اولین ، من برای سرمایه گذاری سرمایه گذاری شکست خوردم

ساخت وبلاگ

من عاشق شنیدن رویاهای دیگران هستم."رویاها" ، مانند: "این همان کاری است که من همیشه می خواستم با زندگی خود انجام دهم."از رویای خود برای من بگویید ، و مانند سگ های پاولوف ، من شروع به بزاق می کنم. من تقریباً نمی توانم به آن کمک کنم - تشویق مردم و رویاهای آنها باعث خوشحالی من می شود و من در این کار خوب هستم. که در […]

  • ویتنی جانسون
  • ویتنی جانسون

21 مارس 2011 توییت پست اشتراک گذاری حاشیه نویسی کردن صرفه جویی PDF را دریافت کنید کپی بخرید چاپ توییت پست اشتراک گذاری حاشیه نویسی کردن صرفه جویی PDF را دریافت کنید کپی بخرید چاپ

من عاشق شنیدن رویاهای دیگران هستم."رویاها" ، مانند: "این همان کاری است که من همیشه می خواستم با زندگی خود انجام دهم."از رویای خود برای من بگویید ، و مانند سگ های پاولوف ، من شروع به بزاق می کنم. من تقریباً نمی توانم به آن کمک کنم - تشویق مردم و رویاهای آنها باعث خوشحالی من می شود و من در این کار خوب هستم. در حقیقت ، یک رویای شخصی که من چندین سال است که دنبالش می کنم ، سرمایه گذاری در رویاهای دیگران است ، نه تنها از طریق سخنان ، تخصص من ، ارتباطات من ، بلکه سرمایه من.

متأسفانه ، اولین حضور من در تأمین بودجه یک رویای تازه کار به یک کابوس زنده تبدیل شد. چند سال پیش ، یکی از دوستان با رویای خود به من آمده بود: او می خواست یک مجله را راه اندازی کند. علی رغم این واقعیت که روزنامه نگاری چاپی قبلاً در حال از بین رفتن بود ، فکر می کردم او ایده خوبی برای یک موضوع کم نماینده در فضای زندگی زنان دارد. من آنقدر به ایده او اطمینان داشتم که من شوهر سابق دانشگاه خود را متقاعد کردم که برای شروع کار به عنوان COO عمل کند ، و ما نه تنها تشویق بلکه پول نقد را سرمایه گذاری کردیم.

این مجله شروع به کار کرد: در نیویورک تایمز نوشته شده بود ، گردش خون پس از چند ماه به 100000 رسید. اما از آنجا که ما نتوانستیم دقیقاً نحوه عملکرد ما (از جمله نقش ها و مسئولیت های مربوطه) را چکش بزنیم ، و این که از عمل جراحی پریشان می شود ، پول نقد به یک نگرانی تبدیل شد و تجارت به آرامی ، سپس به سرعت ، منفجر شد. من و همسرم پول زیادی را از دست دادیم. ویرانگر بودبرای پاراگراف از "مرد موسیقی" ، من بعد از این اولین برخورد با تأمین مالی سرمایه گذاری ، یک دختر عاقل تر هستم ، زیرا این تجربه به چاه ای از درسهایی تبدیل شده است که من روزانه در زندگی شخصی و حرفه ای خود ترسیم می کنم.

درس 1: مرزهای روشن را تنظیم کنید. همانطور که ما با ساختار سهامدار مذاکره کردیم ، من تجربه یک دوست خانوادگی را در ذهن خود تازه کردم ، که در حالی که در HBS بود با این ایده روبرو شده بود که سرمایه گذاران سرمایه گذاری مشتاق تأمین بودجه بودند. از آنجا که او هیچ سرمایه ای نداشت ، و بنابراین هیچ اهلی ندارد ، سهام اولیه سهام وی اندک بود ، به گونه ای که حتی با افزایش ارزش شرکت در دوره های تأمین مالی بعدی ، وی رقت گسترده ای را متحمل شد. من قصد نداشتم این کار را با شریک تجاری و دوست خود با رویای مجله اش انجام دهم. از این رو ، علی رغم سهم قابل توجه بیشتر من در پول نقد (در قالب سهام عدالت و وام های ناامن) ، و سهام عرق از طرف شوهرم ، ما توافق کردیم که سهامداران اقلیت با حقوق محدود باشیم. من به یک تقصیر منصفانه بودم. اگر تجارت کار می کرد ، ما صعودی کمتری داشتیم. اگر شکست خورد ، ما ایستادیم که خیلی بیشتر از دست بدهیم. در تمایل به رفتار عادلانه با شریک زندگی خود ، من وظیفه وفاداری خود را نسبت به سرمایه گذاران خود (خانواده ام ، در این مورد) و خودم کنار گذاشته بودم.

آیا من به سرمایه گذاری و کنار دوستان خود ادامه خواهم داد؟بله - زیرا اولویت من سرمایه گذاری در افرادی است که من می شناسم و دوست دارم. اما هر چه سرمایه گذاری باشد ، و خواه من برای صندوق نوآوری مختل کننده سرمایه گذاری شخصی یا حرفه ای کنم ، اکنون پارامترهای اساسی من مشخص است. دوستی- تقدی ر-Philanthropy دوم می شود. زرنگ مالی و ایمنی ، اول.

درس 2: تنظیم قوانین تعامل. از آنجا که ما از ایده به اعدام حرکت کردیم ، از یک دوست دیگر خواستم که نقش اساسی در این پروژه داشته باشد. او بارها و بارها به من گفت: شما باید برنامه تجاری را بهتر بیان کنید ، به ویژه روند تصمیم گیری. در گذشته نگر ، او به عنوان کاساندرا باستان بود ، در حالی که من از گوش دادن خودداری کردم ، آینده را پیش بینی می کرد. نه ، نه ، نه ، من گریه کردم. من به اهمیت برنامه ریزی مبتنی بر کشف اشاره کردم. من به او می گویم: "ما آن را فهمیدیم."و از آنجا که من و همسرم ارائه دهنده سرمایه در گردش بودیم ، من از لوکس بودن سوارکاری برخوردار بودم. با این حال ، ما در غفلت از یک برنامه تجاری دقیق ، نه تنها مسیری را برای سودآوری ترسیم نکرده ایم ، بلکه فرایندهایی را در دست نداریم که به ما امکان می دهد تصمیمات سختی بگیریم. چه کسی حرف آخر را در جهت استراتژیک ما داشت؟پوشش هنر؟بودجه؟اجرای چاپ؟شلیک؟استخدام؟هنگامی که ما با شرکای خود به Loggerheads رسیدیم ، که اغلب آنها انجام می دادیم ، به دلیل مدیریت و ساختار معامله ای که من آزادانه با آن موافقت کرده بودم ، من و شوهرم در تصمیمات مهم حرفی برای گفتن داشتیم.

هنگام انجام معامله ، من اکنون قوانین نامزدی را زودتر هجی می کنم ، و اگر نه مذهبی ، به مانترا کلیتون کریستینسن ، شریک مدیریت ما در مشاوران رز پارک - "بیمار برای رشد ، بی تاب برای سود" می پردازم. یک تجارت را شروع کنید ، بله. کشف محور ، بله. اما شرکت باید به سرعت به سودآوری برسد. و اگر نتواند ، پس از آن باید برنامه تجاری تا زمانی که نتواند تغییر یابد. من می دانم که اگر یک کارآفرین تجربه ای را برای موفقیت در راه موفقیت خود داشته باشد ، دانستن پول نقد در عرضه کم است و این کار را انجام می دهد یا نمی خورد ، شانس به طرز چشمگیری افزایش می یابد که آنها مدل کسب و کار را به سرعت کالیبره می کنند. درس 3: شرکای خود را به طور دقیق ارزیابی کنید. سرمایه گذاری در یک کارآفرین بسیار شبیه عاشق شدن است. در ابتدا ، ما تمایل داریم که فرد را در بهترین حالت خود ، پر از قول ببینیم و نمی توانیم تصور کنیم که آنها هرگز چیزی جز بهترین آنها خواهند بود. اما مانند هر رابطه ، سرانجام نقص و شکست آنها به وضوح در معرض دید قرار می گیرد. آنچه من از این سرمایه گذاری مجله فاجعه بار آموختم این است که ما باید نه تنها در فرصت بازار بلکه در شرکای خود یک تجزیه و تحلیل کامل SWOT انجام دهیم. برخی از گسلها که می توانیم در آن قرار بگیریم ، اما گاهی اوقات نقاط ضعف شرکای ما در ترکیب با خودمان یک کوکتل کشنده است. از آنجا که ما برای صندوق خود سرمایه گذاری می کنیم ، یک جنبه اصلی از دقت کافی ما ارزیابی شرکای ما ، به ویژه یادگیری نحوه واکنش آنها تحت استرس است. این فرایند غریزه غالباً غیرقابل تحمل من را برای پذیرش ایده های عالی نگه می دارد و به ما کمک کرده است که از چند خراب قطار جلوگیری کنیم.

همانطور که من در مورد این سرمایه گذاری تأمل می کنم ، می توان گفت که هیچ پشیمانی ندارم. این شکست عزیز خریداری شد. این هم برای نفس من و هم برای خط پایین من ضربه شدیدی بود. اما درسهایی که آموختم بسیار ارزشمند بود. اکنون می توانم به طور مؤثرتری در سهام و استارتاپ ها و همچنین مردم و رویاهای آنها سرمایه گذاری کنم. شکست هر درصد ارزش داشت. نسخه کوتاه تری از این مقاله در شماره آوریل 2011 بررسی بازرگانی هاروارد به عنوان بخشی از مجموعه ای از تواریخ های شکست ظاهر می شود.

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 13:07