محور کردن یا نکردن: راهنمای اجرای محور محصول

ساخت وبلاگ

یک محور می تواند مسیر یک شرکت یا محصول را تغییر دهد. در این پست مهمان، مدیر ارشد محصول در Carta، Shubhi Nigam، توضیح می دهد که چگونه محورها برای کسب وکارهای موفق ضروری هستند و چگونه می توانید چارچوبی روشمند را برای در نظر گرفتن و پیاده سازی آن دنبال کنید.

امروزه Airbnb به اندازه هتل ها در همه جا حاضر است. اما زمانی که برای اولین بار راه اندازی شد، آن را تختخواب و صبحانه هوایی نامیدند. بنیانگذاران آن تشک های بادی را در آپارتمان خود در سانفرانسیسکو راه اندازی کردند تا از بازدیدکنندگان کنفرانسی که نزدیک برگزار می شود میزبانی کنند. آنها موفقیت خود را در واشنگتن دی سی در روزهای نزدیک به مراسم تحلیف پرزیدنت اوباما در سال 2008 تکرار کردند. اما به زودی متوجه شدند که برگزاری کنفرانس ها کار خوبی نیست. آنها به تقاضای پایدار نیاز داشتند. بنابراین آنها از تشک های بادی به ارائه اقامت برای افراد محلی روی آوردند: Air-BnB. دوازده سال بعد، این یک مثال عالی از این است که چگونه یک محور می تواند برای بردن یک تجارت کند به یک شرکت بزرگ مفید باشد.

وقتی برای اولین بار به عنوان یک مدیر محصول شروع به کار کردم، هر وقت کلمه P را می شنیدم می لرزیدم. افسانه دره سیلیکون حکم می کند که شرکت ها وقتی محصولشان دچار مشکل می شود، چرخش را انجام دهند - که یک محور مترادف با شکست است. اما وقتی استارت آپ من از طریق YCombinator رفت، به سرعت از نادرست بودن این موضوع شگفت زده شدم. هنگامی که سخنرانان آمدند تا در مورد چگونگی ساخت شرکت خود صحبت کنند، گفتگو در مورد محورها بسیار رایج بود. گامی ارگانیک در تکامل یک کسب و کار. در طی یک سخنرانی در YC، Henrique Dubugras، یکی از بنیانگذاران Brex، توضیح داد که چگونه به YC به عنوان یک استارتاپ VR پیوستند. دوبوگراس بعداً به TechCrunch گفت: «فکر می کنم سه هفته بعد ما آن را رها کردیم. ما متوجه شدیم که بنیانگذار مناسبی برای راه اندازی این تجارت نیستیم. بنابراین Dubgras در عوض شرکت خود را به یک کارت اعتباری برای کارآفرینان اختصاص داد. مشکلی که آنها شخصا با آن مواجه بودند و فضایی که در آن تجربه داشتند.

آنچه من به عنوان یک بنیانگذار استارت آپ یاد گرفتم به نحوه ساخت محصولات من در حال حاضر کمک کرده است. هیچ سس پنهانی برای یافتن "مناسب محصول با بازار" وجود نداشت. توانایی انطباق و تکامل شاید مهم ترین مهارتی است که یک بنیانگذار می تواند داشته باشد. این می تواند به معنای تنظیم بخش مشتری یا بزرگنمایی آن یکی از ویژگی های محبوب باشد.

بنابراین، بیایید تجزیه و تحلیل کنیم که یک محور واقعاً چیست. اریک ریس، نویسنده استارت آپ ناب، محور را به عنوان «اصلاح درس ساختاریافته ای که برای آزمایش یک فرضیه بنیادی جدید درباره محصول، استراتژی و موتور رشد طراحی شده است» تعریف کرد. پس بیایید (ببخشید جناس من) این مفهوم را محور قرار دهیم. چه زمانی باید به چرخاندن یک محصول فکر کنید؟

س questions الاتی که باید از خود بپرسید اگر به فکر محور هستید

  1. استفاده: نگاهی خوب و سخت به معیارهای خود بیندازید. هزینه خرید شما چقدر است؟آیا استفاده فعال کم دارید؟آیا شما خفه کننده بالایی دارید؟
  2. چشم انداز: آیا محصول دیگر با دید شما هماهنگ نیست؟آیا ویژگی های خاصی وجود دارد که از بقیه بهتر است؟
  3. زنده ماندن: آیا می توانید در این محصول درآمد کسب کنید؟یا آیا بازار برای اجرای یک تجارت موفق برای شما بسیار شلوغ است؟
  4. و مهمترین: گزینه های خسته: آیا آنچه را که می توانید برای موارد فوق انجام داده اید؟نقل قول مورد علاقه من از دالتون کالدول ، در جریان بحث و گفتگو در مدرسه استارتاپ ، آمده است: "از انجام کار سخت فرار نکنید. بعضی اوقات شما افرادی را می بینید که محصولی را می سازند ، و وقتی به زمان فروش می رسد ، آنها محور هستند و بارها و بارها این کار را انجام می دهند. "

اگر بر اساس این معیارها ، تصمیم به محوری دارید ، مهم است که درک کنید که یک محوری یک روند مستقیم نیست-این یک قدم برای موفقیت نیست. بیایید به توضیحات Ries برگردیم: "تصحیح دوره ساختاری که برای آزمایش یک فرضیه اساسی جدید طراحی شده است."که اساساً به معنای آن یک هنر است ، نه یک علم. برای کمک به تکامل محصول خود ، باید به عنوان یک سری آزمایشات فکر کنید.

یک چارچوب محوری

1. پس از مرگ انجام دهید

اگر محصول یا استراتژی فعلی شما در حال شکست است ، درک این موضوع مهم است. محصول پس از مرگ و میر یا گذشته نگر در درک آنچه قبلاً انجام داده اید و مشکلات در کجا هستند بسیار مهم هستند.

  1. فرضیه اصلی شما برای محصول شما چیست؟و نتیجه شما چه بود؟
  2. معیارها چگونه به نظر می رسند؟
  3. بازخورد کاربر شما چه بوده است؟
  4. همه چیز را امتحان کرده اید؟
  5. کارهایی که به خوبی انجام داده اید چیست و چه چیزهایی را می توانید بهبود بخشید؟

بن یوسکوویتز ، در وبلاگ خود ، می نویسد: "برای محوریت ، شما باید از طریق تلاش های قبلی خود چیزی یاد گرفته باشید که به شما سرنخ هایی می دهد تا جایی که باید تمرکز کنید. شما نمی توانید بدون نوعی یادگیری معتبر و فرضیات جدید محور باشید. اگر بینش جدیدی ندارید که حتی به یک جهت به شما اشاره می کند ، باید واقعاً این سوال را مطرح کنید که آیا ارزش ادامه آن را دارد یا خیر. "

در مورد retool ، آنها به وضوح فهمیدند که در یک فضای شلوغ قرار دارند و هزینه های معامله آنها خیلی زیاد است. به گفته بنیانگذار دیوید هسو ، "Fintech یک تجارت چالش برانگیز بود. ما در حال پردازش پرداخت برای افراد دیگر و از دست دادن پول برای هر پرداخت پردازش شده بودیم. این یک وضعیت بسیار وخیم بود. "

2. کشف را شروع کنید

هنگامی که از محصول فعلی خود یاد گرفتید ، به صفحه نقاشی برگردید و کشف خود را مجدداً راه اندازی کنید. Discovery ، همانطور که مارت کاگان در کتاب خود با الهام از کتاب خود توضیح می دهد ، به دنبال ویژگی ها یا رویکردهایی است تا بتواند دیدگاه محصول را تحقق بخشد. Discovery به معنای شروع مجدد ، بازگشت به کاربران موجود برای درک بازخورد و کاربران جدید با ایده های مربوط به درد است.

اما تعیین قوانینی برای کشف خود مهم است:

  1. انعطاف پذیر باشید: در حین کشف محدود به محدودیت محصول فعلی خود نیست. بعضی اوقات بهترین ایده های کشف شده در این دوره مواردی هستند که در ابتدا هرگز در نظر نمی گرفتید.
  2. مشکلاتی را در نظر بگیرید که تیم شما با آن روبرو است: برخی از موفق ترین شرکت ها به دلیل مسائلی که تیم خودشان با آن روبرو بودند ، از ابزارهایی که برای خود ساخته اند متولد شدند.
  3. فقط مشکلات ، هیچ راه حل: آیا تا به حال یک سرپرست گفته اید ، "برای من مشکل ایجاد نکنید مگر اینکه راه حلی داشته باشید"؟تنها قانون کشف محصول طبق گفته مارت کاگان ، انجام درست برعکس است. بسیار مهم است که ما به راه حل های خاص یا ویژگی ها یا رویکردها نپردازیم. این زمان برای راه حل های ساختمانی نیست. زمان درک نیازهای کاربر و مشکلات احتمالی است.

در اینجا بخوانید که چگونه Slack از یک برنامه بازی به سیستم چت داخلی که برای خودشان ساخته بودند محور است.

3. گزینه های محوری را انتخاب کنید

هنگامی که درس های خود را دارید و تحقیقات جدید خود را می توانید گزینه های خود را برای محوری در نظر بگیرید. روش های زیادی برای محوری وجود دارد. برای شروع کار ، اریک ریس ده استراتژی روشنی را برای محوری فراهم می کند:

  1. بزرگنمایی Pivot: ویژگی خاصی را که از دیگران در محصول شما بهتر است ، استفاده کنید.
  2. Pivot Zoom-Out: محصول شما ممکن است در یک استراتژی پلت فرم بزرگتر به یک قطعه تبدیل شود. به Stripe فکر کنید ، که از API پرداخت به یک بستر کامل مالی رفت.
  3. Pivot Value Product: موقعیت یابی برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان خود
  4. مقدار ضبط مقدار: محوری به یک مدل درآمد جدید.
  5. کانال محوری: استراتژی رفتن به بازار خود را ، به عنوان مثال از B2B به B2C تغییر دهید.
  6. Pivot Technology: نحوه ارائه راه حل با استفاده از یک فناوری کاملاً متفاوت را تغییر دهید.
  7. مشتری نیاز به محوری دارد: به مشتریان خود راه حل یک مشکل متفاوت بدهید.
  8. محور بخش مشتری: شما یک بخش مخصوصاً وفادار از مشتریان دارید ، بنابراین در آن بخش به آن توجه کنید.
  9. Platform Pivot: آیا پلتفرم شما قدرت بیشتری نسبت به برنامه ای که برای آن ساخته اید نگه می دارد؟
  10. Pivot Architecture Business: هنگامی که شما شروع به طراحی محصولات برای B2B می کنید و متوجه می شوید که آنها جذابیت بیشتری در بازار دارند

شما ممکن است یک ایده برای محوری خود داشته باشید ، یا ممکن است چند مورد داشته باشید. در هر صورت ، تا زمانی که داده نداشته باشید به جلو حرکت نکنید. به منظور دنبال کردن یک رویکرد مبتنی بر شواهد برای انتخاب جهت جدید ، آزمایش و بازخورد در مورد پیشنهادات خود را انجام دهید. چند راه سریع برای آزمایش:

  1. با پیشنهادات جدید به کاربران فعلی خود برگردید
  2. با پیشنهادات جدید به 10 کاربر جدید بروید
  3. تست های درهای رنگ شده را بصورت آنلاین اجرا کنید که در آن یک صفحه فرود جعلی تنظیم کرده اید ، یا یک تبلیغ فیس بوک برای ساخت یک لیست انتظار اجرا کنید

شما می توانید از این کانال ها برای آزمایش در مورد ویژگی های مختلف ، مدل های درآمد ، استراتژی ها و غیره استفاده کنید.

5. تصمیم بگیرید: رها یا محوری

بعد از این همه کارها ، نگاهی عینی به آنچه آزمایشات شما به شما نشان داد ، بیندازید. آیا بینش جدیدی را باز کرده اید یا فرصتی مناسب برای زندگی پیدا کردید؟با این ایده جدید (یا ایده ها) ، آیا می توانید یک تجارت قابل تکرار و مقیاس پذیر ایجاد کنید؟

شما از اینکه ترک را به عنوان یک گزینه در نظر نمی گیرید ، پشیمان می شوید. به خاطر محوری یا به تأخیر انداختن گزینه اجتناب ناپذیر محوری نکنید. فرد ویلسون ، شریک زندگی در Union Square Ventures ، این مسئله را ایجاد می کند که اگر باید یک محوری سخت درست کنید ، بهتر است اجازه دهید راه اندازی ناکام شکست بخورد ، از چمدان خلاص شوید و دوباره از ابتدا شروع کنید.

هدف از پیروی از این چارچوب فقط رسیدن به نتیجه مطلوب نیست ، بلکه رسیدن به مواردی است که با داده ها و یادگیری های واقعی پشتیبانی می شود. صرف نظر از اینکه تصمیم شما چقدر دشوار است ، می توانید در دانشی که با این تصمیم "چرخ را چرخانده اید" استراحت کنید ، در واقع پیشرفت مستمر داشته اید که منجر به آن شده است.

چیزهای بیشتری از کجا آمده است! به بینش بیشتری در مورد محوری محصول دسترسی پیدا کنید

درباره این مقاله نظر دهید یا بحث کنید

در باره

شبی نیگام

Shubhi Nigam مدیر ارشد محصول در Carta Inc است ، جایی که او برای شرکت های مرحله اولیه محصولاتی را می سازد. او قبل از نقش خود در کارتا ، بنیانگذار مرورگر Insight (YCW19) بود. Shubhi علاقه مند به گرفتن محصولات از صفر به یک ، تاکتیک های دستیابی به مشتری در مرحله اولیه و کشف مداوم کاربر است. Shubhi در Forbes ، Tech Crunch ، Magazine Authority و موارد دیگر به نمایش در آمده است. وی در حال حاضر از طریق شتاب دهنده هایی مانند TechStars ، موسسه بنیانگذاران و AWS Impact Accelerator از بنیانگذاران مرحله اولیه مربیان را مربیان می کند.

یک محوری می تواند مسیر یک شرکت یا محصول را تغییر دهد. در این پست مهمان ، مدیر ارشد محصول در Carta ، Shubhi Nigam ، پرونده ای را برای چگونگی ضروری بودن محورها برای مشاغل موفق ایجاد می کند ، و چگونه می توانید یک چارچوب روشمند را دنبال کنید تا یکی را در نظر بگیرید و پیاده سازی کنید. Airbnb امروز به اندازه هتل ها همه جا همه جا است. اما هنگامی که برای اولین بار راه اندازی شد ، آن را تختخواب و صبحانه خواند. بنیانگذاران آن تشک های هوایی را در آپارتمان سانفرانسیسکو خود برپا کردند تا میزبان بازدید کنندگان از کنفرانسی که در نزدیکی آنها برگزار می شود. آنها موفقیت خود را در واشنگتن دی سی در روزهای پیرامون تحلیف رئیس جمهور اوباما در سال 2008 تکرار کردند. اما آنها به زودی فهمیدند که پیروی از کنفرانس ها کار خوبی نبوده است. آنها به تقاضای پایدار نیاز داشتند. بنابراین آنها از تشک های هوا به فراهم آوردن اقامت با افراد محلی: AIR-BNB محور بودند. دوازده سال بعد ، این یک نمونه عالی از چگونگی یک محوری مفید است که می تواند یک تجارت آهسته را به یک شرکت بزرگ ببرد. هنگامی که من برای اولین بار به عنوان مدیر محصول شروع کردم ، هر زمان که "کلمه p" را می شنیدم لرزیدم. Silicon Valley Lore دیکته می کند که شرکت ها وقتی محصول خود را دچار مشکل می کند ، محور است - که محوری مترادف با شکست است. اما وقتی استارتاپ من از طریق Ycombinator عبور کرد ، من به سرعت از اینکه واقعاً این واقعیت چقدر نادرست بود شگفت زده شدم. وقتی سخنرانان در مورد چگونگی ساخت شرکت های خود صحبت کردند ، مکالمات در مورد محورها بسیار رایج بود. یک گام ارگانیک در تکامل یک تجارت. در طی یک سخنرانی در YC ، هنریک دوبگراس ، بنیانگذار Brex ، توضیح داد که چگونه آنها به عنوان یک استارتاپ VR پیوستند. دوبوگراس بعداً به TechCrunch گفت: "من فکر می کنم سه هفته در ما آن را رها کردیم.""ما فهمیدیم که ما بنیانگذاران مناسبی برای شروع این تجارت نیستیم."بنابراین Dubgras در عوض شرکت خود را به کارت اعتباری برای کارآفرینان محور کرد. مشکلی که آنها شخصاً با آن روبرو شده اند و فضایی که آنها تجربه کرده اند. آنچه من به عنوان بنیانگذار استارتاپ آموختم ، اطلاع داده است که چگونه من اکنون محصولات می سازم. هیچ سس مخفی برای یافتن "مناسب بازار محصول" وجود نداشت. توانایی سازگاری و تکامل شاید مهمترین مهارتی باشد که یک بنیانگذار می تواند داشته باشد. این می تواند به معنای تنظیم بخش مشتری یا بزرگنمایی در آن یکی از ویژگی های محبوب باشد. بنابراین ، بیایید تجزیه کنیم که یک محوری واقعاً چیست. اریک ریس ، نویسنده کتاب Startup Lean ، محوری را به عنوان "تصحیح دوره ساختاری طراحی شده برای آزمایش فرضیه اساسی جدید در مورد محصول ، استراتژی و موتور رشد" تعریف کرد. بیایید این مفهوم را محوری کنیم (ببخشید. چه زمانی باید محوری را در نظر بگیرید؟

استراتژی های مؤثر فارکس...
ما را در سایت استراتژی های مؤثر فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : توران میرهادی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 19 فروردين 1402 ساعت: 23:31