این مطالعه به بررسی رابطه بین توسعه انسانی و مؤسسات بازار می پردازد و عملکرد سه دیدگاه اقتصادی جایگزین را که هر یک نقش متفاوت را به دولت ها اختصاص می دهد ، آزمایش می کند. از دیدگاه بازار آزاد ، وظیفه اصلی دولت حمایت از حقوق مالکیت است. از نظر بازار کامل ، دولت مسئولیت اضافی در اصلاح خرابی های بازار را بر عهده دارد. دیدگاه دولت بهزیستی بیان می کند که دولت باید به طور فعال سیاست های دولت رفاه را در طیف گسترده ای از زمینه ها اتخاذ کند. براساس نمونه ای از 34 کشور OECD به علاوه روسیه در یک بازه زمانی که در سال 1990 تا 2018 قرار دارد ، نتایج نشان می دهد که آزادی اقتصادی و اندازه کوچک دولت به طور قابل توجهی بر توسعه انسانی تأثیر نمی گذارد ، همانطور که توسط شاخص توسعه انسانی اندازه گیری می شود. از این رو ، ما هیچ حمایتی از ایده آل بازار آزاد نمی یابیم. برعکس ، مشخص شده است که توسعه انسانی با مداخلات دولتی که با هدف کاهش خارجی ها (هزینه های عمومی آموزش و مقررات زیست محیطی) مرتبط است ، ارتباط مثبت دارد. این نتایج از دیدگاه کامل بازار پشتیبانی می کند. با توجه به دیدگاه دولت بهزیستی ، یافته ها با هم مخلوط شده اند. از یک طرف ، ما دریافتیم که (برخی) مقررات مربوط به بازار کار (به ویژه مقررات مربوط به استخدام و شلیک ، مقررات ساعت و هزینه اجباری برکناری کارگران) تأثیر منفی بر توسعه انسانی دارند. از طرف دیگر ، نشان می دهد که توسعه انسانی تحت تأثیر مداخله دولت به دنبال کاهش طبقه بندی جنسیتی در بازار کار است.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
از رایج ترین اشتباهات خودداری کنید و نسخه خطی خود را برای ویراستاران ژورنال آماده کنید.
معرفی
بحث چند ساله در اقتصاد همان چیزی است که باید به بازار واگذار شود و در چه شرایطی و همچنین تا چه اندازه دولت ها باید مداخله کنند تا از بهزیستی شهروندان خود اطمینان حاصل کنند. در این مطالعه ، ما بین سه دیدگاه اقتصادی مختلف در مورد اینکه دولت باید در فرآیندهای بازار چه نقشی داشته باشد ، تمایز قائل می شویم. در مرحله اول ، در یک انتهای طیف ، ما دیدگاه بازار آزاد را بررسی می کنیم ، که براساس آن دولت کوچکتر و کمتر مداخله گر دولت است ، آزادی عوامل اقتصادی کمتر احتمال دارد که معاملات و ترجیحات خود را دنبال کنندبا تصمیم گیری دولت. از دیدگاه بازار آزاد ، بازارها به عنوان یک بنیادهای غیر جامد ، مانند حقوق مالکیت ، امنیت قرارداد ، اطمینان قانونی و حمایت از تجاوز ، به عنوان یک بنیادهای غیر جامد نیاز دارند. این باید توسط یک حالت حداقل تضمین شود. ثانیا ، دیدگاه بازار کاملاً رقابتی یا به زودی چشم انداز بازار کامل وجود دارد. از این منظر ، ایده آل سیاست اقتصادی یک اقتصاد کاملاً رقابتی در بازار است. یک بازار آزاد با وضعیت حداقل به خودی خود یک بازار خوب کاربردی (کامل) نیست و به همین ترتیب ، این وظیفه دولت است که مداخله و تصحیح برای خرابی بازار باشد (Sandmo ، 2011). برخی از مهمترین این خرابی ها اثرات خارجی مثبت و منفی و همچنین عدم رقابت است که مانع مکانیسم قیمت مناسب و کاربردی بازار می شود. ثالثاً ، در انتهای دیگر طیف ، الگوی رفاه دولت نقش اصلی را به معنای مدیریت تقاضای مؤثر و تأمین امنیت اجتماعی برای صاف کردن لبه های تیز بازار آزاد ، به دولت می بخشد. میزان تنوع متقابل کشور در موسسات بازار توسط بدنه گسترده ادبیات در مورد تکرارهای منیفولد سرمایه داری مشهود است (هال و زنجبیل ، 2009 ؛ هال و سوسکی ، 2001 ؛ ویتلی ، 1999 ؛ ویت و همکاران ، 2018).
این سه دیدگاه از سه سیستم نظری مجزا و همچنین توصیه های سیاست شرکت کننده و موسسات همراه با بازار الهام گرفته شده است. این مدارس متمایز از فکر اقتصادی در مورد تعادل بین بازار و دولت ها ، دیدگاه های نئولیبرال ، نئوکلاسیک و کینزی هستند (به تصویر زیر مراجعه کنید).
واضح است که هر سه این دیدگاه ها برای پیشرفت اقتصادی مردم تلاش می کنند ، هرچند از طرق مختلف. در این مطالعه ، ما به صورت تجربی آزمایش می کنیم که چگونه سیاست های توصیه شده توسط سه چشم انداز همزمان به رشد انسانی کمک می کند. به بهترین دانش ما ، تاکنون هیچ مطالعه ای انجام نشده است که به طور تجربی آزمایش کرده اند که چگونه دیدگاه های مختلف اقتصادی "خوب" از نظر کمک به توسعه انسانی است. سؤال مطرح شده در این مطالعه این است: کدام ترکیب خاص از موسسات بازار یک اقتصاد بازار "خوب" است که به توسعه انسانی کمک می کند؟این سؤال در سالهای اخیر مورد توجه مجدد قرار گرفته است ، تا حدودی به دلیل آگاهی نوپا مبنی بر اینکه شکل سنتی سرمایه داری ، یعنی دیدگاه بازار آزاد ، در واقع ممکن است زندگی خوب را تضعیف کند (Skidelsky & Skidelsky ، 2012). البته بحث قابل توجهی در مورد چگونگی تعریف و اندازه گیری "زندگی خوب" که اقتصاد بازار ظاهراً به آن هدف است ، وجود دارد. بیشتر تحقیقات قبلی در مورد موسسات اقتصادی از سرانه تولید ناخالص داخلی به عنوان معیار عملکرد خوب اقتصادی استفاده کرده است. بدون شک ، تولید ناخالص داخلی سرانه اطلاعات مربوط به کیفیت زندگی در یک کشور معین را ارائه می دهد. در واقع ، استانداردهای بهبود یافته نه تنها نشانه مستقیمی از ابعاد مادی بهزیستی را ارائه می دهند ، بلکه آنها همچنین یک شرط مهم برای سایر انواع بهزیستی هستند ، مانند سطح سلامتی و اوقات فراغت (Ruseski & Maresova ،2014) و رضایت از زندگی (دی تل و همکاران ، 2003). با وجود این ، استیگلیتز و همکاران.(2009) و لاارد (2005) استدلال كردند كه تولید ناخالص داخلی سرانه از نظر خدمت به عنوان یك پروکسی مؤثر برای بهزیستی ، كاست های مختلفی دارد.
در این مطالعه ، ما از توسعه انسانی استفاده می کنیم که در شاخص توسعه انسانی (HDI) (UNDP ، 2020) به عنوان معیار زندگی خوب ترسیم شده است. HDI سه مؤلفه اساسی رشد انسان را ضبط می کند: یک زندگی طولانی و سالم. دسترسی به دانش ؛و یک استاندارد مناسب برای زندگی. به دلیل درج اطلاعات مربوط به بهداشت و آموزش ، HDI اندازه گیری کامل تری از توسعه کلی نسبت به تولید ناخالص داخلی سرانه ارائه می دهد (özcan & Bjøskov ، 2011). HDI از طریق مراجعه به رویکرد توانایی SEN (1984) ، سعی می کند ظرفیت افراد را برای اعمال آزادی خود در جستجوی زندگی بهتر ردیابی کند. اگرچه HDI ابعاد مهم دیگری از زندگی خوب انسانی مانند رضایت از زندگی ، مسکن ، اجتماع ، محیط زیست و تعامل مدنی را به خود اختصاص نمی دهد ، اما با این وجود بهترین اقدامات از نظر هر دو امکان مقایسه تعداد زیادی از کشورها است. در طی یک دوره طولانی (نیکولاف ، 2014) ، و پیش بینی کننده بهتر ابعاد دیگر زندگی خوب نسبت به سرانه تولید ناخالص داخلی است. پاورقی 1
مقاله به شرح زیر ساختار یافته است. اول ، ما توضیح می دهیم که چه مؤسسات بازار در رابطه با سه دیدگاه مجزا "خوب" تلقی می شوند. بخش 3 روش شناسی را زیربنای آزمایش تجربی ، از جمله مشخصات مدل ، منابع داده و اندازه گیری متغیرها تشریح می کند. در بخش 4 ، نتایج تجزیه و تحلیل تجربی را ارائه می دهیم. بخش 5 تجزیه و تحلیل متقابل کشور را ارائه می دهد که توسعه انسانی را به آن ویژگی های نهادی مرتبط می کند که به نظر می رسد تأثیر قابل توجهی در رشد انسانی دارد. بخش 6 با خلاصه ای از یافته ها و بحث در مورد پیامدهای سیاست مطالعه نتیجه می گیرد.
سه دیدگاه اقتصادی در بازارهای "خوب"
این تصور که بازارهای آزادانه به رفاه اجتماعی کمک می کنند، در علم اقتصاد به خوبی تثبیت شده است. در واقع، می توان آن را به عنوان یکی از اصول اصلی اقتصاد درک کرد که به ثروت ملل آدام اسمیت برمی گردد. همچنین عموماً پذیرفته شده است که بازارهای آزاد نمی توانند در خلاء عمل کنند، بلکه باید توسط دولت حمایت و تسهیل شوند. در اینجا، مسئله مناسب بودن و میزان مداخله دولت در اقتصاد بازار، طیف وسیعی از نظرات و عملکردهای سیاسی را به وجود می آورد که به نوبه خود در رویه های ملموس آشکار می شوند. این مطالعه به سه مکتب مختلف فکری اقتصادی برای توصیف دیدگاه ها و تفکیک منابع توسعه انسانی، یعنی (1) مکتب نئولیبرال، (2) مکتب نئوکلاسیک و (3) مکتب دولت رفاه، متوسل می شود.
چشم انداز بازار آزاد
نئولیبرالیسم یک مفهوم نسبتا مبهم و اغلب به شدت مورد بحث است. تورسن (2009) مدعی است که نئولیبرالیسم مجموعه ای سست از ایده های مربوط به چگونگی سازماندهی روابط بین دولت، افراد و بازار است که به نوبه خود به مجموعه ای ناهمگون از نظریه های سیاسی مرتبط است. در یکی از اولین عناوین اشاره به این مفهوم (کروس، 1950)، نئولیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی سیاسی نظریه پردازان نئو اتریشی توصیف شده است که هدفشان احیای مجدد لیبرالیسم کلاسیک لاک و اسمیت بود (رایان، 1993). Ver Eecke (1982) نئولیبرالیسم را به عنوان نوع خاصی از لیبرالیسم تعریف کرد که با تعهد عمیق به سیاست های اقتصادی لاسه فر مشخص می شود. علاوه بر اتریش های نو مانند میزس، هایک و شومپیتر، به پول گرایان و سایر اقتصاددانان مانند فریدمن (1962) نیز اشاره دارد که از «بازارهای آزاد» دفاع می کنند.
علی رغم تنوع استفاده از آن در تئوری سیاسی ، نئولیبرالیسم دیدگاه روشنی در مورد نهادهای اقتصادی دارد. به طور خاص ، پیشنهاد می کند که بهزیستی انسان با آزادسازی آزادی ها و مهارت های کارآفرینی فردی در یک چارچوب نهادی که با حقوق مالکیت خصوصی قوی ، بازارهای آزاد و تجارت آزاد مشخص می شود ، به بهترین وجه پیشرفت می شود (هاروی ، 2005). به گفته شوپتر (1976) ، انگیزه اساسی که موتور سرمایه داری را در حال حرکت و نگه می دارد کالاهای مصرفی جدید ، روشهای جدید تولید یا حمل و نقل ، بازارهای جدید و اشکال جدید سازمان صنعتی است که شرکت سرمایه داری تولید می کند ، به جای اینکه رقابت بیش از آن باشد که می تواندکمترین قیمت را در هر نقطه معین از زمان ارائه دهید. چنین رقابت (انحصاری و الیگوپولیستی) نه تنها از رقابت کامل رایج تر است ، بلکه اعتقاد بر این است که از نظر گسترش تولید در طولانی مدت و کاهش قیمت نیز بسیار مؤثرتر است. در مقابل ، رقابت کامل فقط ایجاد ثروت کوتاه مدت (در نتیجه قیمت های پایین تر) را به همراه دارد ، و به همین ترتیب ، تا آنجا که پتانسیل یک شرکت را برای شرکت در یک استراتژی بلند مدت قیمت و توسعه فرآیند محدود می کند ، پایین تر است. بشردر زمینه تجارت بین المللی ، نرخ ارز آزاد و تجارت آزاد مورد علاقه است.
سازمان اقتصاد بازار آزاد از طریق مبادله داوطلبانه ، یک چارچوب قانونی را پیش بینی می کند که بتواند اطمینان حاصل کند که یک شخص نتواند شخص دیگری را مجبور کند ، که قراردادها اجرا می شود ، و معنای حقوق مالکیت تعریف می شود ، تفسیر می شود و در صورت لزوم اجرا می شود. این امور فوق الذکر باید توسط دولت تضمین شود ، زیرا "نقش دولت فقط کاری است که بازار نمی تواند برای خود انجام دهد ، یعنی تعیین ، داوری و اجرای قوانین بازی" (فریدمن ، 1962:27). علاوه بر این ، دولت نیز باید به عنوان کالاهای عمومی ، نظامی ، پلیس و دادگاه ها را تأمین کند.
دولت باید از مداخله در حوزه اقتصادی از طریق سیاست کلان اقتصادی ، سیاست های صنعتی یا سیاست قیمت و دستمزد خودداری کند. دولت باید به سادگی کیفیت و یکپارچگی پول را تضمین کند ، بر خلاف اتخاذ سیاست های پولی یا بودجه برای تثبیت اقتصاد. مقررات فعال ضد تولید محسوب می شود ، زیرا دولت اطلاعات محدودی دارد و هیچ انگیزه ای برای استفاده از فرصت های موجود ندارد. وی گفت: "رقابت باید به عنوان فرایندی تلقی شود که در آن افراد دانش را به دست می آورند و ارتباط برقرار می کنند. رفتار با آن طوری که گویی تمام این دانش در ابتدا برای هر شخص در دسترس است ، ایجاد مزخرف از آن است. »(هایک ، 1979: 68). به گفته هایک ، ما هرگز نمی توانیم دانش کاملی از شرایط و نه در سطح فردی یا اجتماعی داشته باشیم. از این رو ، تصمیمات باید تا حد امکان برای افرادی که شرایط را می شناسند غیر متمرکز شود و می تواند تغییرات لازم را پیش بینی کند ، که می تواند با منابع موجود پیش بینی شود. حتی در حوزه تأمین کالاهای عمومی و تصحیح نواقص بازار (بیرونی) ، اقدامات دولت باید محدود باشد ، به دلیل احتمال زیاد عدم موفقیت دولت و تحریفاتی که در روند بازار ایجاد می کند. استیگلر (1971) با زور استدلال كرد كه مقررات توسط صنعت تحت تعقیب است و در درجه اول به نفع آن طراحی و اداره می شود. در بسیاری از موارد ، دولت به سادگی قادر به تصحیح خرابی در بازار نیست (هاروی ، 2005). استدلال در اینجا این است که چنین خرابی هایی از جمله موارد دیگر ، اطلاعات نامتقارن ، ناکامی در اولویت قرار دادن منافع عمومی (در عوض اولویت بندی منافع گروه های مختلف لابی) ، بوروکرات های خود به دنبال و کمبود منابع انسانی و مالی ناشی می شود.
سرانجام ، طرفداران اقتصاد بازار آزاد از این حمایت می كنند كه در فرم بازار مورد نظر خود به سادگی جایی برای شبکه تأمین اجتماعی وجود ندارد ، مگر در حداقل سیاست های توزیع مجدد درآمد. در تضاد با دولت ، فرض بر این است که مأمورین اقتصادی آگاه و به اندازه کافی منطقی هستند تا بتوانند در زمان مناسب تجارت خود را انجام دهند و از خود مراقبت کنند. اتخاذ یک کشور حداقل می تواند محیطی را تقویت کند که در آن بازارها به خودی خود کاملاً بی دردسر شوند ، به گونه ای که نتایج تقویت کننده رفاه مورد نظر را ارائه دهند ، در حالی که همزمان ، تضمین حقوق و آزادی های فردی (چانگ ، 2014).
چشم انداز بازار کامل
اقتصاد نئوکلاسیک بر جریان اصلی علم اقتصادی حاکم است. ایده آل در اقتصاد نئوکلاسیک (مارشال ، 1920 ؛ پیگو ، 1932) بازار کاملی است که از نقص بازار عاری است. از این منظر ، اساس رشد اقتصادی یک مکانیسم قیمت مناسب است که تصمیمات موضوعات مختلف اقتصادی را هماهنگ می کند (CPB ، 1992). سطح سعادت به عوامل تولید موجود (منابع طبیعی ، کمیت و کیفیت عرضه نیروی کار و اندازه سهام سرمایه) و وضعیت فناوری بستگی دارد. سطح پس انداز رشد سهام سرمایه را تعیین می کند. تحقیق و توسعه (R& D) و سرمایه گذاری در سرمایه انسانی نیز عوامل مهم تعیین کننده رشد هستند که ناشی از انتخاب بهینه شرکت ها و خانواده ها است. در نتیجه تجارت آزاد ، کشورها در محصولاتی که از مزیت مقایسه ای برخوردار هستند ، تخصص دارند ، در حالی که تجارت بین المللی فرصت هایی را برای بهره برداری از اقتصادهای مقیاس فراهم می کند (بالدوین ، 1992).< Pan> اقتصاد نئوکلاسیک بر جریان اصلی علم اقتصادی حاکم است. ایده آل در اقتصاد نئوکلاسیک (مارشال ، 1920 ؛ پیگو ، 1932) بازار کاملی است که از نقص بازار عاری است. از این منظر ، اساس رشد اقتصادی یک مکانیسم قیمت مناسب است که تصمیمات موضوعات مختلف اقتصادی را هماهنگ می کند (CPB ، 1992). سطح سعادت به عوامل تولید موجود (منابع طبیعی ، کمیت و کیفیت عرضه نیروی کار و اندازه سهام سرمایه) و وضعیت فناوری بستگی دارد. سطح پس انداز رشد سهام سرمایه را تعیین می کند. تحقیق و توسعه (R& D) و سرمایه گذاری در سرمایه انسانی نیز عوامل مهم تعیین کننده رشد هستند که ناشی از انتخاب بهینه شرکت ها و خانواده ها است. در نتیجه تجارت آزاد ، کشورها در محصولاتی که از مزیت مقایسه ای برخوردار هستند ، تخصص دارند ، در حالی که تجارت بین المللی فرصت هایی را برای بهره برداری از اقتصادهای مقیاس فراهم می کند (بالدوین ، 1992). اقتصاد neoclassical بر جریان اصلی علم اقتصادی حاکم است. ایده آل در اقتصاد نئوکلاسیک (مارشال ، 1920 ؛ پیگو ، 1932) بازار کاملی است که از نقص بازار عاری است. از این منظر ، اساس رشد اقتصادی یک مکانیسم قیمت مناسب است که تصمیمات موضوعات مختلف اقتصادی را هماهنگ می کند (CPB ، 1992). سطح سعادت به عوامل تولید موجود (منابع طبیعی ، کمیت و کیفیت عرضه نیروی کار و اندازه سهام سرمایه) و وضعیت فناوری بستگی دارد. سطح پس انداز رشد سهام سرمایه را تعیین می کند. تحقیق و توسعه (R& D) و سرمایه گذاری در سرمایه انسانی نیز عوامل مهم تعیین کننده رشد هستند که ناشی از انتخاب بهینه شرکت ها و خانواده ها است. در نتیجه تجارت آزاد ، کشورها در محصولاتی که از مزیت مقایسه ای برخوردار هستند ، تخصص دارند ، در حالی که تجارت بین المللی فرصت هایی را برای بهره برداری از اقتصادهای مقیاس فراهم می کند (بالدوین ، 1992).
در اینجا، نقش دولت متواضعانه و به شدت محدود به تولید کالاهای عمومی ناب (مانند دفاع، زیرساخت و عدالت) و مبارزه با نواقص بازار است. در اقتصاد نئوکلاسیک به خوبی ثابت شده است که بازارها ممکن است شکست بخورند. مارشال، که به طور گسترده ای با ابداع مفهوم اثرات خارجی شناخته می شود (Sandmo، 2011)، پیشنهاد کرد که باید از اثرات خارجی منفی مالیات گرفت و از درآمد برای یارانه دادن به اثرات خارجی مثبت استفاده کرد (Marshall, 1920, p. 472-3). نمونه هایی از اثرات منفی خارجی شامل انتشار گازهای گلخانه ای است که باعث تغییرات آب و هوایی، آلودگی هوای محلی، آلودگی خاک و آب، و تخریب اکوسیستم می شود (Baumol & Oates, 1988; Jacobs, 1997). یکی از نمونه های قابل توجه از اثرات بیرونی مثبت که تدارکات ناکافی دریافت می کند، آموزش است. علاوه بر پاداش های خصوصی، آموزش تأثیر بیرونی بر افزایش کیفیت نیروی کار و در نتیجه بهره وری و رشد اقتصادی دارد. متعاقباً، پیگو (1932) تفاوت بین هزینه ها و منافع حاشیه ای اجتماعی و خصوصی ناشی از اثرات خارجی را توضیح داد و همچنین نشان داد که بازارهای رقابتی می توانند سطوح ناکارآمدی از تولید را تولید کنند. به گفته پیگو، وظیفه اصلی رفاه دولت ها برابر کردن هزینه ها و مزایای حاشیه ای خصوصی و اجتماعی از طریق مالیات ها و یارانه های مرتبط با مقررات قانونی است. با این حال، کوز (1960) نشان داد که اگر حقوق مالکیت مربوطه وجود داشته باشد، لزوماً به مقررات دولتی نیاز نیست. با گفتن این موضوع، این یافته تنها در صورتی صادق است که هزینه های مبادله ناچیز باشد. در بسیاری از موارد دنیای واقعی، تعداد زیادی از مردم تحت تأثیر تأثیرات خارجی قرار می گیرند، و از این رو، مداخله دولت ممکن است بهینه تر از مذاکرات مبتنی بر بازار باشد.
جایی برای دولت ها وجود دارد که سیاست های فعال بازار کار را اجرا کنند یا بیمه اجتماعی جمعی را در دیدگاه نئوکلاسیک ارائه دهند ، اما فقط این سیاست ها برای نقص بازار درست است. همانطور که اقتصاد نئوکلاسیک فرض می کند که انسان ها منطقی و قادر به انتخاب خود هستند ، فضای کمی برای مقررات اضافی در بازار کار فراهم می کند. به عنوان مثال ، اقتصاددانان نئوکلاسیک اظهار داشتند که بیکاری ، یا حداقل در درجه ای از بیکاری ، داوطلبانه و ویژگی ساختاری تعادل است (بویر و اسمیت ، 2001). با این وجود ، دولت می تواند برای کمک به کسانی که قادر به کسب درآمد کافی نیستند ، توزیع درآمد را که منجر به تعادل بازار می شود ، تصحیح کند. این یک تصمیم سیاسی است که به تجارت سیاسی بین کارآیی و عدالت بستگی دارد.
دیدگاه دولت رفاه
دیدگاه سوم در فکر کینز و بوریج پایه گذاری شده است. کینز (1936) استدلال کرد که آینده اساساً نامشخص است ، که به نوبه خود ، فضایی را برای نوسانات انتظارات (ارواح حیوانات) فراهم می کند که هم خودآموز و هم تجمعی هستند. در این رویکرد ، بازارها خودمختار نیستند (Blaug ، 1978). این عدم قطعیت ها و نوسانات نیز بر رشد اقتصادی بلند مدت تأثیر منفی می گذارد ، در نتیجه اثرات مضر آنها بر شکل گیری سرمایه انسان و جسمی (بلانچارد و فیشر ، 1992). در نتیجه ، پیگیری اتمی منافع خصوصی ممکن است در توسعه اقتصادی پایدار ایجاد نشود. برای دستیابی به توسعه اقتصادی ، در عوض ، برخی از همکاری ها و هماهنگی های دولت مورد نیاز است. از این رو ، دولت باید سیاست های ضد چرخه فعال را دنبال کند و از ایجاد اشتغال پشتیبانی کند. برای کاهش عدم اطمینان ، مقررات بازار ، سیاست های صنعتی و تصمیم گیری هماهنگ در پروژه های استراتژیک با سود بالقوه بالقوه برای رفاه ملی لازم است. در زمینه تجارت بین المللی ، تمایل به کاهش عدم اطمینان منجر به ترجیح نرخ ارز کنترل شده توسط دولت و سیاست های تجاری (سهمیه ، تعرفه واردات ، محدودیت های کیفی ، یارانه های صادراتی ، یارانه های تحقیق و توسعه) برای صنایع نوظهور می شود. یا محافظت در برابر یک بازار جهانی بی ثبات یا رقابت خارجی تهاجمی. پاورقی 2
اگرچه کینز نفرین بیکاری را مشاهده کرد ، اما او در ابتدا به سیاست اجتماعی علاقه ای نداشت. پیشرفت عمده در اقتصاد دولت بهزیستی با انتشار گزارش Beveridge (1942) همراه شد. Beveridge با وجود رد ادعای خود از حمایت گرایی ، از کینز به دنبال کمک و دریافت کمک ، پس از آن تبدیل به تبدیل کینزیسم شد. کینز از برنامه Beveridge برای گسترش مزایا و کمک های تأمین اجتماعی به کل جمعیت حمایت کرد ، هرچند که وی نگران پیامدهای بودجه در انجام این کار بود. کینز در نامه ای به Beveridge در 14 اکتبر 1942 ، از برنامه Beveridge به عنوان یک سند بزرگ یاد کرد و امیدوار بود که مؤلفه های اصلی آن به تصویب برسد (مارکزو ، 2010: ص 202). پاورقی 3 در دیدگاه دولت بهزیستی ، نقش بالقوه گسترده ای برای دولت برای اصلاح نزدیک بینی عوامل اقتصادی وجود دارد (برگگرن و بیورنسکوف ، 2019 ؛ برو و گرانت ، 2007). با توجه به این امر ، دولت می تواند بسته به صورت فلکی سیاسی ، همچنین بخواهد نتیجه فرآیندهای بازار آزاد را از تمایل به برابری بیشتر در توزیع درآمد تصحیح کند. ایدئولوژی دولت رفاه بر این تصور پیش بینی می شود که ، برای پیشبرد آزادی فردی ، دولت باید نقش فعالی در اجرای اصلاحات اجتماعی اتخاذ کند. این امر طیف گسترده ای از سیاست های دولت بهزیستی در مراقبت های بهداشتی ، بیمه اجتماعی و کمک ، مسکن ، حمل و نقل عمومی ، حداقل قانون دستمزد و توزیع مجدد درآمد را از طریق یک سیستم مالیاتی مترقی ایجاد می کند. اهداف اصلی یک کشور رفاه تقویت استانداردهای زندگی و کاهش نابرابری است (مارکزو ، 2010). دیدگاه دولت بهزیستی بر مفهوم رشد اقتصادی فراگیر پیش بینی شده است. به گفته کینز ، نظریه عمومی وی باید اشتغال کامل را فراهم کند و "... توزیع [[] [[] توزیع خودسرانه و نابرابر ثروت و درآمد را کاهش دهد" (کینز 1936 ، 1973 ، ص 372). از این منظر ، مقررات دولتی که هدف آن اصلاح نابرابری های جنسیتی در بازار کار از طریق معرفی مقررات مربوط به رفاه جنسیتی است نیز توجیه شده است (Terjesen et al. ، 2015). پاورقی 4
پیامدهای مؤسسات دولتی
جدول 1 ترجیحات سیاست سه مکتب فکری را با توجه به شاخص های خاص نهادهای دولتی خلاصه می کند.
جدول 1 ترجیحات سیاست مدارس مختلف
دیدگاه بازار آزاد در گوارتنی و همکاران عملیاتی شده است. مفهوم آزادی اقتصادی (1996) همراه با تعریف شده در شاخص های قابل اندازه گیری توسط مؤسسه فریزر آزادی اقتصادی جهان (شاخص Fraser-EFW، مراجعه کنید به https://www. fraserinstitute. org/economic-freedom/approach). بر اساس این تعریف، افراد زمانی از آزادی اقتصادی برخوردارند که حقوق مالکیت محفوظ باشد و در استفاده، مبادله یا واگذاری دارایی خود به دیگری آزاد باشند، مشروط بر اینکه اعمال آنها ناقض حقوق یکسان دیگران نباشد. فریدمن از جمله در ایجاد این شاخص نقش داشته است. این شاخص از 44 شاخص تشکیل شده است که در پنج زیرسازه آزادی اقتصادی دسته بندی می شوند:
- دولت کوچک (مصرف عمومی پایین، نقل و انتقالات و یارانه های دولتی کم، عدم شرکت و سرمایه گذاری دولتی و نرخ مالیات نهایی پایین).
- حاکمیت قانون (حفاظت از حقوق مالکیت، اجرای قراردادها، قوه قضائیه مستقل، و سیستم قضایی بی طرف).
- سیاست پولی صحیح (رشد پول کم، انحراف معیار تورم پایین، تورم پایین در سال اخیر، آزادی شهروندان برای داشتن حساب های بانکی ارز خارجی)؛
- آزادی مبادله کالاها و خدمات در سطح بین المللی (عدم تعرفه، سهمیه، محدودیت های اداری پنهان، و کنترل نرخ ارز و سرمایه).
- آزادی از مقررات دولتی بازارهای اعتبار، کار و محصول. از آنجایی که می خواهیم اثرات قوانین کوچک دولت و بازار کار را بر توسعه انسانی به طور جداگانه آزمایش کنیم، این دو عنصر را از معیار آزادی اقتصادی حذف کردیم.
مکتب بازار کامل تا حدی از مفهوم آزادی اقتصادی مورد حمایت مکتب بازار آزاد حمایت می کند، تا جایی که طرفداران آن معتقدند که بازار تا حد زیادی قادر به خود تنظیمی است. همچنین بر لزوم حمایت از حقوق مالکیت، سیاست پولی صحیح و تجارت آزاد تاکید می کند. با این حال، برخلاف مکتب بازار آزاد، اقتصاددانان نئوکلاسیک استدلال می کنند که دولت نقشی حیاتی در اصلاح اثرات خارجی مثبت (مثلاً از طریق هزینه های آموزش عمومی) و اثرات خارجی منفی (مثلاً از طریق مقررات زیست محیطی) دارد. این نشان می دهد که اقتصاددانان نئوکلاسیک موضعی میانی در قبال مقررات دولتی اتخاذ می کنند.
مانند مکتب بازار آزاد و بازار کامل، مدرسه دولتی رفاه از اهمیت حاکمیت قانون (حمایت از حقوق مالکیت) حمایت می کند. اما وقتی صحبت از ابعاد دیگر آزادی اقتصادی به میان می آید، مدرسه رفاه - دولتی در مقایسه با دیدگاه بازار آزاد در نقطه مقابل این طیف قرار دارد. اولاً، دیدگاه دولت رفاه مؤسساتی را تأیید می کند که درآمد را مجدداً توزیع می کنند و بنابراین از یک سیستم مالیاتی مترقی حمایت می کنند. این نشان می دهد که دیدگاه دولت رفاه با یک دولت کوچک (که شامل نرخ مالیات بر درآمد نهایی پایین به عنوان معیاری برای پیشرفت کم سیستم مالیاتی است) مخالف است. علاوه بر این، در حالی که اقتصاددانان بازار آزاد معتقدند که مداخله دولت در بازارها باید حداقل باشد، اقتصاددانان دولت رفاه ارائه بیمه اجتماعی و کمک را ضروری می دانند. دوم، مانند مکتب نئوکلاسیک، بر نیاز به سیاست های آموزشی و مقررات زیست محیطی تأکید می کند، اما وقتی نوبت به تنظیم بازار کار می رسد، دیدگاه آن ها در مورد ساختار بازار کار در تضاد با موقعیت نئوکلاسیک و نئولیبرال است که سطوح بالاتر بازار کار. مقررات در نهایت ناکارآمد است، به ویژه مقررات در اندازه گیری موسسه فریزر که افراد خودی را در برابر رقابت با افراد خارجی محافظت می کند (مثلاً مقررات استخدام و اخراج و هزینه های اجباری اخراج کارگر) (بلانچ فلاور و همکاران، 1990؛ فلاناگان، 1988؛ لیندبک و اسنوور، 1986، 1986). 1987؛ پیساریدس، 1990).
روش شناسی
مشخصات مدل
به منظور پرداختن به این سوال تحقیق که چه مجموعه ای از نهادهای بازار یک بازار "خوب" را تشکیل می دهد، مدل زیر مورد آزمایش قرار گرفت:
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
18 مرداد
1402 ساعت: 1:37