملی از طریق ضرب به حدی افزایش یابد که پس انداز از افزایش درآمد برابر با سرمایه گذاری باشد (یا بیش از سرمایه گذاری ، یعنی 20 روپیه).
بگذارید تصور کنیم که S = i وقتی درآمد (y) Rs است. 100 کروس. بگذارید بیشتر تصور کنیم که مصرف (q 80 روپیه و سرمایه گذاری (i) 20 روپیه است ، که برابر با پس انداز است (20 روپیه). فرض کنید ضرب (k) = 2. فرض کنید بیشتر سرمایه گذاری افزایش می یابد20 روپیه و کل سرمایه گذاری برابر با 40 روپیه (به عنوان مثال ، 1 توسط 20 روپیه) برابر می شود. 40 crores) = k (2) x ∆i].
بنابراین ، کل درآمد ملی از روپیه افزایش می یابد. 100 کرو به Rs. 140 کروس ، و از این افزایش درآمد Rs. 140 کروس ، افزایش پس انداز Rs. 40 کروس جریان خواهد یافت (که برابر با افزایش سرمایه گذاری 40 روپیه است). این اتفاق خواهد افتاد زیرا افزایش اولیه سرمایه گذاری (توسط 20 روپیه) برای افزایش فعالیت های تجاری در صنایع کالاهای سرمایه ، جایی که تعداد بیشتری از افراد شاغل خواهند بود ، می رود.
درآمد آنها منجر به افزایش تقاضا برای کالاهای مصرفی می شود. این امر منجر به درآمد و اشتغال بیشتر در صنایع کالاهای مصرفی خواهد شد و منجر به افزایش چند برابر یا تجمعی در کل درآمد ملی جامعه می شود و این امر احتمالاً برای افزایش پس انداز به جریان (که برابر با افزایش کل سرمایه گذاری است ، یعنی RS40 کروس.) به این معناست که می گوییم پس انداز به تغییر درآمد بستگی دارد.
بنابراین ، با برابری عملکردی پس انداز و سرمایه گذاری ، منظور ما این است که پس انداز و سرمایه گذاران ، هرچند که افراد کاملاً متفاوتی دارند ، انگیزه های مختلفی دارند ، به تغییرات درآمدی عمل می کنند و واکنش نشان می دهند به گونه ای که خواسته های آنها برای پس انداز و سرمایه گذاری در آن آشتی می شودروند اقدامات و واکنشهای آنها. بنابراین ، ما به راحتی می توانیم یک رابطه عملکردی بین پس انداز و درآمد ملی را از یک سو و سرمایه گذاری و درآمد ملی از طرف دیگر تصور کنیم.
به این ترتیب، برنامه پس انداز، مقادیر مختلف پس انداز مربوط به سطوح مختلف درآمد ملی را نشان می دهد و برنامه سرمایه گذاری نشان دهنده مقادیر مختلف سرمایه گذاری مربوط به سطوح مختلف درآمد ملی است. با این حال، سطح منحصر به فردی (سطح تعادل) درآمد ملی وجود دارد که در آن پس انداز محاسبه شده از برنامه پس انداز برابر با سرمایه گذاری محاسبه شده از برنامه سرمایه گذاری است. این به عنوان برابری عملکردی پس انداز و سرمایه گذاری شناخته می شود و در جدول و نمودار به صورت زیر نشان داده شده است.

ما شکل های جدول فوق را در نمودار 4. 4 نشان داده ایم. درآمد قابل تصرف ملی در محور X نشان داده شده است. برنامه ذخیره سازی SS است. برنامه سرمایه گذاری II است. اگر شکل را بررسی کنیم، متوجه می شویم که Rs. 400 کرور (OY) آن سطح منحصر به فرد درآمد ملی است که در آن پس انداز EY (40 کرور روپیه) برابر با سرمایه گذاری EY (40 کرور روپیه) است و برابری عملکردی S و I را نشان می دهد.
به این سطح تعادل درآمد نیز گفته می شود. در اینجا درآمد ملی نه افزایش می یابد و نه کاهش می یابد (یعنی S-1 = 0). در نمودار زمانی که درآمد ملی یک روپیه است، اقتصاد در عدم تعادل است. 300 کرور (OY1) زیرا سرمایه گذاری بیشتر از پس انداز روپیه است. 10 کروربنابراین، درآمد باید از OY افزایش یابد1به OY به طوری که پس انداز از روپیه افزایش می یابد. 20 کرور به 40 کرور و معادل سرمایه گذاری می شود. به طور مشابه، با درآمد روپیه. 500 کرور (OY2پس انداز (60 کرور روپیه) بیش از سرمایه گذاری (50 کرور روپیه) است. 10 کروربنابراین، درآمد باید از روپیه کاهش یابد. 500 کرور (OY2) به روپیه. 400 کرور

(OY) به طوری که پس انداز برابر با سرمایه گذاری روپیه است. 40 کرور در سطح درآمد تعادلی روپیه. 400 کروربا این حال، این بدان معنا نیست که این درآمد (OY) یک درآمد تعادل اشتغال کامل یا یک سطح اشتغال کامل از درآمد است. e.، S و I برابر هستیم، به این معنی نیست که لزوماً اشتغال کامل در اقتصاد وجود دارد.
این فقط به این معنی است که S و I در کمتر از اشتغال کامل (که معمولاً تعادل کم اشتغال نامیده می شود) برابر هستند و می توانند برابر باشند. کلاسیک ها وضعیت نامتعادل دوره کوتاه را می گویند. اما کینز آن را تعادل اقتصاد در نقطه ای کمتر از اشتغال کامل نامید.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 22:35