در این مقاله به صورت تجربی بررسی شده است که چگونه سرمایه بر عملکرد بانک (بقا و سهم بازار) تأثیر می گذارد و چگونه این اثر در بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان های عادی که در ایالات متحده طی یک چهارم گذشته در ایالات متحده رخ داده است ، متفاوت است. ما دو نتیجه اصلی داریم. اول ، سرمایه به بانکهای کوچک کمک می کند تا احتمال بقا و سهم بازار خود را در همه زمان ها افزایش دهند (در طول بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان عادی). دوم ، سرمایه عملکرد بانکهای متوسط و بزرگ را در درجه اول در بحران های بانکی افزایش می دهد. آزمایش های اضافی کانال هایی را که از طریق آن سرمایه این اثرات را تولید می کند ، کاوش می کند. بررسی های استحکام بیشماری و تست های اضافی انجام می شود.
معرفی
بحران مالی اخیر موضوعات اساسی را در مورد نقش سرمایه سهام بانکی ، به ویژه از دیدگاه بقای بانکی مطرح می کند. جای تعجب نیست که ، برون نامه های عمومی برای سرمایه های بانکی بیشتر پس از بحران های مالی بیشتر می شود و پیشنهادات اصلاحات پس از بحران تمایل دارند که چگونه تنظیم سرمایه باید برای جلوگیری از بحران های آینده سازگار شود. چنین پیشنهادهای مختلفی اخیراً ارائه شده است (به عنوان مثال ، کاشیاپ و همکاران ، 2008 ، بیس ، 2010 ، آشاریا و همکاران ، 2011 ، Admati و همکاران ، 2011 ، کالومیریس و هرینگ ، 2011 ، هارت و زینگالس ، 2011). یک فرضیه اساسی در این پیشنهادات این است که خارجی ها به دلیل شبکه ایمنی که به بانک ها ارائه می شود وجود دارد و بنابراین ، با نیاز به بانک ها برای فعالیت با سرمایه بیشتر ، به ویژه در بحران های مالی ، می توان کارآیی اجتماعی را بهبود بخشید. با این حال ، بانکداران غالباً استدلال می کنند که نگه داشتن سرمایه بیشتر عملکرد آنها را به خطر می اندازد و منجر به وام کمتر می شود. ادبیات دانشگاهی نشان می دهد که این دیدگاه این بانکداران باید ظریف تر باشد (به عنوان مثال ، آیهار و همکاران ، 2012 ، جیمینز و همکاران ، 2012 ، آزبورن و همکاران ، 2012) ، اما به برخی از پیامدهای منفی سرمایه بیشتر اشاره کرده است. خوب (به عنوان مثال ، الماس و راجان ، 2001). با توجه به دیدگاههای واگرا در ادبیات ، مسئله تأثیرات سرمایه بر عملکرد بانکی ، بزرگی این تأثیرات و اینکه چگونه ممکن است در انواع مختلف بحران ها متفاوت باشد و زمان های عادی به یک سؤال تجربی می رسد ، موردی که ما در آن مقابله می کنیم. این کاغذ. به ویژه ، هدف از این مقاله بررسی تجربی تأثیر سرمایه بانکی در دو بعد عملکرد بانکی - قابلیت بقا و سهم بازار - در انواع مختلف بحران های مالی و زمان عادی است.
بقا و سهم بازار دو مسئله اصلی عملکرد هستند که مربوط به مدیران بانک است. بقای بانکی نه تنها در تصمیمات استراتژیک توسط بانک ها ، بلکه در تصمیماتی که توسط تنظیم کننده های مربوط به ثبات بانکی انجام می شود ، مهم است. سهم بازار یک هدف مهم برای اکثر بنگاهها است (به عنوان مثال ، آگیون و استین ، 2008) ، و بانک ها اغلب عملکرد خود را نسبت به یکدیگر بر این اساس ارزیابی می کنند. دانستن اینکه چگونه سرمایه بانکی بر عملکرد بانک تأثیر می گذارد ، چه در بحران های مالی و چه در زمان عادی ، همچنین برای تنظیم کننده هایی که در نظر دارند مقررات بانکی خرد و کلان پیشگیرانه باشند ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. 2 به ویژه ، درک اینکه آیا سرمایه بالاتر تأثیر قابل توجهی در احتمال بقا یک بانک دارد و اینکه چگونه این اثر بسته به اندازه بانک و ماهیت بحران متفاوت است و ماهیت بحران جزئیات مهمی برای تنظیم کننده هایی است که برای دستیابی به سطح و سایر مشخصات سرمایه گذاری می کنندسطح مطلوب ثبات بانکی. حتی اگر نبرد برای سهم بازار یک بازی با مبلغ صفر باشد ، برای تنظیم کننده ها اهمیت دارد زیرا این امر بر رفتار بانکی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، اگر سرمایه بالاتر مانع از دستیابی به سهم بازار شود ، ممکن است اهرم های بالاتر و شکنندگی بیشتر بانکی را ترغیب کند ، چیزی که مورد توجه تنظیم کننده ها قرار می گیرد. این موضوعات همچنین برای چگونگی تکامل نظریه بانکی مهم است ، زیرا این امر به ایجاد قدردانی بهتر از استدلال فرضیات مربوط به کانال هایی که سرمایه بانکی از طریق آن بر جنبه های مختلف عملکرد بانکی تأثیر می گذارد ، کمک می کند.
بیشتر تئوری ها پیش بینی می کنند که سرمایه احتمال بقا یک بانک را افزایش می دهد. با نگه داشتن دارایی و پرتفوی دارایی و مسئولیت بانک ، سرمایه بالاتر از نظر مکانیکی به معنای بیشتر احتمال بقا است. یک توجیه عمیق تر توسط تئوری های مبتنی بر تشویقی مانند هولمستروم و تیرول (1997) ، آچاریا ، مهران و تاکور (2011) ، آلن ، کارلتی و مارکز (2011) ، مهران و تاکور (2011) و تاکور (2012) ارائه شده است.). در این مدل ها ، یا سرمایه انگیزه بانک را برای نظارت بر وام گیرندگان رابطه خود ، کاهش احتمال پیش فرض ، یا خطر اخلاقی تعویض دارایی را کاهش می دهد ، یا باعث کاهش جذابیت محصولات نوآورانه اما پرخطر می شود که احتمال بحران های مالی را بالا می برد. با این حال ، برخی از تئوری ها نشان می دهد که تحت شرایط خاص افزایش سرمایه بانکی می تواند ضد تولید باشد زیرا به طور فزاینده ای خطر ابتلا به بانک را افزایش می دهد (به عنوان مثال ، کوهن و سانتومرو ، 1980 ، بسانکو و کاناتاس ، 1996). با این وجود ، بررسی های Freixas و Rochet (2008) نشان می دهد که این مقیاس به نفع این پیش بینی کج شده است که سرمایه تأثیر سلامتی بر احتمال بقا دارد. این دیدگاه که سرمایه باعث تقویت موقعیت رقابتی یک بانک در بازارهای دارایی و مسئولیت می شود ، که می تواند شانس بقا را نیز بهبود بخشد ، همچنین توسط شواهد تجربی در مقالاتی مانند کالومیریس و میسون (2003) و کالومیریس و ویلسون (2004) مورد توجه قرار می گیرد.
نظریه های بانکی اخیر همچنین حاکی از رابطه مثبت بین سرمایه و سهم بازار است (به عنوان مثال ، آلن و همکاران ، 2011 ، مهران و تاکور ، 2011). شواهد تجربی نشان می دهد که بانکهای با سرمایه بالاتر قادر به رقابت موثرتر برای سپرده ها و وام ها هستند (به عنوان مثال ، کالومیریس و پاول ، 2001 ، کالومیریس و میسون ، 2003 ، کالومیریس و ویلسون ، 2004 ، کیم و همکاران ، 2005)حمایت کردن. در مقابل ، ادبیات مربوط به تعامل بین اهرم یک شرکت غیر مالی و پویایی بازار محصول آن استدلال می کند که بنگاه های بسیار پرخاشگر با تهاجمی تر برای سهم بازار رقابت می کنند ، و این نشان می دهد که رابطه بین سرمایه و سهم بازار می تواند منفی باشد (به عنوان مثال ، Brander و Brander ولوئیس ، 1986).
بنابراین ، در حالی که تئوری های موجود بینش های ارزشمندی را ارائه می دهند که فرضیه های قابل آزمایش را که در این مقاله تدوین می کنیم ، هدایت می کنند ، پیش بینی هایی که در بعضی موارد ایجاد می کنند ، با اشاره به نیاز به واسطه تجربی. علاوه بر این ، حتی اگر نظریه ها به شدت تأثیر را از یک جهت پیش بینی کنند ، باید از مستندسازی اندازه اثرات مختلف و چگونگی تغییر این موارد در مقطع بانکها ، که دوباره خواستار تجزیه و تحلیل تجربی هستند ، آموخته شود. علاوه بر این ، نظریه ها به طور کلی بین بحران های مالی و زمان عادی تمایز قائل نمی شوند و بین بانکهای کلاسهای مختلف تفاوت قائل نمی شوند ، اگرچه این تمایزها از دیدگاه سیاست و برای آزمایش های تجربی در این مقاله مهم هستند.
برای هر دو بقا و سهم بازار ، ما نشانه های خود را از نظریه ها می گیریم و فرضیه هایی را تدوین می کنیم که به ما امکان می دهد ارزیابی کنیم که آیا سرمایه کمک می کند یا صدمه می بیند. این فرضیه ها با استفاده از داده های تقریباً در هر بانک ایالات متحده از سال 1984: Q1 تا 2010: Q4 مورد آزمایش قرار می گیرند. ما بانک های کوچک (کل دارایی ناخالص یا GTA ، حداکثر 1 میلیارد دلار) ، بانک های متوسط (GTA بیش از 1 میلیارد دلار و تا 3 میلیارد دلار) و بانک های بزرگ (GTA بیش از 3 میلیارد دلار) را به عنوان سه گروه جداگانه بررسی می کنیم ، زیرا تأثیر آن اثراحتمالاً سرمایه با اندازه بانک متفاوت است (به عنوان مثال ، Berger and Bouwman ، 2009). 3 ما همچنین می دانیم که همه بحران های مالی یکسان نیستند. بحرانی که در بخش بانکی سرچشمه می گیرد ، می تواند در تأثیر آن با یک مورد که در بازارهای سرمایه سرچشمه می گیرد متفاوت باشد. برای ایجاد این تمایز ، ما بحران های بانکی را مواردی تعریف می کنیم که در بخش بانکی سرچشمه گرفته است. و بحران های بازار مواردی است که در بازارهای مالی خارج از بانکداری می شود. ما تأثیر سرمایه را در بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان عادی مطالعه می کنیم. ما همچنین تأثیر سرمایه را در بحران های فردی بررسی می کنیم.
ما تأثیر سرمایه را بر بقای بانکی با استفاده از رگرسیون ورود به سیستم آزمایش می کنیم. ما نسبت شانس ورود به احتمال بقا در نسبت سرمایه Precrisis Bank را با یک آدمک بحران بانکی ، یک آدمک بحران در بازار و یک آدمک معمولی در تعامل قرار می دهیم. با درک اینکه ضرایب در اصطلاحات تعامل در مدل های غیرخطی نمی توانند به همان روشی که در مدل های خطی قرار دارند ، تفسیر شوند (نورتون ، وانگ و AI ، 2004) ، ما از اثرات حاشیه ای برای تعیین تأثیر سرمایه بر بقا استفاده می کنیم. نتایج ما نشان می دهد که سرمایه احتمال بقا در بانکهای کوچک را در همه زمان ها و در مورد بانکهای متوسط و بزرگ ، فقط در بحران های بانکی افزایش می دهد.
رگرسیون بقا همچنین شامل مجموعه وسیعی از متغیرهای کنترلی برای کاهش مشکلات بالقوه متغیر حذف شده است. کنترل ها نه تنها شامل پروکسی هایی برای ریسک و کدورت، اندازه و حفاظت شبکه ایمنی، موقعیت مکانی و سودآوری، بلکه برای رقابت نیز می شوند [شامل تماس های چند بازاری مانند ایوانز و کسیدز (1994). Degryse و Ongena (2007)]، مالکیت (برگر و همکاران، 2000، Giaetti و Ongena، 2009، مهران و همکاران، 2011)، و ساختار و استراتژی سازمانی (به عنوان مثال، Degryse و Ongena، 2005، Degryse و Ongena، 2005،، بهارث و همکاران، 2007، دگریس و همکاران، 2009).
ما تأثیر سرمایه بر سهم بازار را با تعریف سهم بازار بر حسب سهم بانک از کل دارایی های ناخالص آزمایش می کنیم. درصد تغییر سهم بازار را بر روی میانگین نسبت سرمایه پیش از بحران بانک در تعامل با بحران بانکی، بحران بازار و زمان های عادی و مجموعه ای از متغیرهای کنترلی مشابه آنچه در بالا ذکر شد، پس می گیریم. نتایج ما نشان می دهد که سرمایه به افزایش سهم بازار برای بانک های کوچک در همه زمان ها و برای بانک های متوسط و بزرگ تنها در زمان بحران های بانکی کمک می کند.
ما انواع مختلفی از بررسی های استحکام را انجام می دهیم. اول، ما از نسبت های سرمایه نظارتی به جای نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ها برای تعریف سرمایه استفاده می کنیم. دوم، ما بانک هایی را که می توان آن ها را بسیار بزرگ برای شکست (TBTF) در نظر گرفت، کنار می گذاریم تا ببینیم آیا نتایج بانک های بزرگ ما ناشی از تسلط چند مؤسسه بسیار بزرگ است یا خیر. سوم، ما از یک برش جایگزین برای جداسازی بانک های متوسط و بزرگ استفاده می کنیم تا حساسیت نتایج خود را نسبت به نحوه طبقه بندی بانک ها بر اساس اندازه بررسی کنیم. چهارم، ما میانگین نسبت های سرمایه قبل از بحران را در چهار فصل قبل از بحران یا یک چهارم قبل از بحران به جای میانگین گیری آنها در هشت فصل قبل از بحران اندازه گیری می کنیم. پنجم، در حالی که نظریه ها یک رابطه علی را از سرمایه به عملکرد پیشنهاد می کنند، ما تشخیص می دهیم که در عمل هر دو را می توان به طور مشترک تعیین کرد. اگرچه تحلیل های رگرسیونی اصلی ما از سرمایه تاخیری برای کاهش این مشکل درون زایی بالقوه استفاده می کنند، ما همچنین با استفاده از رویکرد متغیر ابزاری (IV) مستقیم تر به آن می پردازیم. یافته های اصلی ما در برابر همه این بررسی های استحکام ایستادگی می کند. در یک تحلیل اضافی، ما بررسی می کنیم که آیا بانک هایی با نسبت سرمایه قبل از بحران بالاتر می توانند سودآوری خود را بهبود بخشند یا خیر.
در انجام این تحلیل ها ، ما در بحران های بانکی جمع می شویم و با آنها به عنوان یک گروه رفتار می کنیم ، در بحران های بازار جمع می شویم و آنها را به عنوان یک گروه رفتار می کنیم و زمان های عادی را نیز در کنار هم قرار می دهیم. ما از این رویکرد استفاده می کنیم زیرا می خواهیم نتیجه گیری های کلی در مورد چگونگی تفاوت نقش سرمایه در بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان های عادی داشته باشیم ، ضمن اینکه تأثیر شرایط ایدیوسکراتیک پیرامون یک بحران خاص را به حداقل می رساند. با این حال ، بررسی هر بحران به صورت جداگانه نیز مفید است زیرا انجام این کار اجازه می دهد تا چگونه نقش سرمایه از یک بحران به مرحله دیگر تغییر کند. بنابراین ما همچنین رگرسیون را به طور جداگانه برای هر یک از پنج بحران و زمان عادی اجرا می کنیم. نتایج بانکی کوچک بر اساس بررسی بحران ها به صورت جداگانه از نظر کیفی شبیه به مواردی است که بحران ها در کنار هم قرار می گیرند ، اما تجزیه و تحلیل بحران فردی بینش های اضافی را برای بانک های متوسط و بزرگ به همراه دارد.
با ایجاد تأثیرات سرمایه بر عملکرد ، ما توجه خود را به درک کانال هایی که از طریق آن این اثرات کار می کنند ، جلب می کنیم. این تئوری ها حاکی از آن است که بانکهای با سرمایه بالاتر درگیر نظارت بیشتر و سرمایه گذاری در دارایی های ایمن تر هستند ، بنابراین ما سه کانال بالقوه را شناسایی می کنیم که از طریق آنها نظارت بر نظارت و سیاست های سرمایه گذاری ایمن تر می تواند بر عملکرد تأثیر بگذارد: رشد در بودجه غیر محوطه ، وام های روابط در ترازو و خاموشضمانت نامه های متعادل.
نتایج ما همچنین سؤالات جدیدی را ایجاد می کنیم که ما از طریق تجزیه و تحلیل های اضافی که برای ایجاد درک بافتی تر از تأثیرات سرمایه طراحی شده اند ، می پردازیم. اول ، برای تیز کردن درک ما از نتایج بقا ، ما بررسی می کنیم که آیا نحوه خروج برای بانکهای غیر حواس پرت (ادغام و ادغام (M & As) بدون کمک دولت ، M & با کمک ، و شکست آشکار یا تغییر منشور] مربوط به سرمایه اصلی آنها است. نسبت هادوم ، ما ارزیابی می کنیم که آیا تأثیر سرمایه بر سهم بازار در بین بانک ها با استراتژی های رشد مختلف متفاوت است (رشد ارگانیک در مقابل رشد از طریق M& A).
نتایج همه این تحلیل ها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد. اول ، سرمایه بالاتر پیشرو با احتمال بقا بالاتری برای بانکهای کوچک در همه زمان ها (بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان عادی) همراه است ، صرف نظر از اینکه بحران ها به صورت جداگانه در نظر گرفته می شوند یا با هم گروه بندی می شوند. این نتیجه حاکی از آن است که آیا سرمایه به عنوان کل حقوق صاحبان سهام یا به عنوان سرمایه نظارتی تعریف شده است. برای بانک های متوسط و بزرگ ، این نتیجه فقط برای بحران های بانکی ، به ویژه بحران اعتباری در اوایل دهه 1990 است. در طول بحران اخیر ، مداخله نظارتی بی سابقه ای که در درجه اول از بانک های متوسط و بزرگ بهره می برد ، به نظر می رسد جایگزین سرمایه بانکی پیش بینی شده است. دوم ، برای بانکهایی که از یک بحران جان سالم به در نمی برند ، سرمایه Precrisis بر نحوه خروج تأثیر می گذارد. بانکهایی که سرمایه بالاتری دارند کمتر از طریق M& A به کمک دولت خارج می شوند و احتمال بیشتری دارند از طریق M& A بدون استفاده از آن خارج شوند. سوم ، سرمایه بالاتر پیش بینی با افزایش سهم بازار برای بانک های کوچک در همه زمان ها و برای بانک های متوسط و بزرگ در بحران های بانکی ، صرف نظر از اینکه بحران ها در گروه ها یا به صورت جداگانه در نظر گرفته می شوند ، همراه است. برای بانک های کوچک و متوسط ، اثر سهم بازار در هنگام رشد ارگانیک قوی تر است ، در حالی که برای بانک های بزرگ اثر رشد از طریق M & As ، قوی تر است. چهارم ، به نظر می رسد که اثرات سرمایه در هر سه کانال مورد بررسی قرار می گیرد. بانکهایی که سرمایه بالاتری دارند قبل از بحران ، رشد بالاتری در بودجه بدون محوطه ، وام های روابط در تراز و ضمانت نامه های خارج از تراز را در طول بحران نشان می دهند. جالب اینجاست که به نظر می رسد این امر برای بانک های کوچک در همه زمان ها و برای بانک های متوسط و بزرگ در درجه اول در بحران های بانکی ، دقیقاً مواردی که سرمایه به بانک ها کمک می کند تا سهام خود را بهبود بکشند و بهبود بخشند. سرانجام ، برای بانک های کوچک ، سرمایه بالاتر پیشرو در همه زمان ها با سودآوری بالاتر همراه است و فقط برای بانک های متوسط و بزرگ فقط در بحران های مالی.
رویکرد ما یک عزیمت قابل توجه از ادبیات تجربی موجود است ، که به طور معمول بین کلاس های اندازه بانک و مطالعات یا بحران اعتباری در اوایل دهه 1990 (به عنوان مثال ، استرلا ، پارک و پریستیانی ، 2000) یا بحران اخیر وام دهی متمایز نمی شود (به عنوان مثال ، Beltratti and Stulz ، 2012 ، Berger et al. ، 2012 ، Cole and White ، 2012). نتایج ما به شدت نشان می دهد که تمایز بین کلاس های اندازه و بین انواع مختلف بحران های مالی و همچنین تضاد با زمان عادی مهم است. به طور خاص ، ما می دانیم که به نظر می رسد سرمایه بالاتر به طور واضح از بانک های کوچک در هر شرایطی بهره مند می شود. این احتمال بقا و سهم بازار آنها را در بحران های بانکی ، بحران های بازار و زمان عادی افزایش می دهد ، خواه قسمت های فردی با هم گروه بندی شوند یا یک بار در نظر گرفته شوند. سرمایه به بانکهای متوسط و بزرگ عمدتاً در بحران های بانکی کمک می کند ، اما این نتایج وابسته به شرایط است. تعبیر ما این است که اندازه می تواند منبع قدرت اقتصادی برای یک بانک باشد ، دقیقاً مانند سرمایه ، و هر یک از آنها ارزش حاشیه ای را کاهش می دهد. از این رو ، سرمایه بیشترین فایده را برای بانک های کوچک ارائه می دهد ، که می توان در همه زمان ها در معرض خطر قرار گرفت ، در حالی که بانک های متوسط و بزرگ عمدتاً در بحران های بانکی به چالش کشیده می شوند. این مطابق با این واقعیت است که بانک های کوچک به طور پیوسته سهم بازار را در بانک های متوسط و بزرگ از دست داده اند و از اواسط دهه 1980 کمتر زنده مانده اند.
باقیمانده این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش 2 فرضیه های تجربی را توسعه می دهد. بخش 3 رویکرد ما را توضیح می دهد ، در مورد بحران های مالی و زمان عادی بحث می کند ، متغیرها و نمونه را توصیف می کند و آمار خلاصه ای را ارائه می دهد. بخش 4 نتایج اصلی را بر اساس گروه بندی بحران های بانکی ، گروه بندی بحران بازار و گروه بندی زمان های عادی مورد بحث قرار می دهد. بخش 5 شامل تست های استحکام است. بخش 6 با تجزیه و تحلیل بحران های فردی نتایج اصلی و بررسی های استحکام را بررسی می کند. بخش 7 سه کانال را بررسی می کند که از طریق آنها سرمایه می تواند بر عملکرد تأثیر بگذارد. بخش 8 شامل تجزیه و تحلیل های اضافی است. بخش 9 نتیجه می گیرد.
قطعه قطعه
توسعه فرضیه های تجربی
در این بخش ، ما تئوری های موجود را بررسی می کنیم تا فرضیه های تجربی خود را در مورد تأثیر سرمایه بانکی بر احتمال بقا و سهم بازار بانک ها در طول بحران و زمان های عادی تدوین کنیم.
روش شناسی ، متغیرها و داده ها
این بخش ابتدا رویکرد تجربی ما را توضیح می دهد ، بحران های مالی و زمان های عادی را شرح می دهد و جزئیات عملکرد را شرح می دهد. در مرحله بعد ، در مورد متغیرهای اصلی اگزوژن و متغیرهای کنترل بحث می شود. سرانجام ، نمونه را توصیف می کند و آمار خلاصه ای را ارائه می دهد.
از نظر تجربی ، ما تأثیر سرمایه (و سایر شرایط بانکی) را که قبل از بحران عملکرد بانک در طی یک بحران اندازه گیری می شود ، بررسی می کنیم. ما سرمایه را به دو دلیل قبل از بحران اندازه گیری می کنیم. اول ، زیرا مشخص نیست
نتایج اصلی رگرسیون مبتنی بر گروه بندی بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان عادی
در این بخش ، ما در مورد نتایج اصلی مبتنی بر گروه بندی بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان عادی بحث می کنیم. ما ابتدا تأثیر سرمایه بر بقا را بررسی می کنیم و سپس تأثیر آن را بر سهم بازار تجزیه و تحلیل می کنیم.
بررسی استحکام
در این بخش تعدادی از چک های استحکام ارائه شده است. یافته های ما به طور کلی از نظر کیفی شبیه به نتایج اصلی است. همان متغیرهای کنترل که در رگرسیون اصلی استفاده می شود با برخی از استثنائات ذکر شده در زیر گنجانده شده است. برای حفظ فضا ، ما فقط نتایج مورد علاقه را ارائه می دهیم. رگرسیون بقا (غیرخطی) ما اثرات حاشیه ای را برای اطمینان از استنتاج صحیح نشان می دهد (به بخش 4. 1 مراجعه کنید) در طول بحران های بانکی ، بحران بازار و زمان های عادی ، در حالی که رگرسیون سهم بازار (خطی) ما نشان می دهد
نتایج رگرسیون بر اساس بحران های فردی
رگرسیون اصلی دو بحران بانکی را با هم و سه بحران بازار با هم گروه می کند. این رویکرد نتیجه گیری کلی در مورد چگونگی تفاوت نقش سرمایه در بحران های بانکی و بحران های بازار را تسهیل می کند ، ضمن اینکه تأثیر شرایط احمقانه پیرامون یک بحران خاص را به حداقل می رساند. این مفید است زیرا ویژگی های خاص یک بحران قبل از اعتصاب بحران ناشناخته است. جمع شدن در بحران های بانکی و بحران های بازار به ما امکان می دهد
سه کانال که از طریق آن سرمایه ممکن است بر عملکرد بانک تأثیر بگذارد
با مشخص کردن این سرمایه که بر عملکرد بانک تأثیر می گذارد ، اکنون توجه خود را به کانال هایی که از طریق آن این اثر عمل می کند ، جلب می کنیم. نظریه های مورد بحث در بخش 2 حاکی از آن است که سرمایه بر عملکرد بانک تأثیر می گذارد زیرا بانکهای با سرمایه بالاتر درگیر نظارت بیشتر و سرمایه گذاری در دارایی های ایمن تر هستند. ما سه کانال بالقوه را شناسایی می کنیم که از طریق آنها ممکن است سیاست های نظارتی و امنیت امن تر بر عملکرد تأثیر بگذارد: (درصد رشد در) بودجه غیر طبقه ای (٪ ΔNonCoreFunds) ، ورق در تراز
تحلیل های اضافی
ما دو تحلیل اضافی انجام می دهیم تا درک خود را از چگونگی تأثیر سرمایه بر عملکرد بانک عمیق تر کنیم.
نتیجه
با هدایت نظریه های موجود، این مقاله به طور تجربی به تأثیر سرمایه بر بقای بانک و سهم بازار در طول بحران های مالی و زمان های عادی می پردازد. دو نتیجه اصلی ما به شرح زیر است. اولاً، سرمایه به افزایش احتمال بقا و سهم بازار بانک های کوچک در همه زمان ها (در طول بحران های بانکی، بحران های بازار و زمان های عادی) کمک می کند، صرف نظر از اینکه بحران ها به صورت جداگانه گروه بندی شده یا مطالعه می شوند. دوم، سرمایه به بانک های متوسط و بزرگ در وهله ی اول بانکداری کمک می کند
مراجع (116)
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
10 شهريور
1402 ساعت: 0:11