به بانک ها نمی توان اعتماد کردیک "سهم طلایی" ممکن است کمک کند.

ساخت وبلاگ

A “golden share” would give the American public a seat at the table where banks make decisions on how to manage — or perhaps not manage — the risks we ultimately may have to bear.

برای هر دوستی داستانی بفرستید به عنوان مشترک، هر ماه 10 مقاله هدیه دارید. هر کسی می تواند آنچه را که به اشتراک می گذارید بخواند.

این مقاله را بدهید

نوشته سائوله اوماروا

خانم عمرووا استاد حقوق در دانشگاه کرنل است.

من این افتخار را داشتم که در سال 2021 توسط پرزیدنت بایدن برای ریاست دفتر کنترل ارز، بالاترین تنظیم کننده بانک های فدرال منصوب شوم. در صورت تایید، من اولین زن اقلیت - یک مهاجر - بودم که رهبری آژانس 160 ساله را بر عهده گرفت.

این اتفاق نیفتاد. صنعت بانکداری و متحدان سیاسی آن یک کمپین کاملاً عمومی برای جلوگیری از نامزدی من به راه انداختند و کار آکادمیک من را که ناکامی های فراوان سیستم مالی ما را بررسی می کرد و خواستار نظارت عمومی قوی تر می شد، «غیرآمریکایی» نامیدند. اما چیزی که در نهایت شانس من را از بین برد این واقعیت بود که من آشکارا با کاهش محدودیت های نظارتی در بانک های آمریکا مخالفت کردم.

اکنون ما در حال گذراندن یک بحران بانکی دیگر هستیم. هنوز خیلی زود است که بگوییم این روند در چند ماه آینده چگونه خواهد بود یا چه تأثیری بلند مدت خواهد داشت. آنچه از قبل مشخص است این است که وقتی اوضاع بد می شود، مردم آمریکا زیان بانک های خصوصی را جذب کرده و بدهی های آنها را بر عهده می گیرند. ما دارنده ریسک باقیمانده واقعی سیستم بانکی هستیم.

به همین دلیل مهم است که شروع کنیم به این فکر کنیم که چگونه می توانیم به علل اساسی بحران های مالی مکرر رسیدگی کنیم. در حال حاضر اجماع در حال ظهور، حداقل در سمت چپ، وجود دارد که ما باید مفاد قانون داد-فرانک را بازگردانیم که نظارت دقیق تری را برای بانک هایی با بیش از 50 میلیارد دلار دارایی الزامی کرد، اما در سال 2018 لغو شد. من کاملاً از معکوس کردن آن حمایت می کنم. آن اشتباه پرهزینهانجام این کار بر اکثریت قریب به اتفاق بانک های کوچک و واقعاً خدمت رسان جامعه تأثیری نخواهد داشت. این امر صرفاً نظارت بیشتر بر آن دسته از بانک هایی را که مشکلاتشان، همانطور که آموخته ایم، می تواند منجر به فعالیت های سیستماتیک شود، بازگرداند.

اما بازگرداندن صفحه به سال 2018 کافی نیست. ما باید بزرگتر و جسورتر فکر کنیم. ضمن بازسازی و تقویت ابزارهای نظارتی و نظارتی موجود، باید راه های جدید و بالقوه مؤثرتری برای محافظت از مردم آمریکا در برابر بحران های مالی را نیز بررسی کنیم.

یکی از ایده های بزرگ و خارج از جعبه ، ایجاد "سهم طلایی" است که دولت فدرال در برخی از بانک های سیستماتیک قابل توجه در اختیار دارد. بر خلاف سهام معمولی شرکت ها ، این نوع سهم فقط حقوق بسیار محدود ، عمدتا نمایندگی را در اختیار دارد. خدمت به یک هدف واحد ساخته شده است: به مردم آمریكا كرسی در جدول كه بانك ها در مورد نحوه مدیریت - یا شاید مدیریت نشوند - خطرات خود را در نهایت می كنیم.

مفهوم سهم طلایی متعلق به دولت در یک شرکت خصوصی چیز جدیدی نیست. در دهه 1980 ، دولت محافظه کار مارگارت تاچر از سهام طلایی در شرکتهای بزرگ تازه خصوصی انگلیس ، از جمله بریتویل و هوافضا انگلیس ، به منظور جلوگیری از تصاحب خارجی صنایع مهم استراتژیک استفاده کرد. با تقلید از رویکرد انگلیس ، بسیاری از کشورهای دیگر از این سازوکار برای حکاکی از رای گیری ویژه و سایر حقوق حاکمیت شرکت ها استفاده کرده اند که به بهترین وجه منافع ملی خود را ارائه می دهند. زیبایی سهم طلایی انعطاف پذیری آن است. این می تواند برای خدمت به هر هدف عمومی تنظیم شود.

همانطور که در کار قبلی خود استدلال کردم ، ما می توانیم خلاقانه این مکانیسم مدیریت قدیمی را برای جلوگیری از بحران های مالی سیستمیک تطبیق دهیم. در اینجا چگونه کار می کند: دولت فدرال سهم طلایی منحصر به فردی را در هر بانک جداگانه بالاتر از اندازه مشخص دریافت می کند. آستانه اندازه را می توان 50 میلیارد دلار دارایی تعیین کرد ، بسیار پایین تر از آستانه فعلی 250 میلیارد دلاری برای قرار دادن بانکهای انفرادی در نظارت بیشتر. صدور سهم طلایی نیز برای هر موسسه مالی ، صرف نظر از اندازه ، که کمک های اضطراری دولت را دریافت می کند - به عبارت دیگر ، "وثیقه" نیز اجباری خواهد بود. دولت در ازای سهم طلایی خود مجبور به کمک به هیچ سرمایه ای نخواهد بود ، و همچنین به طور خودکار حق دریافت سود سهام یا سود بانک را ندارد (اگرچه بسته به شرایط ، می تواند در هنگام افزایش سهام یک بانک در صعود شرکت کند.).

تصویر نویسنده در جلسه نامزدی خود در سال 2021. اعتبار. آنا Moneymaker/Getty Images

این سهم قابل انتقال نخواهد بود و به سادگی به دولت فدرال اجازه می دهد تا یک مدیر را در هیئت مدیره بانک قرار دهد. در شرایط عادی ، این عضو هیئت مدیره منصوب دولت در امور روزمره بانک دخالت نمی کند و فقط مراقب این دادرسی خواهد بود. در این حالت منفعل ، سهم طلایی به عنوان یک وسیله کاملاً اطلاع رسانی عمل می کند. با این حال ، حضور این عضو هیئت مدیره ، با این حال ، می تواند به نظم و انضباط در مدیریت بانک کمک کند.

اگر دلایل معتبری برای نگرانی در مورد بانک در مسیر خطرناک وجود داشته باشد - به عنوان مثال ، رشد سریع در ریسک پذیری یا تمرکز دارایی ها یا بدهی های بانک ، تخلفات مکرر قانونی و نظارتی یا کاهش اعتبار یا رتبه بندی های نظارتی رضایت بخش - سهم طلاییبهار عمل می شود. مدیر منصوب دولت می تواند اقدامات خاصی را برای شرکتها پیشنهاد یا مسدود کند ، خواستار رای سهامدار در مورد امور مختلف و پیگیری سایر اقدامات درمانی شود. این اقدامات باید به خوبی مورد توجه و مستند قرار گیرد و از حفاظت های رویه ای مناسب پیروی کند. هنگامی که خطر فوری گذشت و تصحیح در حال انجام است ، سهم طلایی به خواب برمی گردد. کشتی با خیال راحت در آبهای آرام خواهد بود.

این مدل ممکن است مانند برخی از دولت ها به نظر برسد ، اما اینگونه نیست که برای کار طراحی شود. من سهم طلایی را به عنوان یک مکانیسم پویا برای تعادل دقیق منافع عمومی و خصوصی در نحوه اداره ایمن بانکهای بزرگ پیش بینی می کنم. ایده این است که مقیاس کشویی از حقوق مدیریت دولت ایجاد شود ، که توسط رویدادهای مشخص ایجاد شده است که یک مداخله هدفمند سریع را تضمین می کند - و چیز دیگری. این حقوق همیشه مشروط و موقتی خواهد بود ، هرگز مطلق یا دائمی نیست.

دستگاه Golden Share ، مدیران و سرپرستان تجارت بانک را که همه آنها به انجام کار خود ادامه می دهند ، مکمل و جایگزین نمی کند. این راهی برای تطبیق یک ابزار آشنا برای کنترل شرکت ها-سهمی با حقوق مشروط-برای فراهم کردن یک سیستم هشدار دهنده زودرس و زودرس برای جلوگیری از بحران های ویرانگر بالقوه است. به عنوان یک ابزار حاکمیت شرکتی ، سهم طلایی را می توان از درون شرکت سریعتر و کارآمدتر از هر ابزار نظارتی خارجی فعال کرد. این یک ترمز اضطراری در فعالیت های بانکهای بزرگ است که تهدیدی بالقوه جدی را برای عموم ایجاد می کند.

برای مثال، استقرار آن در بانک سیلیکون ولی می توانست به جلوگیری از اشتباهات آشکار در مدیریت ریسک داخلی بانک کمک کند. مدیر سهام طلایی می توانست زنگ خطر را زمانی به صدا درآورد که مدیریت تصمیم گرفت به هشدارهای خارجی در مورد کنترل های ناکافی ریسک خود توجه نکند. به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره با یک مأموریت عمومی منحصر به فرد، آن مدیر در موقعیت ایده آلی قرار می گرفت تا مشکلات مربوط به ریسک نرخ بهره پوشش نشده و اتکای بیش از حد به سپرده های عمده فروشی را که مدیران بانک سیلیکون ولی مایل به نادیده گرفتن آن بودند، شناسایی و نشان دهد.

البته، ایجاد چنین رژیم حکومتی جدید از نظر فنی چالش برانگیز خواهد بود. قبل از ایجاد چنین طرحی باید به بسیاری از مسائل حقوقی، اداری و موارد دیگر رسیدگی شود. همچنین کنگره را ملزم به تصویب قانونی می کند، که این روزها قوی ترین گزینه آن نیست. اما هر اصلاحی با یک ایده شروع می شود. هدف من در اینجا این است که یک اصلاح بالقوه را معرفی کنم که اگر در مورد پایان دادن به اختلالات فعلی در سیستم مالی خود جدی هستیم، باید در نظر بگیریم.

بحران کنونی بار دیگر نشان داد که بانکداری اساساً یک شرکت دولتی-خصوصی است. تجارت سودآور خصوصی بانک ها عمیقاً با منافع عمومی عجین شده است. دستگاه سهام طلایی، اگر به درستی استفاده شود، تضمین می کند که حاکمیت داخلی آن ها بر اساس افکار عمومی است. این اتفاق نمی افتد مگر اینکه ما، مردم آمریکا که از بدهی های بانک ها حمایت می کنیم، آن را محقق کنیم. وقت آن است که انجام دهیم.

Saule Omarova استاد حقوق در دانشگاه کرنل و عضو ارشد موسسه روزولت است.

تایمز متعهد به انتشار نامه های متنوعی برای سردبیر است. مایلیم نظر شما را در مورد این مقاله یا هر یک از مقالات ما بدانیم. در اینجا چند نکته وجود دارد. و ایمیل ما اینجاست: letters@nytimes. com.

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 20:07