اخبار و فرهنگ دروغگویی: چگونه روزنامه نگاری واقعاً کار می کند ، پل H. ویور (مطبوعات آزاد ، 1994).
چه کسی این خبر را دزدید؟: چرا ما نمی توانیم از آنچه در جهان اتفاق می افتد ، مورت روزنبلوم (جان ویلی و پسران ، 1993) ادامه دهیم.
حقیقت لکه دار: دستکاری واقعیت در آمریکا ، سینتیا کراسن (سیمون و شوستر ، 1994).
مطبوعات ایالات متحده ، مانند دولت ایالات متحده ، یک نهاد فاسد و مشکل است. نه به این معنا که رشوه را می پذیرد بلکه به معنای سیستمی است. این کار را انجام نمی دهد آنچه را که ادعا می کند انجام دهد ، چه کاری باید انجام دهد و جامعه انتظار دارد که آن را انجام دهد.
رسانه های خبری و دولت در یک دایره شرور از دستکاری متقابل ، اسمی سازی و منافع شخصی درگیر می شوند. روزنامه نگاران برای دراماتیک کردن اخبار به بحران نیاز دارند و به نظر می رسد که مقامات دولتی باید به بحران پاسخ دهند. اغلب اوقات ، بحران ها واقعاً بحران نیستند بلکه ساختگی مشترک هستند. این دو نهاد چنان در یک شبکه همزیستی دروغها قرار گرفته اند که رسانه های خبری قادر به گفتن صحیح هستند و دولت قادر به اداره مؤثر نیست. این پایان نامه ای است که توسط Paul H. Weaver ، یک دانشمند سابق سیاسی (در دانشگاه هاروارد) ، روزنامه نگار (در مجله Fortune) و مدیر اجرایی ارتباطات شرکت (در شرکت فورد موتور) ، در تحلیل تحریک آمیز خود با عنوان اخبار و فرهنگ دروغ گفتن پیش بینی شده است.: چگونه روزنامه نگاری واقعاً کار می کند.
روزنامه نگاران و سیاستمداران در یک شبکه همزیستی دروغی که باعث گمراه کردن مردم می شود ، غرق شده اند.
به عنوان مثال ، تلاش طولانی در دهه 1980 برای از بین بردن کسری فدرال ، با محوریت اصلاحیه Gramm-Rudman-Hollings انجام دهید. برای چندین سال ، روزنامه ها ، مجلات و خبرنامه های تلویزیونی صدها داستان در مورد مباحث مربوط به Gramm-Rudman ، دیدگاه انواع متخصصان در مورد نیاز فوری به کاهش کسری و تصویب نهایی قانون را اجرا کردند. سیاستمداران به عنوان کار با جدیت در تلاش برای گرفتن کسری ، مطرح شدند و توصیف شدند. هرکسی که یک روزنامه را می خواند یا خبرهای تلویزیونی را تماشا می کرد ، این پیام را دریافت کرد که کنگره و دولت ریگان به صورت قهرمانانه و دردناک تلاش می کردند تا هزینه های دولت را در اختیار داشته باشند و کسری را کاهش دهند.
با این حال ، در پشت پرده دود ، کمیته های کنگره و مقامات فدرال در حال افزایش هزینه ها و اضافه کردن برنامه های جدید در روند معمول بودجه بندی و تخصیص سالانه بودند. هنگامی که روزنامه نگاران از یک برنامه جدید خبر دادند ، آنها معمولاً آن را به عنوان خبرهای خوب - دولت که با مشکل دیگری مقابله می کند - توصیف می کردند تا علاوه بر بودجه و کسری. روزنامه نگاران با سیاستمداران توطئه کردند تا تصویری از دولت را برای پایان دادن به بحران کسری ایجاد کنند ، اما آنها رویه های روتین را که باعث افزایش کسری می شود ، نادیده گرفتند. در نتیجه ، ویور می نویسد: "هیچ خبری خبری در مورد دولت افزودن به کسری وجود نداشت ، حتی اگر این اتفاق می افتاد."
رسانه های خبری و دولت یک مزرعه ایجاد کرده اند که به منافع خودشان کمک می کند اما مردم را گمراه می کند. مقامات با ایجاد بحران و مدیریت مرحله پاسخگویی به آنها ، نیاز رسانه ها به درام را تعهد می کنند و از این طریق اعتبار و قدرت خود را تقویت می کنند. روزنامه نگاران به طرز شجاعانه این جعل ها را گزارش می دهند. هر دو طرف می دانند که این مقاله ها دستکاری های خودآزمایی هستند و نمی توانند در مورد موضوعات پیچیده تر اما کسل کننده سیاست و فعالیت دولت به مردم اطلاع دهند.
ویور استدلال می کند ، آنچه پدیدار شده است ، فرهنگ دروغگویی است. وی می نویسد: "فرهنگ دروغ گفتن ، گفتمان و رفتار مقاماتی است که به دنبال ثبت اختیارات روزنامه نگاری در حمایت از اهداف خود هستند ، و روزنامه نگاران که به دنبال همکاری مقامات دولتی و خصوصی در تلاش برای یافتن و پوشش هستندداستان بحران و پاسخ اضطراری. این واسطه ای است که ما آمریکایی ها این روزها بیشتر مشاغل عمومی خود (و بسیاری از مشاغل خصوصی خود را انجام می دهیم. "به گفته وی ، نتیجه ، تحریف نقش قانون اساسی دولت به نهادی است که باید به طور مداوم برطرف شود یا به نظر می رسد که بحران ها را برطرف کند. این کار در "یک حالت اضطراری دائمی جدید و قدرتمند" عمل می کند.
معمار تحول یک رهبر سیاسی یا یک کنوانسیون قانون اساسی نبود، بلکه جوزف پولیتزر بود که در سال 1883 روزنامه خواب آلود نیویورک را خرید و در 20 سال آن را به بزرگترین روزنامه کشور تبدیل کرد. پولیتزر با آوردن درام به اخبار - با تبدیل مقالات خبری به داستان هایی با طرح داستانی، بازیگران متضاد و جزئیات رنگارنگ، این کار را انجام داد. در اواخر قرن نوزدهم، بیشتر گزارش های روزنامه ها از اقدامات دولت در قالب های سازمانی، بسیار شبیه صورتجلسه های یک جلسه هیئت مدیره و تقریباً جالب بود. پولیتزر آنها را به داستان هایی با تمرکز دراماتیک تیز تبدیل کرد که هم ضمنی و هم باعث برانگیختن علاقه شدید عمومی شد. بیشتر روزنامه های آن زمان مانند صفحه اول وال استریت ژورنال به نظر می رسیدند. پولیتزر با افزودن سرفصل های درخشان، تصاویر بزرگ و گرافیک های چشم نواز، داستان ها را دراماتیک کرد. روزنامه نگاری او وقایع را از زمینه های خشک و نهادی خود خارج کرد و آنها را احساسی کرد تا منطقی، فوری به جای سنجیده، و هیجان انگیز کرد تا آموزنده. مطبوعات به صحنه ای تبدیل شدند که اقدامات حکومت در آن مجموعه ای از نمایش ها بود.
روزنامه نگاری پولیتزر به الگویی برای تئاتر چند مرحله ای دهه های اخیر تبدیل شده است. ظهور تلویزیون تقاضا برای درام در اخبار را افزایش داده است و انفجار در لابی ها و گروه های علاقه مند خاص تعداد بازیگران و دامنه درگیری ها را افزایش داده است.
کسب و کار باید یاد می گرفت که این بازی را نیز انجام دهد. در واقع، در دهه های اخیر، تقریباً از زمان تأسیس میزگرد تجاری در اواخر دهه 1970، بسیاری از شرکت ها در ترویج نسخه ای از واقعیت که می خواهند مردم و مقامات دولتی باور کنند، ماهر شده اند. ویور خود در فورد به عنوان یک تبلیغ کننده شرکتی استخدام شد. اکنون شرکت ها به طور معمول از متقاعدسازی و تصویرسازی استفاده می کنند، چه برای جذب متحدان سیاسی از طریق بشردوستی (شرکت های فیلیپ موریس)، برای ارتقای منافع اقتصادی خود (شرکت نفتی موبیل)، یا برای منحرف کردن منتقدان محصولات و فرآیندهای خود (شرکت مک دونالد).
در نتیجه ، تجارت به یک بازیگر برجسته در دستکاری ادراک و فساد روند سیاست های عمومی تبدیل شده است. ویور بازگو می کند که در طول سالهای حضور در فورد ، به مدیران قبل از مصاحبه توسط روزنامه نگاران ، به مدیران داده شد تا اطمینان حاصل کنند که این شرکت را که شرکت می خواستند بیان کنند: "آنها به معنای واقعی کلمه اجرا می شدند."آنچه که اسکریپت ها گفتند تقریباً هرگز چیزی نبود که مردم این شرکت واقعاً فکر می کردند ، اما آنچه فورد می خواست رسانه ها ، دولت و مردم را به فکر کنند.
هنگامی که رئیس جمهور جیمی کارتر از 400 شرکت بزرگ خواست تا افزایش دستمزد و افزایش قیمت را برای تورم در سال 1978 محدود کنند ، بیشتر مدیران فورد موتور بدبینانه بودند و فکر می کردند این حرکت تورم را بدتر می کند. اما این چیزی نیست که آنها گفتند. فورد بیانیه ای را برای استقبال از ابتکار عمل رئیس جمهور و تأیید هدف خود صادر کرد. این شرکت خاطرنشان کرد: اگرچه برنامه های قیمت گذاری خود خواستار افزایش بیشتر از دستورالعمل های رئیس جمهور بود ، اما این برنامه از برنامه وی حمایت کرد. سازندگان تصویر فورد تصمیم گرفتند که مخالفت با تلاش ضد تورم به طور عمومی از نظر سیاسی خطرناک باشد و امیدوار بود که حمایت به ظاهر این شرکت به مهار تأمین کنندگان خود از افزایش قیمت ها و کارگران آن از خواستار دستمزد بالاتر کمک کند. اظهارات فورد خود دروغ بدبینانه بود.
در فورد ، ویور فهمید که اخبار غالباً دارای هویت دوگانه ، یک نمای بیرونی و یک واقعیت داخلی است ، دقیقاً مانند دوگانگی ژاپنی تاتما (ظاهر) و هون (واقعیت). وی می نویسد: "روی سطح یک داستان عمومی ساخته شده برای دستکاری دیگران به روش های مطلوب برای سازندگان داستان وجود دارد."وی گفت: "پشت این داستان دیگری بود که برای کسانی که بلافاصله درگیر آن بودند و به افراد خارجی با دانش برای رمزگشایی آن شناخته شده بود ، در مورد ساخت داستان عمومی و اهداف خصوصی که برای پیشرفت بود ، شناخته شده بود. این دو داستان یا واقعیت ها اغلب با یکدیگر مغایرت داشتند. در دنیای واقعی ، نقش مطبوعات ارتقاء توهمات عمومی و امتیاز خصوصی بود. "
بافنده استدلال می کند ، مطبوعات خود را فاسد می کنند ، روند سیاست های عمومی و درک عموم مردم ، وقتی به دنبال و تبلیغ داستانهای پوشش دوئل ، با درام ، درگیری و طرفداران نقل قول خود می پردازد ، اما نمی تواند واقعیت های اساسی را کشف یا گزارش دهد. مطبوعات اخبار را چاپ می کند اما حقیقت نیست. این گزارش به طور مفصل از تبلیغات رقیب منافع متضاد خبر می دهد اما تا حد زیادی از ماده موضوع درگیری غفلت می کند. مثال اخیر پوشش بحث مراقبت های بهداشتی است. مرکز تحقیقات رسانه ها بین 15 ژوئن و 15 ژوئیه 1994 خبرنامه های عصرانه شبکه های تلویزیونی را مورد مطالعه قرار داد. از 68 گزارش در مورد اصلاح مراقبت های بهداشتدر وال استریت ژورنال گزارش شده است.
عمل رسانه ها برای تمرکز بر روی دستکاری ها و ماشین های آنها به جای موضوعات اساسی ، شاید اجتناب ناپذیر باشد زیرا منعکس کننده چندین جنبه از فرهنگ آمریکایی است. شخصیت ها نسبت به مؤسسات قانع کننده تر هستند ، واقعیت ها اغلب نامشخص هستند ، دهانه های توجه (و نیش های صوتی تلویزیون) مختصر هستند و ساده سازی - غالباً توضیح بیش از حد - این یک هنجار است. اما تمرکز رسانه ها بر روی نما عواقب مختلفی به همراه دارد.
یکی این است که اخبار می توانند برداشت ها را تغییر دهند و برداشت ها اغلب به واقعیت تبدیل می شوند. نشت نامطلوب یا کارآزمایی در مورد یک مقام دولتی اغلب منجر به از بین رفتن نفوذ ، استعفا یا عزل وی می شود. بازار سهام همچنین برای داستان های کاشته شده زمین حاصلخیز است. شایعات یا ادعاهایی که توسط فروشندگان کوتاه پخش می شود ، اغلب قیمت سهام را پایین می آورد. ممکن است هیچ مشکلی در عملکرد مقامات یا ارزش سهام وجود نداشته باشد ، اما تمایل مطبوعات برای گزارش کارآزمایی و شایعات به عنوان اخبار تغییر می کند. موضوعات چنین گزارش هایی ، که معمولاً جعلی است که توسط مخالفان ایجاد شده است ، باید برای دفاع از خود فوراً آماده شوند. صرفاً ظاهر یک گزارش ناسازگار در مطبوعات ، ادراک را تغییر می دهد و مگر اینکه به طور مؤثر رد شود ، واقعیت و حقیقت را تغییر خواهد داد. به همین دلیل است که مقامات دولتی و سیاستمداران - و به طور فزاینده ، شرکت ها و سایر نهادها - به همان اندازه به ارتباطات توجه می کنند.
در واقع ، بخش اعظم آنچه در روزنامه ها به عنوان اخبار تجاری ظاهر می شود چیزی غیر از تبلیغات شرکت نیست. هنگامی که من یک مدیر اجرایی در یک آژانس بزرگ روابط عمومی بودم ، غالباً از مشاهده اینکه تعداد بسیاری از داستانها در وال استریت ژورنال و بخش تجارت نیویورک تایمز در واقع منتشر شده اخبار آژانس که روز گذشته صادر کرده بود ، سرگرم می شدم. در بعضی از روزها ، بیشتر داستان ها به وضوح با آمدن - برخی از کلمات برای کلمه - از اعلامیه های شرکت ها یا سازمان های دولتی قابل شناسایی بودند.
بخش اعظم آنچه در مطبوعات به عنوان اخبار تجاری ظاهر می شود ، تبلیغات شرکت است.
در محیطی که ادراکات می توانند به سرعت بر سیاست تأثیر بگذارند ، شرکت ها باید به همان اندازه که سیاستمداران ، مقامات دولتی و سایر گروه های ذینفع هوشیار و پرخاشگر باشند ، در اطمینان از اینکه مواضع آنها به طور مطلوب در رسانه ها نمایندگی می کنند ، باشند. فناوری جدید اغلب می تواند به آنها کمک کند تا به سرعت در برابر چالش ها ، اتهامات یا اشتباهات پاسخ دهند. حادثه ای که وقتی من ارتباطات را برای یک بانک بزرگ جهانی مدیریت کردم ، توانایی سازمان ها را برای تأثیرگذاری در ارائه اخبار و از این رو برداشت های عمومی و مقامات دولتی نشان می دهد. یک خبرنگار وال استریت ژورنال مصاحبه با مقامات بانک را در حدود 5 بعد از ظهر در یک موضوع پیچیده و حساس به پایان رساند. در شهر نیویورک. سه ساعت بعد ، ساعت 8 صبح در هنگ کنگ ، داستان او در نسخه آسیایی مجله ظاهر شد. دفتر هنگ کنگ این بانک داستان را برای ما فکس کرد ، که موقعیت ما را تا حدودی نامطلوب تفسیر کرده بود. دفتر من بلافاصله برای روشن کردن موقعیت بانک ، میز کپی مجله را در نیویورک سیتی فراخواند. یک حساب مطلوب تر صبح روز بعد در نسخه های اروپایی و ایالات متحده روزنامه ظاهر شد.
یکی از پیامدهای شیوع تبلیغات در مطبوعات این است که اعتماد به نفس مردم به همه نهادها به تدریج از بین می رود. وقتی مردم متوجه می شوند که گمراه شده اند ، دستکاری می شوند و دروغ می گویند ، آنها از آن ناراحت می شوند. براساس نظرسنجی های اعتماد به نفس عمومی دانشگاه میشیگان ، از سال 1973 تا 1993 ، فقط کنگره در احترام عمومی نسبت به مطبوعات سقوط کرد. کاهش اعتماد به نفس نشان دهنده احساس گسترده ای است که رسانه های خبری بحث برانگیز ، ناعادلانه ، نادرست و تحت عنوان مؤسسات قدرتمند هستند ، یک نظرسنجی در سال 1989 توسط گالوپ برای مرکز آینه های تایمز برای مردم و مطبوعات نتیجه گرفت.
از سال 1973 تا 1993 ، فقط کنگره در احترام بیشتر از مطبوعات سقوط کرد.
شاید جدی ترین نتیجه تمرکز روزنامه نگاران بر بحران و درگیری ها این باشد که هم آنها و هم مردم نسبت به مسائل سیستمی کور می شوند. تمرکز بر سیاست Gramm-Rudman این واقعیت را نادیده گرفت که به دلایل پیچیده نهادی ، هزینه های دولت و کسری همچنان رو به افزایش بود. ضعف پس انداز و وام های دهه 1980 بسیار بزرگ و پرهزینه شد زیرا مطبوعات تا زمانی که به یک بحران تبدیل نشد ، نتوانستند روی آن تمرکز کنند. اشتباهات قانونگذاری و خرابی های سیاسی که باعث ایجاد آن شده بود بسیار پیچیده ، توضیح خیلی سخت و بسیار کسل کننده بود. تا زمانی که بروز ناکامی های پس انداز و وام صورت نگرفت ، مطبوعات را قادر می سازد تا تصاویر صفحه اول از سپرده گذاران عصبانی را که سعی در پس گرفتن پول خود دارند نشان دهند ، هیچ خبری و بحران وجود نداشت و دولت قادر به پاسخگویی نبود.
ناتوانی مطبوعات در گزارش وقایع یا روندهایی که بحران نیستند محدود به امور عمومی و اخبار داخلی نیست. در کتاب سرگرم کننده و حکایات خود که اخبار را به سرقت برده است؟: چرا ما نمی توانیم از آنچه در جهان اتفاق می افتد ، ادامه دهیم ، خبرنگار ویژه دیرینه آسوشیتدپرس ، مأمورین ویژه ، مأموریت ویژه ، استدلال می کند که خبرنگاران خارجی پوشش روندهای مهم اما غیرقانونی طولانی مدت را به نفع خود قربانی می کنندوقایع دراماتیک که اهمیت واقعی آنها ممکن است حداقل باشد. به گفته وی ، کودتاها و زمین لرزه ها همان چیزی هستند که ویراستاران می خواهند گزارش دهند. اما هنگامی که خبرنگاران سعی می کنند "روندهای اساسی را با سرعت عادی وقایع انسانی شکل دهند - به طور کامل ... ویراستاران در بسته بندی آنها مشکل دارند."
روزنبلم ، مانند ویور ، استدلال می کند که مطبوعات بسیار مایل به پذیرش نسخه های خودآزمایی خودران مقامات دولتی هستند. وی به نقل از Reuven Frank ، رئیس جمهور پیشین NBC News ، به عنوان ادعا ، "اخبار هر آنچه دولت خدای می گوید این است."چند سال پیش در یک گزارش طولانی از عملیات سازمان ملل در سومالی ، روزنبلوم ادعا می کند که نیروی هوایی آلمان نسبت به نیروهای آمریکایی بسیار کارآمدتر و مؤثرتر بود. با این حال ، تعداد کمی از خوانندگان یا بینندگان ایالات متحده در مورد کار آلمانی ها چیزی یاد گرفتند یا حتی می دانستند که آلمانی ها در تلاش امدادی شرکت کرده اند.
آنچه در مورد اخبار خارجی می آموزیم به همان اندازه که اخبار داخلی ما به بحران و تصاویر چشمگیر وابسته است ، وابسته است. روزنبلم می نویسد: "این سیستم به همان اندازه برای سرگرمی و منحرف شدن به همان اندازه که برای اطلاع رسانی و منحرف شده است ، می نویسد ،" و وقتی ناگهان خواستار توضیح چیزی ... پیچیده و تهدیدآمیز شد ، به طور ناکافی پاسخ می دهد. "
ویور نکته مشابهی را بیان می کند. او معتقد است که عدم موفقیت واقعی مطبوعات این است که قربانی سندرم مرد-نیش-سگ شده است. وی می نویسد: "آنچه در دنیای واقعی اتفاق می افتد ، تجارت عادی نهادهای معمولی است.""بنابراین ، آنچه مقامات و خبرنگاران روی آن همگرا می شوند ، ترازو هستند ، نه رویدادهای واقعی. این خبر به نمایندگی از دنیای واقعی متوقف می شود و شروع به جعل آن می کند. معامله بارز بین روزنامه نگار و روزنامه نگار به یک تمرین در فریب ، دستکاری و استثمار تبدیل می شود. "
بحث در مورد اصلاح مراقبت های بهداشتی دو سال گذشته می تواند نقطه عطفی در چرخه مخرب باشد. علیرغم تلاش گسترده دولت کلینتون برای برطرف کردن احساس بحران و نیاز به اصلاحات فوری و با وجود پوشش فشرده مطبوعاتی از پیشنهادات و دیدگاه های رقابتی ، نتیجه تاکنون بن بست بوده است. نظرسنجی ها ، از جمله یکی که در نوامبر 1993 توسط Fabrizio ، McLaughlin & Associates برای National Review انجام شد ، نشان داد که تقریباً 80 ٪ از شهروندان آمریکایی از کیفیت مراقبت های بهداشتی فعلی خود راضی هستند. در مورد موضوعی که افراد دارای تجربه دست اول و علاقه مستقیم هستند ، تمام تبلیغات و دستکاری ها به هیچ وجه نبوده است. هنگامی که افراد می توانند به دانش و تجربه خود در شکل گیری نظرات اعتماد کنند ، حتی چنین تلاش گسترده ای برای ایجاد تغییر کار نمی کند. نتایج انتخابات میان دوره ای حاکی از آن است که رأی دهندگان ایالات متحده به طور کلی به کنگره و دولت آنقدر بی اعتماد شده اند که هر سیاستمدار را که قدرت یا مزاحمت دولت را افزایش می دهد ، بیرون می کشد.
با این حال ، هنگامی که مردم تجربه شخصی یا اطلاعات صوتی ندارند ، می توانند به راحتی با یک داستان بحران ترغیب شوند. ترساندن سموم دفع آفات Alar از سال 1989 یک نمونه است. Alar یک سموم دفع آفات بود که روی سیب پاشیده شده بود و مطالعات مربوط به آژانس حفاظت از محیط زیست نشان داد که باعث ایجاد تومورهای حیوانات آزمایشگاهی می شود که به آنها دوزهای بالایی داده شده است. بسیاری از تولید کنندگان سیب قبلاً استفاده از آن را متوقف کرده بودند. تا سال 1989 ، آلار در کمتر از 40 ٪ و شاید 5 ٪ از سیب های این کشور پاشیده شد. اما یک گروه فعال محیط زیست فکر می کردند که EPA خیلی کند است تا آن را به طور کامل ممنوع کند. این گروه یک مطالعه آماری به نام ارزیابی ریسک را بر اساس داده های مشکوک انجام داد و نتیجه گرفت که آلار برای کودکان خطرناک است ، که نسبت به بزرگسالان نسبت به وزن بدن خود سیب بیشتری می خورند. این ترتیب برای مطالعه خود در یک داستان اختصاصی در 60 دقیقه CBS منتشر شد و نتیجه آن یک وحشت ملی بود.
مطبوعات بر روی داستان ، که تمام عناصر چشمگیر لازم را داشتند ، می چرخیدند: یک بوروکراسی با پای پیاده ، مطالعه ای که نشان می دهد میوه مورد علاقه این کشور مسمومیت فرزندان خود و ستاره های فیلم مخالف سموم دفع آفات است. فروش سیب فرو ریخت. طی چند ماه ، تولید کننده آلار آن را از بازار خارج کرد ، اگرچه EPA و سازمان غذا و دارو اظهار داشتند که آنها معتقدند سطح ALAR روی سیب بی خطر است. این اعتراض به سادگی شواهد علمی را تحت الشعاع قرار داد.
این اتفاق اغلب اتفاق می افتد ، سینتیا کراسن در کتاب خود Tainted Truth: دستکاری واقعیت در آمریکا استدلال می کند. اگرچه نوشتار او بسیار آرام است و اشاراتی به منابع ناکافی است ، اما این کتاب استدلال ویور را از چندین جنبه مهم گسترش می دهد. Crossen ، خبرنگار وال استریت ژورنال ، بر چگونگی طرفداران موقعیت های سیاست و شرکت های تبلیغ محصولات سوء استفاده از تحقیقات علمی برای پیشبرد اهداف خود تمرکز دارد.
با احتیاط تصمیم گیری بر اساس عقیده یا اعتقاد ، عموم مردم آمریكا به حقایق ، داده ها ، نظرسنجی ها و مطالعات احتمالاً علمی اعتماد دارند. مردم به طور فزاینده ای تمایلی به اعتقاد هرگونه ادعایی که توسط تحقیقات آماری پشتیبانی نمی شود ، ندارند. با این حال ، Crossen می نویسد: "بیشتر و بیشتر اطلاعاتی که ما برای خرید ، انتخاب ، مشاوره ، تبرئه و بهبودی استفاده می کنیم ، نه برای گسترش دانش ما بلکه برای فروش یک محصول یا پیشبرد یک دلیل ایجاد شده است."
بنابراین یک صنعت در حال رشد برای ایجاد تحقیقات برای مشروعیت بخشیدن به مواضع سیاست یا اهداف بازاریابی توسعه یافته است. مباحث مربوط به سیاست های عمومی اکنون معمولاً حول برآوردهای رقابتی از هزینه ، اثربخشی یا ریسک می چرخد ، نه در مورد شایستگی های ذاتی یک پیشنهاد. بخش عمده ای از بحث و گفتگوهای بهداشتی در مورد تخمین های مختلف از تعداد شهروندان بدون پوشش بهداشتی و هزینه های پیشنهادهای مختلف برای پوشش دادن آنها بسیار زیاد بود. هنگامی که رئیس جمهور بیل کلینتون به کنگره قول داد که به پیش بینی هزینه های فدرال و کسری دفتر بودجه کنگره اعتماد کند و نه به دفتر مدیریت و بودجه قوه مجریه ، نمایندگان و سناتورها تشویق می کردند. آنها پیش بینی های CBO را برای هزینه های کنگره نسبت به موارد OMB محتاط تر مطلوب تر می دانند.
شرکت ها به طور معمول از مطالعات پژوهشی برای ارتقاء محصولات یا موقعیت ها استفاده می کنند. یک مطالعه توسط موسسه تحقیقات هوازی کوپر ، نان سفید باعث افزایش وزن شما نمی شود و مغذی است. حامی آن: سازنده نان Wonder. شکلات ممکن است در واقع حفره ها را مهار کند ، نتیجه ای از مرکز منابع دندانپزشکی پرینستون ، که توسط مریخ ، سازنده M& M و سایر آب نبات های شکلاتی تأمین می شود ، نتیجه گرفت. ایمان عمومی ایالات متحده به تحقیقات علمی به اصطلاح ، مطالعات را تحت تأثیر قرار می دهد ، حتی اگر آنها با عقل سلیم مغایرت داشته باشند و به طرز فجیعی از خود خدمت می کنند. Crossen به درستی خاطرنشان می کند: "بیشتر اعضای رسانه ها مجهز به قضاوت در مورد یک مطالعه فنی هستند.""حتی اگر این علم در یک ژورنال ایالات متحده توضیح داده نشده یا منتشر نشده باشد ، اگر این امر نوید سرگرمی برای خوانندگان یا بینندگان باشد ، ممکن است رسانه ها به مطالعه بپردازند. و اگر رسانه ها پرش کنند ، برای بسیاری از آمریکایی ها به اندازه کافی خوب است. "
Crossen به ویژه در مورد استفاده بیش از حد و سوء استفاده از نظرسنجی ها بسیار مهم است. چگونگی بیان سؤالات و نحوه انتخاب نمونه ها می تواند تأثیر زیادی در پاسخ ها داشته باشد. در یک پرسشنامه پستی در سال 1992 در یک آگهی برای Ross Perot در راهنمای تلویزیون ، در یک سؤال آمده است: "آیا رئیس جمهور باید وتو مورد خط را برای از بین بردن زباله داشته باشد؟"بله ، 97 ٪ از پاسخ دهندگان گفتند. اما وقتی این سؤال دوباره بیان شد ، "آیا رئیس جمهور باید وتو مورد خط را داشته باشد یا نه؟"و از یک نمونه تصادفی علمی انتخاب شده پرسید ، فقط 57 ٪ گفتند بله.
مطبوعات عاشق نظرسنجی و نظرسنجی هستند. آنها یک روش مطمئن برای اخلاق هستند - حتی اگر این نظرسنجی از نظر علمی ، اجتماعی یا اقتصادی بی معنی باشد. اولین سؤالی که یک شخص روابط عمومی هوشمند از مشتری می پرسد این است که "ما می توانیم درباره چه کاری انجام دهیم؟"یک نظرسنجی ، هرچند بی پروا یا بی ربط ، نام مشتری را در مقالات دریافت می کند. یک نظرسنجی در سال 1993 توسط کنوانسیون باپتیست جنوبی نشان داد که 46. 1 ٪ از مردم در آلاباما خطر رفتن به جهنم را دارند. کراسن نمی گوید که چگونه به این نتیجه رسید. یک بررسی روپر در سال 1991 نشان داد که 2 ٪ از آمریکایی ها ممکن است توسط اشیاء پرواز ناشناس ربوده شده باشند. کراسن نمی گوید اسپانسر کیست. یک نظرسنجی روپر می گوید: "این همان کاری است که نظرسنجی ها انجام می شود.""آنها اساساً اخبار را تولید می کنند."دانشمند سیاسی لیندسی راجرز ، به هر حال ، کلمه نظرسنجی را به عنوان یک برخاستن از کلمه هاکرر ابداع کرد. Crossen آنها را "نظرسنجی" می نامد.
نظرسنجی ها و مطالعات نادرست یا نادرست ، برداشت ما از آنچه درست است ، و آنها مباحث مربوط به سیاست های عمومی را تحریف می کنند. Crossen با ویور موافقت می کند که تمایل رسانه ها برای درام ، تحریف و فساد تصمیم گیری عمومی را تشویق می کند. وی گفت: "رسانه ها قربانیان اطلاعات بد هستند و به طور فزاینده تولید کننده آن هستند. آنها اطلاعاتی را از احزاب خود علاقه مند می گیرند و به آن لایه دیگری از منافع شخصی اضافه می کنند-تمایل به فروش اطلاعات. "
Crossen و Weaver هر دو کتاب خود را با لیست های طولانی از پیشنهادات اصلاحات پایان می دهند. Crossen پیشنهاد می کند که دبیرستان ها باید اصول آمار را به دانش آموزان آموزش دهند و چگونه بگویند که آیا اعداد قابل باور هستند یا خیر. سازمان های خبری باید روزنامه نگاران را در تجزیه و تحلیل آماری آموزش دهند و باید فضای بیشتری را برای توصیف روش تحقیق اختصاص دهند. هر داستان در مورد تحقیق باید حامی مالی را شناسایی کند و علاقه آن را به نتیجه یا تأثیر تحقیق توصیف کند. و رسانه ها باید از تولید اطلاعاتی که فقط برای تغذیه منافع خودشان استفاده می شود ، متوقف کنند.
راه حل های ویور گسترده تر ، اساسی و دشوارتر است. او استدلال می کند که مطبوعات باید بحران ها و بلایای کمتر و رویدادهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی را بیشتر پوشش دهند: سیاست کمتر ، ماده بیشتر. کمتر از شخصیت ها ، بیشتر در مورد موسسات. به عنوان مثال ، هنگامی که رئیس جمهور یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار می کند ، مطبوعات باید تمام ماده خود را در یک مقاله واحد با عنوان "کنفرانس مطبوعاتی ریاست جمهوری" پوشش دهند.
این کیکسیوتیک است و هرگز اتفاق نخواهد افتاد. این بازگشت به روزنامه نگاری قبل از پالیتزر خواهد بود. تمایل رسانه ها برای جذب مخاطب و ناتوانی مخاطب در تمرکز طولانی ، چنین فرمی را غیرممکن می کند. به همان اندازه غیرواقعی یکی دیگر از توصیه های ویور است. وی از سازمان های خبری می خواهد "فرهنگ مسئولیت و مشورت را ایجاد کنند."هرکسی که تا به حال در Deadline در یک اتاق خبر بوده است ، می داند که این مفهوم تا چه حد از واقعیت است. ویور همچنین پیشنهاد می کند که تمرکز رسانه ها باید نسبت به خوانندگان و به دور از تبلیغ کنندگان مجدداً مورد استفاده قرار گیرد و انحصار رسانه ها باید از بین بروند. پیشرفت سریع فناوری عصر اطلاعات - صدها کانال تلویزیونی کابلی ، رشد رسانه های تخصصی ، گسترش منابع اطلاعات رایانه ای - مطمئناً به شهروندان امکان دسترسی به منابع اطلاعات بسیار متنوع تری را می دهد و احتمالاً رسانه ها را مجبور به اختراع مجدد می کندراه هایی که آنها اخبار و اطلاعات دیگر را ارائه می دهند.
اما هیچ یک از این تغییرات احتمالاً تداوم معمای ویور را تغییر نمی دهد. مطبوعاتی که با نمایشنامه و بحران هدایت می شود، دولتی را ایجاد می کند که با واکنش به بحران ها هدایت می شود. ویور نتیجه می گیرد که چنین «دولت اضطراری نمی تواند حکومت کند».«نه تنها حمایت عمومی از سیاست های اضطراری به محض برقراری و عبور از بحران از بین می رود، بلکه مقاماتی که در حالت اضطراری عمل می کنند نمی توانند سیاست های عمومی معناداری را اتخاذ کنند. طبق تعریف کلاسیک کتاب درسی، دولت تخصیص مقتدرانه ارزش ها است و دولت اضطراری به طور مقتدرانه ارزش ها را تخصیص نمی دهد.
در چنین فضایی، بازیگرانی که با مهارت ترین بحران ها را خلق و دستکاری می کنند، مسیر تغییر را تعیین می کنند. در انتخابات 1994 کنگره، آن بازیگران آشکارا جمهوری خواهان بودند. بسیاری از اصلاحاتی که آنها از آنها حمایت می کنند - مانند وتوی یک ماده خطی، تجدید ساختار کمیته ها و ستادهای کنگره، و واگذاری اختیارات به ایالت ها - اگر اجرا شوند، پویایی روزنامه نگاری پولیتزری را خنثی می کنند. آن اصلاحات به بازگرداندن بحث به شایستگی ها و نه سیاست های سیاست های دولت کمک می کند. و این باعث کاهش فشارها و توانایی دولت برای پاسخگویی به بحران ها با اقدامات اضطراری می شود و توسعه سیاست ها را به مسیری ثابت تر و قانون اساسی تر باز می گرداند.
تغییر در دولت ایالات متحده انقلابی خواهد بود و به مرور زمان از فشار بر کسب و کارها برای واکنش فوری به حملات و بحران ها می کاهد. با این حال، برای چند سال آینده، کسب و کارها احتمالاً به مبلغان شرکتی بیشتری نیاز دارند، نه کمتر.
استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : توران میرهادی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
19 فروردين
1402 ساعت: 18:05